عصرایران - "شما خیلی بیخود می کنید که می خواهید در مسیر نظام و انقلاب اسلامی حرکت کنید ... این انقلاب مال ماست ، جد اندر جد هم متعلق به ما بوده ... چه بخواهید چه نخواهید ما شما را با تیپا از قطار انقلاب پیاده می اندازیم بیرون ... "
این ادبیات رسمی جریان خاصی است که به جز خود ، دیگران را نه در خط امام و انقلاب و نظام که حتی مسلمان هم نمی داند!
نگاه کنید در طول سال های اخیر ، چقدر از نیروهای انقلاب را به حاشیه برده و تخریب کرده اند؟ حرف هم که می زنی و می گویی اینها کسانی هستند که بیشترین خدمت ها را به نظام و انقلاب کرده اند و زندان کشیده اند و شکنجه دیده اند ، با سوء برداشت از سخنان امام و رهبری ، فوری پاسخ می دهند که گذشته ها ملاک نیست ، ملاک حال فعلی افراد است.
این ، البته سخن درستی است که رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تاکید کردند ولی آیا به استناد این گزاره باید بر گذشته هر کسی که از او خوشمان نمی آید خط بطلان کشید؟
اصلاً خود اینان چه گذشته ای دارند؟ لطف کنند به ملت بگویند زمان شاه چه سوابق مبارزاتی داشته اند؟ در زمان جنگ چند ماه در جبهه بوده اند؟ چقدر برای انقلاب کار کرده اند؟
اگر دیگران خوش سابقه بودند و الان خراب شده اند ، این ها که حتی همین سابقه را هم ندارند! روی سخن با جوان تر هایی که سن شان قد نمی دهد که در انقلاب و جنگ نقشی داشته باشند ، نیست ؛ با کسانی هست که که آن زمان ها هم در سن جهاد بوده اند اما بچه های خوبی بودند و ترجیح دادند به درس و دانشگاه شان برسند تا ببینند آخر دعوا چه کسی برنده می شود که به طرف او غش کنند. شک ندارم اگر آن مبارزه به نفع طاغوت تمام شده بود ، بسیاری از این مدعیان مسلمانی و انقلابیگری اکنون در دستگاه طاغوت خم و راست می شدند.

امروز هم طوری حرف می زنند که گویا شاه را این ها از کشور بیرون انداخته اند ، انقلاب را اینان طراحی و اجرا کرده اند و آن جنگ سخت و سهمگین 8 ساله را اینها اداره کرده و متجاوزان را از کشور بیرون رانده اند. بقیه هم که یا خائن هستند و یا عوامل بیگانه که باید مانند علف هرز ، از ریشه کندشان!
البته این هم ناگته نماند که انقلاب و نظام ، متعلق به آنهایی هم که جهاد و مبارزه کردند نیست ، جزء به جزء این مملکت با تمام متعلقات مادی و معنوی اش ، از آن این 70 و چند میلیون نفری است که شناسنامه ایرانی دارند ، فارغ از آن که به چه زبانی سخن می گویند ، چه دینی دارند و به سیاست چگونه می نگرند.
اما نکته نگران کننده این است : "وقتی با کسانی که در جریان انقلاب آن همه مجاهدت کردند ، این گونه زشت و زننده برخورد می شود ، آیا می توان امیدوار بود که حق مالکیت و حاکمیت بقیه بر این سرزمین به رسمیت شناخته شود؟"
این جریان فکری - سیاسی ، دقیقاً پیرو مکتب جرج بوش است که پس از حادثه 11 سپتامبر تئوری مضحک "یا با مایید یا بر ما" را مطرح کرد. این ها نیز دقیقاً همین گونه می اندیشند و کار می کنند. مثلاً در عرصه رسانه ها چنین ادبیاتی دارند: فلان رسانه آیا در خدمت ما هست یا نه؟ آیا مدح و ثنای ما را می گوید؟ نقدمان که نمی کند؟ به رقبای ما فحش هم می گوید؟
اگر پاسخ این سوالات باب میل باشد ، این رسانه "خوب است ، ارزشی است ، انقلابی است" ولی اگر مداح نباشد ، اگر بخواهد نقد منصفانه کند ، اگر رقبا را نیز نقد منصفانه کند و فحش ندهد " حتماً معاند است ، وابسته به بیگانگان است و لابد ضدانقلاب و لامذهب!
کسی هم نیست که به اینان بگوید : مگر شما محک انقلاب و نظام و ارزش ها هستید؟ برعکس خود شان هم با این ارزش ها سنجیده می شوید.
