فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۵۸۳۳
تاریخ انتشار: ۱۷:۲۸ - ۱۶-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۵۸۳۳
انتشار: ۱۷:۲۸ - ۱۶-۰۴-۱۴۰۵
راستی‌آزمایی در قیاس با تجربۀ 7 سال قبل در ترور سردار سیمانی

وقتی "خشم حماسی" بوم‌رنگ برگشتی شد!/ ترامپ و شگفتی از اندوه انبوه جمعیت در مراسم تشییع

س
آیین‌های تشییع به بوم‌رنگی بدل شده که تعبیر "خشم حماسی" را برای این مراسم موجه کرده نه آن حمله و ترور تا جایی که ترامپ در پی کشف راز سوگ‌واران خشم‌گین برآمده است...

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- تنها 36 ساعت بعد از تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، دونالد ترامپ نوشت: ایالات متحده همراه شرکای خود طی 36 ساعت گذشته عملیات "خشم حماسی" را آغاز کرده‌اند.این یکی از بزرگ‌ترین، پیچیده‌ترین و کوبنده‌ترین حملات نظامی است که جهان به خود دیده است. هیچ‌کس چیزی مشابه آن را ندیده است.

رییس جمهوری آمریکا در ادامه و بی هیچ اشاره به این که مجوز چنین اقدامی را از کجا دریافت کرده، سازمان ملل یا کنگره آمریکا کوشید آن را عمل به قولی بداند که به "میهن‌پرستان ایرانی" داده بود: من به قول خود عمل کردم. ما آنجاییم تا به شما کمک کنیم...

او با همچنین با افتخار و غرور از درگذشت [شهادت] آیت‌الله خامنه‌ای خبر داد و برای رهبر جمهوری اسلامی ایران اتهاماتی را برشمرد.

همین که عنوان مذهبی "آیت‌الله" را نیز قبل از آن صفات آورده بود نشان می‌داد با پیچیدگی های مذهبی و سیاسی در ایران آشنا نیست چون اگر بود می دانست در متنی منفی و علیه، نباید عنوانی بیاورد که بار مثبت و ستایشی دارد و نام او نیست.

از این رو بعید نیست راست بگوید که توقع نداشته با جمعیتی انبوه در آیین‌های تشییع روبه رو شود یا از گریه ها غافل‌گیر یا شگفت‌زده شده است.

وقتی

آن "میهن پرستان ایرانی" که ترامپ با ادعای کمک به آنها حمله کرده بود خیلی زود "وطن فروش خائن" لقب گرفتند و مرگی که به گمان ترامپ موجب غریو شادی در خیابان های ایران شده بود همان "شهادت" بود و سبب شد هر شب در میدان ها تجمعاتی در تقبیح حملات صورت پذیرد و خیلی زود وعدۀ کمک به تهدید به حمله به زیرساخت ها و بازگرداندن ایران به عصر حجر بدل شد و کار به جایی رسید که تلویزیون اینترنشنال هم مثل سابق روی عبارت "خشم حماسی" مانور نمی‌داد.

Epic Fury یا خشم حماسی البته اتفاق افتاد اما از 12 تیر و طی یک هفته در آیین های وداع و تشییع در تهران و قم و در روزهای آتی نجف و کربلا و مشهد.

به جز بی‌بی‌سی فارسی که از عبارت مبهم "جمعیت بزرگ" استفاده کند، فایننشال تایمز و گاردین و دیگر رسانه های معتبر دنیا ابایی از توصیف با کلمۀ "میلیونی" نداشته‌اند.

ترامپ حالا می‌گوید از دیدن ایرانیانی که در سوگ رهبر خود گریستند شگفت زده و غافل‌گیر شده است.

هر چند می‌توان احتمال داد که راست بگوید و در نوبت قبل تحت تأثیر مشاوره های غلط قرار داشته اما کافی است به یاد آوریم 6 سال قبل از "خشم حماسی" یا تجاوز در 9 اسفند 1404 و در دی 1398 اقدام به ترور سردار قاسم سلیمانی در خاک عراق کرده بود و خشم حماسی ایرانیان در اعتراض به آن جنایت را دیده بود و طبیعی بود که وقتی در قبال فرمانده شهید سپاه قدس آن واکنش را داشته باشند خشم حماسی از ترور و قتل رهبری به مراتب بیشتر باشد.

