فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۳۵۱۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۷ - ۰۷-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۳۵۱۷
انتشار: ۰۹:۴۷ - ۰۷-۰۴-۱۴۰۵

آیا مغز افراد منطقی با افراد احساسی متفاوت است؟ علم چه می‌گوید؟

3
گاهی تصور می‌کنیم انسان‌ها یا «منطقی» هستند یا «احساسی»، اما علوم اعصاب در سال‌های اخیر تصویری متفاوت از مغز ارائه کرده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد تصمیم‌گیری، همدلی و قضاوت‌های روزمره نتیجه همکاری شبکه‌های مرتبط با احساس و شناخت هستند؛ همکاری‌ای که می‌تواند توضیح دهد چرا افراد در موقعیت‌های مشابه واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند.

عصرایران- گاهی تصور می‌شود انسان‌ها به دو گروه «منطقی» و «احساسی» تقسیم می‌شوند، اما یافته‌های علوم اعصاب نشان می‌دهد مغز انسان به این سادگی قابل دسته‌بندی نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند تصمیم‌گیری، همدلی و قضاوت‌های روزمره حاصل تعامل شبکه‌های عصبی مرتبط با پردازش هیجان و فرایندهای شناختی هستند و تفاوت افراد بیشتر به نحوه استفاده از این توانایی‌ها مربوط می‌شود تا برتری مطلق احساس یا منطق.

دو نوع همدلی؛ تجربه احساس و درک دیدگاه دیگران

پژوهشگران معمولاً همدلی را به دو مؤلفه اصلی تقسیم می‌کنند. همدلی عاطفی زمانی رخ می‌دهد که فرد تا حدی احساسات دیگران را در خود تجربه می‌کند؛ برای مثال، مشاهده ناراحتی یک دوست می‌تواند باعث ایجاد احساس اندوه در فرد شود.

در مقابل، همدلی شناختی به توانایی درک احساسات، افکار و دیدگاه دیگران بدون تجربه مستقیم همان احساس اشاره دارد. این توانایی به افراد کمک می‌کند شرایط دیگران را بهتر تحلیل کرده و در تعاملات اجتماعی تصمیم‌های مناسب‌تری بگیرند.

مغز چگونه همدلی را پردازش می‌کند؟

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان می‌دهد همدلی حاصل فعالیت یک ناحیه منفرد در مغز نیست، بلکه شبکه‌ای از مناطق مختلف در آن نقش دارند.

برای نمونه، ناحیه اینسولا و بخش‌هایی از قشر سینگولیت قدامی در پردازش هیجان‌ها و تجربه جنبه‌های عاطفی همدلی مشارکت دارند. همچنین بخش‌هایی از قشر پیش‌پیشانی و شبکه‌های مرتبط با شناخت اجتماعی در درک دیدگاه دیگران، کنترل شناختی و جنبه‌های شناختی همدلی نقش ایفا می‌کنند.

آیا برخی افراد ذاتاً منطقی‌تر هستند؟

شواهد علمی از وجود دو گروه مجزای «افراد منطقی» و «افراد احساسی» حمایت نمی‌کند. همه انسان‌ها از فرایندهای هیجانی و شناختی در تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند، اما عواملی مانند ژنتیک، تجربه‌های زندگی، آموزش، فرهنگ و شرایط محیطی می‌توانند بر میزان اتکای افراد به هر یک از این فرایندها تأثیر بگذارند.

به همین دلیل ممکن است فردی در محیط کاری تصمیم‌های تحلیلی‌تری بگیرد، اما در روابط خانوادگی واکنش‌های هیجانی بیشتری نشان دهد.

تعادل میان هیجان و شناخت

برخلاف تصور رایج، احساسات لزوماً در برابر منطق قرار ندارند. بسیاری از پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند تصمیم‌گیری مؤثر معمولاً زمانی رخ می‌دهد که فرایندهای هیجانی و شناختی به‌صورت هماهنگ عمل کنند. کاهش شدید تأثیر هیجان‌ها می‌تواند کیفیت برخی تصمیم‌ها را کاهش دهد و اتکای کامل به احساسات نیز احتمال تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده را افزایش می‌دهد.

یافته‌های کنونی نشان می‌دهد تفاوت انسان‌ها بیشتر به شیوه تعامل شبکه‌های مغزی مرتبط با هیجان و شناخت مربوط می‌شود، نه به وجود یک «مغز منطقی» یا «مغز احساسی». توانایی ایجاد تعادل میان درک احساسات، همدلی و تفکر تحلیلی یکی از عوامل مهم در تصمیم‌گیری و روابط اجتماعی محسوب می‌شود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: مغز ، اعصاب ، مخ
ارسال به دوستان
 وداع تلخ با جام جهانی/ جام مِی و خونِ دل هر یک به کسی دادند!/ 10 واقعیت را نادیده نگیریم چرایی استقبال و کوچ کاربران از پیام‌رسان‌های داخلی سه زمین‌لرزه بزرگ اخیر در آمریکا، ژاپن و ونزوئلا بی‌ارتباط به هم بودند پلیس با خودروی جدید به خیابان آمد (+عکس) تهدید چین آمریکا را ترساند / آغاز یک پروژه نظامی مهم چرا تاریخ امتحانات یازدهمی‌ها و دوازدهمی‌ها دیگر تغییر نمی‌کند؟ تاریخ‌سازی رامین رضاییان؛ عبور از رکورد ۲۰ ساله گل‌محمدی وداع دراماتیک تیم ملی ایران با جام جهانی ۲۰۲۶ تصویری از یک بازار در شهر «کازرون»؛ 100 سال قبل ستون نویس ورزشی آمریکا: تیم ملی ایران قربانی سیاست و تبعیض و بی عملی فیفا شد اتاق اصناف: فاکتورهای کاغذی دیگر اعتبار ندارند شهرهایی که قواعد سفر را تغییر می‌دهند (+عکس) دو روایت از «هسته سخت» نظام وقتی درگیری هست اما مالکیت نیست، سازمان از درون کند می شود وزیر آموزش و پرورش: جبران عقب‌افتادگی درسی دانش‌آموزان ابتدایی و متوسطه در تابستان