عصر ایران؛ مهرداد خدیر- شاید عنوان این نوشته برای مخاطبانی که با پیشینۀ نگاه این قلم در 30 سال گذشته و در قبال مقولۀ فوتبال آشنایند شگفتآور باشد. چون بارها نوشتهام فوتبال تنها یک بازی است و موفقیت یک تیم در گرو شکست دیگری است و در حالت تساوی نیز باز یک کفه در کلیت ماجرا خواهد چربید.
بر این اساس حتی برخی این تقابل اشک و لبخند را اخلاقی نمیدانند تا بحث دعا را پیش کشیم چون وقتی طرف مقابل هم دعا میکند کدام باید مستجاب شود؟ چندان که دوست کوهنوردی میگفت معنویت و امتیاز ورزش ما این است که پیروزی یکی مستلزم شکست دیگری نیست و من اگر قله را فتح میکنم جا را برای فتح تو تنگ نمیکنم. حال آن که در غالب مسابقات ورزشی تیم مقابل را باید از گردونه خارج کنی و عریانترین آنها مشتزنی است و تا حریف را گوشۀ رینگ زیر مشت نگیری دلت خنک نمیشود.
یا به این سبب که عبور توپ از خط دروازه حریف مقابل ربطی به کاینات ندارد و خالق و کاینات درگیر برد و باخت دو تیم نیستند و بارها اللهاکبر گفتن کوتی گزارشگر در بازی ایران و عربستان در ضربات پنالتی را مثال آوردهام در حالی که هم بیتالله در آن سرزمین واقع است و هم الله تبارک و تعالی را با فوتبال آخر چه کار ؟ یا این که جام جهانی از مناسک دنیای مدرن و به شدت تایع مناسبان دنیای سرمایه داری است و معرکهای که هر چهار سال یک بار برپا میشود. همۀ اینها درست اما این تیم ملی فوتبال را که ساعاتی قبل از انتشار این نوشته روانۀ مکزیک شد و دو روز دیگر به شهر مافیایی میرسد -چون اجازه ندادند در خاک آمریکا مستقر -دعا کنیم و خواهم گفت چرا!
شاید بگویید مگر سالها قبل جای دیگر ننوشته بودی امیر قلعهنویی نچسب است و به بادام تلخ میماند و خطاب به او : آن که چنین دست تطاول به خود گشاده منم!
یا مگر دلیل انتخاب او به مربیگری تیم ملی در یک دوره را همسویی با فدراسیون پس از دادکان و در مخالفت با نقش صفایی فراهانی ندانسته بودی؟ بله ولی این تیم را با نگاهی کلانتر و فراتر از موارد فنی نمیتوان تیم ملی قلعهنویی دانست. شرایط هم برای به کارگیری سرمربی خارجی مهیا نبود در حالی که بازیکنان خارجی هم رفته بودند.
یا ممکن است بگویید با این تیم مسن بدون بازی موثر تدارکاتی و برخی از دل لیگ تعطیل چه امیدی داری و تازه اگر به گروه بعد صعود کند نیز شقالقمر نکرده از 48 تیمی به 32 تیم یعنی همان تعداد مرحله اول جام پیش. اینها بحث فنی است و غرض این نوشته اما جنبههای فنی نیست.

یا شاید کسانی بگویند آه سردارِ آزمون تیم را میگیرد و به خاطر یک عکس با شیخی در امارات نباید نقرهداغ و حذف میشد. یا همان بحثی که اینترنشنال راه انداخته بود که این تیم ملی جمهوری اسلامی است نه تیم ایران و جناب شبخیز نیز چندی قبل در تلویزیون ملیشان چنین افاضه فرمودند.
یا وضعیت کنونی را به موقعیت تیم ملی بعد از جنبش مهسا تشبیه کنند و جدای اینها بگویند بازیکنانی که پولهای هنگفت میگیرند بیشتر به خاطر جایگاه خودشان بازی می کنند و ملت گرفتار غم نان و سختی معیشت و شانه تخم مرغ نیم میلیونی آن قدر صنم دارد که به فکر یاسمن نباشد و اگر بتوانند با همین وضع زندگی شان را می کنند و تازه عادل فردوسی پور را هم در تلویزیون تحمل نکردند و جای دیگر باید صدا و گزارش او را دنبال کنیم اگر بخواهیم بازی ها را دنبال کنیم.
برخی هم با بیرانوند مشکل دارند و ناکامی پرسپولیس را در فصلی که نمی دانیم جاری است یا گذشته گردن او می اندازند به خاطر رفتن به تیم دیگر و قضیه شکایت و الی آخر.
همه اینها را میدانیم و باز میگوییم این تیم ملی را دعا کنیم. چون شایستهترینها را گرد آورده اند؟ نه! چون صعود آن قطعی است؟ نه! چون از پاداش آنان ریالی به این نویسنده و شمای مخاطب می رسد؟ نه!
پس چه؟ چون این تیم از دل آتش و خون به قاره آمریکا میرود. چون ققنوسوار از خاکستر برخاسته. چون سیاوشوار از لهیب آتش جَسته. اصلا هیچ تیمی تا دقیقه 90 و حتی دَم پرواز این قدر بلاتکلیف نبوده است. در حق هیچ تیمی این همه جفا نشده است. هر نگاهی که به مهدی تاج و همکاران او داشته باشید شک نکنید بیشترین فشار و استرس را در ماههای اخیر تجربه کردهاند و تازه تمام نشده و شروع شده است! شروعتر البته!
رفتاری که دولت ترامپ و شخص او با تیم ما تا همین جا انجام دادهاند به قصد تحقیر و آزار و اذیت بوده و موفقیت تیم پاسخی میتواند بود به این همه زذالت.