والله و بالله و تالله که اگر اوضاع این گونه پیش برود ، بعد از مدتی جز گروهی خاص ، در قطار انقلاب نخواهند بود و آنگاه که چنین شد ، دشمنان با خیالی آسوده از این که یاران انقلاب برون رانده شده اند ، این قطار را غارت خواهند کرد و آن تعداد محدود را نیز دشمنان خارجی از قطار پیاده خواهند کرد.
آیا آقایان این را می خواهند؟ آیا این همه شهید در گورستان های این کشور خوابیده اند که آینده انقلاب چنین شود؟ حاشا و کلا !
تردید ندارم که این گروه و فرقه ، حتی به ولایت فقیه نیز اعتقاد قلبی ندارد و الا در حالی که رهبری نظام تصریحاً و تاکیداً بر "جذب حداکثری و دفع حداقلی" اصرار دارند ، کجای
رفتارهای اینان مبتنی بر این دستورالعمل است؟
آیا حرف های اخیر جناب آیت الله خزعلی در راستای رهنمودهای وحدت آفرین رهبری است یا دقیقاً خلاف سخنان ایشان است؟

این چه حرفی است که ایشان درست بعد از نماز جمعه تاریخی رهبر انقلاب بر زبان می آورد و می گوید: "افراد ناجور در همین نماز جمعه آخر رهبری در صف اول بودند."
کجای این سخن با حرف های رهبری جور در می آید؟
وقتی رهبر انقلاب دستور می دهند که حرمت مقامات کشور حفظ شود آیا "ناجور" خواندن این افراد که جزو مقامات کشورند و هر کدام مسوولیتی در نظام تحت رهبری ولی فقیه دارند ، با دستورات رهبری منطبق است؟
اینان ، موسوی و کروبی را به این دلیل نکوهش می کنند که از دستورات رهبری پیروی نکردند و راه خود را رفتند ، حال که خودشان هم دارند سرپیچی می کنند!
نمی شود که مدعی پیروی از رهبری بود ولی در هنگام عمل ، سخنان ایشان را تفکیک کرد و تنها به بخشی از دستورالعمل ها توجه نمود که باب میل باشد.
نمی شود وقتی رهبری از محکومیت اقدامات "دوستان سابق" انقلاب سخن می گویند ، ندای تکبیر سر داد ولی وقتی ایشان ، مخاطبان را به پرهیز از تندروی و خودسری و بی تقوایی سفارش می کنند ، سر در گریبان سکوت برد و این بخش را نشنیده گرفت ؛ «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» که نمی شود!
خارج نمودن افراد از جریان انقلاب هنر نیست ، هنر آن است که هر روز افراد بیشتری را آن هم از با اعتقاد قلبی وارد این جرگه کرد ، کما این که برای یک فروشنده ، اخم و بداخلاقی و بیرون پرت کردن مشتری ، هنر نیست و هنر او می تواند این باشد که دراین بازار پر رقابت ، افراد بیشتری را جذب خود نماید.
تبدیل تضمینی قطار پرشکوه ، پر مسافر و پرقدرت انقلاب به فولکس واگنی با درهای بسته آن هم در کوتاه ترین زمان ممکن ، عین جنایت و خیانت است و لاغیر.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
اولین اصل دین اسلام بر توحید است و تاکیدات بسیاری بر وحدت ارائه شده است.
اما بارهاو بارها دیده ایم، نمازهای جمعه و جماعت ما که مظهر وحدتمان است، به تریبونی برای فتنه افکنی و تفرقه تبدیل می شوند.
عده ای از این تفرقه افکنی ها و عدم وحدت، به سوء استفاده های خود می اندیشند.
خودشون بهتر از من و شما میدونند دارند چکار میکنند و چه بلایی سر کشور می آورند.
اگر آب گل آلود نشود، بعضیها نمیتوانند ماهی بگیرند.
از آن گذشته، بعضی ها همیشه نیاز به یک دشمن دارند. بدون دشمن نمیتوانند بی لیاقتی ها و ناتوانیهایشان را توجیه کنند.
جای تاسف دارد که تاوان این ندانم کاری با خون شهیدان باید پرداخت شود. حیف خونهایی که ریخته شد و جانهایی که فدا شد.
خدا وکیل بدید جگرهاشو ببوسم
ضمن اينكه همه ما از محدوديت هاي رسانه هاي مستقلي مثل عصر ايران اطلاع داريم، با در نظر گرفتن تمام اين محدوديت ها نقد زيبا و منصفانه اي بود.
متأسفانه هستند كساني (از جمله خود من) كه هم دلسوز اين مملكت و هم نگران سنت ها، باورها، اعتقادات مذهبي مردم و آينده اين انقلاب اند. اما افراد پياده شده از اين قطار روز به روز بيشتر مي شوند. ديروز همه اصلاح طلبان و هم انديشان اينان و امروز هم امثال آقايان قاليباف، بهشتي، مطهري، و فرزند يادگار امام.
