کد خبر ۱۱۶۶۹۶۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۴ - ۱۰-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۶۹۶۲
انتشار: ۱۰:۳۴ - ۱۰-۰۳-۱۴۰۵

"جاودانگی انسان"؛ پروژه مشترک قدرتمندان و دانشمندان

جاودانگی
 مرحله‌ی اول پروژه جاودانگی، کند کردن پیری و فرسودگی، سپس افزایش عمر به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال، و بعدش هم چندصد سال بیشتر، و چه‌بسا در پایان، غلبه بر مرگ است. با این فرض که مرگ یک نوع بیماری کلی برای بدن است که می‌توان آن را درمان کرد.

عصر ایران، محسن زندی - سال‌هاست که یک پروژه‌ی سنگین علمی صنعتی، به سفارش برخی ثروتمندان و قدرتمندان درجه یک غربی و شرقی دنیا در برخی دانشگاه‌ها، موسسات، پژوهشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها و مراکز صنعتی مهم در حال اجراست، به نام پروژه‌ی جاودانگی.

همان آرزوی دیرین بشر که در قالب آب و درخت حیات و این جور چیزها، قرن‌ها توسط آدم‌های مختلف تاریخ پیگیری می‌شد.

مثلا در گزارشی خواندم که پوتین و تیم مافیایی‌اش تاکنون ۲۶میلیارد دلار هزینه کرده‌اند.

آن گفتگوی خصوصی‌اش با رییس‌جمهور چین هم که سال گذشته وایرال شد در این زمینه بود.

البته زر و زورداران غربی هم همین‌ند. آسمان قدرت در همه‌ی تاریخ یک رنگ داشته است. شاید من هم جای پوتین و ایلان ماسک بودم، همین‌گونه بودم. آب نیست؛ وگرنه، بیشتر انسان‌ها شناگران قابلی هستند. مولانا داستان جالبی از یک پادشاه در این‌باره دارد که بماند طلب شما. 

البته، این پروژه، اولین و آخرین پروژه مشترک و سفارشی میان ثروتمندان و قدرتمندان و دانشمندان نیست. گذشته و حالِ علم، در کنار تمام خوبی‌ها و خدمات بی‌شمارش، سرشار است ازین پروژه‌های سفارشی، و گاهی هم انتشار نتایج جعلی و غیرواقعی در راستای منویات بت بزرگ؛ پول.

 مستندی می‌دیدم که دانشگاه هاروارد سال ها از چند شرکت غذایی پول می‌گرفت تا در فایده‌های فلان و فلان ماده غذایی، مقالات تحقیقی رپورتاژ کند. تا آنکه، موج دیابت در امریکا، شک و تردید چند دانشمند باوجدان را برانگیخت و کنکاش شان، گند ماجرا را درآورد. این روزها کتاب دکترین شوک، از نائومی کلاین را می‌خوانم که شرحی غلوآمیز ازین این ماجرا در علم اقتصاد است.

 مرحله‌ی اول پروژه جاودانگی، کند کردن پیری و فرسودگی، سپس افزایش عمر به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال، و بعدش هم چندصد سال بیشتر، و چه‌بسا در پایان، غلبه بر مرگ است. با این فرض که مرگ یک نوع بیماری کلی برای بدن است که می‌توان آن را درمان کرد؛ درست همان‌طورکه مثلاً بیماری چشم یا پوست و معده را می‌توان درمان کرد.

 ده‌ها رشته علمی و صنعتی در اینباره مشغول کارند. مثلا یک دسته دنبال توسعه پرینترهای سه‌بعدیِ زیستی و چاپ اندام‌های حیاتی هستند که به جای مواد صنعتی، با پاششِ سلول‌های بنیادی فرد، برای هر کسی که بخواهد قلب و کلیه و کبد و طحال و بیضه و رحم می‌سازد.

شاید صدسال دیگر، مثل مافیای عزیز خودروسازی و قطعات خودمان، داخل هر کوچه‌ای یک نمایندگی قطعات بدن باشد که بروی و هر چه بخواهی سفارش بدهی و یک ربات هم برایت در بدن نصب کند و با نو شدن اجزا و اندام و احشای پیر و مریض، سالم و قبراق‌تر شوی. درست مثل خودروهای قدیمی و زهواردرفته‌ی پیکان و شورلت و ژیان و غیره‌ که با تعویض مداوم قطعاتشان، هنوز دارند کار می‌کنند. یا طرح دیگری، پیوند اجزای خوک و تغییرات ژنتیکی و مغزی است که گرچه یک بُعدشان، درمان بیماری و البته پولسازی است؛ اما پروژه کلی، همان جاودانگی‌ست.

