فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۷۱۷۶
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۹ - ۱۲-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۷۱۷۶
انتشار: ۱۷:۰۹ - ۱۲-۰۳-۱۴۰۵

جامعۀ ایران دچار سیاست‌زدگی است یا بی‌تفاوتی سیاسی؟

ی
  شاید آنچه امروز مشاهده می‌کنیم، نه بی‌تفاوتی سیاسی بلکه نوعی خستگی سیاسی باشد. خستگی سیاسی زمانی رخ می‌دهد که افراد همچنان مسایل سیاسی را دنبال می‌کنند و دربارۀ آنها نظر دارند، اما نسبت به امکان تأثیرگذاری خود تردید پیدا می‌کنند. در این وضعیت، علاقه به سیاست از میان نمی‌رود؛ بلکه امید به اثربخشی سیاسی کاهش می‌یابد.

    عصر ایران؛ احمد فرتاش - جامعۀ ایران را از حیث رفتار سیاسی چگونه باید توصیف کرد؟ جامعه‌ای سیاست‌زده یا جامعه‌ای بی‌تفاوت به سیاست؟ پاسخ به این پرسشِ ظاهرا ساده، چندان آسان نیست. از یک سو، بسیاری از ناظران از کاهش مشارکت سیاسی، افت اعتماد عمومی و گسترش سرخوردگی سخن می‌گویند، از سوی دیگر نیز کمتر موضوعی را می‌توان یافت که به اندازۀ سیاست در زندگی روزمرۀ ایرانیان حضور داشته باشد. از قیمت ارز و مذاکرات خارجی  تا انتخابات، انتصاب‌ها و تصمیم‌های حکومتی، همه به سرعت به موضوع گفت‌وگوی عمومی تبدیل می‌شوند.

   این تناقض ظاهری شاید از آن‌جا ناشی می‌شود که ما سیاست را تنها از دریچۀ نهادهای رسمی می‌بینیم. اگر مشارکت در انتخابات یا عضویت در احزاب را معیار قرار دهیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که بخشی از جامعه از سیاست فاصله گرفته است. اما اگر سیاست را به معنای حساسیت نسبت به قدرت و تصمیمات عمومی در نظر بگیریم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید.

  واقعیت آن است که جامعۀ ایران در دهه‌های اخیر به شدت سیاسی بوده است. کمتر نسلی را می‌توان یافت که به اندازۀ چند نسل اخیر ایرانیان با مسایل سیاسی درگیر بوده باشد. انقلاب، جنگ، اصلاحات، اعتراضات اجتماعی، تحریم‌ها، بحران‌های اقتصادی و تحولات منطقه‌ای، همگی باعث شده‌اند سیاست به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی کسانی که از سیاست رسمی فاصله می‌گیرند نیز نمی‌توانند نسبت به پیامدهای سیاسی تصمیمات کلان بی‌اعتنا باشند.

  شاید آنچه امروز مشاهده می‌کنیم، نه بی‌تفاوتی سیاسی بلکه نوعی خستگی سیاسی باشد. خستگی سیاسی زمانی رخ می‌دهد که افراد همچنان مسایل سیاسی را دنبال می‌کنند و دربارۀ آنها نظر دارند، اما نسبت به امکان تأثیرگذاری خود تردید پیدا می‌کنند. در این وضعیت، علاقه به سیاست از میان نمی‌رود؛ بلکه امید به اثربخشی سیاسی کاهش می‌یابد.

  این تفاوت مهمی است. فرد بی‌تفاوت اساساً سیاست را مهم نمی‌داند، اما فرد خسته از سیاست همچنان آن را مهم می‌داند و دقیقاً به همین دلیل از وضعیت موجود ناامید یا ناراضی است. به بیان دیگر، بی‌تفاوتی محصول بی‌اهمیت بودن سیاست برای افراد است، در حالی که خستگی سیاسی نتیجۀ اهمیت بیش از حد آن در زندگی افراد و ناتوانی در تاثیرگذاری بر آن. 

  نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در فضای عمومی مشاهده کرد. بسیاری از شهروندان ممکن است در فعالیت‌های سیاسی رسمی مشارکت نکنند، اما اخبار سیاسی را دنبال می‌کنند، دربارۀ مسائل عمومی بحث می‌کنند و تصمیمات حکومت را بر زندگی خود مؤثر می‌دانند. چنین جامعه‌ای را نمی‌توان به سادگی «غیرسیاسی» نامید.

