عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- سئوتا، شهری خودمختار در اسپانیاست که در نوار شمالیِ آفریقا قرار دارد و از سه طرف با مراکش هممرز است. این شهر دروازۀ اروپا است و مهاجرانِ آفریقایی و مراکشی، آن را یکی از کوتاهترین مسیرها برای ورود به خاکِ اروپا میدانند. اگر وارد سئوتا شوید، عملاً قدم به اسپانیا و اتحادیۀ اروپا گذاشتهاید؛ شهری که همجوار تنگۀ جبلالطارق است و دریای مدیترانه را به اقیانوس اطلس متصل میکند. همین موقعیت، ارزش نظامی و تجاریِ بالایی به سئوتا بخشیده است.
اسپانیا از قرنها پیش بر این شهر مسلط بوده. مراکش هم آن را بخشی از قلمرو تاریخیاش میداند و خواهانِ بازپسگیری است. هر زمان، روابط اسپانیا و مراکش به وخامت میگراید یا فشار اقتصادی در مراکش افزایش مییابد، شمار زیادی از مهاجران، شناکنان و سوار بر قایق به صرافتِ عبور از حصارهای مرزی و ورود به سئوتا میافتند. به همین دلیل، این شهر بارها با بحرانهای انسانی و امنیتی مواجه شده است. آنهایی که گذرنامه و مدارکِ قانونی دارند، بهراحتی بین دو شهر تردد میکنند، ولی هزاران مهاجر غیرقانونی برای رسیدن به این نقطه جانشان را از دست میدهند.
سئوتا در نخستین روزهای آگوست امسال، شاهد یکی از بزرگترین امواجِ مهاجرت غیرقانونی در سالهای اخیر بود. برآوردها از ورود 60 هزار شهروندِ مراکشی در کمتر از 24 ساعت حکایت دارند.
گزارش خواندنیِ جونا هال در الجزیره ناظر به تلاشِ مهاجران برای رسیدن به سئوتا است.
موجِ گریز مهاجران ناشی از مشکلات عدیدۀ اقتصادی و اجتماعی در مراکش بود و به این علت، طوفانی شد که در شبکههای اجتماعی، ویدئوها و پیامیهایی منتشر کردند مبنی بر این که مرز سئوتا باز است و هرکس از راه دریا وارد شود، دیگر به مراکش بازگردانده نخواهد شد.

منشأ این شایعه، حکم جدید دیوان عالی اسپانیا بود که بازگرداندنِ فوری مهاجران دریایی را بدون طیِ مراحل قانونی منع میکرد. البته معنای این حکم، اجازۀ اقامت نبود و اسپانیا میتوانست پس از بررسیِ پرونده، مهاجران را بازگرداند. مقامهای اسپانیایی میگویند شبکههای قاچاق انسان، این حکم را تحریف کرده و مردم را به خروج از مرز واداشتهاند. انتشار تصاویر مهاجرانِ موفق، دیگران را هم به صرافتِ خروج انداخت. جوانان از شهرهای مختلفِ مراکش راهی سئوتا شدند، با این خیال که فرصتی استثنایی و کوتاهمدت برای ورود به خاکِ اسپانیا فراهم شده است.
آیا زندگی در مراکش تا اینحد طاقتفرسا است که چنین موجی به راه انداخته؟ ساختار حکومتیِ این کشور، پادشاهیِ مشروطه و پارلمانی است. در توصیف تحلیلی میتوان آن را پادشاهیِ اجرایی یا نظامِ ترکیبی قلمداد کرد. محمدِ ششم پادشاه مراکش است که از سال 1999 بر تخت نشسته و عزیز اخنوش هم از سال 2021 نخستوزیر است. این کشور، انتخابات، احزاب، پارلمان و دولت دارد ولی تصمیم نهایی در هر زمینهای با پادشاه و دربار است.
پادشاه علاوه بر مشروعیتِ سیاسی و تاریخی، مشروعیتِ مذهبی هم دارد. طبق قانون اساسی مراکش، او امیرالمؤمنین، حافظِ دین اسلام و رئیسِ شورای عالیِ علمای مراکش است. اصلاحات 2011، بخشی از قدرت را به دولت و پارلمان برگرداند، اما پادشاه و دربار، شبکههای نفوذ و مقامهای ارشدِ امنیتی بر نظام سیاسی تسلط دارند.
