در تازهترین دادههای رسمی، مرکز آمار ایران برای خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرده شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای کشور به ۶۵۶.۴ رسیده، تورم ماهانه ۵.۹ درصد، تورم نقطهبهنقطه ۸۸.۶ درصد و تورم سالانه ۶۲ درصد بوده است.
به گزارش اقتصادنیوز، تورم رسمی بر پایه شاخص قیمت مصرفکننده محاسبه میشود؛ یعنی قیمت یک سبد بزرگ از کالاها و خدمات با وزنهای مختلف دنبال میشود و بعد از آن یک عدد میانگین بیرون میآید. اما مسئله همینجاست: عدد رسمی برای کل جامعه ساخته میشود، در حالی که هر خانوار یک تورم شخصی دارد. یک مستأجر تهرانی، یک خانواده روستایی، یک کارگر با دو فرزند، یک بازنشسته، یک دانشجو و یک صاحبخانه بدون اجاره ماهانه، همگی زیر چتر یک عدد قرار میگیرند؛ اما فشار قیمت را یکسان حس نمیکنند.
در روش محاسبه تورم، قیمت کالاهای پرمصرف و کممصرف در کنار هم مینشیند. ممکن است قیمت یک قلم خوراکی، دارو، کرایه یا پوشاک بهشدت بالا برود، اما چون وزن آن در کل سبد محدود است یا در کنار کالاهایی قرار میگیرد که رشد کمتری داشتهاند، اثرش در عدد نهایی نرمتر دیده شود. خانواده وقتی میگوید «همه چیز گران شده»، از میانگین ۱۲ گروه کالایی حرف نمیزند؛ از تکرار تجربه پرداخت حرف میزند.
یکی از دلایل مهم بالاتر بودن احساس تورم این است که ذهن مردم وزن بیشتری به کالاهایی میدهد که زیاد میخرند. اقتصاددانها به این پدیده «سوگیری فراوانی خرید» میگویند؛ یعنی قیمتهایی که دائم دیده میشوند، اثر روانی بیشتری نسبت به قیمتهایی دارند که سالی یکبار یا چند سال یکبار پرداخت میشوند. برای همین است که خوراکیها، سوخت، کرایه حملونقل، دارو، خدمات درمانی و حتی بسته اینترنت، بیشتر از بسیاری از اقلام دیگر در ذهن مردم تورم میسازند.
دفتر آمار کار آمریکا در معرفی شاخصی به نام Everyday Price Index توضیح داده که مردم هنگام شکل دادن به برداشت خود از تورم، قیمت اقلامی را که بیشتر خریداری میکنند سنگینتر از کالاهای کمتکرار در ذهن مینشانند؛ این شاخص روی کالاها و خدماتی تمرکز میکند که دستکم ماهی یکبار خریداری میشوند و نشان میدهد چنین شاخصی برای انتظارات تورمی عموم مردم توضیحدهندهتر از CPI رسمی است.
خانوار کمدرآمد معمولاً بیشتر درآمدش صرف خوراک، اجاره، حملونقل و درمان میشود؛ یعنی همان بخشهایی که حذفپذیر نیستند. دادههای خرداد ۱۴۰۵ نیز همین فشار توزیعی را نشان میدهد. طبق گزارش مرکز آمار، تورم سالانه کشور ۶۲ درصد بوده، اما دامنه آن برای دهکهای هزینهای از ۶۰.۱ درصد برای دهک دهم تا ۶۸.۵ درصد برای دهک دوم تغییر کرده است؛ یعنی دهکهای پایینتر، تورمی بالاتر از ثروتمندترین دهک تجربه کردهاند.
یکی دیگر از دلایل شکاف میان تورم رسمی و تورم احساسی، تفاوت جغرافیایی است. طبق دادههای منتشرشده از مرکز آمار، در خرداد ۱۴۰۵ نرخ تورم سالانه در مناطق شهری ۶۰.۳ درصد و در مناطق روستایی ۷۲.۴ درصد ثبت شده است. در سطح استانها نیز کردستان، ایلام و لرستان بالاترین تورم سالانه را داشتهاند، در حالی که تهران پایینترین تورم سالانه را ثبت کرده است.
توضیح اینکه چرا مردم گاهی تورم را حتی بیشتر از همین عددها حس میکنند، مهم است؛ چون پاسخ در ترکیب چند عامل قرار دارد: میانگینگیری رسمی، وزن بالای خریدهای روزمره در ذهن، فشار خوراکیها و مسکن، تفاوت دهکها، شکاف استانی، تورم روستایی، افت قدرت خرید درآمدهای ثابت، بیاعتمادی به آمارهای چندگانه و حافظهای که افزایش قیمت را بهتر از ثبات قیمت به یاد میآورد.