جواد ابویی - سریال ناتمام تغییر نخستوزیران بریتانیا ادامه دارد. کییر استارمر، رهبر حزب کارگر، پس از ماهها کشمکش درونحزبی، ناکامیهای پیدرپی در عمل به وعدهها و درگیری در رسواییهای سیاسی، سرانجام تسلیم فشارها شد و اعلام کرد استعفا می دهد.
استارمر در یک سخنرانی کوتاه مقابل دفتر کارش ضمن اعلام این خبر گفت که هدایت حزب کارگر را در روزهای سختی به عهده گرفته بود، اما اکنون معتقد است کنارهگیریاش به صلاح آینده حزب است. او تایید کرد که با پادشاه بریتانیا دیدار و استعفانامهاش را رسماً تقدیم کرده است.
استارمر با پشتوانهای قدرتمند به عنوان حقوقدان و مدیر پیشین دادستانی عمومی بریتانیا روی کار آمد. او پس از سالها آشفتگی در دوران محافظهکاران، با شعار بازگرداندن «اخلاق، ثبات و یکپارچگی» به عرصه سیاست، در انتخابات عمومی ۲۰۲۴ پیروزی تاریخی حزب کارگر را رقم زد. اما دیری نپایید که کشتی وعدههای بزرگ او با برخورد به صخره واقعیت های سیاسی و اقتصادی بریتانیا، در هم شکست و شعارهای انتخاباتی اش در بوته عمل به سرابی ناامیدکننده تبدیل شدند.
یکی از محوریترین شعارهای استارمر، نجات زیرساختهای فرسوده بهداشت عمومی بریتانیا (NHS) بود. او در سال ۲۰۲۵ طرحی جنجالی و شتابزده برای انحلال سازمان بهداشت عمومی «NHS England» و تغییرات ساختاری گسترده ارائه داد که قرار بود یک برنامه ۱۰ ساله برای احیای این سازمان باشد. اما یک سال بعد، این تغییراتِ دستوری نه تنها مرهمی بر زخمهای سیستم درمانی نشد، بلکه آن را در گردابی از هرجومرج سازمانی و بلاتکلیفی کارمندان فرو برد.
گزارشهای رسمی و مشاهدات میدانی در سال ۲۰۲۶ نشان داد که با وجود این ادعاهای بلندپروازانه، روزانه بیماران بسیاری همچنان در راهروها و فضاهای نامناسب بیمارستانها رها میشوند.
افت شدید روحیه کادر درمان و ناتوانی در مدیریت بودجه باعث شد تا وعده بهبود زیرساختهای سلامت، به نماد بارز ناکارآمدی دولت او تبدیل شود.
آنچه بیشترین آسیب را به چهره استارمر وارد کرد و پایههای دولت او را به لرزه درآورد، ضربه مهلک به اعتبار اخلاقیاش بود. او با وجود برخی هشدارها، یکی از چهرههای باسابقه حزب کارگر یعنی «پیتر مندلسون» را به عنوان سفیر بریتانیا در آمریکا منصوب کرد.
مدت کوتاهی پس از این انتصاب، انتشار اسنادی از سوی نهادهای آمریکایی فاش کرد که مندلسون روابط مالی و دوستانه بسیار نزدیکی با «جفری اپستین» (مجرم و قاچاقچی معروف جنسی) داشته است؛ آن هم سالها پس از محکومیت اولیه اپستین در سال ۲۰۰۸. افشای این حقیقت که استارمر هشدارهای مربوط به روند بررسی صلاحیت (Vetting) را نادیده گرفته یا فریب خورده است، او را مجبور به یک عذرخواهی تحقیرآمیز و علنی از قربانیان اپستین کرد. این رسوایی، چهره استارمر را به عنوان نماد قانونمداری در هم شکست و افکار عمومی را به شدت علیه او شوراند.
بر اساس قوانین، استارمر تا زمان انتخاب رهبر جدید، به عنوان «نخستوزیر موقت» به کار خود ادامه میدهد. کمیته اجرایی ملی حزب کارگر قرار است بهزودی تقویم انتخابات داخلی را اعلام کند. انتظار میرود این فرآیند تا اواخر شهریور و پیش از بازگشایی پارلمان به سرانجام برسد.
در حال حاضر در راهروهای قدرت، نام «اندی برنهام»، شهردار فعلی منچستر بزرگ، بیش از بقیه به عنوان محتملترین گزینه جانشینی به گوش میرسد.
استعفای استارمر تنها یک جابهجایی ساده نیست؛ بریتانیا حالا با هفتمین تغییر نخستوزیر در یک دهه گذشته روبهروست. حزب کارگر وارد یک رقابت درونحزبی فرسایشی خواهد شد که میتواند انسجام آن را به شدت تهدید کند. در این آشفتهبازار سیاسی، احزاب رقیب — بهویژه جریانهای راستگرا مانند حزب اصلاحات به رهبری «نایجل فاراژ» دندان تیز کردهاند تا از این خلأ قدرت و بیاعتمادی مردم نهایت بهره را ببرند. همزمان، بازارهای مالی و شرکای اروپایی و بینالمللی بریتانیا نیز تا زمان استقرار رهبر جدید، در هالهای از ابهام و تردید فرو رفتهاند.
میتوان چنین استنباط کرد که خروج استارمر از صحنهی قدرت، فصلی جدید و پرالتهاب را در تاریخ سیاسی بریتانیا رقم میزند و چشمانداز آیندهی این کشور را در هالهای از ابهام فرو خواهد برد.