فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۱۵۴۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۶ - ۲۹-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۱۵۴۷
انتشار: ۱۳:۴۶ - ۲۹-۰۳-۱۴۰۵
به بهانهٔ ۲۹خرداد

روشنفکر از نگاه شریعتی/ این ترجمه غلط بود

ی
اشتباه از جایی آغاز شد که نویسندگان و مترجمان ما خواستند این کلمه را به فارسی ترجمه کنند و کلمه روشنفکر را در برابر »انتلوکتوئل« گذاشتند که وارد مغزها شد به طوری که الان دیگر همه در ذهن‌شان مفهوم غلط وجود دارد.

عصر ایران؛ راضیه عقیلی مهر- »روشنفکر و مسؤولیت او در جامعه«، موضوع سخنرانی‌های مرحوم دکتر علی شریعتی است که با طرح چند نظریه به چگونگی پیدایش روشنفکر در جامعه اروپائی، آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیایی می‌پردازد و رسالت روشنفکر در جامعه بشری، به ویژه واقعیت جامعه خود را تشریح می‌کند.

این نظریه‌پرداز اجتماعی معتقد است تا روشنفکر خود را نشناسد، امکان شناخت جامعه برای او وجود ندارد و نمی‌تواند به رسالتی که ادعا می‌کند، عمل کند.

شریعتی می‌گوید طبقه روشنفکر در جامعه آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین، تقلید طبقه روشنفکر اروپاست و روشنفکران آسیایی(روشنفکران ایران) نسخه بی کم و کاست روشنفکران اروپایی‌اند و این نسخه نمی‌تواند خود را بشناسد و به نقاط قوت و ضعف خودش پی‌ببرد. مگر اینکه نسخه اصل را تحلیل کند و ببیند تحت چه شرایطی طبقه روشنفکر اروپایی که در قرن 17 و 18 با ارتجاع و کلیسا مبارزه کردند، پدید آمده است.

دکتر شریعتی در بخشی از سخنرانی خود به تشریح معنای لغوی و اصلاحی «روشنفکر» می‌پردازد.

او می‌گوید در اروپا به معادل کلمه روشنفکر «انتلی‌جنزیا» می‌گویند. این کلمه اسم مصدر و صفتش «انتلکتوئل» است و ریشه انتلکتوئل، انتلکت است.

انتلکت به معنی مغز، هوش، خرد، فهم و... است. بنابراین انتلکتوئل یا انتلیجنزیا به طبقه‌ای از طبقات اجتماعی گفته می‌شود که شاخص و صفت بارزش در جامعه، استعداد فکری، مغزی و هوش است. اما در معنای اصطلاحی موضوع بحث شریعتی، انتلکتوئل عبارت است از طبقه‌ای و یا فردی از طبقه‌ای که کار مغزی و فکری می‌کند و بدون شک طبقه‌ای که کار مغزی می‌کند در عین حال ناچار است تا حدی کار بدنی هم انجام دهد. بنابراین طبقه انتلکتوئل یا روشنفکران عبارتند از گروه‌های گوناگونی که کار فکری هم می‌کنند.

او معتقد است اشتباه از جایی آغاز شد که نویسندگان و مترجمان ما خواستند این کلمه را به فارسی ترجمه کنند و کلمه روشنفکر را در برابر «انتلوکتوئل» گذاشتند که وارد مغزها شد به طوری که الان دیگر همه در ذهن‌شان مفهوم غلط وجود دارد.

دکتر شریعتی معتقد است نمی‌شود به تمام گروه‌های اجتماعی که کار و شغل فکری می‌کنند، صفت روشنفکر را داد؛ این آدمی که روشن فکر می‌کند، ممکن است که کار اجتماعیش کار بدنی باشد اما خوب بفهمد، بر عکس آدمی که کار فکری می‌کند و جز انتلکتوئل است اما روشنفکر نیست. آدم‌هایی را می‌بینیم و می‌شناسیم که تحصیلات عالی و مقام علمی دارند و کار فکری می‌کنند ولی «به اندازه یک دب اکبر نمی‌فهمند» اینها روشن بین و روشن فهم نیستند. ولی کارشان کار مغزی است. یعنی انتلکتوئل هستند اما روشنفکرنیستند.

