فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۸۰۹۳
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۹ - ۰۸-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۸۰۹۳
انتشار: ۲۰:۵۹ - ۰۸-۰۶-۱۴۰۵

فرار از هرمز؛ وقتی مسیر جایگزین هم امن نیست

نفت
خط لوله اما به زمین وابسته است و همین ویژگی همزمان بزرگ‌ترین مزیت و بزرگ‌ترین ضعف آن محسوب می‌شود. وقتی شرایط عادی باشد، خط لوله می‌تواند نفت را با جریان مداوم و قابل پیش‌بینی منتقل کند، اما وقتی جنگ یا ناامنی به سراغ آن بیاید، انعطاف‌پذیری بسیار محدودی خواهد داشت.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - هر وقت یک کشور با یک گلوگاه خطرناک روبه‌رو می‌شود، اولین راه‌حل مهندسی معمولاً ساختن یک مسیر جایگزین است. تنگه هرمز هم از این قاعده مستثنا نیست و سال‌هاست کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاش می‌کنند با ساخت و توسعه خطوط لوله، بخشی از نفت خود را از مسیری غیر از این آبراه عبور دهند تا در صورت بسته شدن یا ناامن شدن هرمز، صادرات انرژی آنها همچنان ادامه پیدا کند.

ایده در ظاهر ساده است، اما یک مشکل اساسی دارد. خط لوله می‌تواند مسیر حرکت نفت را تغییر دهد، اما لزوماً ریسک جنگ و ناامنی را از بین نمی‌برد. در واقع، کشوری که تلاش می‌کند از یک گلوگاه دریایی دور شود، ممکن است بخشی از همان ریسک را به زیرساختی منتقل کند که صدها کیلومتر طول دارد و در برابر حمله یا خرابکاری انعطاف بسیار کمتری دارد.

گلوگاه را حذف نمی‌کنید، آن را جابه‌جا می‌کنید

تنگه هرمز یک گلوگاه طبیعی است؛ باریک، مشخص و قابل شناسایی. همین ویژگی باعث شده است که به یکی از حساس‌ترین نقاط تجارت انرژی جهان تبدیل شود، اما از طرف دیگر حفاظت از آن نیز از نظر جغرافیایی قابل تمرکز است. نیروهای نظامی و سامانه‌های نظارتی می‌توانند روی محدوده‌ای مشخص متمرکز شوند و تهدید را در یک نقطه محدود زیر نظر بگیرند.

خط لوله وضعیت کاملاً متفاوتی دارد. یک خط لوله ممکن است صدها کیلومتر امتداد داشته باشد و از مناطق مختلف، مرزها، بیابان‌ها و مناطقی با شرایط امنیتی متفاوت عبور کند. بنابراین هرچه مسیر طولانی‌تر شود، نقاط بیشتری برای حمله، خرابکاری یا ایجاد اختلال در اختیار مهاجمان قرار می‌گیرد و حفاظت از کل مسیر نیز دشوارتر می‌شود.

این تفاوت، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های مسیرهای زمینی جایگزین است. یک نفتکش در صورت مواجهه با تهدید می‌تواند سرعت خود را تغییر دهد، مسیرش را عوض کند یا حتی مقصد دیگری انتخاب کند، اما خط لوله چنین امکانی ندارد. اگر موشک یا پهپاد به بخشی از یک خط لوله در وسط بیابان اصابت کند، جریان انتقال نفت متوقف می‌شود و خود خط لوله نیز نمی‌تواند از منطقه خطر خارج شود.

چرا دریا همچنان انتخاب اول است؟

این مسئله فقط به نفت و تنگه هرمز محدود نمی‌شود و در واقع بخشی از یک معادله بزرگ‌تر در تجارت جهانی است. چین در یک دهه گذشته با ابتکار «کمربند و جاده» تلاش کرد شبکه‌ای گسترده از راه‌آهن، جاده، بندر و کریدورهای زمینی ایجاد کند تا تجارت خود را به مسیرهای بیشتری متصل کند و وابستگی به مسیرهای دریایی را کاهش دهد.

با وجود این سرمایه‌گذاری‌ها، دریا همچنان ستون اصلی تجارت جهانی باقی مانده است و حدود ۹۰ درصد تجارت جهانی از نظر حجم از طریق کشتی انجام می‌شود. دلیل اصلی این وابستگی را باید در اقتصاد حمل‌ونقل جست‌وجو کرد، زیرا یک کشتی می‌تواند هزاران کیلومتر را با هزینه‌ای بسیار کمتر از حمل همان محموله از مسیر زمینی طی کند و حجم بسیار بیشتری از کالا را نیز همزمان جابه‌جا کند.

