عصر ایران- مقاله حاضر به قلم دکتر علیرضا معینی ( پژوهشگر) حاوی نکاتی درباره یک شبکه خاص است. هر چند در برخی جاها بهتر بود از ادبیات رسمی فاصله گرفته می شد و به باور ما در قضیه اعتراضات انتقادات جدی به روندهای داخلی هم وارد است و به خاطر وقوع جنگ مجال نقد آنها ستانده شد اما مقاله نکات دقیق و صریحی دارد که با دقت و درنگ نوشته شده و خصوصا بر بندهای 28 تا 30 بیشتر تأمل کنید و راهکارهای 8 ماده ای در ادامه هم فراتر از موضوع خاص به کار می آید:
************************************
دکتر علیرضا معینی: همۀ ما کم یا زیاد در معرض سموم منتشره از جانب تلویزیون اینترنشنال قرار گرفته ایم و در دوران پسا توافق برای سلامت روح و حتی جسم مان به سم زدایی نیاز داریم. اما چرا و چگونه؟
۱. بلندگوی رسمی جنگ ۱۲ روزه: در جریان جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، این شبکه از یک رسانه به «تریبون رسمی تبلیغات جنگی اسرائیل» تغییر ماهیت داد و هرگونه استقلال حرفهای را کنار گذاشت. تحلیلهای حرفهای نشان میدهد پوشش خبری آن در این دوره، «جزئی جداییناپذیر از عملیات نظامی» بود، نه بازتاب آن.
۲. توجیه جنایات جنگی: پس از بمباران میدان تجریش و کشته شدن شهروندان عادی، شبکه با دعوت از یک کارشناس مهمان، استدلال کرد که این حمله مصداق «جنایت جنگی» نیست، بلکه یک «خطای هدفگیری» بوده است. این عمل، مصداق بارز «مشروعیتبخشی به خشونت ساختارشکن» علیه غیرنظامیان بود.
۳. همکاری اطلاعاتی با دشمن: گزارشها حاکی از آن است که شبکه فراتر از عملیات روانی، به «همکاری میدانی» با اسرائیل پرداخته و حتی به «انتقال اطلاعات پدافندی» برای کمک به هدفگیری دقیقتر حملات توسط اسرائیل متهم شده است.
۴. نادیده گرفتن هدفمند قربانیان ایرانی: شبکه در پوشش خبری خود، عامدانه از نمایش تصاویر و آمار قربانیان غیرنظامی ایرانی خودداری و تلاش کرد تا تلفات انسانی را بیاهمیت جلوه دهد. این یک تاکتیک روانی برای جلوگیری از برانگیختن خشم ملی علیه متجاوز است.
۵. کوچکنمایی تلفات و خسارات اسرائیل: همزمان با سانسور تلفات ایرانی، شبکه به طور سیستماتیک میزان موفقیت حملات ایران و خسارات وارده به اسرائیل را انکار یا به شدت کوچک میکرد تا توهم «برتری مطلق نظامی» دشمن حفظ شود.
۶. تحمیل روایتهای موافق با دستورکار اسرائیل: یکی از اجزای اصلی عملیات روانی شبکه، «تحمیل سیستماتیک روایتهای مطلوب تهاجم نظامی اسرائیل» بوده است. به این معنا که چارچوببندی اخبار، نه بر اساس واقعیت، که بر اساس نیازهای تبلیغاتی دشمن طراحی میشود.
۷. القای دوگانه «جمهوری اسلامی» در مقابل «ملت ایران»: شبکه با زیرکی، هر حمله اسرائیل را «حمله به جمهوری اسلامی» و هر پاسخ ایران را «حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل» قاببندی میکند تا این توهم را ایجاد کند که گویی دشمن تنها با «حکومت» و نه با «ملت و خاک ایران» سر جنگ دارد.
۸. مشروعیتبخشی به تجاوز نظامی: شبکه با پوشش یکجانبه حملات، به «نفی تجاوز» و «قباحتزدایی» از آن کمک کرد و عملاً تلاش کرد تا جنگ علیه ایران را در افکار عمومی بیاهمیت و حتی موجه جلوه دهد.
۹. پروژه «ایران ویرانگری»: این شبکه متهم است که در راستای یک پروژه بلندمدت «ایران ویرانگری» حرکت میکند و هدفش تخریب زیرساختهای روانی، اجتماعی و اقتصادی کشور برای زمینهسازی فروپاشی از درون است.
۱۰. نقش تسلیحاتی در «جنگ هیبریدی»: در دکترین جنگ هیبریدی، رسانه یک سلاح است. این شبکه بهعنوان «نوک پیکان رسانهای» در جنگ ترکیبی (اطلاعاتی، نظامی، رسانهای) که اسرائیل علیه ایران به راه انداخته، عمل کرده و ضربات روانی را هماهنگ با حملات نظامی وارد میکند.
