عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - پاریسنژرمن فصل جدید را هم با جام شروع کرد؛ تیم لوئیس انریکه در سوپرجام اروپا با نتیجه ۲-۱ از سد استون ویلا گذشت و برای دومین سال متوالی قهرمان این رقابتها شد. پاریسیها در مسابقهای که برخلاف بسیاری از نمایشهای اخیرشان اصلاً آسان پیش نرفت، ابتدا با گل خویچا کواراتسخلیا پیش افتادند، در پایان نیمه اول با گل برایان ماجو به تساوی رسیدند و در نیمه دوم با گل دزیره دوئه دوباره برتری را به دست آوردند. استون ویلا تا آخرین لحظه برای بازگشت تلاش کرد، اما کیفیت بالاتر پاریسنژرمن در لحظات تعیینکننده سرانجام تفاوت را رقم زد.
این قهرمانی برای پاریسنژرمن فقط ادامه یک شروع قدرتمند نبود؛ آنها با دفاع از عنوان خود، به سومین تیم تاریخ تبدیل شدند که توانسته سوپرجام اروپا را در دو سال متوالی فتح کند. پیش از این تنها میلان و رئال مادرید به چنین موفقیتی رسیده بودند. برای لوئیس انریکه نیز این سیزدهمین جام دوران حضورش در پاریس بود؛ مربیای که طی دو فصل گذشته این باشگاه را از مجموعهای پر از ستاره به تیمی تبدیل کرده که حالا در مهمترین مسابقات اروپا، حتی وقتی بهترین نمایش خود را ارائه نمیدهد، راه پیروزی را پیدا میکند.
استون ویلا مسابقه را با احترام به قدرت حریف آغاز کرد، اما قرار نبود از همان ابتدا در لاک دفاعی فرو برود. اونای امری تیمش را فشرده و متراکم به میدان فرستاد تا فضای بازیسازی در مرکز زمین را از پاریسیها بگیرد و در عین حال با انتقال سریع توپ، از فضای پشت مدافعان این تیم استفاده کند. وجود برایان ماجو در نوک حمله بخش مهمی از این برنامه بود؛ مهاجم ۱۷ سالهای که با قامت بلند و قدرت بدنیاش میتوانست توپهای مستقیم را نگه دارد و برای هافبکهای ویلا زمان ایجاد کند تا خودشان را به حمله برسانند.
پاریسنژرمن در دقایق ابتدایی تلاش کرد با گردش توپ همیشگیاش مسابقه را تحت کنترل بگیرد، اما استون ویلا اجازه نمیداد این مالکیت به موقعیتهای جدی تبدیل شود. امری عملاً مسیرهای نفوذ از مرکز را بسته بود و بازیکنانش تلاش میکردند پاریسیها را مجبور کنند حملات خود را از کنارهها آغاز کنند. با این حال، مشکل بازی مقابل تیمی مثل پاریس این است که حتی یک لحظه غفلت میتواند تمام برنامههای دفاعی را از بین ببرد.
در دقیقه ۲۰ همین اتفاق افتاد. استون ویلا در زمین خودی نتوانست توپ را به شکل مناسبی دفع کند و دزیره دوئه از اشتباه دفاعی حریف استفاده کرد تا توپ را به کواراتسخلیا برساند. ستاره گرجستانی پس از دریافت توپ به سمت داخل حرکت کرد و با پای راست ضربهای قدرتمند به سمت دروازه زد؛ شوتی که از سد مارکو بیزو گذشت و پاریسنژرمن را پیش انداخت.
این گل تا حد زیادی بازتاب همان کیفیت فردیای بود که در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین سلاحهای پاریسنژرمن تبدیل شده است. ویلا تا آن لحظه ساختار دفاعی مناسبی داشت و اجازه نداده بود پاریس به موقعیتهای متوالی برسد، اما کواراتسخلیا با یک حرکت انفرادی و ضربهای سریع نشان داد که برای باز کردن چنین بازیهایی همیشه لازم نیست یک تیم چندین دقیقه حمله کند. گاهی یک بازیکن با کیفیت بالا کافی است تا تمام نظم حریف در چند ثانیه فرو بریزد.
