فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۸۱۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۳ - ۰۹-۰۳-۱۳۸۹
کد ۱۱۷۸۱۶
انتشار: ۱۰:۰۳ - ۰۹-۰۳-۱۳۸۹

سيد شهيدان عرب

عصر ایران
دکتر ابراهیم فیاض
دفاع‎ مقدس در ایران تحولات ساختاری و فرهنگی بسیار عظیمی به‎وجود آورد و ساختار‎های اجتماعی‎ای که به‎شدت دچار گسل بود را به هم پیوند داد. به‎عبارت دیگر، جنگ در ایران به‎جای آن‎که موجب تفرقه شود، باعث وحدت ملی شد و ساختار‎های تاریخی ایران که غالبا دارای گسل و فاصله بود را در یک‎جا جمع کرد. همچنین ساختار‎های بالا و پایین جامعه را به هم نزدیک ساخت. یعنی در جبهه، بچه کارگر در کنار بچه پول‎دار می‎جنگید. در ایرانی که همیشه بین شهر و روستا اختلاف بود، حالا در جنگ هم از شهر آمده بودند هم از روستا. فاصله‎‎ها از بین رفته و همه با هم دوست و آشنا شدند. حتی شهر‎هایی که ممکن نبود در جای دیگر به هم بپيوندند، در جنگ پیوند خوردند. در لشکر‎هایی که محل‎‎های مشترک داشتند، مثلا مسیر‎های مشترک که باید طی می‎شد (بین قرارگاه تا خط مقدم در ماشین‎‎هایی که مشترک بود) بچه‎‎های شهرستانی که همه هم بسیجی و پاسدار بودند و از نظر معنوی بالا بودند، با هم دوست می‎شدند. بنابراین دفاع‎مقدس به‎شدت وحدت اجتماعی و فرهنگی را با خود به ارمغان آورد.

در بعد اجتماعی بعد از انقلاب، برای اولین‎بار بود که زنان نیز در کمک به پشت جبهه‎‎ها و همچنین در امدادرسانی وارد صحنه می‎شدند. مثل آن‎چه در کتاب «دا» به‎عنوان یکی از بهترین روایت‎‎های جنگ به نقل از یک زن می‎خوانیم.

روابط بین زن و مرد نیز از حالت گسل بیرون آمد و یک نوع وحدت جنسی به‎وجود آمد؛ جنگ باعث ازدواج‎‎های بسیاری شد. اگر داستان ازدواج‎ رزمندگان و چگونگی آشنایی آن‎‎ها با یکدیگر در طول جنگ را نگاه کنیم، زیباترین مقوله‎‎های عشق ایرانی و خانواده ایرانی را در همین دوران می‎یابیم.

در جنگ گسل سنی میان نسل گذشته و آینده نیز از بین رفت. از نوجوان 12 ساله گرفته تا پیرمرد 80 ساله در صحنه حضور داشتند و هر کس هم نقش خود را بازی می‎کرد. یادم هست که بعضی از نوجوانان قد و قامت‎شان به اندازه اسلحه‎ای بود که بر دوش داشتند. و البته با همه کوچکی با چنان شجاعتی می‎جنگیدند که انسان خجالت‎زده می‎شد. از آن طرف، پیرمرد‎ها با تجربه‎شان امر به صبوری می‎کردند و با آن سن و سال‎شان باعث گسترش معنویت در جبهه‎‎ها می‎شدند. بنابراین به جای آن‎که فاصله سنی باعث ایجاد تفرقه شود، موجب اتحاد و هم‎دلی بیشتر میان رزمندگان می‎شد.
این حالت در جبهه‎‎ها موجب شکوفایی فراوان استعداد‎های گوناگون ‎شد. یادم هست، زمانی ما برای رسیدن به دریاچه نمک، مجبور شدیم ساعت‎‎ها یک مسیر اشتباه را بپیماییم. در طول مسیر که از کنار اروند و لشکر‎های رسول‎الله و 31 عاشورا و 33 المهدی عبور می‎کردیم؛ کاملا مشخص بود که هر سنگری مربوط به کدام شهرستان و کدام قومیت است. آن‎‎ها حتی خط مقدم‎شان را نیز با فرهنگ خاص خودشان ساخته بودند. و این مسئله به‎شدت باعث زیبایی جبهه‎‎های نبرد می‎شد. تنوع فرهنگی در تمام تار و پود آن دیده می‎شد. نکته مهم این تنوع آن بود، که باعث بروز تمام امتیازات ذهنی- هوشی و جسمی افراد می‎شد. مثلا کسی که زور بازو داشت، تیربار برمی‎داشت یا پشت دوشکا می‎نشست و کسی‎که ریزنقش بود، ولی از هوش و فراست خوبی برخوردار بود، کار‎های مهندسی و نقشه‎کشی یا طراحی عملیات انجام می‎داد. تحولي که جنگ باعث آن شد، همین به شکوفایی رساندن کل اقوام ایرانی بود. قومیت‎‎هایی که در جنگ حضور داشتند، هرکدام به‎نوبه خود درخشیدند و قهرمان‎‎هایی را آفریدند. آذری‎زبان‎‎ها باکری‎ها، اصفهانی‎‎ها خرازی‎‎ها و همت‎‎ها و همین‎طور هرجا قهرمان خاص خودش را داراست.