مراکش درگیر جنگ یا فروپاشی اقتصادی نیست و حتی اقتصادش در سالهای اخیر رشد کرده، اما این وضعیت برای جوانان، شغل و چشمانداز روشن ایجاد نکرده است. نرخ بیکاری عمومی در این کشور 13 درصد و نرخ بیکاری جوانان 37 درصد است. یکچهارمِ جوانان نه شاغلاند، نه تحصیلکرده. مهارت خاصی هم ندارند. خیلی از بیکاران بیش از یک سال است کاری نیافتهاند. مشکل فقط نبودِ کار نیست. جوانان تحصیلکرده هم شغل مناسب نمییابند. دستمزدهای بخش خصوصی پایین است و فرصت کار محدود به شهرهای ساحلی و مناطق مرفه. اگر خاطرتان باشد، اعتراضِ نسل زدِ مراکشی در سپتامبر 2025 هم بر عدالت اجتماعی، اشتغال و بهبودِ خدمات عمومی متمرکز بود.
برخی تحلیلگران میگویند مقامات عمداً مرزها را بازگذاشتهاند. برخی دیگر احتمال میدهند مراکش مانند بحران 2021، از مهاجرت برای فشار سیاسی بر اسپانیا استفاده کرده باشد. تنشهای اخیر مادرید و رباط (پایتخت مراکش) بر سر روابط اسپانیا با الجزایر و مسئلۀ صحرای غربی هم به این گمانهزنیها دامن زده است. درمجموع، ناامیدیِ ناشی از بیکاری، فقر گسترده، نابرابری و ضعفِ خدمات عمومی در شکلگیری بحران دخیل بوده و جمعیتِ جانبهلبرسیده را به حرکت واداشته است.

➖➖➖➖
الجزیره؛ جونا هال؛ 2 آگوست 2026
در جریانِ سفری کاریام به مرز اروپا و آفریقا در روزهای گذشته، شاهد هجومِ شهروندان مراکشی به سئوتا (شهر خودمختار اسپانیا در شاخ آفریقا) بودم. حدود شصت هزار مراکشی به این شهر وارد شدند. وضعیت بهگونهای بود که همۀ کسبوکارها تعطیل و ظرفیتِ مراکز اقامتی تکمیل شد. ناچار شدیم در شهر بندریِ کوچکی به نام الجسیراس بمانیم و هر روز با کشتی به سئوتا برویم.
یکی از همسفرانم، ایزابل حسین نام داشت؛ افسر پلیسِ بندر الجسیراس و ساکن سئوتا. او با اشاره به سهولتِ تردد در این مسیر میگفت: «اگر مدارک قانونی داشته باشید، عبور از مرز دشوار نیست. گاهی فقط برای صرف ناهار و لذتبردن از غذاهای مراکشی از مرز خارج میشویم... ولی هجوم گسترده و ناگهانیِ مهاجران در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه برای ساکنان سئوتا، عذابآور بود. مردم ترسیده بودند. حضور گستردۀ غریبهها در همۀ نقاط شهر، فضا را ناامن کرده بود... من هم مثل خیلی از شهروندانِ سئوتا، نیمی مسلمان و نیمی مسیحیام. ما سالها در آرامش کنار هم زندگی کردهایم ولی اینبار هجوم مهاجران حیرتآور بود.»
ایزابل حسین میگفت: «تلاش مردمِ بیچاره برای ورود به سئوتا حیرتآور بود. ما هر روز شاهدِ صفکشیدنِ صدها خودرو در بندر الجسیراسایم که میخواهند با کشتی عازم طنجه شوند؛ مراکشیهایی را میگویم که از سراسر اسپانیا و نقاط مختلف اروپا برای گذراندن تعطیلات تابستانی راهی دیارشان میشوند. حتی در بزرگراههای اسپانیا و هزار کیلومتر دورتر از این بندر، الجسیراس را به زبان عربی نوشتهاند تا مسافران در یافتنِ مسیر به مشکل برنخورند. همۀ آنها مدارک قانونی دارند و بهراحتی تردد میکنند. درمقابل با واقعیتِ تلخِ سئوتا و این وضعیت رعبآور مواجهیم. روز شنبه، صدها مرد جوان با نظارت سختگیرانه و تهدیدآمیزِ ارتش اسپانیا، پای پیاده به مراکش بازگشتند.»
