فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۷۲۶۱
تعداد نظرات: ۲۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۸ - ۱۱-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۷۲۶۱
انتشار: ۱۱:۵۸ - ۱۱-۰۳-۱۴۰۵

دو اتفاق کاملاً معمولی که مرا بُرد به سال های نه چندان دور: آستین کوتاه پزشکیان و ختم خواهر خاتمی!

ی
چقدر از انرژی این کشور صرف تقسیم و جداسازی مردم به چادری و غیر چادری، با حجاب و بدحجاب و بی حجاب، آستین بلند پوش و آستین کوتاه پوش، جین پوش و پارچه ای پوش، ریش دار و بی ریش، حزب اللهی و غیر حزب اللهی و ... شد؟

عصر ایران ؛ جعفر محمدی - روز گذشته، دو اتفاق ساده مرا برد به سال های نه چندان دوری که بر این ملک گذشته است.

اولین اتفاق، حضور رئیس جمهور در یک جلسه، با «پیراهن آستین کوتاه» بود؛ یک موضوع ساده که اساساً جایی برای بحث و بررسی ندارد چرا که در سراسر دنیا و در همین ایران خودمان، انسان های زیادی در فصل گرما، لباس آستین کوتاه می پوشند. اما از آنجا که یکی از مصائب کشور ما این است که "موضوعات پیش پا افتاده در جهان برای ما مسأله است"، این ماجرا هم لابد از این قاعده ملی(!) خارج نیست.

وقتی لباس آستین کوتاه رئیس جمهور کشور را دیدم، ناخودآگاه پرت شدم به سال های نه چندان دور که مأموران کمیته - اسلاف گشت ارشاد - مردانی را که با پیراهن آستین کوتاه در معابر ظاهر می شدند، به زور می گرفتند، به مقر کمیته می بردند و تعهد می گرفتند که دیگر از این غلط ها نکنند. گاهی هم خلاقیت هایی به خرج می دادند تا بلکه مثلاً امر به معروف و نهی از منکرشان، مؤثرتر باشد؛ مثلاً یکی از دوستانم می گفت که یک بار او را که آستین کوتاه پوشیده بود، گرفتند و بازوهایش را تا جایی که بیرون بود، داخل سطل رنگ کردند و گفتند: حالا برو خانه و بشورش تا دیگه با این سر و وضع مبتذل بیرون نیایی!

دو اتفاق کاملاً معمولی که مرا بُرد به سال های نه چندان دور: آستین کوتاه پزشکیان و ختم خواهر خاتمی!

یا تصویب کرده بودند که از ورود آقایان آستین کوتاه به ادارات و دانشگاه ها جلوگیری کنند و از این قبیل حماقت ها!

پوشیدن شلوار لی هم که زمانی جزو معاصی کبیره بود و برادران تیغ به دست، در خیابان ها مترصد بودند تا جوانک نادان و گمراه و غرب زده ای که تحت تاثیر "تهاجم فرهنگی" قرار گرفته و گلاب به رویتان(!) جین پوشیده از مقابل شان رد شود تا با تیغ، شلوارش را پاره کنند! (کسی چه می داند؟ شاید این مد پوشیدن شلوارهای پاره اختراع همان "خودی ها" بوده است!)

حکایت برخورد با خانم ها هم که دیگر، قصه ملال مکرر است: از روزی که خانم هایی با مانتوی بلند و مقنعه را به جرم این که کمی از موهایشان از مقنعه های مشکی شان بیرون زده، می گرفتند تا زمانی که چکمه پوشی شان را "تبرّج" نامیدند و تا ماجرای غم انگیز مهسا امینی و نهایتاً به تجمعات شبانه بعد از جنگ اخیر که زنان و دختران بی حجاب، شدند "دختران و خواهران خودمان".

غم انگیز است ولی دارم به این فکر می کنم که چقدر از انرژی این کشور صرف تقسیم و جداسازی مردم به چادری و غیر چادری، با حجاب و بدحجاب و بی حجاب، آستین بلند پوش و آستین کوتاه پوش، جین پوش و پارچه ای پوش، ریش دار و بی ریش، حزب اللهی و غیر حزب اللهی و ... شد و چطور توانستند به نام اسلام و انقلاب، مردم متحد ایران را شقه شقه کنند! و واقعاً چه کسانی و با چه نیت هایی این بازی ها را طراحی می کردند؟

حالا هم البته هنوز عده ای در توهمات شکست خورده قبلی سیر می کنند. خانمی که دانشجو نیست و فقط برای کار اداری به یکی از واحدهای دانشگاه آزاد مراجعه کرده بود، تعریف می کرد که همین دیروز با وجود داشتن روسری ، فقط به دلیل این که مانتوی او تا روی زانو نبوده، اجازه نیافته وارد شود و او را برگردانده اند!