قهرمان سرزمین‎‎های جنوب نیز، که من از نزدیک با او آشنایی داشتم، قهرمان قومیت بزرگ اما ناشناخته خوزستان، سردار بزرگ اسلام، حاج سید علی هاشمی است؛ که لقب سیدالشهدای عرب به‎حق شایسته اوست. او که سید عربی بود و صفات اعراب به‎خوبی در وجودش متبلور شده بود. صداقت و سخاوت و صفای عربی در او موج می‎زد. به‎شدت متواضع بود به‎طوری که وقتی در عکس‎‎های به‎جا مانده از وی دقت می‎کردی، بازشناختن فرمانده از بسیجی عادی کار دشواری می‎شد. اصلا مشخص نبود کسی که متواضعانه در میان جمع ایستاده فرمانده سپاه ششم است.
آشنایی من با ایشان از طریق دو نفر از بچه‎‎های جنوب که نوجوان هم بودند و به‎عنوان جنگ‎زده به کازرون آمده بودند و طی آشنایی با بچه‎‎های بسیج، در عرض یک سال دوباره به جبهه برگشته بودند، برمی‎گشت. آن‎‎ها ابتدا خانه‎های‎شان را به اهواز و سپس به شهرک نبرد بردند که در زیر آتش بی‎امان دشمن هر لحظه می‎لرزید. بعد از آن‎جا به قرارگاه نصرت رفته و با حاج علی هاشمی آشنا شدند. بعد هم در جزیره مجنون پس از دعای کمیل به شهادت رسیدند. سید علی هاشمی وقتی برای سخنرانی مراسم بچه‎‎ها آمد، با پای برهنه و یک دمپایی ساده پلاستیکی آمد. و تا آخر هم در جزیره ماند تا بالاخره به همان بچه‎‎ها ملحق شد.

 بچه‎‎هایی که با او کار می‎کردند، شهید امید نیک‎زاد و شهید سجاد خویش‎کار از اول با قرارگاه نصرت همکاری می‎کردند. با آن‎که 18 سال بیشتر نداشتند، حماسه بزرگ شناسایی و طراحی عملیات خیبر را در طول شش ماه انجام دادند. آن‎چه مهم بود این بود که وقتی این بچه‎‎ها با سید علی آشنا شدند، تمام وجودشان دگرگون شد. هویت‎شان عوض شد. این مرد آن‎قدر عارف‎مسلک و متواضع بود که هر کس با او کار می‎کرد، یک حالت ملکوتی و عرفانی كسب مي‌كرد. بعد از عملیات خیبر که با سجاد خویش‎کار به‎سمت طلاییه می‎رفتیم، یادم نمی‎رود که چقدر عوض شده بود و در یک سکوت عجیب و طمأنینه غریبی به سر می‎برد. و همه از هم‎نشینی با حاج علی هاشمی بود. قیافه بهشتی و ملکوتی او یادم نمی‎رود. یعنی آسد علی انسانی بود که هر کس با او کار می‎کرد، منقلب می‎شد. حالتی بود که خدا در او ایجاد کرده بود. عرب و غیر عرب هم نمی‎شناخت. بومی و غیربومی نمی‎شناخت. بومی‎‎ها با علاقه تمام با او در شناسایی‎‎ها کار می‎کردند و غیربومی‎‎های عراق نیز در حور با او همکاری داشتند و اطلاعات عراق را به ایران می‎دادند. همه به‎خاطر شخصیت خاص او بود. یعنی معنویت این سید عرب آن‎چنان بود که ساختار دوست و دشمن را درهم می‎شکست. همه را جذب خود می‎کرد. بچه‎‎ها هرچقدر بی‎رنگ‎تر می‎شدند، به آسد علی نزدیک‎تر می‎شدند. احساس من این‎طور بود. رقابت این نبود که به او نزدیک شوند بلکه اگر بی‎رنگ می‎شدند، خود به خود به او نزدیک می‎شدند. حتی خانواده این شهدا هم او را می‎پرستیدند. بی‎رنگی موجب تقرب می‎شد. چون خود او بی‎رنگ‎ترین آدم بود و دیده نمی‎شد، مگر این‎که معرفیش می‎کردند.

