عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ شاید مدتها بود که دیگر کسی این موجها را ندیده بود. همین جایی که حالا پر از آب است، تا چندی پیش تا چشم کار میکرد شورزار و نمکزار بود. اینجا دریاچه ارومیه است؛ جایی که بارشهای زمستانی و بهاری، دوباره جانش را زنده کردهاند.
این تصویری است که آخرین بار از پل میانگذر دریاچه ارومیه ثبت شد؛ زمانی که تقریباً هیچ آبی در دریاچه وجود نداشت و ستونهای پل، پوشیده از شوره، کاملاً در کف دریاچه نمایان بودند. خیلی دور نیست همین چند ماه قبل است.
اما حالا تازهترین تصاویر از همین پل نشان میدهد آب دریاچه بهطور قابل توجهی بالا آمده است. هرچند هنوز تا رسیدن به تراز اصلی فاصله دارد، اما دریاچه دوباره جان گرفته و زیبایی به این منطقه بازگشته است.
طبق آخرین اطلاعات منتشرشده مربوط به اوایل خرداد ۱۴۰۵، حدود ۴ میلیارد متر مکعب آب وارد دریاچه ارومیه شده است؛ موضوعی که باعث بهبود وضعیت دریاچه و افزایش امید در میان مردم شده است. البته حجم آب مورد نیاز برای احیای کامل دریاچه نزدیک به ۱۵ میلیارد متر مکعب برآورد میشود، اما همین ۴ میلیارد متر مکعب نیز جان تازهای به آن بخشیده است.
در حال حاضر گفته میشود تراز آب دریاچه حدود ۱۲۷۱ متر است؛ رقمی که بالاترین سطح ثبتشده در پنج سال گذشته محسوب میشود. همچنین این میزان آب موجب شده حدود ۷۰ درصد از پهنه دریاچه دوباره زیر آب قرار بگیرد و بخش زیادی از شورزارهای کف دریاچه دیگر قابل مشاهده نباشد.
اینها تازهترین تصاویری است که از دریاچه ارومیه ثبت شده. در این تصاویر، بازگشت پرندگان مهاجر و حتی برخی پرندگانی که بهصورت دائمی در این زیستبوم زندگی میکردند، دیده میشود. به نظر میرسد همین حدود ۴ میلیارد متر مکعب آب توانسته دوباره بخشی از حیات را به دریاچه بازگرداند و پرندگان به زیستگاه خود برگردند.
حتی در برخی گزارشها و مشاهدات میدانی، از احتمال مشاهده ردپای برخی گونههای جانوری مانند پلنگ هم گفته شده است؛ هرچند این موضوع نیازمند تأیید دقیقتر است. در مجموع، هر جا که آب و حیات دوباره جریان پیدا میکند، حیاتوحش هم به تدریج به آن بازمیگردد و چرخه طبیعی زندگی دوباره شکل میگیرد.
وسعت دریاچه ارومیه حدود ۵۰۰۰ کیلومتر مربع است و تراز اکولوژیک و ایدهآل آن که میتواند پایداری نسبی دریاچه را تضمین کند، حدود ۱۲۷۴ متر برآورد میشود. این یعنی هنوز حدود ۳ متر اختلاف تا رسیدن به تراز اکولوژیک وجود دارد؛ فاصلهای قابل توجه که نشان میدهد احیای کامل دریاچه همچنان با چالشهای جدی روبهروست.
به بیان دیگر، باید حجم قابل توجهی آب وارد دریاچه شود تا این پهنه وسیع بتواند به وضعیت پایدار برسد؛ موضوعی که در نگاه اول دشوار و شاید دور از دسترس به نظر میرسد. با این حال، راهکارهای متعددی برای نجات دریاچه مطرح شده است؛ از اقدامات ساده و مدیریتی گرفته تا همکاری گسترده میان دولت و مردم، بهویژه کشاورزان، که نقش مهمی در مدیریت منابع آب منطقه دارند.
بارشهای زمستانی تنها شامل باران نبود، بلکه در ارومیه بارش سنگین برف هم رخ داد که باعث شدند یخچالهایی که در بالادست دریاچه ارومیه شکل میگیرند پوشیده از برف شوند و روند تأمین و ورود آب به دریاچه ادامهدار بماند. در واقع، رودخانههایی که به دریاچه سرریز میشوند، از همین بارشها تغذیه میکنند و اکنون بسیاری از آنها پرآب هستند. به نظر میرسد در برخی موارد هم رهاسازی آب از سدهای بالادست انجام شده که در افزایش ورودی آب به دریاچه مؤثر بوده است.
در واقع دریاچه ارومیه برای اینکه همیشه تغذیه شود و وضعیت پایداری داشته باشد، نیازمند رهاسازی آب در همین رودخانههاست. گفته میشود بیش از ۱۰ها رودخانه به دریاچه ارومیه میریزند که روی بسیاری از آنها نزدیک به ۹۰ سد احداث شده است؛ سدهایی که مانع رسیدن بخشی از آب به دریاچه میشوند.
