فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۰۲۷۰
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۱ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۰۲۷۰
انتشار: ۱۷:۰۱ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵

چین؛ کشوری که به‌جای جنگ، غذا سرو می‌کند/ از رستوان چینی در بغداد تا گرگ مبارز

پرچم چین
در ظاهر، پیام فیلم ضدجنگ است؛ جنگی که ابتدا برای یک نفر فرصت اقتصادی می‌سازد، در نهایت همان آدم را هم قربانی خودش می‌کند. اما پشت این داستان ساده، تصویری بزرگ‌تر از سیاست خارجی چین دیده می‌شود: چین می‌خواهد با همه کار کند، با همه تجارت کند و تا جای ممکن درگیر دعوای سیاسی و نظامی آنها نشود.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - چین برای نفوذ در جهان یک روش متفاوت دارد؛ نه لزوماً با ناو هواپیمابر و بمباران، بلکه با سرمایه، قرارداد، تجارت و حتی رستوران. این همان چیزی است که هفته نامه اکونومیست با عنوان «دیپلماسی رستوران اژدها» این هفته به آن پرداخته است؛ روشی که برخلاف دیپلماسی تهاجمی و پرسر‌وصدای چین در سال‌های اخیر، تلاش می‌کند با همه طرف‌ها دوست بماند، حتی اگر آن طرف‌ها با یکدیگر دشمن باشند.

فیلم چینی «به رستوران اژدها خوش آمدید» شاید از نظر سینمایی شاهکار نباشد، اما برای فهم تصویری که چین از خودش و نقش جهانی‌اش می‌سازد، فیلم جالبی است. داستان در کشوری می‌گذرد که قرار است عراق باشد؛ همان عراقِ پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳. فیلم، جنگ را نه از زاویه موشک‌ها و عملیات نظامی، بلکه از نگاه یک آشپز چینی روایت می‌کند که وارد بازاری می‌شود که جنگ برایش ساخته است.

قهرمان داستان، «شو فو»، برای پول بیشتر به بغداد می‌رود. با آغاز جنگ، متوجه می‌شود نیروهای آمریکایی در منطقه‌ای موسوم به «منطقه سبز» مستقر شده‌اند و سربازان و خبرنگاران خارجی مشتریان خوبی برای غذا و نوشیدنی هستند. رستوران او رونق می‌گیرد و جنگ، دست‌کم در ابتدا، برایش به یک فرصت اقتصادی تبدیل می‌شود. اما این خوش‌شانسی دوام ندارد؛ یک بمب‌گذاری، ارتباط او با شریک سابقش و سپس دستگیری توسط نیروهای آمریکایی و اسارت به دست شبه‌نظامیان، زندگی‌اش را زیرورو می‌کند.

در ظاهر، پیام فیلم ضدجنگ است؛ جنگی که ابتدا برای یک نفر فرصت اقتصادی می‌سازد، در نهایت همان آدم را هم قربانی خودش می‌کند. اما پشت این داستان ساده، تصویری بزرگ‌تر از سیاست خارجی چین دیده می‌شود: چین می‌خواهد با همه کار کند، با همه تجارت کند و تا جای ممکن درگیر دعوای سیاسی و نظامی آنها نشود.

از «گرگ مبارز» تا «رستوران اژدها»

این نگاه زمانی جالب‌تر می‌شود که آن را کنار تصویر دیگری از چین قرار دهیم. در سال‌های گذشته، تحلیلگران برای توصیف دیپلماسی تهاجمی‌تر پکن از اصطلاح «دیپلماسی گرگ مبارز» استفاده می‌کردند؛ اشاره‌ای به مجموعه فیلم‌های محبوب چینی که قهرمان آن، یک سرباز چینی، با دشمنان خارجی می‌جنگد و از منافع کشورش دفاع می‌کند.

«گرگ مبارز» نماد چینی بود که می‌خواهد قدرت خود را به رخ بکشد. اما «رستوران اژدها» تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد: چینی که می‌گوید من آمده‌ام غذا بفروشم، پول دربیاورم و با همه کنار بیایم؛ مهم نیست مشتری آمریکایی باشد، مقام عراقی باشد یا حتی کسی که با آمریکا می‌جنگد.

این تفاوت فقط یک بازی سینمایی نیست. در بسیاری از نقاط جهان، سیاست خارجی چین واقعاً به همین سمت حرکت کرده است. پکن تلاش می‌کند تا جایی که ممکن است روابط اقتصادی خود را از اختلافات سیاسی جدا کند؛ رویکردی که برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه جذاب است، زیرا برخلاف کمک‌ها و سرمایه‌گذاری‌های غربی، معمولاً با موعظه‌های سیاسی و شرط‌گذاری‌های گسترده همراه نیست.

چین می‌خواهد با همه دوست باشد

منطق این سیاست ساده است: در تجارت، لازم نیست دوست سیاسی یک کشور باشید تا با آن معامله کنید.

ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نمونه خوبی برای فهم این رویکرد هستند. تهران و برخی کشورهای عربی سال‌هاست بر سر مسائل امنیتی و منطقه‌ای اختلاف دارند، اما چین تلاش کرده روابط خود را با هر دو طرف حفظ کند. همین الگو را می‌توان در روابط چین با الجزایر و مراکش یا مصر و اتیوپی نیز مشاهده کرد؛ کشورهایی که درگیر اختلافات جدی با یکدیگرند، اما پکن ترجیح می‌دهد روابط اقتصادی‌اش را با هیچ‌کدام قربانی دیگری نکند.

این همان چیزی است که در فیلم «رستوران اژدها» به شخصیت شو فو منتقل شده است. او در طول داستان با آدم‌هایی از اردوگاه‌های کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شود، اما تلاش می‌کند همه آنها را انسان‌هایی ببیند که می‌توان با آنها ارتباط برقرار کرد. برای او، دشمنی سیاسی آنها با یکدیگر نباید مانع همکاری‌اش با هر دو طرف شود.

این نگاه البته بی‌تناقض نیست. یکی از سربازان آمریکایی در فیلم از شو می‌پرسد اگر شریک تجاری‌اش مرتکب جنایت شده و دوستش قربانی جنگ شده است، آیا واقعاً می‌تواند ادعا کند هیچ ارتباطی با این جنگ ندارد؟ سؤال مهمی است؛ چون درست همین پرسش را می‌توان درباره سیاست خارجی چین نیز مطرح کرد.

پکن خود را در بسیاری از بحران‌ها بی‌طرف معرفی می‌کند، اما در عین حال تجارت و روابط اقتصادی خود را با طرف‌های درگیر ادامه می‌دهد. منتقدان چین می‌گویند این بی‌طرفی گاهی بیشتر شبیه این است که پکن نمی‌خواهد هزینه سیاسی موضع‌گیری را بپردازد، اما حاضر است از فرصت‌های اقتصادی جنگ‌ها و بحران‌ها استفاده کند.

برای چین، جنگ می‌تواند بازار هم باشد

شو فو از ابتدا آدمی آرمان‌گرا نیست. او برای نجات جهان به عراق نرفته؛ آمده پول دربیاورد و بدهی‌هایش را پرداخت کند. وقتی جنگ شروع می‌شود، فرصت اقتصادی تازه‌ای پیدا می‌کند و بدون آنکه خیلی درباره سیاست فکر کند، از آن استفاده می‌کند.

این بخش از داستان شاید از همه بیشتر به واقعیت اقتصادی چین نزدیک باشد. شرکت‌های چینی در بسیاری از کشورهای جهان به دنبال بازار، منابع، پروژه‌های زیرساختی و فرصت سرمایه‌گذاری هستند. آنها لازم نیست ابتدا درباره اینکه حکومت آن کشور دموکراتیک است یا اقتدارگرا، یا اینکه در یک مناقشه منطقه‌ای حق با کدام طرف است، به توافق برسند.

رن ژنگ‌فی، بنیان‌گذار هوآوی، سال‌ها پیش همین منطق را در یک جمله خلاصه کرده بود: «در کسب‌وکار، فقط درباره کسب‌وکار صحبت کنید.»

برای بسیاری از کشورهای جهان، چنین رویکردی خوشایند است. آنها می‌توانند از سرمایه و فناوری چین استفاده کنند، بدون آنکه مجبور باشند در ازای آن درباره ساختار سیاسی، حقوق بشر یا سیاست خارجی خود پاسخ‌گو باشند. همین ویژگی، بخشی از جذابیت مدل چینی را توضیح می‌دهد.

چین پول می‌دهد، اما امنیت نمی‌دهد

«دیپلماسی رستوران اژدها» یک محدودیت مهم دارد: چین دوست ندارد برای دوستانش هزینه امنیتی بدهد.

پکن از گرفتار شدن در جنگ‌های دیگران، به‌خصوص درگیری نظامی مستقیم، به‌شدت پرهیز می‌کند. چین ممکن است میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری کند، نفت بخرد، زیرساخت بسازد و قراردادهای بلندمدت ببندد، اما این الزاماً به این معنا نیست که در لحظه بحران برای دفاع نظامی از شریک خود وارد میدان شود.

کریم الوادی، پژوهشگر روابط چین و جهان عرب، این مسئله را چنین توضیح می‌دهد: مسئله اصلی برای چین، مدیریت سطح انتظارات است؛ پکن نمی‌خواهد نقش ضامن امنیت را بر عهده بگیرد.

برای کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا، این تفاوت میان شریک اقتصادی بودن چین و متحد امنیتی بودن آن اهمیت زیادی دارد. ممکن است چین در زمان صلح شریک بسیار مهمی باشد، اما این به خودی خود تضمین نمی‌کند که در زمان جنگ همان رفتاری را داشته باشد که یک متحد نظامی انجام می‌دهد.

مشکل وقتی شروع می‌شود که چین خودش شیفته دست‌پختش شود

با این حال، شاید مهم‌ترین بخش داستان در پایان فیلم اتفاق می‌افتد. شو فو در نهایت تلاش می‌کند کودکان یتیم را نجات دهد، اما قهرمانی او چندان پررنگ نیست. او سرانجام تصمیم می‌گیرد از این ماجرا فاصله بگیرد و به چین بازگردد.