عبدالمجید، یکی از همین مهاجران غیرقانونی میگوید: «مردم در گرمای شدید از پا در آمدند. دو شبانهروز با جانِ خسته و قلب تپنده، در آبهای سرد شناور بودیم و تقلا میکردیم خود را به سواحل سئوتا برسانیم.
.. چرا به اینجا آمدیم؟ برای زندگی بهتر، رفاه بیشتر، حقوق انسانی و امنیتی که لایق هر انسانی است... همهاش خیال خام بود. سئوتا پناهگاه نشد و با وعدههای رؤیاییِ مبلغانش فاصله داشت. گریزی در کار نبود. مردم با تشنگی و گرسنگی، گرمای طاقتفرسا و برخوردهای خصمانه مواجه شدند.»
مأموران مرزی، 90 درصد از 60 هزار مهاجر غیرقانونی یعنی همانهایی که در کمتر از 24 ساعت به سئوتا شتافته بودند را به مراکش بازگرداندند، ولی برخی از مهاجران به احتمال تکرار این قمار مرگبار اشاره میکنند. یکی از آنها با لحنی حسرتبار میگوید: «به ما گفته بودند به سئوتا بیایید. در اینستاگرام میگفتند بروید اسپانیا. آنجا پول و کار مهیاست. ما را فریب دادند. بازی خوردیم.» پایان بازی برای خیلی از مهاجران به مرگ ختم شد. دهها نفر در تلاش برای رسیدن به سئوتا جان باختند و غواصانِ پلیس تا عصر شنبه، آدمهای تهیدستی را از آب بیرون کشیدند که رؤیایشان در دریا دفن شده بود.

برخی جان باخته و برخی دیگر به مراکش بازگشتند و حالا نبردِ روایتها در سئوتا آغاز شده است. دولت، انگشت اتهام را به سمتِ گروههای تبهکار و قاچاقچیان انسان گرفته و مخالفان، این واقعه را تهاجمی ناشی از سیاستهای مهاجرتیِ دولتِ چپگرا میدانند.
چهرههای راستگرایی مثل آلویس پرز (عضو پارلمان اروپا) و ضیاء یوسف (رهبر حزب اصلاحات بریتانیا) هم این بحران را ویترینی برای نمایشِ ایدئولوژی کردهاند.
حکایتِ غریبی است. ضیاء یوسف با پیراهنِ سفیدِ اتوکشیده، در احاطۀ محافظانِ تنومندش وارد میشود. سعی میکند از زبانِ مهاجرانی که انگلیسی نمیدانند، کلماتی بیرون بکشد و روایتی دستوپا کند. با لحنی زننده میگوید: «سفری جانکاه به توصیۀ شبکههای اجتماعی و پایانی غمانگیز!»
آلویس پرز با اسکورتِ پلیس از مرکز شهر عبور کرده و ضیاء یوسف کوشیده تلاش مهاجران را به پیامهای کلیشهای گره بزند. ضیاء در شبکۀ اجتماعی ایکس نوشته: من در سئوتا هستم؛ صحنۀ هجومِ 60 هزار مهاجر. اسپانیا عملاً مرز را نظامی کرده است.
اینجا با مراکشیهایی حرف زدهام که میخواهند به بریتانیا بروند و بازی هنوز ادامه دارد.»
همهچیز از دور به بازی شبیه است. نگاهم به کپۀ کفشها و وسایل بادیِ مهاجران میافتد که روی ساحل رها شدهاند؛ یادگار انسانهایی فرودست که در بازیهای سیاسی، همیشه مهرههای فراموششدهاند و تقلایشان نقش بر آب است.