ملاحظه میکنید که بحث تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران یا ایران یا حتی پرچم نیست. این بچه ها اذیت شدهاند و با وضعیتی متفاوت نسبت به تیمهای دیگر به مکزیک میروند و تازه برای هر مسابقه باید خود را به داخل آمریکا برسانند به خاطر بازییی که بر سر ویزا درآوردند.
این تیم ملی را باید دعا کرد چون جریانی در داخل مخالف اعزام آن بود و اگر فدراسیون تبعیت میکرد و رییس جمهور همراهی نمیکرد و همان خط وزیر ورزش را دنبال میکردند -که بر خلاف اجزای دیگر دولت مخالف اعزام بود- چه بسا فوتبال ایران محروم میشد.
کافی بود نهادهای امنیتی ابراز نگرانی کنند از این که که گروهی از تماشاگران با پرچم شیر و خورشید بیایند. خوب بیایند! مگر نشان دیرپای شیر و خورشید ارث پدر پهلویها بوده است؟ انقلاب 57 تاج را برانداخت. اگر سلطنت طلباند با تاج بیایند (و تازه نام خود رییس فدراسیون ما تاج است و از بازی های روزگار این که بعد انقلاب نام تیم تاج شد استقلال ولی فردی به نام تاج شد رییس فدراسیون فوتبال!)
اصلا بگو رژه روندههای آلمان با همان آرم ساواک بیایند که آبرویی برای آن جماعت باقی نگذاشت! مهم فوتبال است و این که بچههای ایران حکایت دیگری را در آنجا به نمایش بگذارند.
داستان حتی با پاییز 1401 تفاوت دارد. در آن سال واقعا بخشی از مردم با تیم ملی همراه نبودند و انکار نباید کرد که بعضی ها از باخت به آمریکا هم خوش حال شدند. رفتاری کاملا مغایر با آخر خرداد 1377 که در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و در فضای باز سیاسی و اجتماعی پیروزی بر آمریکا بر کام مردم شیرین نشست. در پاییز 1401 اما فضای اجتماعی متاثر از جنبش مهسا بود و به ناچار امیر حسین ثابتی و رفقا را فرستادند تا تیم ملی را در قطر تشویق کند و وزیر ورزش دولت مرحوم رییسی مأموریت داشت به تعبیر خودش سکوها را مدیریت کند!
این تیم ملی نه آن تیم سال های دور است با ناصر حجازی و علی پروین و نه آن تیم مشهور با عابد زاده به اضافۀ دایی و خداداد و کریم باقری و نه حتی تیم های کیروش در جام جهانی.
همۀ اینها درست. ولی یادمان باشد بیش از هر زمان دیگری پای ایران به میان آمده و نمیخواهم مثل تکرارهای تلویزیون وطن وطن کنم اما ترامپ و تبهکاران پیرامون او با تیم ما رفتاری چندشآور داشتند.
این تیم ملی را باید دعا کرد چون به نظر می رسد بچه ها در فضایی رفاقتی معرفتی می خواهند پاسخ این همه تحقیر را در زمین بدهند و توجه ها را جلب کنند.حالا اگر دعا به مفهوم دینی و متافیزیکی آن هم نه با آن بر سر مِهر باشیم؛ نه به خاطر وجوه فنی یا تبلیغاتی که به سبب این همه شل کم سفت کن که سر آن درآوردند.
شاید چون حیف است که کارنامۀ این تیم ملی به گونهای باشد که به دشمنان ایران سوژه بدهد. اصلا یکی از احتمالات این است که ترامپ بخواهد بعد از جام جهانی دوباره حمله کند. تصویر مثبتی که تیم ملی در جام جهانی ترسیم میکند شاید و فقط شاید در این تصمیم اثر بگذارد و مانع شود و بداند ایران کشوری مدرن است.
این تیم ملی را دعا کنیم. موفقیت آن به کارمان میآید. پزشکیان هم فوتبالی است و روحیه میگیرد.
همین که رفتهایم و منزوی نشدهایم و بازی میکنیم خوب است. اگر ببریم و صعود کنیم که فبها. اگر هم ببازیم آسمان به زمین نمیآید و همه میدانند در چه وضعیتی رفته بودند.
تنها خدا کند ترامپ دیوانگی نکند و همزمان با جام جهانی نخواهد به خاطر توجه جهانیان به آن تجاوزی دیگر را بیازماید.
آرزوی موفقیت برای این تیم و کامیابی آن یا خروج آبرومندانه از جام سینههای بسیاری را از کینه میشوید و میتواند زمینه ای برای آشتی در عرصههای دیگر باشد. یادمان نرود قصه منحصر به خارج نیست و در داخل هم کسانی با نگاههای آخرالزمانی کمین کردهاند تا با مظاهر مدرن درافتند و فوتبال یکی از همان جلوههاست.
این تیم ملی را دعا کنیم. اگر بحث سفر به آمریکا و قراردادهای هنگفت بازیکنان با باشگاههای متبوع و پاداشهای مادی و جوایزِ در انتظار نبود میگفتم مظلوماند! بله. به عنوان فرد بازیکن، مظلوم نیستند ولی ملت ایران مظلوم است و بعید نیست بغض بچهها بشکند وقتی وارد زمین مسابقه شوند به خاطر حجم فشاری که از همه سو تحمل کردهاند.خود ما نیز. چرا این جام جهانی این جوری است؟ چرا به جان ایران ما افتادهاند؟ چه از جان ما میخواهند؟ طفلک مهدی طارمی با چه لحنی میگفت: اشتباه میکنید. ما آدمهای خوبی هستیم...