دکتر شریعتی به قانونی اشاره می‌کند که در آن روشنفکر، عبارت است از صفتی برای تفکر یک فرد اما انتلکتوئل صفتی است برای شغل یک فرد و بر اساس این قانون بعضی از روشنفکرها انتلکتوئل هستند اما برخی نه و برعکس بعضی از انتلکتوئل ها روشنفکر هستند و بعضی شان نیستند و او به جای انتلکتوئل که به غلط روشنفکر گفته می‌شود می‌گوید، تحصیل کرده تصدیق‌دار!

این جامعه‌شناس در بخشی از سخنرانی‌اش در بحث روشنفکر و مسئولیت او در جامعه عنوان می‌دارد در جامعه‌شناسی حقیقتی که در یک منطقه، صددرصد درست و منطقی است، در یک شرایط اجتماعی دیگر صددرصد زیان‌آور، فاجعه‌آمیز و باطل است و اضافه می‌کند که اولین کاری که روشنفکر در جامعه شرقی کرد، مبارزه با مذهب بود.

وی معتقد است مبارزه با مذهب در اروپا ثمره‌اش آزادی اندیشه، رشد فکر و تمدن درخشان و پیشرفت‌های عجیب و سریع علمی در همه وجوه زندگی بود اما همین عمل مبارزه با مذهب در جامعه‌های اسلامی و حتی غیراسلامی تنها و بزرگترین و فوری‌ترین نتیجه‌ای که داد این بود که سدی که در مقابل نفوذ امپریالیسم، استعمار اقتصادی، هجوم مصرف، انحطاط و انحراف اندیشه بود را برداشت.

دکتر شریعتی می‌گوید روشنفکران اروپایی، واقعیات و نیازهای زمان و تاریخ و جامعه‌شان را به درستی شناختند و براساس آن ها شکل و خصوصیات فکری یافتند و سپس حرکت و کار کردند اما روشنفکران ما بدون تکیه به زمان و جامعه‌شان و فرهنگ‌شان و شناخت شرایط اجتماعی و دوره تاریخی و اوضاع و احوال و مردمان‌شان عمل کردند و همه جا نیز نتیجه معکوس داد به خاطر اینکه مسائل اجتماعی و عینی هر جامعه مختص همان منطقه است و کلی نیست.

او به جغرافیای حرف اشاره می‌کند و می‌گوید یک جا یک حرف حقیقت است و همان حرف جای دیگر باطل است و مکتبی که در یک دوره آزادی و وحدت را به وجود می‌آورد، در جای دیگر برای نابودی آزادی و وحدت طرح می‌شود.

روشنفکر و نه تحصیلکرده و تصدیق‌دار کسی است که درست مثل تحصیلکرده‌های اروپایی که روشنفکر هم بودند بر اساس شرایط عینی، درست مثل تشکیل طبقه روشنفکر در اروپا، بر اساس شرایط اجتماعی،مذهبی و طبقات خودش (وضع اجتماعی و فرهنگ و تاریخ خودش) بیندیشد،شکل بگیرد و خصوصیات خود را انتخاب کند و بعد راه بیفتد و کار کند و بداند که در مسائل اجتماعی غیراز حق و باطل یک حرف، یک عامل دیگر هم وجود دارد و آن جغرافیای حرف است. هر وقت در مسائل اجتماعی حرفی را می‌شنویم که حق است یا باطل باید ببینیم که این حرف در چه جغرافیایی طرح می‌شود.

شریعتی در بخش دیگری از سخنرانی‌اش تاکید کرده طبقه روشنفکر اروپایی بر اساس خصوصیات جامعه خود انتخاب کرد چگونه بهتر زندگی کند. اما روشنفکر شرقی و جامعه‌های اسلامی این خصوصیات را با دورشدن و بیگانه شدن از شرایط اجتماعی که در آن زندگی می‌کرد، با فاصله گرفتن از تاریخ خودش با بیگانه شدن با فرهنگ و معنویات و خصوصیات محیط اجتماعی خودش از روشنفکر اروپایی به وسیله تماس و ترجمه و تقلید خط گرفت.

تمدن و فرهنگ، رادیو و تلویزیون و یخچال نیست که از آنجا به اینجا بیاورند به برق وصل کنند تا کار کند. تمدن و فرهنگ برای مثال به شکل آباد کردن زمین برای پرورش میوه و باغ است و نیاز به شناخت زمین و آب و هوای سرزمینی، انتخاب و شناخت بذر، صبر، مطالعه، هوشیاری، شناخت، تغییر انسان، تغییر تفکر متناسب به نیازهای مردم آن سرزمین دارد.