۱۱. تأمین مالی توسط دشمنان دیرینه ایران: بر اساس گزارشهای متعدد از جمله در گاردین، این شبکه با بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری توسط محور «اطاق جنگ ریاض» راهاندازی شده است. منبع مالی آنکه رسماً دشمن منافع ملی ایران است، ماهیت «رسانه اجارهای» آن را اثبات میکند.
۱۲. وابستگی به «راست افراطی» جهانی: تأمینکنندگان مالی شبکه به جریان «راست افراطی» و ظهور ترامپیسم گره خوردهاند که پروژه تغییر رژیم و تجزیه ایران را دنبال میکند.
۱۳. غیرشفافیت مالی و رسانهای: شبکه با وجود شواهد متقن، همواره منبع مالی خود را انکار کرده است. رسانهای که درباره منافع مالی خود صادق نیست، چگونه میتواند در ادعای «بیطرفی» معتبر باشد؟
۱۴. بهکارگیری عوامل امنیتی سابق: گزارشها حاکی از آن است که در میان گردانندگان شبکه، افرادی با سابقه فعالیت در سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی غربی حضور دارند که تخصصشان در «عملیات روانی» است، نه روزنامهنگاری.
۱۵. ابزار پروژه «تغییر رژیم»: شبکه عملاً بهعنوان بازوی رسانهای پروژه «تغییر رژیم» (Regime Change) عمل میکند و با مشروعیتزدایی از کلیت ساختار سیاسی ایران، به دنبال ایجاد خلأ قدرت و بیثباتی مطلق است.
16. تزریق «رعب و ناامیدی» بهعنوان تاکتیک جنگی: عملیات روانی شبکه با هدف «ایجاد ترس و ناامیدی» طراحی شده و شامل بزرگنمایی قدرت تخریبی دشمن و شایعهپراکنی درباره کمبود مایحتاج است تا «روحیه و تابآوری ملی» را درهم بشکند.
۱۷. شایعهپراکنی هدف مند برای ایجاد آشوب: شبکه بارها با انتشار اخبار جعلی و «کشتهسازی» سعی در تهییج خشونتهای خیابانی و ایجاد هرجومرج داشته است.
۱۸. تخریب هدفمند «امید به آینده»: مهمترین سم این شبکه، القای این گزاره است که «هیچ راهی جز فروپاشی نیست». این پیام که بهطور مستمر تکرار میشود، یک «قتلعام روانی» است که انگیزه اصلاح، سازندگی و مقاومت را از مردم میگیرد.
۱۹. القای «درماندگی آموختهشده» ملی: با تمرکز وسواسگونه بر برتری تکنولوژیک دشمن و نمایش ضربهپذیری ایران، شبکه این باور را نهادینه میکند که مقاومت بیفایده است. این پیام، مصداق کامل القای «درماندگی آموختهشده» در روان یک ملت است.
۲۰. تحقیر مدافعان وطن: صرفنظر از هر ایدئولوژی، شبکه هر نیرویی را که در برابر تجاوز خارجی ایستاده، «سرکوبگر» یا «بازوی نیابتی» مینامد، درحالیکه سرباز دشمن را «نیروی نظامی» خطاب میکند. این وارونهنمایی، قطبنمای اخلاقی جامعه را مختل میکند.
۲۱. ترویج خشونت بهعنوان راهکار سیاسی: شبکه با بازتاب گسترده و جهتدار صحنههای تخریب اموال عمومی، عملاً به اغتشاشگران خط میدهد و خشونت را بهعنوان یک راهکار سیاسی مشروع برای مخاطب ناآرام خود جلوه میدهد.
۲۲. ایجاد «اتاق کنترل» برای جریانات معاند: تحلیل محتوای برنامههای شبکه نشان میدهد که با طرح پرسشهای جهتدار و دعوت از چهرههای خاص، به دنبال «هدایت از راه دور» ناآرامیهای داخلی به سمت اهداف مشخص است.
۲۳. فرقهسازی از گزینههای بدون پشتوانه: شبکه با وجود فقدان هرگونه پایگاه اجتماعی واقعی برای اپوزیسیون سلطنتطلب و گروهکهای ضدایرانی، با تبلیغات شبهکاریزماتیک، به دنبال ارائه یک «منجی» ظاهری برای پر کردن خلأ اعتماد عمومی است.
۲۴. همسویی کامل با موساد در پروژه سلطنتطلب: اسناد نشان میدهد که پروژه بزرگنمایی رضا پهلوی، مستقیماً از اتاقهای فکر تلآویو هدایت و توسط شبکه تقویت میشود تا یک «جایگزین نمایشی» برای مشروعیت ملی ساخته شود.
۲۵. وارونهنمایی مفهوم «وطندوستی»: شبکه به طرز خطرناکی مفهوم وطندوستی را مصادره کرده است؛ هرکس را که با سیاستهای ضدایرانی شبکه همسو نباشد، حتی اگر جانش را برای خاک ایران فدا کرده باشد، «خائن» مینامند.
