امتداد - داوود حشمتی
این روزها که بحث روابط ایران و چین و شروط چین داغ شده، باید نگاه عمیق تر به رفتارهای سیاسی و اقتصادی پکن انداخت. آیا چین ایران را مجبور به رفتاری خاص می کند؟ آیا پکن از قبل برای مسدود شدن تنگه هرمز آماده بود؟ دادههای بازار نفت نشان میدهد چین ماهها پیش از آغاز بحران تنگه هرمز، خود را برای یک اختلال بزرگ در عرضه آماده کرده بود.
افزایش کمسابقه واردات نفت در سال ۲۰۲۵، در زمانی که قیمت نفت حدود ۶۰ دلار بود، تصادفی به نظر نمیرسد. نمودارهای مربوط به واردات چین نشان میدهند که پکن در دورهای که قیمت های نفت پایین بود، آنها بشکه های نفت را خریده و ذخیره کرد. و درست پس از مسدود شدن تنگه هرمز بهجای افزایش خرید از بازار، شروع به مصرف همان ذخایر کرد.
تقاضای خودش از بازار را بیرون کشید. اتفاقی که باعث شد برخلاف تصورات جریانی در داخل ایران، قیمت نفت به شکلی نجومی صعود نکند.
واردات نفت خام چین در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز رسید و برآوردها نشان میدهد این کشور سال ۲۰۲۶ را با ذخایری در حدود ۱.۴ میلیارد بشکه آغاز کرد. بنابراین، زمانی که بحران هرمز در اواخر فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، چین با یک حاشیه امن قابلتوجه وارد بحران شده بود.
وقتی هرمز مختل شد، چین از ذخایر خود مصرف کرد
با تشدید محدودیت عبور کشتیها از هرمز، واردات نفت چین کاهش یافت و در آوریل ۲۰۲۶ به پایینترین سطح در نزدیک به چهار سال رسید. اما چین برای جبران این کاهش، به بازار جهانی هجوم نبرد؛ بخشی از نیاز خود را از ذخایرش تأمین کرد.
این رفتار اهمیت زیادی برای بازار جهانی داشت. اگر چین برای جبران کاهش عرضه وارد بازار میشد، افزایش تقاضای آن میتوانست جهش قیمت نفت را تشدید کند. اما مصرف ذخایر داخلی، بخشی از تقاضای چین را از بازار خارج کرد.
به بیان سادهتر، چین پیش از بحران نفت را در قیمت پایین خریده بود و در زمان بحران همان نفت را مصرف کرد. این استراتژی به پکن اجازه داد اثر اختلال هرمز را تا حدی جذب کند و همزمان فشار کمتری بر قیمت جهانی نفت وارد شود.
برای چین، مسئله فقط تأمین نفت نیست. ثبات قیمت انرژی اهمیت دارد. جهش شدید قیمت نفت میتواند هزینه تولید و واردات را افزایش دهد و به تورم و بیثباتی اقتصادی منجر شود. بنابراین ذخیرهسازی پیشاپیش، بخشی از استراتژی چین برای جذب شوکهای خارجی است.
تابآوری چین به معنای رضایت از هرمز نیست
اما این تابآوری را نباید با رضایت پکن از وضعیت هرمز اشتباه گرفت. چین همچنان به جریان آزاد نفت از خلیج فارس نیاز دارد و عربستان، عراق، امارات، عمان، کویت و قطر نیز بخش مهمی از نفت وارداتی این کشور را تأمین میکنند. بنابراین ادامه اختلال در هرمز در بلندمدت به نفع چین نیست. پکن در اینجا با یک دوگانه روبهروست: از یک سو با ذخایر خود آسیب اقتصادی بحران را محدود میکند و از سوی دیگر، از ادامه وضعیت موجود ناراضی است.
اما روش چین برای نشان دادن این نارضایتی با الگوی فشار مستقیم غرب تفاوت دارد.
پکن تهران را مجبور نمیکند؛ فاصله میگیرد
چین معمولاً برای تغییر رفتار یک شریک، از اولتیماتوم و تهدید مستقیم استفاده نمیکند. ابزار پکن بیشتر رفتاری و تدریجی است. آنها سطح تعامل را تنظیم میکنند، از برخی دیدارها فاصله میگیرند و منتظر می مانند طرف مقابل تغییر رفتار خود را در عمل نشان دهد.
از این منظر، نبود یک دیدار سیاسی پررنگ میان مقامهای ارشد چین و ایران نیز قابل توجه است. اگر پکن از وضعیت هرمز ناراضی باشد، الزاماً نیازی ندارد در یک دیدار رسمی به تهران بگوید «تنگه را باز کنید». کاهش سطح تعامل خود میتواند پیام باشد.
برای چین، دیداری که صرفاً یک عکس تولید کند، اهمیت چندانی ندارد. اگر ایران خواهان همکاری بیشتر است، از نگاه پکن میتواند این همکاری را در عمل نشان دهد؛ بدون آنکه الزاماً به یک دیدار رسمی نیاز باشد.
مخالفت با روایت آمریکا، حمایت از ایران نیست
موضع چین در گروه بیست نیز باید در همین چارچوب دیده شود. پکن با بندی درباره ضرورت عبور آزاد، امن و قابل پیشبینی از تنگه هرمز همراه نشد. اما این مخالفت را نمیتوان به معنای حمایت از بستهماندن هرمز دانست.
چین میتواند همزمان با روایت آمریکا درباره بحران مخالفت کند و خواهان بازگشت جریان عادی نفت و تجارت از هرمز باشد. پکن نمیخواهد واشنگتن از بحران هرمز برای ساختن یک اجماع سیاسی علیه ایران استفاده کند، اما در عین حال نمیخواهد این بحران امنیت انرژی و تجارت خود چین را تهدید کند. بنابراین موضع چین نه پیوستن به فشار آمریکا علیه ایران است و نه حمایت نامحدود از ایران.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر