فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۰۵۶۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۷ - ۲۵-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۰۵۶۰
انتشار: ۰۸:۳۷ - ۲۵-۰۳-۱۴۰۵
به بهانهٔ رسمیت توافق در روز جمعه

پنجرهٔ گشوده در بیرون را از داخل نبندیم!

ی
اگر هر بار که پنجره‌ای برای کاهش فشار بر کشور باز می‌شود، نخستین حمله از داخل آغاز شود، مشکل در متن توافق‌ نیست؛ در ذهنیتی است که فقط "فتح به نام خود" را می‌فهمد و نه "گشایش به سود ایران".

عصر ایران‌؛ علی محبوبی- در سیاست خارجی، همیشه آن‌چه روی میز مذاکره می‌آید تعیین‌کننده نیست. گاهی سرنوشت یک توافق پیش از امضا و دورتر از متن‌های رسمی تعیین می‌شود؛ در رسانه‌ها، در تریبون‌ها و در جنگی که بر سر "روایت" شکل می‌گیرد. به همین دلیل بسیاری از کشورها، حتی در اوج رقابت‌های داخلی، در بزنگاه‌های حساس تلاش می‌کنند حداقلی از انسجام را حفظ کنند؛ نه چون هم‌نظرند، بلکه چون می‌دانند شکاف علنی در داخل، مستقیماً قدرت کشور را در بیرون تضعیف می‌کند.

هنوز مذاکره به سرانجام نرسیده، جنگ روایت‌ها در داخل چنان بالا گرفت که گویی مهم‌ترین هدف، نه دفاع از منافع ملی، بلکه تعیین این است که اگر گشایشی رخ داد، نام چه کسی پای آن نوشته شود و اگر شکست خورد، تقصیر متوجه چه کسی باشد اگرچه خوش بختانه انتظار می‌رود در این چند روز شاهد هم گرایی بیشتر باشیم تا اتفاق نهایی در روز جمعه رخ دهد.

در ماه‌های اخیر بارها از سوی مقام‌های رسمی کشور، از رؤسای قوا تا مجلس و شورای عالی امنیت ملی، تأکید شد که مذاکرات در چارچوب ساختار رسمی نظام و زیر نظر نهادهای بالادستی پیش می‌رود. با این حال، بخشی از جریان‌های تندرو چنان صحنه را تصویر کرد که گویی عده‌ای مذاکره‌کننده مستقل از سازوکار رسمی کشور مشغول معامله‌اند و حال که رسما اعلام شده جمعه توافق نهایی می شود باید درک کرده باشند امری کاملا هماهنگ بوده است.

برای بخشی از تندروها، گشایش زمانی ارزشمند است که در قاب قهرمانانه مطلوب خودشان رخ دهد. اگر همان گشایش در همان چارچوب رسمی، اما به دست دیگران حاصل شود، ناگهان موضوع مشکوک، خیانت و... می‌شود. حال بماند که تجربه‌های پیشین نیز نشان داده تندروی در عرصه مذاکره الزاماً به حفظ منافع ملی منتهی نمی‌شود و حتی آنگاه که همین طیف مسول مذاکرات بودند در پرونده‌هایی مانند کرسنت شاهد این واقعیت‌ بودیم که غلبه شعار بر تدبیر، چه خسارت‌ها و تعهدات پرهزینه ای بر کشور تحمیل کرد.

به همین دلیل است که حتی محمد باقر قالیباف هم از گزند این طیف مصونیت نداشت. قالیبافی که رئیس مجلس و از سران رسمی نظام است و همواره در مدار گفتمان ولایی تعریف شده است. وقتی تندروی به جایی برسد که چنین چهره‌ای هم بیرون از دایره اعتماد قرار گیرد، دیگر روشن است که مسئله "اصول" نیست؛ مسئله انحصار در باز تعریف اصول است.

اینجا دیگر بحث اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست. موضوع، منافع ملی است. اگر مسیر مذاکره در چارچوب تصمیمات رسمی کشور تعریف شده، معیار وفاداری آن نیست که چه کسی بلندتر شعار می‌دهد؛ معیار این است که چه کسی به تصمیم رسمی تمکین می‌کند و چه کسی با جاروجنجال رسانه‌ای در پی فرسایش همان تصمیم است و این چند روز آزمونی است برای آنان.

تجربه سایر کشورها نشان می‌دهد جنگ روایت‌ها پدیده تازه‌ای نیست. تقریباً همه مذاکرات مهم تاریخ معاصر با فشار داخلی و تخریب سیاسی همراه بوده است. وقتی نیکسون و کیسینجر مسیر مذاکره با چین را باز کردند، در داخل آمریکا متهم به عدول از اصول شدند؛ اما همان تصمیم بعدها به یکی از مهم‌ترین چرخش‌های استراتژیک قرن بیستم تبدیل شد. کمپ‌دیوید نیز برای بگین و سادات هزینه‌های سنگین داخلی داشت، اما یکی از معدود ترتیبات پایدار صلح منطقه‌ای را رقم زد. در ماجرای برجام هم فقط در ایران جنگ روایت‌ها نبود؛ در آمریکا نیز مخالفان و تندروها از همان ابتدا ظرفیت اجرایی توافق را هدف گرفتند. الگو روشن است: مذاکره‌کننده پیش از آن‌که از سوی رقیب خارجی تضعیف شود، از جبهه داخلی زیر فشار می‌رود.

درس مشترک این تجربه‌ها ساده است: کشورهایی که نتوانند جنگ روایت‌های داخلی را مدیریت کنند، حتی اگر به توافق برسند، در مرحله اجرا هزینه بیشتری می‌دهند. توافق فقط متن نیست؛ ظرفیت سیاسی اجرای آن هم هست. اگر افکار عمومی از ابتدا با برچسب خیانت و ساده‌ لوحی بمباران شود، آن‌چه تضعیف می‌شود فقط یک دولت نیست؛ اعتماد به کل سازوکار تصمیم‌گیری کشور آسیب می‌بیند.

در این میان، نقش صداوسیما نیز قابل تأمل است. رسانه ملی در بزنگاه‌های حساس اگر به‌جای تقویت تحلیل عقلانی، میدان را به لحن هیجانی و یک‌طرفه بسپارد، ناخواسته به تشدید جنگ روایت‌ها کمک می‌کند. در زمانی که کشور به آرام‌سازی و توضیح منطق تصمیمات نیاز دارد، احساسی‌سازی فضا تنها شکاف را عمیق‌تر می‌کند.

مسأله فقط دشوار شدن یک توافق نیست. تداوم این الگو، ایران را در چرخه‌ای فرسایشی نگاه می‌داشت؛ چرخه‌ای که در آن هر فرصت ملی پیش از رسیدن به نتیجه، در داخل زخمی می‌شود. طرف مقابل با مشاهده شکاف داخلی، قدرت چانه‌زنی بیشتری پیدا می‌کند؛ بازارها بی‌ثبات می‌شوند؛ و هر گشایش احتمالی پیشاپیش تضعیف می‌شود و امیدواریم از امروز و نهایتا از جمعه به بعد روند دیگری را شاهد باشیم.

اگر هر بار که پنجره‌ای برای کاهش فشار بر کشور باز می‌شود، نخستین حمله از داخل آغاز شود، مشکل در متن توافق‌ نیست؛ در ذهنیتی است که فقط "فتح به نام خود" را می‌فهمد و نه "گشایش به سود ایران".

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: توافق ، مذاکره ، جنگ
ارسال به دوستان