فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۹۳۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۰ - ۱۳-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۹۳۲
انتشار: ۱۶:۱۰ - ۱۳-۰۵-۱۴۰۵

چرا مردم در جهان امروز به آینده بدبین‌اند؟

س
در بیشتر برهه‌های قرن بیستم، سیاست بر پایه یک وعده بزرگ استوار بود: «فردا بهتر از امروز خواهد بود.» این وعده، فقط یک شعار انتخاباتی نبود؛ ستون اصلی مشروعیت دولت‌ها و نظام‌های سیاسی به شمار می‌رفت. شهروندان سختی‌های امروز را تحمل می‌کردند، زیرا باور داشتند فرزندانشان زندگی بهتری خواهند داشت.

عصر ایران؛ احمد فرتاش - در بیشتر برهه‌های قرن بیستم، سیاست بر پایه یک وعده بزرگ استوار بود: «فردا بهتر از امروز خواهد بود.» این وعده، فقط یک شعار انتخاباتی نبود؛ ستون اصلی مشروعیت دولت‌ها و نظام‌های سیاسی به شمار می‌رفت. شهروندان سختی‌های امروز را تحمل می‌کردند، زیرا باور داشتند فرزندانشان زندگی بهتری خواهند داشت. کارگران با امید به افزایش رفاه کار می‌کردند، دانشجویان با امید به یافتن شغل بهتر درس می‌خواندند و خانواده‌ها با امید به آینده، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌کردند. به بیان دیگر، امید به آینده، موتور حرکت جوامع بود.

امروز اما این موتور در بسیاری از کشورها با مشکل روبه‌رو شده است. شاید هنوز مردم آرزوی زندگی بهتر داشته باشند، اما دیگر مانند گذشته به تحقق آن اطمینان ندارند. شکاف میان آرزو و باور، هر روز بیشتر می‌شود. بسیاری از شهروندان احساس می‌کنند که آینده دیگر الزاماً روشن‌تر از گذشته نیست و حتی ممکن است از امروز هم دشوارتر باشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل این تغییر، کند شدن رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و حتی برخی اقتصادهای نوظهور است. در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، افزایش تولید، گسترش صنایع، رشد طبقه متوسط و توسعه آموزش عالی این تصور را به وجود آورده بود که هر نسل از نسل قبل ثروتمندتر خواهد شد. اما از دهه‌های اخیر، این روند در بسیاری از نقاط جهان متوقف یا کند شده است. افزایش قیمت مسکن، هزینه‌های درمان، آموزش و کاهش امنیت شغلی باعث شده است که بسیاری از جوانان احساس کنند رسیدن به سطح زندگی والدینشان دشوارتر از گذشته است.

در کنار اقتصاد، فناوری نیز نقشی دوگانه ایفا کرده است. اینترنت و هوش مصنوعی فرصت‌های بی‌سابقه‌ای ایجاد کرده‌اند، اما هم‌زمان نگرانی‌های تازه‌ای نیز به وجود آورده‌اند. بسیاری از کارکنان نگران‌اند که شغلشان در آینده به وسیله ماشین‌ها یا الگوریتم‌ها تصرف شود. حتی کسانی که امروز شغل مناسبی دارند، نمی‌دانند پنج یا ده سال دیگر جایگاهشان چگونه خواهد بود. آینده، که زمانی نماد پیشرفت بود، اکنون برای بسیاری یادآور عدم قطعیت است.

آینده

عامل مهم دیگر، تغییرات اقلیمی و بحران‌های جهانی است. نسل‌های پیشین معمولاً آینده را دوره‌ای آرام‌تر و مرفه‌تر تصور می‌کردند، اما نسل امروز هر روز با خبرهایی درباره گرمایش زمین، کمبود آب، مهاجرت‌های گسترده، جنگ‌ها، بیماری‌های فراگیر و بحران‌های اقتصادی روبه‌رو است. طبیعی است که در چنین فضایی، تصور آینده‌ای بهتر دشوارتر شود. وقتی اخبار روزانه بیش از آنکه نوید پیشرفت بدهند، از بحران سخن می‌گویند، امید نیز به تدریج فرسوده می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی نیز در این میان نقش مهمی دارند. این شبکه‌ها از یک سو تصویری اغراق‌آمیز از موفقیت دیگران ارائه می‌کنند و از سوی دیگر، اخبار منفی را با سرعتی بی‌سابقه منتشر می‌کنند. نتیجه آن است که انسان امروز، همواره خود را با موفق‌ترین افراد مقایسه می‌کند و هم‌زمان، مدام با روایت‌های بحران، جنگ و شکست روبه‌رو است. چنین ترکیبی، احساس ناکامی و بدبینی نسبت به آینده را تشدید می‌کند.

