عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را با چهار گل شروع کرد؛ اما معنای این برد، در عدد «۴» خلاصه نمیشود. مهمتر از چهار گلی که وارد دروازه مس شهربابک شد، چیزی است که پیش از گل اول و پس از آن در زمین دیده شد: استقلال برای بردن، هم صبر داشت، هم ابزار؛ هم توان شکستن دفاع فشرده را نشان داد و هم بلد بود بعد از باز شدن بازی، آن را تمام کند.
این شاید مهمترین پیام نخستین مسابقه سهراب بختیاریزاده باشد.
مس شهربابک در نیمه اول آمده بود که بازی را ببندد. استقلال هم تا مدت زیادی نتوانست این قفل را باز کند. موقعیت ساخت، از کنارهها حمله کرد، شوت زد و حتی به تیر افقی رسید؛ اما گل نمیآمد. در چنین مسابقاتی معمولاً دو اتفاق رخ میدهد: یا تیم مدعی از فشار روانی خارج میشود و به ارسالهای بیهدف و بازی عجولانه روی میآورد، یا با یک اشتباه کوچک، خودش گرفتار ضدحمله میشود.
استقلال اما صبر کرد. نکته مهمتر اینکه گل اول محصول یک حمله تصادفی نبود؛ محصول فشار و هوشیاری بود. سامان فلاح از اشتباه حریف استفاده کرد و با یک پاس سریع، سحرخیزان را در موقعیتی قرار داد که یک خروج اشتباه از سوی دروازهبان مس آن را به گل تبدیل کرد. این گل، قفل مسابقه را شکست.
از اینجا به بعد، تفاوت استقلال با تیمی که صرفاً میخواهد بازی را ببرد، آشکار شد.
گل دوم شاید مهمترین گل بازی باشد؛ نه به خاطر زیبایی، بلکه به خاطر نحوه ساخته شدنش. رزاقینیا توپ را گرفت، از فشار عبور کرد و با یک پاس عمقی سحرخیزان را در موقعیت تکبهتک قرار داد. مهاجم استقلال هم کار را تمام کرد.
یعنی استقلال برای رسیدن به گل دوم، دیگر منتظر اشتباه حریف نماند؛ خودش موقعیت را ساخت. این همان نقطهای است که میتوان در نخستین بازی فصل روی آن مکث کرد.
رزاقینیا در این مسابقه فقط یک هافبک نبود؛ بخشی از موتور خلاقیت استقلال بود. آسانی از سمت چپ دائماً مدافعان مس را عقب میراند و سحرخیزان هم نشان داد که برای قرار گرفتن در موقعیت و تمام کردن حملات، مهاجم قابل اتکایی است. در کنار آنها، حضور بازیکنان جوانی مانند قلیزاده و اسلامی در گلهای پایانی، یک نشانه دیگر داشت: استقلال نیمکتش را هم وارد داستان کرده است.
گل سوم و چهارم دقیقاً همین را نشان میدهند.
در دقیقه ۸۸، مس برای کرنر جلو آمده بود و استقلال با یک ضدحمله چندنفره، کار را تمام کرد. این دیگر فوتبال تیمی بود که بازی را فهمیده بود: حریف جلو آمده، فضا ایجاد شده و باید از آن استفاده کرد. آسانی پاس آخر را داد و اسلامی، بازیکن تازهوارد، گل زد.
دو دقیقه بعد هم حردانی و قلیزاده همان داستان را تکرار کردند.
این دو گل پایانی شاید از نظر نتیجه، ضرورتی نداشتند؛ استقلال سه بر صفر جلو بود. اما از نظر معنایی مهم بودند. تیمی که در فصل گذشته بارها برای کنترل بازی و حفظ نتیجه دچار مشکل میشد، این بار تا آخرین ثانیه همچنان برای گل چهارم حمله کرد.
این یعنی ذهنیت تغییر کرده یا دستکم نشانههایی از تغییر آن دیده میشود.
البته نباید از یک مسابقه به نتیجه قطعی رسید. مس شهربابک حریف بزرگی برای سنجش تمام ابعاد استقلال نبود و بازیهای دشوارتر، مخصوصاً مقابل تیمهایی که کیفیت بیشتری در انتقال و پرس دارند، تازه مشخص خواهند کرد این استقلال چقدر واقعی است.
حتی در همین مسابقه هم ضعفهایی وجود داشت. استقلال در نیمه اول برای شکستن بلوک دفاعی مس گاهی بیش از اندازه به حملات کناری وابسته بود و در بعضی لحظات، گردش توپ سرعت لازم را نداشت. چند موقعیت خوب هم به دلیل تصمیم آخر نامناسب از دست رفت. اگر حریف کیفیت بالاتری در ضدحمله داشت، شاید برخی از این فضاها هزینه بیشتری برای استقلال ایجاد میکرد.
اما یک نکته را نمیتوان نادیده گرفت: استقلال در این بازی عصبی نشد.
این شاید بزرگترین تفاوت یک برد معمولی با یک برد امیدوارکننده باشد.
تیم سهراب بختیاریزاده ابتدا باید قفل دفاع مس را باز میکرد؛ وقتی باز شد، دیگر متوقف نشد. از گل اول تا گل چهارم، استقلال نشان داد که میتواند ریتم مسابقه را عوض کند، از فضاهای ایجادشده استفاده کند و بازیکنان مختلفی را در فرآیند گلزنی دخیل کند.
چهار گل را هم چهار داستان متفاوت ساختند: هوشیاری فلاح و تمامکنندگی سحرخیزان، خلاقیت رزاقینیا و دوباره سحرخیزان، ضدحمله و پاس آسانی برای اسلامی و در نهایت همکاری حردانی و قلیزاده.
این شاید مهمترین تصویر استقلال در هفته اول باشد: تیمی که یک ستاره برای نجاتش ندارد؛ چندین بازیکن برای ساختن برد دارد.
سهراب بختیاریزاده البته هنوز راه زیادی در پیش دارد. استقلال با یک برد چهارگله قهرمان نمیشود و حتی نمیتوان از همین حالا درباره کیفیت نهایی تیم قضاوت کرد. اما شروع فصل دقیقاً همان چیزی را به هوادار میدهد که از یک شروع خوب انتظار دارد: نشانه.
نشانه اینکه استقلال میتواند صبور باشد.
نشانه اینکه میتواند دفاع فشرده را بشکند.
نشانه اینکه بعد از رسیدن به گل، عقب نمینشیند.
مهمتر از همه، نشانه اینکه جوانهایش قرار نیست فقط روی نیمکت بنشینند؛ قرار است بخشی از نتیجه باشند.
استقلال فصل را با چهار گل شروع کرد؛ اما شاید ارزشمندترین دستاوردش این باشد که در نخستین قدم، یک تیمِ قابل پیشبینی نبود.
و این برای تیمی که میخواهد صدر جدول را تا پایان فصل ببیند، این ویژگی از هر برد پرگلی مهمتر است.