کواراتسخلیا در ادامه نیمه اول هم خطرناکترین بازیکن پاریس بود و بارها برای مدافعان ویلا دردسر ایجاد کرد. پاریسیها بعد از گل تلاش کردند ریتم مسابقه را در اختیار بگیرند، اما برخلاف انتظار، این استون ویلا بود که در بخشهایی از نیمه اول جسورتر بازی کرد و بهخصوص از طریق ارسالهای مستقیم به سمت ماجو توانست خط دفاعی قهرمان اروپا را تحت فشار قرار دهد.
مهاجم ۱۷ ساله استون ویلا خیلی زود نشان داد چرا امری برای قرار دادن او در ترکیب اصلی ریسک کرده است. ماجو در نبردهای هوایی حضور مؤثری داشت و با استفاده از قدرت بدنی خود توانست مدافعان پاریس را عقب نگه دارد. جان مکگین و املیانو بوئندیا نیز بارها سعی کردند توپ را به منطقهای برسانند که ماجو بتواند با استفاده از قامتش آن را کنترل کند و حمله را ادامه دهد.
فشار ویلا سرانجام در آخرین دقایق نیمه نخست نتیجه داد. ارسال مکگین به محوطه جریمه رسید و ماجو با حضور بهموقع خود توپ را به تور دروازه پاریسنژرمن رساند تا بازی ۱-۱ شود. گل او علاوه بر اینکه مسابقه را دوباره زنده کرد، اهمیت ویژهای برای خودش داشت؛ چرا که این مهاجم نوجوان در نخستین بازی رسمیاش برای استون ویلا در چنین سطحی موفق شد مقابل قهرمان اروپا گلزنی کند.
نکته جالب این بود که استون ویلا حتی پیش از گل نیز بارها از همین فرمول استفاده کرده بود. ارسالهای مکرر به سمت ماجو نشان میداد امری بهخوبی نقطه آسیبپذیر پاریس را پیدا کرده است؛ تیمی که در بازی روی زمین بسیار قدرتمند بود، اما در برابر توپهای مستقیم و قدرت فیزیکی مهاجم جوان انگلیسی مشکلاتی داشت. نیمه نخست با همین تصویر تمام شد؛ پاریس از نظر کیفیت فردی خطرناکتر بود، اما ویلا با استفاده از ساختار تاکتیکی و قدرت بدنی ماجو توانسته بود مسابقه را به تساوی بکشاند.
لوئیس انریکه نمیتوانست از شرایط نیمه اول راضی باشد. پاریس اگرچه مالکیت و کیفیت تکنیکی بالایی داشت، اما نتوانسته بود کنترل واقعی مسابقه را در اختیار بگیرد و استون ویلا چند بار با بازی مستقیم خط دفاعی این تیم را به دردسر انداخته بود. مهمتر از همه، پاریسیها در یکسوم هجومی به اندازه کافی سرعت و تحرک نداشتند تا دفاع فشرده ویلا را از شکل خارج کنند.
ورود عثمان دمبله یکی از مهمترین تغییرات مسابقه بود. با اضافه شدن او، خط حمله پاریس سرعت بیشتری پیدا کرد و ویلا مجبور شد عقبتر بازی کند. حضور دمبله فقط یک تعویض فردی نبود؛ ورود او باعث شد فاصله میان خطوط پاریس بهتر شود و گردش توپ با سرعت بیشتری انجام بگیرد. پاریس آرامآرام همان تیمی شد که در دو فصل اخیر بارها دیدهایم؛ تیمی که با پاسهای سریع و جابهجایی مداوم، حریف را مجبور میکند چندین بار ساختار دفاعی خود را تغییر دهد.
استون ویلا هنوز خطرناک بود، اما دیگر نمیتوانست مثل نیمه اول به راحتی بازی را به سمت توپهای مستقیم و نبردهای فیزیکی ببرد. پاریس بیشتر توپ را در اختیار گرفت و فشار روی خط دفاعی امری افزایش پیدا کرد. همین فشار در نهایت دومین اشتباه بزرگ ویلا را رقم زد.
در دقیقه ۶۱، دمبله با یک پاس عمقی توپ را پشت خط دفاعی ویلا فرستاد و دزیره دوئه خود را به موقعیت گل رساند. او توپ را از کنار بیزو عبور داد و دروازه را باز کرد، اما پرچم کمکداور بالا رفت و گل در ابتدا مردود اعلام شد. بررسی VAR اما شرایط را تغییر داد؛ مشخص شد دوئه آفساید نبوده و متی کش با جایگیری خود این موقعیت را قانونی کرده است. گل تأیید شد و پاریسنژرمن بار دیگر ۲-۱ جلو افتاد.