➖➖➖➖
یادداشت مترجم: بحران اخیر در سئوتا، تصویر غمبار یکی از بزرگترین بحرانهای قرن بیست و یکم یعنی مهاجرت است؛ بازتابِ شکاف میان جهانِ برخوردار و جهانِ محروم، شکاف میان رؤیای مهاجرت و واقعیتهای سخت، شکاف بین نیازهای انسانیِ مهاجران و سیاستهای امنیتیِ دولتها.
هجوم دهها هزار مهاجر مراکشی به سئوتا، رخدادی کمسابقه است و اهمیتش به نمادهایی است که با خود حمل میکند. سئوتا یکی از عجیبترین نقاطِ جغرافیای سیاسی جهان است؛ قطعهای از خاک اروپا در قلب آفریقا، مرزی میان اتحادیۀ اروپا و یکی از مسیرهای اصلیِ مهاجرت از جنوب به شمال؛ گذرگاهی وسوسهکننده برای کسانی که اروپا را آخرین فرصت برای تغییر سرنوشت میبینند.
در نگاه نخست، مهاجرانی که به سئوتا رسیدهاند، قربانی تبلیغات شبکههای اجتماعی یا وعدههای قاچاقچیان انسان شدهاند. جوانان وعدههایی در اینستاگرام دیدهاند که اسپانیا را مهد کار و درآمد معرفی کرده و به همین دلیل دل به دریا زدهاند. ولی تقلیل این پدیده به فریبخوردگی، سادهسازیِ مسأله است.
مهاجرتِ غیرقانونی هرگز نتیجۀ تصمیمِ ناگهانی نیست؛ حاصل مجموعهای از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
جوانی که در کشوری ضعیف با فرصتهای محدودِ شغلی، دستمزد پایین، فساد اداری و چشمانداز مبهم روبهروست، با آگاهی از خطرات، مسیر پرمخاطره را برمیگزیند و در واقع بین دو خطر، دست به انتخاب میزند؛ ماندن در وادیِ بیآینده یا رفتن به سمت آیندۀ نامعلوم. مهاجرت برای خیلی از مهاجران، همین قمار اجباری است.
اروپا برای غالبِ مهاجران مقصد جذابی است؛ به خاطر تصوری که از قانونمداری، امنیت اجتماعی، خدمات درمانی، آموزش و امکان پیشرفت دارند. حتی اگر زندگی مهاجرانِ تازهوارد بسیار دشوار باشد، فاصلۀ میان استانداردهای زندگی در شمال و جنوبِ جهان، انگیزۀ مهاجرت میشود. سئوتا نماد همین تناقض است. همانطور که ایزابل حسین میگوید،
در یک سوی مرز، شهروندانی زندگی میکنند که با خودرو، کشتی و مدارک قانونی بین دو قاره تردد میکنند و در سوی دیگر، افرادی هستند که همان مسیر را با شنا، استتار و قمار بر سر جانشان میپیمایند. مرز برای گروه اول، مسیر ارتباط است و برای گروه دوم، سدی میان حیات فعلی و حیات دوردست.

شبکههای اجتماعی در این بین چیزی بیش از کارخانۀ رؤیاپردازی یا ابزار فریب نیستند. مهاجرت در سالهای اخیر، بیش از پیش رسانهای شده.
تصاویر زندگی در اروپا، موفقیتِ مهاجران، درآمدهای بالا و سبک زندگی غربی در فضای مجازی منتشر میشود ولی سالها بیثباتی، تندادن به کارهای سخت و تحملِ تبعیض و تنهایی نشان داده نمیشود.
گویا شبکههای اجتماعی دستمایۀ قاچاقچیان انسان شدهاند.
بخش دیگری از بحرانِ سئوتا، تفاسیر ناسازگار جریانهای سیاسی است.
جریانهای راست افراطی، ورود مهاجران را با تهاجم و وحشیگری یکی میکنند. چنین توصیفی به تغییر نگاه عمومی دامن میزند، ولی انسانهای گرفتار لزوماً تهدید امنیتی نیستند. از سویی نگاهِ چپگرایانه، پیچیدگیهای مدیریتِ مرزها، ظرفیت اقتصادی کشورها و نگرانیهای شهروندان را نادیده میگیرد. واقعیت چیزی بین این دو قطب است.