پیام نهایی فیلم ساده است: خوب غذا بخورید و فرزندانتان را خوب بزرگ کنید. حرف بدی نیست، اما نشان می‌دهد چین تا چه اندازه تمایل دارد خود را از مسئولیت‌های سنگین سیاسی و امنیتی جهان دور نگه دارد.

غربی‌هایی که از ظهور دیپلماسی گرگ مبارز چین نگران بودند، شاید از دیدن چنین رویکردی خوشحال شوند. چینی که به جای تهدید کردن، تجارت می‌کند و به جای دخالت نظامی، سرمایه‌گذاری می‌کند، در ظاهر بسیار کم‌خطرتر به نظر می‌رسد.

اما نباید جذابیت این مدل را دست‌کم گرفت. کشوری که به جای بمباران، سرمایه‌گذاری پیشنهاد می‌دهد و به جای تعیین تکلیف سیاسی، قرارداد تجاری روی میز می‌گذارد، برای بسیاری از دولت‌ها انتخاب جذابی است. مخصوصاً برای کشورهایی که از آنچه تکبر غربی می‌دانند خسته شده‌اند.

با این حال، یک خطر بزرگ در کمین چین است: اینکه اژدها بیش از حد به دست‌پخت خودش اعتماد کند.

یکی از شخصیت‌های واقعی که الهام‌بخش فیلم بوده، «لیو لِی» است؛ مردی که در سال ۲۰۰۳ شغلش در صنعت فناوری را رها کرد و برای راه‌اندازی رستوران به بغداد رفت. اما داستان واقعی او با فیلم تفاوت مهمی دارد.

در خاطرات لیو با عنوان کسب درآمد در لبه مرگ، قهرمان واقعی داستان نه خود او، بلکه یک فعال جوان ژاپنی ضدجنگ است که در رستوران کار می‌کرد و هر روز بعدازظهر باقی‌مانده غذاها را جمع می‌کرد تا برای کودکان یک پرورشگاه ببرد.

چنین داستانی اما احتمالا برای دستگاه سانسور چین بیش از حد پیچیده بود؛ چون یک نکته ناخوشایند را وارد داستان می‌کرد: اینکه گاهی ممکن است آدمی از کشوری دیگر، حتی از ژاپن، کاری انسانی انجام دهد که با روایت رسمی پکن جور درنیاید.

چین در تلاش برای دوست شدن با همه، یک استثنای بزرگ دارد: ژاپن. شی جین‌پینگ بارها توکیو را به بازگشت به نظامی‌گری متهم کرده و نمی‌خواهد این احتمال را بپذیرد که ژاپن نیز ممکن است خود را مدافع صلح بداند.

در نهایت، دیپلماسی رستوران اژدها فقط درباره نحوه رفتار چین با جهان نیست؛ درباره نحوه روایت چین از جهان نیز هست. پکن می‌خواهد با همه سر یک میز بنشیند، اما نکته مهم این است که این خود چین است که تصمیم می‌گیرد چه غذایی روی میز قرار بگیرد و کدام واقعیت‌ها از منوی دیپلماسی حذف شوند.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: چین ، بغداد ، جنگ ، آمریکا
ارسال به دوستان
captcha
آمریکا تحریم‌های جدید علیه نهادهای مرتبط با ایران و ماهان‌ایر اعمال کرد رئیس دانشگاه سمنان: روایت‌های فضای مجازی از درگیری با دانشجویان عراقی دقیق نیست ایران در شورای حکام درباره افشای اطلاعات محرمانه هسته‌ای هشدار داد پوتین و ترامپ تلفنی گفتگو کردند درآمدهای تنگه هرمز به معیشت مردم و تقویت بنیه دفاعی اختصاص می‌یابد بازگشت دولتی ها به فیلتر شده ها، تلاش در بدیهیات پزشکیان بر اصلاح قوانین تردد، تعیین حریم جاده‌ها و توسعه راه‌های ریلی تأکید کرد شهادت یک فرمانده بسیج سیستان و بلوچستان در حمله مسلحانه انسداد جاده چالوس و آزادراه تهران ـ شمال به دلیل تشدید بارش‌ها هشدار نارنجی هواشناسی برای ۴ استان؛ خطر سیلاب و رگبار شدید در راه است آماده‌باش کامل مازندران پس از بارش و طوفان؛ لغو مرخصی نیروها تا چهارشنبه همتی: تأمین مالی تولید و رفع موانع بانکی در اولویت بانک مرکزی است محور کندوان در هر دو مسیر مسدود شد؛ احتمال ریزش سنگ و سیلاب نماینده اصناف: انتقال بازار تهران امکان‌پذیر نیست؛ نوسازی با مشارکت مردم چین؛ کشوری که به‌جای جنگ، غذا سرو می‌کند/ از رستوان چینی در بغداد تا گرگ مبارز