حقیقتش من به عنوان خداباور، تصور دنیای بدون مرگ برایم دشوار است. بله، می‌شود عمر را طولانی کرد، اما شاید نتوان جاودانه نمود. تقدیر خداوندی، مرگ هر موجود زنده‌ای است. بندگان، تدبیر می‌کنند و خدایگان، تقدیر. گاه با یک مختصر ویروسی، و کلوخی بر دهان ابابیلی کوچک، یا برافروختن شعله حرص و طمع و حسد و کینه در دلشان برای کشتن یکدیگر، کاسه و کوزه‌ی تمام برنامه‌های آدمی را به هم می،زند و بر آرزوهای آنها می‌خندد.

جدای از این، پرسشی که با گذر عمر، و خصوصا با هجوم مشکلات فردی و اجتماعی و کشوری و لشگری، بیشتر درگیر آن می‌شوم، آن است که آیا واقعا ارزشش را دارد؟ یعنی این زندگیِ پر از تکرار مکررات واقعا ارزش جاودانگی دارد؟ نمی‌دانم. شاید دنیای آنهاکه خیلی بهشان خوش می‌گذرد با دنیای ما گرد و غبارهای تاریخ متفاوت است. اما هرچه باشد، حتی مغز آنها هم با همه چیز خوگیری می‌کند و برایشان عادی می‌شود.

بله، زورِ زندگی زیاد است. ازبس که چیزهای قشنگ و لذت‌بخش و تازه برای تجربه کردن و کشف کردن دارد. بارها در بیمارستان دیده‌ام کهنسالانی را که برای چند روز زندگیِ بیشتر چه تقلایی می‌کنند. حتی از دوست متخصصم در پزشکی قانونی شنیده‌ام که حدود ۸۰درصد از اجساد افرادی که خودکشی کرده‌اند دارای نشانه‌هایی از پشیمانی در لحظه آخر و تلاش برای نمردن و فرصتی دیگر برای زیستن است.

 اما آیا زور زندگی و بقا و چرخه‌ی پرتکرارش آنقدر هست که آدمی بخواهد همیشه زنده بماند؟ حالا بر فرض هم که ۱۸هزار سال عمر کردی و خوردی و خوابیدی و جفت‌گیری کردی و روز را شب و شب را روز، حتی در مریخ و ماه کردی. بعدش چه؟ تکلیف اکوسیستم و چرخه‌ی حیات و نوع چه‌ می‌شود؟ خصوصاَ اگر معجون‌هایی از کثافت، مانند نتانیاهو و دیگر خونخواران و دیکتاتوران، چند هزارسال عمر کنند چه؟

و به قولِ هراری در کتاب انسان خردمند، تکلیف آنها که پول خرید صنعتِ جاودانگی را ندارند چه‌ می‌شود؟

*انسانیات

ارسال به دوستان
بقایی: آمریکا باید غنی‌سازی و دسترسی به دارایی‌های مسدود شده ایران را به رسمیت بشناسد وقتی خودرو فقط روی بیلبوردها دیده می‌شود/ ابهام در سرنوشت پروژه آرتابان موتور چرا بلیت اتوبوس گران شد؟ هوش مصنوعی؛ مربی جدید ورزشکاران در خانه فراخوان سخنگوی القسام برای گسترش عملیات‌های ضد صهیونیستی در کرانه باختری نامه قالیباف به شورای عالی امنیت ملی برای برگزاری جلسات علنی مجلس اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت حمله کرد دفتر نتانیاهو: ارتش اسرائیل حمله‌ به ضاحیه جنوبی بیروت را آغاز کرد شهادت یک مرزبان در سیستان و بلوچستان قاسم حدادی‌فر سرمربی جدید تیم ملی فوتبال جوانان شد استراتژی‌های حمایتی سازمان امور مالیاتی برای مدیریت اقتصاد جنگی ژیتان دلتا؛ داستان عجیب ترین دوچرخه مسابقه ای دهه 80 (+تصاویر) کشف لاشه ۵ قلاده فوک خزری در سواحل مازندران صدور احکام جدید بازنشستگان تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۵ فراخوان جذب دانشجوی دکتری با مزایای ویژه در دانشگاه صنعتی شریف