۲۶. القای شکافهای قومی و مذهبی: با تمرکز ویژه بر مناطق مرزی و اقلیتها، شبکه بهطور سیستماتیک در حال القای تبعیض برای ایجاد شکافهای قومی و پروژه تجزیهطلبی است.
۲۷. استفاده از «جذابیت بصری» برای انتقال سم: استفاده از مجریان با پوششهای خاص و دکورهای پرزرقوبرق، یک تکنیک کلاسیک عملیات روانی برای جلب اعتماد ناخودآگاه و کاهش مقاومت ذهنی مخاطب در برابر پذیرش محتوای سمی است.
۲۸. تخریب قوه تحلیل سیاسی واقعبینانه: این شبکه حتی اگر منتقد حکومت باشید، به شما «تحلیل غلط» از آینده میدهد و مدام «فروپاشی قریبالوقوع» را پیشبینی میکند. این امر، شما را از درک واقعیت میدانی، شناخت نقاط ضعف و قدرت واقعی کشور و برنامهریزی برای آینده محروم میکند.
29. مخرب بهداشت روان و «گیر افتادن در چرخه خشم»: تغذیه مداوم ذهن با خشم، تحقیر و ناامیدی، شما را در یک «چرخه اعتیاد به اخبار منفی» (Doomscrolling) گرفتار میکند که منجر به «کرختی هیجانی» و «افسردگی» میشود. شما را از یک کنشگر مؤثر به یک بیننده منفعل و خشمگین تبدیل میکند که این دقیقاً هدف طراحان آن است.
۳۰. ترویج وطنستیزی به جای نقد سازنده: مرز باریکی میان نقد حکومت و وطنستیزی وجود دارد. این شبکه با «ایرانویرانگری»، فراتر از نقد سیاسی، کلیت «ایران» را بهعنوان یک ملت و هویت تاریخی به چالش میکشد. برای یک شهروند منتقد اما وطندوست، این شبکه مأمن فکری مناسبی نیست، چراکه هدفش نه اصلاح، که تخریب است.
این راهکارها برای همگان، فارغ از گرایش سیاسی، کاربردی است:
۱. سمزدایی دیجیتال ۷۲ ساعته: به خودتان قول دهید سه روز کامل شبکه را نبینید. این قطع ارتباط کوتاهمدت، سطح کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش میدهد و به مغزتان فرصت «بازنشانی» (Reset) هیجانی را میدهد.
۲. قانون «خبر در ۳۰ دقیقه»: تصمیم بگیرید کل زمان مصرف اخبارتان در روز (از همه منابع) بیش از ۳۰ دقیقه نشود. این کار شما را از «غرق شدن» در دریای اطلاعات سمی نجات میدهد.
۳. جایگزینسازی با منابع تحلیلی داخلی: بهجای یک منبع خارجی، چندین منبع تحلیلی داخلی با گرایشهای مختلف را دنبال کنید. این کار به شما قدرت مقایسه و تحلیل چندوجهی میدهد، نه تحویل یک روایت مطلق و سمی.
۴. تمرین «خبرنگاری شهروندی»: هرگاه خبر هشداردهندهای از شبکه شنیدید، بهجای بازنشر هیجانی، سعی کنید آن را از منابع داخلی راستیآزمایی کنید. از خودتان بپرسید: «آیا منبع دستاولی برای این ادعا وجود دارد؟» این کار، شما را از یک «مصرفکننده منفعل» به یک «محقق فعال» تبدیل میکند.
۵. افزایش «سواد رسانهای انتقادی»: یاد بگیرید که تکنیکهای عملیات روانی را شناسایی کنید: تیترهای احساسی، بزرگنمایی، توسل به منابع ناشناس، و ایجاد دوگانههای «همه یا هیچ». وقتی قلق کار دستتان بیاید، دیگر در دام نمیافتید.
۶. محافظت از «رژیم روانی»: تغذیه روانی به اندازه تغذیه جسمی مهم است. همانطور که غذای فاسد نمیخورید، «اطلاعات سمی» را نیز به ذهنتان راه ندهید. آگاهانه از محتوایی که باعث خشم، ناامیدی و ترس فلجکننده میشود، دوری کنید.
۷. تمرکز بر «حوزه کنترل» خود: شبکه مدام از چیزهایی میگوید که از کنترل شما خارج است. انرژی خود را صرفاً بر چیزهایی متمرکز کنید که میتوانید تغییر دهید: روابط خانوادگی، مهارتآموزی، و کمک به جامعه محلی. این کار حس «عاملیت» را که جنگ روانی سعی در نابودی آن دارد، به شما بازمیگرداند.
۸. حفظ «روایت شخصی» از وطن: برای خودتان تعریف کنید که «ایران» برای شما چه معنایی دارد. این روایت شخصی و عاطفی از میهن، قویترین سپر در برابر پروژه «ایرانویرانگری» است. فرق است بین نقدِ دردناک یک دوست و تخریبِ یک دشمن؛ شبکه در قامت دومی عمل میکند، حتی اگر شما منتقد دولت باشید.