غافل گیری اصلی اما از جای دیگر است؛ این که محاسبات او درست درنیامد و نتوانست مانند اسلاف خود اقدام کند و آیت الله خامنه ای را چون آنان پنداشته بود.

چون به سابقۀ ترامپ در ترور سردار سلیمانی و تشییع او در دی 98 اشاره شد مناسبت دارد 10 فقره از شباهت ها را که در تشییع هم جلوه کرد برشماریم. با این توضیح واضح که آیت الله خامنه‌ای روحانی و در حلقۀ اول یاران امام خمینی و چهره ای سیاسی و فرهنگی بود و سردار سلیمانی یک چهرۀ نظامی که مدعایی در فرهنگ و سیاست و مذهب نداشت.

اول: همان گونه که دست قطع شده سردار احساسات را تحریک کرد مشت گره شده رهبر شهید هم در اولین پیام جانشین شان مورد اشاره قرار گرفت و نمادی از آن در میدان انقلاب نصب شده که نمی‌دانیم موقت و به خاطر مراسم است یا دایمی خواهد بود.

دوم: یکی از دلایل خشم حماسی مردم در دی 1398 تقبیح ترور یک فرمانده ایرانی به فرمان رییس جمهوری آمریکا بود. تا جایی که اردشیر زاهدی داماد شاه و آخرین سفیر ایران در آمریکا هم از سلیمانی تجلیل کرد.

در این فقره هم ترامپ باز دست به جنایت مشابه زده در حالی که از هر حیث قبیح تر بود: حین مذاکره و هدف قرار دادن رهبر کشور و اعضای خانواده به گونه ای که در کنار رهبر شهید، دختر و عروس و داماد و نوۀ نوپای او هم تشییع شدند.

سوم: اگر در تشییع سردار سلیمانی خاستگاه کرمانی و نظامی او در تهییج و خشم مردم اثر داشت این بار خاستگاه انقلابی دینی و سیاسی و گفتمانی موجب شد ده ها برابر ضریب بگیرد.

چهارم: اگر قاسم سلیمانی تنها یک سردار سپاه به معنی متعارف آن بود چنان موجی برنمی‌انگیخت ولی نام او در مقابل داعش هم مطرح بود و به چهره ای فراتر از از یک نظامی بدل شد. وقتی برای او آن خشم درگرفت به طریق اولی به خاطر رهبر و فرمانده او با وجوه متنوع شخصیتی هم قابل حدس بود و به همین خاطر از ترامپ به دشواری بتوان پذیرفت که غافل گیر شده باشد اگرچه همان گونه که اشاره شد به دلایل دیگر غافل گیر و شگفت زده شده است.

پنجم: هم در سلیمانی و هم در رهبر پیشین ویژگی های شخصیتی در ایجاد انگیزه در تشییع پیکر شهید مؤثر بوده است.

ششم: یکی از دلایل مشارکت گسترده در تشییع 98 تهدید ترامپ به حمله به 52 مرکز فرهنگی در ایران بود. این بار هم یک بار به حمله به زیرساخت ها تهدید کرده بود و هم زمان با تشییع رهبری هم گفته بود فعلا مرخصی داده و شاید باز حمله کند. این گفتارهای سخیف سبب شد حتی برخی از منتقدان به پاره ای سیاست ها در تقبیح تحقیر و تهدید به خیابان بیایند. چنان که دکتر سروش متفکر برجسته ایرانی که خود در زمره منتقدین احصا می شود در پیامی در همان روز دوشنبه گفت: " بدرقه ای پر عشق و پرارادت را شاهدیم. بیش یا هم وزن این عشق و ارادت اما اظهار تنفر است از متجاوزانی که ناجوانمردانه به خاک ما هجوم آوردند و مردم بی گناه ما را کشتند...."