این گل نتیجه همان فشاری بود که پاریس در آغاز نیمه دوم ایجاد کرده بود. خط دفاعی ویلا مجبور شده بود برای مقابله با مالکیت پاریس جلوتر بازی کند و همین فضای بیشتری در پشت سر مدافعان ایجاد کرد. دمبله نیز دقیقاً از همان چیزی استفاده کرد که حضورش برای آن اهمیت داشت؛ سرعت در انتقال توپ و پیدا کردن مهاجم در فضایی که چند دقیقه قبل وجود نداشت.
برای ویلا، این گل یک ضربه سنگین بود، اما تیم امری فرو نریخت. آنها دوباره جلو کشیدند و تلاش کردند با ارسال از کنارهها و استفاده از ماجو و دیگر بازیکنان هجومی، بازی را به تساوی برسانند. پاریس نیز در این دقایق مجبور شد بخش بیشتری از انرژی خود را صرف کنترل مسابقه کند و دیگر آن تسلط هجومی دقایق ابتدایی نیمه دوم را نداشت.
استون ویلا در دقایق پایانی هرچه داشت وارد زمین کرد. تیم امری تلاش میکرد با فشار روی محوطه جریمه پاریس، فرصت دیگری برای ماجو ایجاد کند، اما این بار مدافعان پاریس اجازه ندادند توپهای ارسالی به شکل خطرناکی به مهاجم جوان برسد. سافونوف نیز در چند موقعیت واکنشهای مهمی داشت و به پاریس کمک کرد تا برتری خود را حفظ کند.
در سوی دیگر، پاریسیها نشان دادند که فقط بلد نیستند با فوتبال هجومی حریف را شکست دهند؛ آنها در دقایق پایانی توانستند مسابقه را مدیریت کنند و اجازه ندهند فشار ویلا به یک موقعیت قطعی تبدیل شود. این بخش از بازی شاید به اندازه گلهای کواراتسخلیا و دوئه تماشایی نبود، اما برای تیمی که میخواهد دوباره در بالاترین سطح اروپا رقابت کند، اهمیت زیادی داشت.
در نهایت پنج دقیقه وقت اضافه هم نتوانست نتیجه را تغییر دهد و سوت پایان، دومین قهرمانی متوالی پاریسنژرمن در سوپرجام اروپا را قطعی کرد. استون ویلا شکست خورد، اما نمایش این تیم بهخصوص در نیمه اول نشان داد که امری با وجود تغییرات در ترکیب، هنوز میتواند تیمش را مقابل یکی از قدرتمندترین تیمهای اروپا به رقابتی جدی وادار کند.
شاید جذابترین بخش این پیروزی همین باشد. پاریسنژرمن در سالزبورگ بهترین فوتبال خودش را بازی نکرد. استون ویلا بارها آن را تحت فشار گذاشت، در نیمه اول به بازی برگشت و حتی تا پایان برای گل تساوی تلاش کرد. اما پاریس در مسابقهای که همه چیز طبق برنامه پیش نرفت، باز هم راه پیروزی را پیدا کرد.
کواراتسخلیا در لحظهای که تیم به کیفیت فردی نیاز داشت گل زد، ماجو با یک نمایش جسورانه خودش را به فوتبال اروپا معرفی کرد، دمبله با ورودش ریتم بازی را تغییر داد و دوئه در نهایت گل قهرمانی را به ثمر رساند. پشت همه این اتفاقها هم مربیای قرار داشت که میدانست کدام قطعه را چه زمانی جابهجا کند.
پاریسنژرمن حالا سومین تیم تاریخ است که سوپرجام اروپا را در دو سال متوالی فتح میکند. این جام شاید در مقایسه با لیگ قهرمانان ارزش کمتری داشته باشد، اما برای تیمی که سالها رؤیای تبدیل شدن به یک قدرت واقعی اروپا را داشت، نشانه مهمی است: پاریس دیگر برای ثابت کردن اینکه میتواند قهرمان شود بازی نمیکند؛ حالا مسئله این است که چند جام دیگر میتواند ببرد.