فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۳۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۶ - ۰۱-۰۳-۱۳۸۹
کد ۱۱۶۰۳۳
انتشار: ۱۱:۲۶ - ۰۱-۰۳-۱۳۸۹

مصلحت خدا

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.

سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن  بیاساید.

اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.

بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.

نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.

ارسال به دوستان
captcha
در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟ چشم‌های شاه و جاسوسان مخفی ایران باستان ماجرای جالب کبریت‌گدایی در تهران قدیم و سیگارهایی که با سنگ چخماق و ذره‌بین روشن می‌شد سوپ پرتقال؛ بمب ویتامین C برای روزهای سرد پاییز و مقابله با سرماخوردگی ماجرای عجیب زنی که پای سفره عقد فهمید مرده است! وکیل مدافع آیت‌الله خامنه‌ای در دادگاه چه کسی بود؟ این گلابی خاص فقط در یک شهر کوچک ایتالیا رشد می‌کند! بلندترین صدا متعلق به کدام پرنده است؟ نتایج امتحانات مدارس دخترانه تهران در سال‌های پایانی دوره قاجار + سند از وضعیت الان وضعیت قبیله قریش خبر دارید؟