محمدجواد حقشناس (مشاور وزیر میراث فرهنگی) - گشایش کتابخانه عمومی «فاطمه مصلحییان» در عمارت تاریخی مصلحییان بوشهر را باید رخدادی ستایش برانگیز و فراتر از بازگشایی یک بنای مرمتشده دانست.
این رویداد، در معنای ژرف خود، نشانهای از زنده بودن میل به فرهنگ، دانایی و حفظ حافظه تاریخ فرهنگی در بوشهر است؛ شهری که در سراسر تاریخ معاصر ایران، تنها یک بندر تجاری نبوده، بلکه یکی از کانونهای مهم دادوستد شعر ،اندیشه، ادب و روشناندیشی نیز به شمار آمده است.
بیگمان، در آغاز باید از خانواده گرانقدر مصلحیانی، بهویژه شادروان حاج رجب مصلحیانی، سپاسگزاری کرد که با نگاه فرهنگی و مسئولانه خویش، زمینه احیای این بنای ارزشمند را فراهم آوردند؛ بنایی که اکنون با نام «فاطمه مصلحیانی» بار دیگر به متن زندگی فرهنگی شهر بازگشته است.
نامگذاری این کتابخانه، افزون بر پاسداشت یک خاندان ریشهدار، یادآور این حقیقت نیز هست که فرهنگ، بیش از هر چیز، بر دوش انسانهایی استوار میماند که به مسئولیت اجتماعی و میراث معنوی خویش وفادار میمانند و در سختترین شرایط از نفس نمیافتند.
عمارت مصلحیانی، این یادگار روزگار قاجار، اکنون پس از مرمت و بازآفرینیبه همت اداره کل میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی بوشهر و تجهیز و تکمیل توسط اداره کل کتابخانههای استان که شایسته قدردانی و سپاسگزاری است ، میتواند به خانهای برای گفتوگو، خواندن، نوشتن، اندیشیدن و آموختن بدل شود.
اما حقیقت آن است که کتابخانه تنها با دیوار و قفسه و شمار کتابها معنا پیدا نمیکند.
روح کتابخانه، در نوع نگاه فرهنگی حاکم بر آن شکل میگیرد.
کتابخانه، اگر بخواهد حقیقتاً «عمومی» و «توسعهگرا»باشد، ناگزیر باید خانه همه صداهای فرهنگ و ادب این سرزمین باشد؛ نه محلی برای حذف، نادیدهانگاری و تنگ کردن میدان اندیشه.
بیگمان فرهنگ، با سانسور و حذف، پژمرده میشود.
حافظه فرهنگی یک شهر نیز با فراموشی آگاهانه بزرگانش آسیب میبیند.
نمیتوان در بوشهر کتابخانهای به بهره برداری برسد اما نام و جایگاه چهرههایی چون صادق چوبک، خالق بزرگ تنگسیر، رسول پرویزی، آفریننده شاهکاری چون شلوارهای وصلهدار، و علی دشتی، نویسنده و منتقد ادبی نامدار، و شاعران بلندآوازهای چون محمدخان دشتی، فاضل جمی، معتقد اهرمی، علی باباچاهی، و مترجمی چون نجف دریابندری، یا داستاننویسان نامآوری همچون محمدرضا صفدری، محسن شریف و منیرو روانیپور را نادیده گرفت.
این نامها تنها متعلق به چند فرد یا چند کتاب نیستند؛ بخشی از حافظه زنده بوشهر و فرهنگ معاصر ایراناند.
بوشهر را نمیتوان از چوبک جدا کرد؛ همانگونه که نمیتوان تاریخ روشنفکری و نثر معاصر ایران را بدون علی دشتی روایت کرد، یا قصهنویسی جنوب را بینام رسول پرویزی به یاد آورد، یا شعر و نقد ادبی معاصر را بدون علی باباچاهی مرور کرد.
نادیده گرفتن این چهرهها، صرفاً حذف چند نام از دیوار یا قفسه نیست؛ گسستن پیوند نسل امروز با ریشههای فرهنگی خویش است، و این، ستمی بزرگ بر ساحت فرهنگ پربار بوشهر خواهد بود.
کتابخانه باید محل آشتی نسلها با حافظه فرهنگی خویش باشد؛ جایی که نوجوان امروز بتواند همه صداهای ادبی و فکری سرزمینش را بشناسد؛ چه آنان که رسمیتر بودهاند و چه آنان که مستقلتر اندیشیدهاند و متفاوتتر نوشتهاند.
فرهنگ تنها در فضای گفتوگو و تکثر زنده میماند. جامعهای که از تنوع اندیشه هراس داشته باشد، بهتدریج توان زایش فرهنگی خود را از دست میدهد.
بوشهر پیشینهای درخشان در آموزش و فرهنگ دارد؛ از مدرسه سعادت تا محافل شعر و موسیقی جنوب، این شهر همواره به دانایی و نوگرایی شهره بوده است.
از همین رو، شایسته است کتابخانه «فاطمه مصلحییان» نیز با نگاهی باز، فرهنگی و فراگیر اداره شود؛ نگاهی که فرهنگ را نه در حصار خطکشیهای فرساینده، بلکه در میدان گفتوگو، شناخت و مدارا جستوجو کند.
مرمت یک بنای تاریخی کاری ارزشمند است، اما مرمت حافظه فرهنگی ارزشی بهمراتب والاتر دارد.
امید آنکه این کتابخانه، نه فقط خانه کتاب، بلکه خانه فرهنگ بوشهر و ادامهدهنده مکتب مدرسه سعادت باشد؛ خانهای برای همه نامهایی که این شهر را در تاریخ ادب و اندیشه ایران ماندگار کردهاند