خط و نشان های برخی ائمه جمعه در هفته های اخیر علیه خانم های بی حجاب و بدحجاب را هم که شنیده اید!

دو اتفاق کاملاً معمولی که مرا بُرد به سال های نه چندان دور: آستین کوتاه پزشکیان و ختم خواهر خاتمی!

دو اتفاق کاملاً معمولی که مرا بُرد به سال های نه چندان دور: آستین کوتاه پزشکیان و ختم خواهر خاتمی!

اما اتفاق دوم، انتشار تصاویر مراسم ختم خواهر سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور اسبق ایران است. این هم رویدادی عادی است ولی چه شد که این موضوع معمولی هم، ذهن مرا درگیر کرد؟

سال 1392 بود و انتخابات ریاست جمهوری در پیش؛ آن روزها به همراه دوست هنرمندم محسن خانجهانی در حال تولید فیلم مستند "انتهای خیابان پاستور" بودم که درباره همان انتخابات بود. برای تصویربرداری سکانسی از این فیلم، نزدیک یکی از روستاهای طالقان بودیم که تلفنم زنگ خورد. از "یک جایی" گفتند که آب دستت هست بگذار زمین و برای شرکت در جلسه توجیهی رسانه ها خودت را برسان.

کار را ناتمام گذاشتیم ( و آن سکانس هیچ وقت گرفته نشد) و برگشتیم و من یک راست رفتم به همان یک جایی که مدیران رسانه ها دور تا دور میزی نشسته بودند و آن بالا یکی داشت برایمان خط و نشان می کشید که از این لحظه، اگر اسمی از خاتمی ببرید یا عکسی از او منتشر کنید، سر و کارتان با ماست و رسانه تان را توقیف می کنیم و می بندیم و ال می کنیم و بل می کنیم؛ بدین ترتیب، با تصمیم محفلی شان که آن روز به همه رسانه ها ابلاغ -و در واقع تحمیل کردند- رئیس جمهور پیشین مملکت شد ممنوع التصویر و ممنوع الاسم؛ گو این که در تاریخ ایران و جمهوری اسلامی، سیدمحمد خاتمی نامی، نه آمده و نه رفته است!

حالا آن کسی که آن روز با آن روی عبوس و کلام تهدید آمیز خاتمی را ممنوع التصویر و ممنوع الاسم می کرد، از مجموعه ای که زمانی حاکم بلامنازعش بود، حذف شده و کسی جواب سلامش را هم نمی دهد اما مراسم ختم خواهر خاتمی، غلغله می شود و از مردم عادی تا دولتمردان و اعضای دفتر رهبری برای تسلیت گویی در آن شرکت می کنند و نام و عکس و فیلم خاتمی، منتشر می شود و دیگر کسی برای رسانه ها خط و نشان نمی کشد که چرا عکسش را زدید؟!

این که می گوید عزت و ذلت دست خداست، همین است و پناه باید برد به خود خدا از شر وسوسه ای به نام سوء استفاده از قدرت برای منکوب کردن بندگان خدا.

