یعنی با این برداشت که ایشان باید حتما سمبل روحانیتِ عمومی یا سنتی باشد، بیخود تصور میکردند که ممکن است پایگاه ایشان میان روحانیون سنتی ضعیف باشد و باید جلوی این کارها را گرفت تا آن قوی شود.
یک مدیریت آهنین در دفتر رهبری بود که کسی مبادا چیزی از آنجا پخش کند یا نکند.
بعد از حوادث آقای صدیقی، مسئولین را به بیت دعوت کرده بودند و من هم رفته بودم. آقای صدیقی طرف من آمد و من آن طرف رفتم.
بعد همین را در فضای مجازی نوشتم؛ مثل همیشه که همه چیز را مینویسم. از روابط عمومی دفتر رهبری زنگ زدند که چرا بدون اجازه چنین چیزی را راجع به اینجا نوشتهای؟ گفتم خودم دیدم. گفتند که اگر اینطور پیش برود، دیگر ما شما را دعوت نمیکنیم و یا عکسهای شما را منتشر نمیکنیم. تازه آنجا فهمیدم اینها تصادفی نیست؛ یعنی انتخابی است که چه کسی باشد و چه کسی نباشد.