هدف از این سدها، تأمین آب مورد نیاز کشاورزی بوده. کشاورزان معتقدند که آب شیرین رودخانهها پس از ورود به دریاچه شور میشود و دیگر قابل استفاده نیست، بنابراین ترجیح میدهند پیش از رسیدن رودخانه به دریاچه از آب آن استفاده کنند. اما این هشدار را جدی نگرفتند که ادامه این روند میتواند به خشک شدن دریاچه و شور شدن گسترده زمینهای اطراف آن منجر شود؛ بهطوری که در نهایت خودِ کشاورزان هم باید زمینهای شوره زدهشان را ترک کنند.
در دولت حسن روحانی و بر اساس وعدههایی که داده بود، قرار شد دریاچه ارومیه احیا شود. به همین منظور «ستاد احیای دریاچه ارومیه» تشکیل شد تا با اجرای برنامههایی وضعیت این دریاچه رو به خشکی را بهبود دهد. آن زمان، حال دریاچه هنوز به وخامت سالهای ۱۴۰۰ نرسیده بود و شرایط نسبتاً بهتری داشت.
این ستاد هزینههای بسیار زیادی صرف کرد، میلیاردها تومان و طرحهای متعددی را در دستور کار قرار داد. برخی از این طرحها، مانند انتقال آب از سد کانیسیب به دریاچه ارومیه، از همان ابتدا محل بحث و انتقاد بودند؛ چرا که منتقدان معتقد بودند این انتقال آب میتواند کشاورزی و معیشت مناطق دیگر را با بحران روبهرو کند.
با این حال، اقداماتی مانند تغییر الگوی کشت، تشویق کشاورزان به کشت گیاهان دارویی، اصلاح شیوههای آبیاری و اجرای برخی طرحهای مدیریتی در حوزه رودخانههای منتهی به دریاچه انجام شد. اما کاستیها و مشکلات جدی همچنان وجود داشت و این برنامهها هرگز نتوانستند دریاچه را احیا کنند.
در دوران فعالیت این ستاد، تنها یکبار دریاچه بهطور قابل توجهی پرآب شد و آن هم سال ۱۳۹۸ بود. هرچند تلاش شد آن را به عملکرد ستاد نسبت دهند، اما همه میدانستند بارشهای سیلآسای آن سال که در نقاط مختلف کشور هم بحران ساخته بود، دریاچه را پرآب کرد.
در نهایت، ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال ۱۴۰۰ و در شرایطی که هنوز موفق به تحقق اهداف اصلی خود نشده و کاملا شکست خورده بود، عملاً دریاچهای نیمهجان را به دولت بعدی تحویل داد.
در طول سه سال دولت ابراهیم رئیسی و پس از آن در دولت مسعود پزشکیان، دریاچه ارومیه با وجود همه وعدهها، بیش از هر زمان دیگری به مرگ نزدیک شد و حتی شاید مرد. شرایط آنقدر بحرانی شده بود که بسیاری باور داشتند دریاچه عملاً از بین رفته و دیگر امکان احیای آن وجود ندارد.
اما احیای دریاچه، دستکم در ظاهر، راهحل پیچیدهای نداشت؛ کافی بود رگهای حیاتی آن دوباره باز شوند. رودخانههایی که روزگاری آب را به دریاچه میرساندند، باید دوباره به سمت آن جاری میشدند و بخشی از آبی که طی سالها برای کشاورزی و با مجوز نهادهای مختلف دولتی و سفارشی برداشت شده بود، دوباره به دریاچه بازمیگشت.
هنوز هم بسیاری معتقدند اجرای همین سیاست میتواند ضامن بقای دریاچه باشد؛ زیرا تا زمانی که جریان طبیعی آب به این پهنه بازنگردد، احیای پایدار آن ممکن نخواهد بود.
آبی که حالا دوباره پهنه دریاچه ارومیه را پوشانده، واقعی است؛ اما شاید بیش از آنکه نشانه نجات قطعی باشد، شبیه سرابی موقت باشد؛ سرابی که اگر برای نجات دریاچه چارهای اساسی اندیشیده نشود، خیلی زود میتواند از بین برود و واقعیت تلخ پنهانشده زیر این آب دوباره آشکار شود.
امروز مردم با شور و شوق به کنار دریاچه بازگشتهاند. قایقها دوباره روی آب دیده میشوند، مردم شنا میکنند و بار دیگر دریاچه به محلی برای تفریح و زندگی تبدیل شده است. اما در عین حال، بسیاری میدانند که این وضعیت هنوز شکننده است و ۴ میلیارد متر مکعب آب، بدون برنامهریزی و مدیریت پایدار، نمیتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد. اگر فکری جدی برای احیای دریاچه نشود، ممکن است همه چیز دوباره به این وضعیت بحرانی گذشته بازگردد.
با این حال، فعلاً مردم خوشحالاند. آنها دوباره به ساحل دریاچه میآیند، این تصاویر عاشقانه و خاطرهانگیز ثبت میکنند و از بازگشت آب لذت میبرند. شاید اهالی ارومیه باور دارند که عشق در کنار دریاچه پرآب، حالوهوای دیگری دارد و خورشید بر فراز این آبها جور دیگری میدرخشد.