این تحول، پیامدهای سیاسی مهمی نیز داشته است. سیاستمداران در گذشته بیشتر از آینده سخن می‌گفتند؛ از برنامه‌های بلندمدت، توسعه، اصلاحات و پیشرفت. اما امروز در بسیاری از کشورها، بخش مهمی از سیاست بر مدیریت ترس استوار شده است. وعده اصلی بسیاری از سیاستمداران دیگر این نیست که آینده را بهتر خواهند کرد، بلکه این است که از بدتر شدن اوضاع جلوگیری می‌کنند. گویی سیاست از ساختن آینده، به مهار بحران تغییر جهت داده است.

در چنین فضایی، احزاب پوپولیست نیز فرصت بیشتری برای رشد پیدا می‌کنند. آنها معمولاً به جای ترسیم آینده‌ای روشن، گذشته‌ای آرمانی را به تصویر می‌کشند و وعده می‌دهند که کشور را به «دوران طلایی» بازمی‌گردانند. این شعارها زمانی جذاب می‌شوند که مردم دیگر به ساختن آینده اعتماد نداشته باشند. وقتی امید به فردا کاهش می‌یابد، نوستالژی دیروز قدرت بیشتری پیدا می‌کند.

اما این وضعیت فقط به سیاست محدود نمی‌شود. در فرهنگ عمومی نیز نشانه‌های آن دیده می‌شود. استقبال گسترده از فیلم‌ها، موسیقی‌ها و محصولات فرهنگی نوستالژیک، علاقه به بازسازی آثار قدیمی و حتی مدهای برگرفته از دهه‌های گذشته، همگی می‌توانند نشانه‌ای از جامعه‌ای باشند که بیش از آنکه چشم به آینده داشته باشد، در گذشته احساس امنیت می‌کند. البته نوستالژی همیشه منفی نیست، اما زمانی که جای امید به آینده را بگیرد، به علامتی از رکود ذهنی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

مردم

با این حال، نباید تصور کرد که امید به طور کامل از میان رفته است. تاریخ نشان می‌دهد که جوامع بارها دوره‌های بدبینی را پشت سر گذاشته‌اند و دوباره توانسته‌اند افق‌های تازه‌ای برای خود ترسیم کنند. امید، بیش از آنکه محصول تبلیغات باشد، نتیجه تجربه واقعی مردم از بهبود شرایط است. اگر شهروندان احساس کنند تلاش، آموزش، کار و خلاقیت همچنان می‌تواند زندگی آنها را بهتر کند، اعتماد به آینده نیز بازخواهد گشت.

شاید مهم‌ترین چالش سیاست در قرن بیست و یکم، نه فقط حل مشکلات اقتصادی یا امنیتی، بلکه بازسازی همین اعتماد باشد؛ اعتماد به اینکه فردا می‌تواند از امروز بهتر باشد؛ زیرا جامعه‌ای که امید خود را از دست بدهد، فقط با کاهش رشد اقتصادی روبه‌رو نمی‌شود، بلکه سرمایه اجتماعی، مشارکت سیاسی، اعتماد عمومی و حتی انگیزه فردی برای پیشرفت نیز در آن فرسوده می‌شود. آینده، پیش از آنکه یک واقعیت اقتصادی باشد، یک باور اجتماعی است. و هیچ جامعه‌ای بدون باور به آینده، نمی‌تواند برای مدت طولانی مسیر پیشرفت را ادامه دهد.

 

برچسب ها: مردم ، آینده ، سیاست ، امید
ارسال به دوستان
بازگشایی دوطرفه جاده چالوس و آزادراه تهران–شمال از ساعت ۱۸ امروز مارکو روبیو: درباره بازگشایی تنگه هرمز هنوز به توافق نهایی نرسیده‌ایم دفتر رهبر انقلاب: ادعاها درباره واکنش رهبری به نامه رئیس جمهور کذب است پیاده‌روی جاماندگان اربعین حسینی در تهران (+عکس) بازداشت سفیر پیشین فلسطین در لبنان به اتهام فساد تصویری کمتر دیده شده از استفاده ضدهوایی تفنگ ضدتانک PTRD ادعای وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره توافق قریب‌الوقوع برای بازگشایی تنگه هرمز جسی بیسیو با قرارداد ۸.۵ میلیون یورویی به بارسلونا پیوست آغاز قطعی لیگ برتر فوتبال از ۲۳ مرداد؛ بطلان شایعات تعویق مسابقات نبویان: آقای سخنگو تحریم‌ها برداشته می‌شود؟ رویترز: آمریکا تقریبا تمام موشک‌های دقیق دوربرد خود را در جنگ با ایران مصرف کرده است کارل پوپر؛ فیلسوف ضد یقین تداوم هوای سوزان در بوشهر؛ دما در برخی مناطق به ۵۰ درجه می‌رسد ساخت ۹۰ میلیون کیف پول الکترونیکی برای ایرانیان از سوی بانک مرکزی آیت‌الله جوادی آملی: آیا این معجزه نیست که ما دو ابر قدرت دنیا را چماله کردیم؟