   از سوی دیگر، فناوری‌های ارتباطی نیز شکل مشارکت سیاسی را تغییر داده‌اند. در گذشته، فعالیت سیاسی عمدتاً از طریق احزاب، تشکل‌ها و نهادهای رسمی انجام می‌شد. اما امروز شبکه‌های اجتماعی امکان‌های تازه‌ای برای اظهار نظر، کنشگری و شکل‌دهی به افکار عمومی فراهم کرده‌اند. در نتیجه، بخشی از مشارکت سیاسی از نهادهای سنتی به فضاهای جدید منتقل شده است.

  این تحول البته محدود به ایران نیست. در بسیاری از دموکراسی‌های جهان نیز کاهش عضویت در احزاب همزمان با افزایش فعالیت سیاسی در شبکه‌های اجتماعی مشاهده شده است. به همین دلیل، کاهش برخی اشکال سنتی مشارکت الزاماً به معنای کاهش علاقه به سیاست نیست.

  شاید مهم‌ترین خطای تحلیلی آن باشد که سکوت را با رضایت و کاهش مشارکت را با بی‌تفاوتی یکی بدانیم. تاریخ بارها نشان داده است که جوامع ممکن است در مقاطعی آرام به نظر برسند، اما در زیر پوست خود همچنان درگیر بحث‌ها، نگرانی‌ها و مطالبات سیاسی باشند.

  از این منظر، پرسش اصلی دربارۀ جامعۀ ایران آن نیست که آیا مردم به سیاست علاقه دارند یا نه. شواهد فراوان نشان می‌دهد که سیاست همچنان یکی از مهم‌ترین موضوعات زندگی عمومی ایرانیان است. پرسش مهم‌تر این است که آیا شهروندان احساس می‌کنند می‌توانند بر روندهای سیاسی اثر بگذارند یا خیر.

  شاید به همین دلیل، توصیف جامعۀ ایران به عنوان جامعه‌ای «بی‌تفاوت» چندان دقیق نباشد. اگر مشکلی وجود داشته باشد، بیشتر باید آن را در قالب شکاف میان اهمیت سیاست و احساس اثربخشی سیاسی توضیح داد؛ جامعه‌ای که اکثریت مردم هنوز سیاست را با دقت دنبال می‌کند، اما دربارۀ توانایی خود برای تغییر آن تردید دارد.

  بنابراین، دوگانۀ «سیاست‌زدگی یا بی‌تفاوتی سیاسی» شاید از اساس دوگانه‌ای نادرست باشد. مسئلۀ امروز ایران نه غیبت سیاست، بلکه دگرگونی رابطۀ شهروندان با سیاست است؛ رابطه‌ای که برای فهم آن باید فراتر از شاخص‌های سنتی مشارکت رفت و به تجربۀ زیستۀ مردم در زندگی روزمره توجه کرد.

 

ارسال به دوستان
انتقاد نماینده مجلس از صداوسیما: منافع ملی ایران را در نظر بگیرید اعلام شماره پیراهن ملی‌پوشان ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ آینده مبهم مارکوس رشفورد در بارسلونا انسان‌های اولیه ۲۰۰هزار سال پیش رختخوابشان را تمیز می‌کردند ملی‌گرایی، فدرالیسم و مسألۀ تمامیت ارضی/ بازخوانی نسبت تمامیت ارضی، دموکراسی و استعمارزدایی در پرتو انگارۀ زمین‌شهر ارسال مرسولات پستی به ۹ کشور جهان از سر گرفته شد خودروی ژاپنی ؛ از طراحی تا تعهد (تصویری) رئیس دفتر پزشکیان: مردم باید در برابر فشارهای اقتصادی با دولت همراهی کنند حذف کامل چک‌های کاغذی تا پایان سال سوم برنامه هفتم گزارش وزارت بهداشت از بمب‌های کنسروی در استان‌های جنوبی تنهایی چیست؛ احساس یا شناخت؟ طرح تخفیف حمل‌ونقل عمومی در انتظار رأی شورای شهر تهدید عجیب داعش: به استادیوم‌ها حمله می‌کنیم و پاپ را می‌کشیم! مسکو: انتقال اورانیوم از ایران مستلزم موافقت تهران است آغاز عملیات انتقامی روسیه در اوکراین