و این می‎تواند یک الگوی بزرگ برای جوانان عرب باشد. این سردار بزرگ پیوسته به‎دنبال از بین بردن گسل‎‎های میان عرب و عجم بود، مسئله‎ای که دشمن به‎شدت در جهت خلاف آن در حرکت است. پس جا دارد برای این الگوی قهرمان عرب خوزستان و سردار بزرگ اسلام، مرقد باشکوهی به‎عنوان قهرمان شیعه و عرب و سید بسازیم و مراتب تکریم او را به‎جا آوریم. من یقین دارم که صفات برجسته‎ و معنویتی که در وجود او بود، خیلی‎‎ها را با خودش خواهد برد. با یاد او خود به خود، به یاد معنویت‎‎های شهید صیاد شیرازی و شهید عماد مغنیه می‎افتم. آن سردار قهرمان لبنان و حزب‎الله. یعنی اگر او سردار عرب لبنانی بود، سید علی هاشمی نیز سردار ایرانی عرب خوزستانی بود. و مردم‎شناسی جنگ به ما می‎گوید باید آنان را تعظیم کنیم؛ برای ایران بزرگ و برای آن‎که در منطقه آینده روشنی داشته باشیم. او می‎تواند حتی قهرمان عرب‎‎های بصره هم باشد. چراکه دشمن دیروز هم او را به‎خوبي می‎شناسد. مثل عماد مغنیه که قهرمان جهان عرب است و واقعا هم هست، علی هاشمی نیز می‎تواند قهرمان عرب باشد.

امیدوارم آنان را تجلیل کنیم تا بتوانیم گونه‎‎های مردم‎شناختی جنگ را به‎شدت برجسته سازيم و آینده خوبی را برای ایران در جهان اسلام رقم بزنیم

منبع: پنجره

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
سخنگوی سپاه: سلاح‌های راهبردی آمریکا دچار فرسایش و کاهش شده و جایگزینی آنها به این زودی امکان‌پذیر نیست ضرب و شتم شدید مدیر برق عسلویه حین جمع‌آوری دستگاه‌های استخراج رمزارز غیرمجاز محسن رضایی: اگر آمریکا شروط ایران را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد دستگیری بیش از ۸۰ هزار تبعه غیرمجاز افغانستانی در مرز تایباد و افزایش پنج برابری آمار دیدار وزیر کشور پاکستان با عراقچی آغاز لیگ بیست‌وششم با نیمکت‌های کاملاً ایرانی؛ آزمون بزرگ برای مربیان داخلی حمله پهپادی عربستان به شمال یمن ضرب‌المثل «مانند بز اخفش سر تکان می‌دهد» از کجا آمده؟ کشف دلارهای تقلبی میلیاردی و دستگیری ۵ متهم در شیراز توسط پلیس اعلام آمادگی وزارت اطلاعات برای همکاری با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح مخبر: تنگه هرمز باز نخواهد شد تا شرایط ایران محقق شود جهش قیمت نفت برنت به کانال ۹۰ دلاری در پی تنش‌ها در تنگه هرمز و کاهش تردد نفتکش‌ها تولید خودروی جدید کرمان موتور رسما آغاز شد واکاوی رویکرد یار مصدق که کنار زاهدی ایستاد آخرین وضعیت جسمانی و روند درمان ایرج خواجه‌امیری، خواننده نامدار موسیقی ایران