مینا رمضانی، کارشناس رسانه
در دورهای که فناوری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر شیوه تولید، دریافت و تجربه محتواست، نقش هنرمند نیز در حال تغییر است. دیگر فناوری صرفاً ابزاری برای ساخت یک اثر هنری نیست؛ میتواند بخشی از خود اثر، شیوه روایت آن و حتی رابطه میان اثر و مخاطب باشد.
در این میان، ظهور هنرمندانی که هم زبان هنر و رسانه را میشناسند و هم با فناوریهای نوین کار میکنند، میتواند مسیرهای تازهای را پیش روی صنایع فرهنگی و خلاق باز کند. شمیم شومالی، هنرمند و پژوهشگر رسانههای تعاملی، یکی از نمونههای این نسل میانرشتهای است؛ نسلی که تلاش میکند فناوری را از جایگاه یک ابزار صرف خارج کرده و آن را به بخشی از تجربه انسانی و هنری تبدیل کند.

مسیر حرفهای شومالی از طراحی و انیمیشن آغاز شده، اما در ادامه به رسانههای تعاملی، طراحی تجربه، فناوریهای دیجیتال و پژوهش دانشگاهی در حوزه رسانه گسترش پیدا کرده است. امروز فعالیت او در نقطهای قرار گرفته که چند حوزه متفاوت را به یکدیگر متصل میکند: هنر، طراحی، فناوری، روایت و مطالعه رفتار مخاطب.
وقتی هنرمند فقط تولیدکننده محتوا نیست
تفاوت رویکرد شومالی با تعریف سنتی از هنرمند، در همین نقطه آشکار میشود. در مدل کلاسیک، هنرمند اثری تولید میکند و مخاطب آن را میبیند، میشنود یا میخواند. اما در رسانههای تعاملی، این رابطه میتواند تغییر کند. مخاطب ممکن است وارد اثر شود، به آن واکنش نشان دهد، مسیر آن را تغییر دهد یا حتی در شکلگیری تجربه نقش داشته باشد. این تغییر، هنرمند را از یک تولیدکننده صرف به طراح تجربه تبدیل میکند. شومالی نیز فعالیت خود را در همین مسیر توسعه داده است؛ مسیری که در آن تصویر، حرکت، روایت، برنامهنویسی، فناوری و رفتار مخاطب میتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
او در دوره دکتری رسانههای دیجیتال در مؤسسه فناوری جورجیا، در حوزههایی مانند طراحی بازیوار، طراحی تجربه و رسانههای تعاملی فعالیت پژوهشی دارد و همزمان تجربه عملی خود در هنر و تولید رسانه را ادامه میدهد. همین ترکیب میان پژوهش و ساختن، ویژگی مهم مسیر حرفهای اوست.
از «سم و قیچی» تا تجربههای تعاملی
بخش مهمی از مسیر شومالی با انیمیشن شکل گرفته است. فیلم کوتاه «سم و قیچی» نمونهای از این مسیر است؛ اثری چهار دقیقهای که با حدود ۶۰۰۰ فریم دستکشیده ساخته شده و در بیش از ۵۰ جشنواره بینالمللی حضور داشته است.
اما مسیر حرفهای او در انیمیشن متوقف نمانده است.
فیلم کوتاه «فرصت» نیز تجربهای متفاوت در روایت تصویری است؛ اثری ۲۷ ثانیهای که مسئله برابری فرصتها در فضای دانشگاهی را در قالبی بسیار فشرده روایت میکند.
این آثار را میتوان بخشی از یک مسیر بزرگتر دید؛ مسیری که در آن شومالی از ساختن تصویر به سمت طراحی تجربه حرکت کرده است. پرسش دیگر فقط این نیست که «چه تصویری بسازیم؟»، بلکه این است که مخاطب با این تصویر چه میکند و فناوری چگونه میتواند رابطه میان مخاطب و اثر را تغییر دهد؟
یکی از ویژگیهای جریان جدید هنر رسانهای، استفاده از فناوریهایی است که پیشتر عمدتاً متعلق به حوزههای فنی تلقی میشدند.یادگیری ماشین، برنامهنویسی خلاق، داده، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و سیستمهای تعاملی، امروز میتوانند وارد فرایند خلق اثر هنری شوند. اما استفاده از فناوری بهتنهایی یک مزیت محسوب نمیشود. اهمیت زمانی ایجاد میشود که فناوری بتواند امکان تازهای برای بیان، روایت یا تجربه ایجاد کند.
این رویکرد در فعالیت شومالی نیز دیده میشود. او در پروژههای رسانهای خود از فناوریهایی مانند یادگیری ماشین و برنامهنویسی خلاق استفاده کرده و تلاش کرده است این فناوریها را به بخشی از ایده و تجربه اثر تبدیل کند؛ نه اینکه صرفاً بهعنوان عناصر نمایشی به پروژه اضافه شوند. از این منظر، هنرمند رسانهای میتواند نقشی فراتر از تولید محتوا داشته باشد: او میتواند فناوری را به حوزههایی ببرد که در نگاه اول ارتباط مستقیمی با فناوری ندارند.
