عصر ایران؛ راضیه عقیلی مهر- واژه «الیناسیون» در فرهنگ واژگان معین به از خود بیگانگی معنا شده است.
پیرامون این واژه مباحث مختلف جامعهشناسی نیز از سوی نظریهپردازان مختلف مطرح شده است.
این مبحث در ایران را نخستین بار دکتر علی شریعتی مطرح کرد و بعدها جزو مباحث مهم و تأثیرگذار جامعه شناسی در کشور قرار گرفت.
کتابی با عنوان «انسان بیخود» ابتدا به شکل سخنرانی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اواخر دهه 40 ایراد شد و سپس شریعتی متن را اصلاح میکند و بعد در قالب یک مجموعه منتشر میشود.
او به بیان مفهوم اصطلاحی این واژه میپردازد و این که معنی کلمه " الیناسیون" کمک میکند به فهم معنی اصطلاحی و علمی آن. «الینه شدن» به معنی «جنزده شدن» است.
بنابراین تعریف «الینه شدن» یعنی بیماری یی که در آن حال، انسان خودش را آنچنان که واقعیت و حقیقت دارد، حس نمیکند، بلکه جن را در خود مییابد و میشناسد.
به گفته شریعتی، آنچه امروزه در مباحث جامعهشناسی مطرح میشود، این است که انسان چند بعدی که دارای نیازها و استعدادهای گوناگونی است، چنان درگیر فشارهای تحمیل شده زندگی اجتماعی و فردی شده که بهناچار باید یک روند کاری یکنواختی داشته باشد. بنابراین انسانی که چند بعدی است، بهتدریج در مسیر این تحمیلات، چند بعدی بودن فطری خود را احساس نمیکند.
از خود بیگانگی، در حقیقت نقض سرشت و فطرت نهفته در انسان است. جامعه امروزی و شرایط تحمیلی آن انسان را از خود بیگانه میکند به گونهای که او خود را در وجود یا شیء دیگری میبیند.
شریعتی از میان مثالهای متعددی که در بیان مفهوم روشنی از خود بیگانگی بیان داشته از آثار «چارلی چاپلین» مثالی میزند. چون تصویر، گیرایی مطلوب و گویایی هزاران کلمه را دارد و ماندگاری آن در اذهان نیز طولانی مدت است.
چارلی چاپلین برای بیان ضعفها، محرومیتها و محدودیت های جامعه خود بهدرستی به این اصل پی برده بود و توانسته بود واقعیت پنهان و چهره پلشت جامعه خود را با زبانی آمیخته با طنز که اغلب مفهوم تلخی هم به دنبال داشت، به شکلی ملموس و به زیبایی بهتصویر بکشد و آن را در قالب کاراکترهای فیلمهایش به نمایش بگذارد.
چاپلین در فیلمی به نام «عصرجدید» مردی را نشان میدهد که در ابتدا انسان آزادی بوده و آزادانه به ابراز احساسات فطری و انسانی خود میپرداخته ؛ نسبت به خانواده و دوستانش عشق میورزیده و در قبال دشمنانش حس کینه را روا میداشته است. همین مرد اما وقتی در کارخانهای به عنوان کارگر استخدام میشود، بی آن که هیچگونه تصوری از این مجموعه عظیم و پیچیده داشته باشد و بداند مجموعه تشکیلات کارخانه باید هماهنگی منسجمی داشته باشد وگرنه در روند کار خلل وارد میشود آرام آرام به انسانی دیگر تبدیل می شود.
مدیران کارخانه تنها به او میگویند برود در اتاقکی که یک نوار فلز به طور یکنواخت در حرکت است، دو تا پیچ دستگاهی را که روی آن است، رد کند و فقط پیچ سومی را نیم دور بچرخاند و این کار را در طول چند ساعتی که در کارخانه است، تکرار کند. بدون آن که بداند این کار او برای چیست؟
در حالی که انسان موجودی است که فطرتاً کارش را میسنجد و نیز کارش را بر اساس هدفی که برای خود اختیار کرده است، انتخاب میکند.
اما همین کارگر وقتی خانواده و دوستانش برای دیدن او به کارخانه میآیند، چون هنوز به نظام حاکم بر کارخانه عادت نکرده ، کارش را رها میکند و به روبوسی و احوالپرسی میرود که ناگهان زنگ خطر در کارخانه به صدا درمیآید و مسئولان بیرون میریزند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است. تمام این کارخانه با یک لحظه غافل شدن مرد و نپیچاندن یک پیچ متوقف میشود و مامورین گریبان مرد بیچاره را میگیرند تا دریابند چرا چنین اشتباه بزرگی را مرتکب شده است.
در حقیقت «تجلی یک احساس انسانی بسیار طبیعی و ساده در او، موجب شد تا تمام نظامات به هم بخورد. یعنی در نظام کنونی، انسان مجال کوچکترین تجلی احساس انسانی را ندارد.»
به تدریج مقررات حاکم بر کارخانه و روند کاری یکنواخت او را چنان دگرگون میکند که به گفته دکتر شریعتی، «تعریف انسان حیوان ناطق است» یا «حیوان پرستنده است» و «حیوان خودآگاه و سازنده است» و ... دیگر درباره او صادق نیست.
او دیگر نمیتواند مانند گذشته نسبت به خانواده و نزدیکانش احساس مسئولیت کند و شخصیت خود را فقط در پیچاندن همان پیچها میبیند:
«بنابراین الیناسیون حالتی است که در آن شخصیت واقعی انسانی زایل میگردد و شخصیت بیگانهای (انسان یا شی ء) در آن حلول میکند و انسان «غیر» را «خود» احساس میکند.»
در این کتاب شریعتی از برخی باورهای مذهبی، پول و عرفان و... همچون عوامل متعدد از خود بیگانگی نام میبرد و راهحل و پادزهر این «بیخود» را خودآگاهی میداند.