شرح این رنج ها را گفتن، هم زمان زیاد می خواهد و هم تابی که دیگر ندارمش؛ فقط دعا می کنم که خدایا! «نعمت اندیشه کردن» و «توان عبرت گرفتن» را بر همه ما ارزانی بدار که هر که این دو ندارد، در خفت و خسران و خیره سری خواهد ماند.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲۲
در انتظار بررسی: ۱۱۲
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
13
114
واقعا سوال خوبیه!!
چطور توانستند به نام اسلام و انقلاب، مردم متحد ایران را شقه شقه کنند! و واقعاً چه کسانی و با چه نیت هایی این بازی ها را طراحی می کردند؟
شهروند
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
33
92
خدارو هزار مرتبه شکر ازدواج ما شد زمان ریاست جمهوری اقای خاتمی! هر چه الان داریم از برکت همان روزهاست!!! اینکه الان می تونیم تورم رو تاب بیاریم مال برکت همان روزهاست! تا ابد مدیون اقای خاتمی و تیمشون هستم و خواهم موند!
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۱:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
مگه غیر از اینه حقیقت رو گفته ، علت منفی دادن رو می خوام بدونم
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
10
85
امان از این جمله ی پاراگراف آخر ..."تابی که دیگر ندارمش"
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
5
35
حقیقتا اختلاف های عجیب و غریب طبقات مختلف بشری بیشتر جنسی از اختلاف فاز زمانی و البته درصد همرنگی دارد. منظور این است که رفتاری ممکن است برای نسل پدر خانواده جا نیفتاده باشه اما برای فرزند خانواده ممکن و قابل انجامه. در خانواده ها اختلاف برخورد و رفتار با فرزند بزرگ تا فرزند انتهایی بیداد میکند. بعبارتی بسیاری از محدودیتها ایدئولوژیک نیست بلکه نیازمند گذر زمان است.
منظورم از همرنگی هم تو همون توضیحات فوق تا حدودی بود. یعنی اینکه بسیاری از افراد ممکن است جزو طلایه داران رفتار یا فرهنگ جدیدی نشوند اما بعد از گرایش سی درصدی جامعه ممکن است با موج همراه شوند. عده ای دیگر به موج مثلا شصت درصدی می پیوندند و الی آخر.
آنچه مهم است این است که در مقیاس حکومت اولا حکومت سرش را از این مسایل بیرون بکشد چرا که نه کارشه نه توانشو داره. ثانیا عقل چیز خوبی است و عقل باید معیار اداره مملکت قرار گیرد نه شعار و فرهنگ اقلیت و فرهنگ پنجاه سال پیش
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
4
54
آن بالا یکی داشت برایمان خط و نشان می کشید ! حالااون یکی کی بود؟
حسینی
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
8
95
پسرم دوم راهنمایی با شلوار جین رفته بود مدرسه مدیر بهشون گیر داده بود برو خونه عوضش کن.مسیر خونه تا مدرسه هم کمی دور بود.مرحوم جواد مخملی سرایدار مدرسه متوجه موضوع میشه. پسرم را با موتور رساند خونه شلوارش را عوضش ‌کرد دوباره برگرداند مدرسه. گاهی اوقات شعور سرایدار از شعور مدیر بیشتر استو در مملکت از این نمونه ها بسیارداریم. .
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
2
64
عصر ایران من رو بردی قدیم ها حدود سال های 1378 . تو سن نو جوانی جوانی بودیم یادم میاد دوستم سرباز بود و خب موهاش رو زده بودن و یه کلاه ساده سیاه گذاشته بود سرش که ارم نایک سفید داشت و من و دوستم به خاطر همان ارم یکی دوساعت اسیر و سرگردان دست لباس شخصی ها بودیم که این آرم چرا رو کلاهت هست
مازیار
Canada
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
10
52
درود بر شما ، فقط جوانی ما نابود شد با این سیاست های کاملا اشتباه
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
20
38
این جمله کاملا درسته، عزت از آن خداست و خدا هرکسی را عزت داد کل دنیا هم جمع یشن نمیتونن بی عزتش کنند. خاتمی عزیز هست و عزیز میماند.
پاسخ ها
ناشناس
| Germany |
۱۸:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
خاتمی پیاده نظام غرب
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
10
28
احسنت مانند همیشه شیوا و دست جناب محمدی
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
38
11
از نبش قبر کردن گذشته دست برداریم ، برای امروز کار درست و انجام بدیم
پاسخ ها
حسن
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۸:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
فراموش نکن ! گذشته همیشه چراغ راه آینده است
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
4
29
آیا طالبان هم در طول زمان تعدیل می شود؟!
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
4
37
یک زمانی هم ماشینها را برای یافتن نوار کاست می گشتند. خدا را شکر که آن دوران به سر آمد. اما چه می توان گفت که هنوز برخی محدودیت ها نظیر قطع و فیلترینگ دلبخواهی اینترنت وجود دارد.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
3
31
این مواردی را که شما مطرح کردید در بطن جامعه اتفاق افتاده است. آیا در صدا و سیما و برخی دستگاهها دیگر هم تعدیل شده اند؟
amir
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
3
26
ما یادمونه دهده 60 دانش آموزی که کنکور قبول شده بود ، گزینش بخاطر اینکه تعطیلات تابستون آستین کوتاه یا شلوار لی پوشیده بود رو ردش کردند...
ناشناس
Germany
۱۶:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
6
14
آفرین
ابراهیم
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
6
24
ول کن جعفر! آش خییییلی شورتر از این حرفهاست! خیلی حوصله می خواهد کلاف این بدیهیات را دوباره باز کنی.... کلا بو می دهد دیگر. کلا!
کاربر
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
29
14
خب! حالا خدا وکیلی خودت اون موقع که به روی جوانان تیغ میکشیدن و مو میتراشیدن و دست توی رنگ فرو میکردن و...
کجا بودی و چکار میکردی؟!
اعتراض اون موقع ات کو؟!!...
عصر ایران

سلام
در دهه 60 که این کارها می شد، دانش آموز بودم و راستش را بخواهید در مدرسه هم ما را با چوب و شلنگ می زدند!   :)
با احترام - محمدی

رضا
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
0
26
پس در دهه ۶۰ هم چیزی بدتر از گشت ارشاد داشتیم‌
راستی در دهه ۶۰ وزیر فرهنگ چه کسی بود!!!