کشورها حق دارند مرزهایشان را مدیریت کنند ولی امنیت مرزی نباید جایگزین ِسیاستهای ریشهای برای حلِ عوامل مؤثر بر مهاجرت باشد. اتحادیۀ اروپا تلاش میکند با تقویتِ مرزهای خارجی، مهاجرتِ غیرقانونی را کاهش دهد، اما تجربه نشان داده افزایش کنترل مرکزی، تلاش برای مهاجرت را حذف نمیکند. وقتی راههای قانونی محدود باشند، بازار قاچاقچیان رونق میگیرد. وقتی فرصتهای کار و تحصیل برای جوانان در کشورهای مبدأ کم باشد، انگیزۀ عبور از مرز افزایش مییابد.
اروپا نمیتواند همۀ مشکلات سیاسی و اقتصادیِ کشورهای همسایۀ جنوبی را حل کند، ولی ساختِ دیوارهای بلند هم کمکی به حل مشکل مهاجرت نمیکند.
سئوتا آیینۀ جهان نابرابر است و تراژدیِ هجوم مهاجران به این شهر، نمایش جهانی است که در آن، زادگاه و جغرافیا سرنوشتساز میشود.
یکی از مهمترین پرسشهایی که بحران سئوتا مطرح میکند، این است که آیا مهاجرتِ غیرقانونی، تنها گزینۀ پیش روی جوانان در کشورهایِ کمبرخوردار است؟ تجربۀ بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشان میدهد مهاجرت یکی از راههای بهبودِ وضعیت اقتصادی است، ولی نه لزوماً بهترین یا پایدارترین راه.
در دهههای گذشته، کشورهایی مانند ویتنام، بنگلادش و حتی مراکش در برخی بخشهای اقتصادی توانستهاند با توسعۀ صنعت، گردشگری، کشاورزی مدرن و جذب سرمایۀ خارجی، فرصتهای شغلیِ قابلتوجه بسازند. گسترش آموزشهای فنی و حرفهای و توسعۀ کسب و کارهای اینترنتی هم به تغییر فضا کمک کرده است. این فرصتها در گذشته مهیا نبودند و اکنون نیازمند زیرساخت، آموزش و دسترسی به اینترنتِ آزادند. از سویی مسیرهای قانونیِ مهاجرت هم موجودند. این مسیرها دشوار، زمانبر و رقابتی هستند ولی فرد را به بازار قاچاقِ انسان، خطر مرگ، بازداشت و اخراج نمیسپارند.

با این همه، وقتی نرخِ بالای بیکاری، فساد گسترده، ضعفِ حکمرانی و ناامیدی بر زندگی روزمره سایه انداخته، توصیۀ در کشورتان بمانید، بجنگید و تلاش کنید، برای جوانان قانعکننده نیست. به همین دلیل،
مبارزه با مهاجرت غیرقانونی در گرو تلاش صلحآمیز برای اصلاحاتِ فرامرزی است و مستلزمِ سرمایهگذاری بر توسعۀ اقتصادی و ایجاد امید در کشورهای جنوبی.
تجربۀ دریای مدیترانه نشان میدهد با بستهشدن ِهر مسیر گریز، مسیر خطرناکتری گشوده میشود و هربار هزینۀ عبور مهاجران افزایش مییابد؛ هزینهای که خیلی وقتها به بهای جان انسانها تمام میشود. به همین دلیل بسیاری از صاحبنظران از مدیریتِ مهاجرت به جای مقابله با مهاجرت سخن میگویند.
این رویکرد بر کنترل مؤثر مرزها، گسترش مسیرهای قانونیِ مهاجرت، همکاری با کشورهای مبدأ برای ایجاد اشتغال، مقابله با شبکههای قاچاق انسان و تسریع در بررسی درخواستهای پناهندگی تأکید دارد؛ چنین سیاستی نه مرزها را رها میکند و نه کرامت انسانی را قربانی ملاحظات امنیتی میسازد.