پیشگامی در یک مسیر میانرشتهای
رسانههای تعاملی در جهان حوزهای رو به رشد هستند، اما آنچه این حوزه را مهم میکند فقط فناوریهای جدید نیست؛ بلکه ترکیب حوزههایی است که پیشتر جدا از یکدیگر دیده میشدند. شومالی در همین نقطه فعالیت میکند؛ در مرز میان انیمیشن، هنر، طراحی، فناوری و پژوهش.
میتوان مسیر حرفهای او را نمونهای از نسل جدید هنرمندان رسانهای و میانرشتهای دانست؛ هنرمندانی که خود را به یک رسانه محدود نمیکنند و تلاش میکنند فناوریهای نو را به زبان هنر و تجربه انسانی ترجمه کنند.
اهمیت این رویکرد در آینده بیشتر خواهد شد. با گسترش هوش مصنوعی، واقعیتهای توسعهیافته، محیطهای تعاملی و رسانههای مولد، فاصله میان «هنرمند»، «طراح» و «متخصص فناوری» کمتر میشود. پروژههای آینده احتمالاً به افرادی نیاز خواهند داشت که بتوانند همزمان درباره تصویر، تجربه، فناوری و انسان فکر کنند. در چنین شرایطی، داشتن توانایی حرکت میان چند حوزه میتواند خود به یک مزیت حرفهای تبدیل شود.

بردن فناوری به جاهایی که انتظارش را نداریم
شاید مهمترین ویژگی چنین هنرمندی، صرفاً توانایی کار با یک فناوری جدید نباشد؛ بلکه توانایی پیدا کردن کاربردهای تازه برای آن فناوری باشد.
فناوری میتواند وارد موزه شود و شیوه مواجهه مخاطب با یک اثر تاریخی را تغییر دهد. میتواند وارد آموزش شود و یک مفهوم پیچیده را به تجربهای تعاملی تبدیل کند. میتواند در فضاهای عمومی، سلامت، فرهنگ، سرگرمی یا طراحی شهری مورد استفاده قرار گیرد و تجربهای ایجاد کند که پیش از این امکانپذیر نبوده است. اینجاست که نقش هنرمند رسانهای اهمیت پیدا میکند.
فردی که هم با فناوری آشناست و هم زبان تصویر، روایت و تجربه انسانی را میفهمد، میتواند میان دو جهان ارتباط برقرار کند؛ جهانی که فناوری را تولید میکند و جهانی که قرار است آن فناوری را تجربه کند.
شومالی نیز مسیر حرفهای خود را در همین نقطه تعریف کرده است: نه صرفاً بهعنوان یک انیماتور که به سمت فناوری رفته، و نه صرفاً یک پژوهشگر فناوری که به هنر علاقهمند شده، بلکه بهعنوان یک هنرمند رسانهای که از هنر به فناوری رسیده و از فناوری دوباره به تجربه انسانی بازمیگردد.
آیندهای که دیگر در آن «هنرمند» یک عنوان کافی نیست
شاید در آینده نزدیک، دستهبندی هنرمندان با عناوین سنتی دشوارتر شود. یک پروژه میتواند همزمان یک اثر هنری، یک تجربه تعاملی، یک محصول فناورانه و یک پروژه پژوهشی باشد. در چنین فضایی، هنرمندانی مانند شومالی میتوانند نقش واسطه میان حوزههایی را ایفا کنند که معمولاً زبان مشترکی با یکدیگر ندارند. مزیت این رویکرد فقط در ساخت آثار متفاوت نیست؛ بلکه در بازتعریف محل استفاده از فناوری است.
فناوری زمانی ارزش فرهنگی پیدا میکند که بتواند به زندگی، تجربه و مسئلهای واقعی متصل شود. و هنر زمانی میتواند وارد مرحله تازهای شود که از فناوری فقط برای سریعتر یا زیباتر ساختن آثار استفاده نکند، بلکه از آن برای خلق شکلهای جدیدی از ارتباط استفاده کند. مسیر شمیم شومالی، از طراحی و انیمیشن تا پژوهش و رسانههای تعاملی، نمونهای از همین تغییر است؛ مسیری که نشان میدهد آینده هنر الزاماً در یک رسانه مشخص قرار ندارد.
شاید آینده متعلق به کسانی باشد که بتوانند میان فناوریهای جدید و مکانهای جدید برای استفاده از آنها پل بزنند؛ کسانی که فقط از فناوریهای آینده استفاده نمیکنند، بلکه برای آنها کاربرد، زبان و تجربههای تازه پیدا میکنند.