نگراني بزرگ تر تفكري است كه خود را مالك و تنها سهام دار اين قطار مي داند. و معلوم نيست اگر با پياده شدن ساير افراد هدايت اين قطار تنها به اينان سپرده شود مقصدمان كدام نا كجا آباد خواهد بود؟؟
بله وقتي حسين در ميدان است اگر در صحنه نباشي ديگر فرقي نميكند كجا باشي جه پاي سجاده نماز چه سر سفره شراب.بله يا با حسين يا برحسين
علت مخالفت ها با سران فتنه تقابل آنها با رهبری نبود چه اگر اینگونه بود امثال علی مطهری باید به زباله دان می رفتند. علت، مخالفت با جمهوری اسلامی است. شما نظر دیگری دارید؟ ادله تان را ارائه دهید.
متاسفانه عصر ایران در تحلیل اوضاع داخلی بعضا جانب دیوار می گیرد. همان بهتر که تمرکزتان را بر اعراب تداوم دهید.
یا حق
(با کسانی هست که آن زمان ها هم در سن جهاد بوده اند اما بچه های خوبی بودند و ترجیح دادند به درس و دانشگاه شان برسند تا ببینند آخر دعوا چه کسی برنده می شود که به طرف او غش کنند. شک ندارم اگر آن مبارزه به نفع طاغوت تمام شده بود ، بسیاری از این مدعیان مسلمانی و انقلابیگری اکنون در دستگاه طاغوت خم و راست می شدند.
امروز هم طوری حرف می زنند که گویا شاه را این ها از کشور بیرون انداخته اند ، انقلاب را اینان طراحی و اجرا کرده اند و آن جنگ سخت و سهمگین 8 ساله را اینها اداره کرده و متجاوزان را از کشور بیرون رانده اند. بقیه هم که یا خائن هستند و یا عوامل بیگانه که باید مانند علف هرز ، از ریشه کندشان!)
آفرین عصر ایران .
راستي معيار شناخت حسين و يزيد چيست؟ آيا حسين در روز عاشورا با وجود آن كه دشمناني را مي ديد كه به قصد كشتن او آمدند نخست تيغ از نيام كشيد؟ آيا آنان كه علي را سال ها خانه نشين كردند از همين ادبيات استفاده نمي كردند. زدن سيلي به گوش زهراي اطهر با چه منطقي توجيه شد جز اين كه اينان اسلام را دلسوزندو فرزند پيامبر طمع در ملكي كرده كه ميراث پدرش بود. آيا آن روز كه حق را در عاشورا بر سر نيزه كردند نماز شكر نخواندند و هزار تكرار ديگر در تاريخ و ادبيات ستمگري و تماميت خواهي.
خدا همه ما را هدايت كند كه با دست خود انقلاب را چاك چاك مي كنيم و بعد كه به دست دشمن افتاد حتما ردا بر مي نهيم و كراوات مي زنيم ! مباد آن روز
در هر حال نقد فوق العاده زیبایی بود
ولی اینهایی رو که گفتی همه می دونند، اصلاً هدفشون همینه چون آخر و عاقبت کارشون رو نمی بینند وگرنه می دونستند که "چاه کن همیشه ته چاهه!!"
ممنونم ازقلم حقت
بله وقتي حسين در ميدان است اگر در صحنه نباشي ديگر فرقي نميكند كجا باشي جه پاي سجاده نماز چه سر سفره شراب.بله يا با حسين يا برحسين.
نظر فوق نظر يكي از ولايت مدارن است ،بردار عزيز حرف ما هم همين است كه وقتي جنگ بود بسياري از اين اقايان امروز اگر بر سر سفره شراب نبوده باشند ،فوقش بر سر سجاده بودند
کسی که صراحتا و مستقیما با سران فتنه رابطه دارد و هر روز با هم مهمانی می روند تا تیشه به ریشه جمهوری اسلامی بزنند، قطعا ادم های ناجوری هستند حالا هر سابقه ای داشته باشد و از نسل هر کسی باشد...
دست نويسنده هم درد نكنه . بدرود
اینها فتنه های رسانه ای هست. بعضی اصحاب رسانه می گردند دنبال حرفهایی که در مقابل فرمایشان مقام معظم رهبری قرار بدهند.
شما یه مشت منافق ریزه خوار جریان فتنه هستید!
خاک بر دهانتان باد
یاحق
داداش اول املا یاد بگیر، بعد اگه تفکر ی تو ذهنت داشتی به زبون بیار!!!
نوشته بسيار مزخرف و بي بايه و اساس است
ممنون خداوند به شما توفیق دهد