حمل‌ونقل دریایی از نظر انعطاف‌پذیری نیز مزیت مهمی دارد. کشتی در صورت تغییر شرایط می‌تواند مسیر خود را تغییر دهد یا در بندر دیگری پهلو بگیرد، در حالی که یک خط لوله یا خط راه‌آهن به مسیر جغرافیایی مشخصی وابسته است و نمی‌تواند به سادگی از منطقه‌ای که ناامن شده است، خارج شود.

عربستان و یک هشدار جدی

نمونه‌ای از این آسیب‌پذیری را می‌توان در عربستان سعودی مشاهده کرد. خط لوله شرق به غرب این کشور که یکی از مسیرهای مهم برای انتقال نفت و کاهش وابستگی صادرات به تنگه هرمز محسوب می‌شود، در ماه آوریل هدف حمله یک پهپاد قرار گرفت. این حمله نشان داد که حتی ایجاد یک مسیر جایگزین نیز به معنای حذف تهدید نیست و زیرساخت جدید می‌تواند خودش به یک هدف نظامی تبدیل شود.

اگر چنین حمله‌ای با شدت بیشتری انجام شود، پیامد آن می‌تواند بسیار بزرگ‌تر باشد. در این شرایط، کشوری که میلیاردها دلار برای ساخت یک مسیر جایگزین هزینه کرده است، باید از صدها کیلومتر خط لوله، ایستگاه‌های پمپاژ، مخازن و پایانه‌های نفتی در برابر پهپاد، موشک و خرابکاری محافظت کند و این کار در زمان جنگ به‌مراتب دشوارتر خواهد شد.

مشکل فقط طول خط لوله نیست، بلکه جغرافیایی است که این خط از آن عبور می‌کند. یک مسیر انتقال نفت ممکن است امروز از منطقه‌ای کاملاً امن عبور کند، اما چند سال بعد همان منطقه وارد جنگ شود، روابط میان کشورهای همسایه تغییر کند یا گروه‌های مسلح در آن فعال شوند. زیرساخت ثابت در چنین شرایطی نمی‌تواند مانند یک کشتی مسیر خود را تغییر دهد و از منطقه بحران فاصله بگیرد.

جغرافیا گاهی از سیاست سرسخت‌تر است

به همین دلیل، خطوط لوله جایگزین لزوماً گلوگاه‌های انرژی را از بین نمی‌برند، بلکه شکل آنها را تغییر می‌دهند. هرمز یک گلوگاه طبیعی است که همه می‌دانند کجاست، اما مسیرهای زمینی می‌توانند خطر را در سطح وسیع‌تری از جغرافیا پخش کنند و نقاط آسیب‌پذیر جدیدی به وجود آورند.

این مسئله یکی از دلایلی است که توضیح می‌دهد چرا با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده روی راه‌آهن، جاده‌ها، خطوط لوله و کریدورهای تجاری، دریا همچنان مهم‌ترین مسیر حمل‌ونقل جهان باقی مانده است. کشتی ارزان‌تر است، ظرفیت بالایی دارد و مهم‌تر از همه می‌تواند حرکت کند و در واکنش به تغییر شرایط، مسیر خود را تغییر دهد.

خط لوله اما به زمین وابسته است و همین ویژگی همزمان بزرگ‌ترین مزیت و بزرگ‌ترین ضعف آن محسوب می‌شود. وقتی شرایط عادی باشد، خط لوله می‌تواند نفت را با جریان مداوم و قابل پیش‌بینی منتقل کند، اما وقتی جنگ یا ناامنی به سراغ آن بیاید، انعطاف‌پذیری بسیار محدودی خواهد داشت.

مسئله تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً با یک راه‌حل مهندسی حل کرد. اگر ریشه اصلی خطر، تنش سیاسی و امنیتی باشد، ساختن یک خط لوله جدید الزاماً به معنای ایجاد امنیت بیشتر نیست و ممکن است تنها شکل مسئله را تغییر دهد؛ یعنی گلوگاهی که پیش‌تر در یک تنگه ۳۳ کیلومتری متمرکز بود، به شبکه‌ای چندصد کیلومتری از زیرساخت‌های حیاتی تبدیل شود که حفاظت از آنها در زمان جنگ خود به یک چالش بزرگ تبدیل خواهد شد.

برچسب ها: لوله ، نفت ، جنگ ، تنگه هرمز
ارسال به دوستان
captcha