هفتم: در دی 98 در همین تارنما بر اساس گزاره ای اصلی یک خبر از آن ترور به عنوان "اَبَر خبر" یاد کردم. اگر آن اَبَرخبر بود این اتفاق اَبَرخبرتر بود. با هر متر و معیار و فارغ از ارزش‌داوری‌ها.

هشتم: هر چند ترامپ همان بدعهدی و به تعبیر مرحوم لاریجانی "بی صفتی" را تکرار کرد ( نقض قول) اما در این یکی آن که هدف قرار گرفت سید حسن نصرالله رهبر حزب الله نبود. رهبر یک نظام سیاسی بود.

نهم: گاردین به درستی نوشت: ایران، خط قرمز ایرانیان است و ترامپ که نوبت قبل از این خط قرمز عبور کرده بود این بار به شکل خشن تر و زننده تری از این خط گذشت و وقتی نوع واکنش را در نوبت قبل دیده بود چرا باید از این واکنش غافل گیر یا شگفت زده شده باشد؟ شاید به این خاطر حدس نمی زده که اصلا حکومتی باقی بماند که بخواهد مردم را به واکنش وادارد و معترضان دی ماه را به منزله همه مردم دانسته بود. اما همین را در سال 98 هم تجربه کرده بود زیرا آن بدرقۀ تاریخی اندکی بعد از اعتراضات آبان رقم خورد.

دهمی را البته ترامپ نمی داند و حق دارد غافل گیر شود. وقتی سردار قاسم سلیمانی به ابوالفضل العباس تشبیه شد تکرار آن رفتار جز تشبیه رهبر شهید به امام حسین علیه السلام باقی نمی گذاشت. دو تعبیر "اربا اربا" یا " فقطعوا" برای بدن های پاره پاره حضرت عباس و امام حسین به کار می رود و اینجا با دو ترور شبیه سازی شد.

وقتی

6 سال پیش علی لاریجانی که هنوز رییس مجلس بود در وصف سلیمانی نوشت:

جنازۀ تو ندانم کدام حادثه بود

که دیدگان، همه مقصول کرد و رخ، مجروح

از آبِ دیده چو توفان نوح شد، همه جا

جنازۀ تو بر آن آب، همچو کشتی نوح

او بود و ترور و شهادت رهبری را دید و ترامپ را تهدید کرد که "رهایش نخواهیم کرد" و اندک زمانی بعدتر خود هدف همان سلسله ترورهای ذیل "خشم حماسی" قرار گرفت و نبود تا تشییع پیکر رهبری را ببیند و اگر بود همان دوبیتی را با اندک تغییراتی برای تشییع در شهرهای تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد هم به کار می برد و انبوه جمعیت را به رود و احساسات و خون خواهی شان را به خشم حماسی تشبیه می کرد و البته آن وسیله که 5 تابوت بر آن نهاده شده بود ( سه مرد و دو زن و یک دختر بچه) به کشتی نوح که از توفان عبور می کند.

نه ترامپ نه اینترنشنال دیگر بر آن خشم حماسی اصرار ندارند و به دنبال کشف راز اشک هایی هستند که نسبتی با تصورات و تبلیغات ندارد و بی گمان یکی از دلایل مردمان شرکت کننده در مراسم یا بخشی از آنان ترسیم قابی دیگر پیش چشم ترامپ بوده تا از یک سو با مفهوم راستین "خشم حماسی" رو به رو شود ( با خون خواهی و تهدید او به قتل و تاوان و انتقام) و از جانب دیگر از شروع جنگی دیگر به بهانۀ کمک به مردم ایران باز دارد اگرچه خیلی زود از فاز کمک به تهدید به نابودی تمدن و بازگرداندن به عصر حجر رسید!

آیین‌های تشییع به بوم‌رنگی بدل شده که تعبیر "خشم حماسی" را برای این مراسم موجه کرده نه آن حمله و ترور تا جایی که ترامپ در پی کشف راز سوگ‌واران خشم‌گین برآمده است...

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha