عصر ایران؛ نورا جمالی - پپ گواردیولا از منچسترسیتی رفت. او در آخرین فصل حضورش در منسیتی، تیم را از بحران فصل قبل (2024-2025) خارج کرد ولی نتوانست هفتمین قهرمانی لیگ برتر را برای منچسترسیتی کسب کند. اگرچه، چند روز قبلتر، منسیتی را برای سومین بار در دوران مربیگریاش در این تیم، فاتح جام حذفی انگلیس کرده بود.
قهرمانی در جام حذفی، بیستمین قهرمانی منچستیرسیتی با پپ گواردیولا بود. او طی ده سال بیست جام برای منسیتی کسب کرد و شش بار این تیم را به مقام قهرمانی لیگ برتر رساند. مهمتر اینکه، منچسترسیتی را برای اولین بار در تاریخ این باشگاه، فاتح چمپیونزلیگ کرد.
اما اگر بخواهیم دلایل اهمیت گواردیولا در تاریخ باشگاه منچسترسیتی را بکاویم، شاید این دو مورد مهمتر از سایر موارد باشند. نخست اینکه در دوران حضور گواردیولا، منچسترسیتی به تیم اول بندر منچستر تبدیل شد. منسیتی همیشه زیر سایۀ منیونایتد بود ولی با گواردیولا توانست فاصلۀ چشمگیری از رقیب سنتیاش بگیرد و همۀ فوتبالدوستان جهان را متقاعد کند که اوایل هر هفته، تماشای بازی منچسترسیتی را به دیدن بازی منچستریونایتد ترجیح دهند. این توفیق در حالی حاصل شد که منچستریونایتد در کنار بارسلونا، یکی از دو تیم همیشههجومی فوتبال اروپا بود که مشهور بود فوتبال ناب ارائه میدهد و بیش از آن که در بند کسب نتیجه باشد، به فکر ارائۀ "بازی زیبا" است.
دوم اینکه، منچسترسیتی در دوران مربیگری گواردیولا از حد یک تیم انگلیسی فراتر رفت و به تیمی که در بالاترین سطح فوتبال دنیا تبدیل شد. این قطعا مهمترین هدیۀ گواردیولا به باشگاه منچسترسیتی بود. گواردیولا اگر کمی دقیقتر و یا خوششانستر بود، میتوانست حداقل دو بار بلکه سه بار با منسیتی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود. او در سال 2021 فینال چمپیونزلیگ را به چلسی واگذار کرد و دو بار هم در مراحل حذفی این جام گرفتار بدشانسی شد.
ولی فتح جام فرع بر کسب شخصیت قهرمانی است. سیتیزنها با گواردیولا شخصیت یک تیم طراز اول را پیدا کردند. آنها در سال 2013 هم، با مربیگری مانچینی، قهرمان لیگ برتر انگلیس شدند ولی جزو تیمهای درجهاول فوتبال اروپا و جهان نبودند اما با گواردیولا به چنین جایگاهی رسیدند. نه فقط به دلیل موفقیتهای متعددشان، بلکه به خاطر سبک بازیشان.

گواردیولا را کارشناسان فوتبال جهان، در سال 2019 جزو پنج مربی برتر تاریخ فوتبال قلمداد کردند. برترین مربی در آن انتخاب معتبر، که متعلق به فرانس فوتبال بود، رینوس میشل بود و گواردیولا در جایگاه پنجم قرار گرفت. آن موقع هنوز پپ به بندر منچستر نیامده بود. الان اگر دوباره چنان نطرخواهیای صورت گیرد، بسیار محتمل است که پپ گواردیولا بالاتر از الکس فرگوسن و آریگو ساچی و یوهان قرار گیرد که در نظرخواهی فرانس فوتبال به ترتیب در رتبههای دوم و سوم و چهارم قرار گرفتند. از حیث اهمیت تاکتیکی، گواردیولا قطعا در تاریخ فوتبال برتر از الکس فرگوسن است. ولی شاید جایگاه رینوس میشل برای پپ هم دستنیافتنی باشد. گواردیولا شاگردِ شاگردِ رینوس میشل است. یعنی شاگرد یوهان کرایف.
رینوس میشل در دهههای 1960 و 1970 با آژاکس و تیم ملی هلند، فوتبال جهان را متحول کرد. یعنی سطح تاکتیکی فوتبال دنیا را ارتقا داد. پپ هم از آغاز کارش در بارسلونا تا همین دو سال قبل در منسیتی، چنین تحولی را در فوتبال دنیا ایجاد کرد. ولی او برخلاف رینوس میشل در عرصۀ ملی حضور نداشته. علاوه بر این، بسیاری از کارشناسان فوتبال معتقدند تحول ناشی از حضور گواردیولا در فوتبال، زیبایی فوتبال را کمتر از گذشته کرده و از اهمیت حضور ستارههای بزرگ در زمین فوتبال نیز کاسته است.
رینوس میشل (سمت چپ) و یوهان کرایف

مثلا در تیم ایدهآل گواردیولا، بازیکنی نظیر روبرتو باجو چندان به کار نمیآید. پپ به مهاجمی که مثل اسب بدود و دفاع تیم حریف را پرس کند، بیشتر علاقه دارد تا شاعری مثل باجو که روح خلاقیت در فوتبال بود. گواردیولا به بازیکنان زحمتکش و سرعتی بیشتر از بازیکنان خلاق علاقه داشت. مثلا او احتمالا کوین دبروین را به رود گولیت ترجیح میدهد.
علاوه بر این، بسیاری از تحلیلگران فوتبال معتقدند روح بازی مطلوب گواردیولا، نوعی بازی دفاعی و حتی ضد فوتبال است؛ در حالی که سبک بازی مطلوب رینوس میشل حقیقتا هجومی بود. بنابراین بهتر است احتیاط کنیم و مثل لوئیس انریکه مدعی نشویم که گواردیولا بهترین مربی تاریخ فوتبال بوده.
علاوه بر این، گواردیولا برخلاف رینوس میشل مربیِ بازیکنسازی نبود بلکه همیشه یک لیست گرانقمیت از بازیکنان مورد نظرش برای فصل بعد، در اختیار رئیس باشگاه قرار میداد و باشگاه هم اکثر آنها را برای موفقیت پپ میخرید. در دوران دهسالۀ حضور گواردیولا در منچسترسیتی، این باشگاه بیش از 2 میلیارد یورو برای خرید بازیکنان درخواستیِ گواردیولا هزینه کرد.
با این حال، نبوغ تاکتیکی گواردیولا انکارناپذیر است. تیکیتاکای او نقش مهمی در قهرمانی اسپانیا در جام جهانی 2010 و یورو 2012 داشت. همچنین تیم ملی آلمان قهرمانی در جام جهانی 2014 را تا حد زیادی مدیون سبک فوتبال پپ گواردیولا است. و شاید به همین دلیل آلمان 2014 به زیبایی آلمان 1990 بازی نکرد. ولی هر چه بود، با قدرت قهرمان شد. و این قدرت ناشی از مالکیتش بر توپ بود؛ تاکتیکی گواردیولایی. زیبا نبودن بازی آلمان هم ناشی از فقدان مهاجم راستین در این تیم بود که این هم کاملا متاثر از فوتبال گواردیولایی بود.
هر چه بود، گواردیولا در هجده سال گذشته، با سبک بازی خاص خودش، فوتبال دنیا را دگرگون کرد. مربیانی که به راه او رفتند، در واقع راه موفقیت را طی کردند ولو که جمیعا از زیبایی فوتبال کاسته باشند. فوتبال متاثر از گواردیولا، شاید به زیبایی فوتبال قبل از گواردیولا نباشد، ولی قطعا پیچیدهتر است و موفقیت در آن نیز دشوارتر.