مرحوم علی شریعتی می‌گوید تمدن صادراتی، عبارت است تکرار همیشگی یک فریب چشمگیر ولی دروغین که هیچوقت به نتیجه نمی‌رسد با وجود اینکه به نظر می‌رسد که راه صدساله یک شبه پیموده شده است اما کسانیکه خیال می‌کنند در تمدن و فرهنگ می‌شود راه صدساله را یک شبه پیمود یا نمی‌فهمند و یا می‌خواهند که دیگران نفهمند.

همچنین به نقل از «ژان پل سارتر» نویسنده و فیلسوف فرانسوی می پردازد که در مقدمه کتابی با عنوان «مغضوبین زمین» اثر «فرانتس فانون»، روان‌پزشک و نظریه پرداز سیاسی، به طرز تهیه و موارد استعمال روشنفکرسازی غرب را برای شرق، اشاره می‌کند و در آن مقدمه نوشته است:

«ما روسای قبایل، خان‌زاده‌ها، پولدارها، گردن کلف های آفریقا، آسیا را می‌آوردیم، چند روزی آمستردام، لندن، نروژ، بلژیک، پاریس، می‌چرخاندیم، لباس‌هایشان عوض می‌شد، روابط اجتماعی تازه‌ای یاد می‌گرفتند، کت و شلوار می‌پوشیدند، رفت و آمد تازه، پذیرایی تازه، اتومبیل سوارشدن، رقص و زبان ما را یاد می‌گرفتند؛ گاه یک ازدواج اروپایی می‌کردند یا به شکل اروپایی ازدواج می‌کردند و زندگی مبلمانی تازه، آرایش تازه، مصرف اروپایی تازه، غذای اروپایی یادشان می‌دادیم و اروپایی شدن کشور خودشان را در دل‌هایشان به وجود می‌آوردیم بعد این‌ها را به کشورهای خودشان پس می‌فرستادیم. 

کشورهایی که در آن برای همیشه به روی ما بسته بود، ما در آنها راه نداشتیم، ما نجس بودیم، ما جن بودیم، ما دشمن بودیم، از ما می هراسیدند، آدم ندیده بودند! روشنفکرهایی را که درست کرده بودیم، فرستادیم به کشورهاشان بعد ما از آمستردام، از برلن، از بلژیک و از پاریس فریاد می‌زدیم... انعکاس صوت ما از اقصا آفریقا، از دهن همین روشنفکرها پس می‌آمد.

هر وقت حرف می‌زدیم، انعکاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقوم‌هایی که ساخته بودیم، می‌شنیدیم و بعد مطمئن شده بودیم که نه تنها این روشنفکران هرگز کوچکترین حرفی برای زدن جز آنچه ما در دهانشان بگذاریم، ندارند. بلکه حتی حق حرف زدن را از مردم خودشان هم گرفته‌اند.» این نقش روشنفکر بوده که به شکل روشنفکر اروپایی در کشورهای اسلامی و شرقی بازی می‌کرده است.»

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
وزیر خارجه پاکستان: دلیل توقف مذاکرات، انجام مراسم ماه محرم توسط مقامات ایرانی است علم الهدی: اگر رییس‌جمهور تفاهم با آمریکا را با اجازه رهبری امضا کرده؛ ما حق مواجهه با ایشان را نداریم امام جمعه اردبیل: دشمن با پذیرش توافقی تحقیرآمیز، شکست استراتژیک خود را رقم زد کشته شدن سه نظامی اسرائیلی و یک فرمانده گردان در جنوب لبنان واکنش فدراسیون فوتبال به تصاویر جنجالی منتسب به محمد محبی حزب الله لبنان: دشمن به هیچ توافق آتش بسی پایبند نیست اطلاعیه نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس درباره عبور از تنگه هرمز حملات اسرائیل به لبنان مذاکرات ایران و آمریکا را لغو کرد توافق خارجی فرصتی برای اصلاحات داخلی ترامپ: رابطه‌ام با نتانیاهو خوب است تبلیغ «سازش و توافق» در برنامه کودک صدا و سیما: «راه حل سازشه انگار» نتانیاهو: حزب‌الله بهای بسیار سنگینی خواهد پرداخت! زیدآبادی: رابطهٔ پزشکیان با هر دو رهبری، مبتنی بر اعتماد متقابل بوده و هست دمای تهران به 39 درجه می رسد روشنفکر از نگاه شریعتی/ این ترجمه غلط بود