عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ اظهارات اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، درباره فیلترینگ و فیلترشکنها بار دیگر این موضوع را به یکی از بحثهای مهم در حوزه امنیت و ارتباطات کشور تبدیل کرده است.
عارف در سفر به قم و در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، صراحتاً از تبعات امنیتی استفاده گسترده از فیلترشکنها سخن گفت و اعلام کرد که فیلترشکنها اشراف امنیتی کشور را کاهش دادهاند. او حتی مدعی شد ایران در جنگهای اخیر، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه یا رمضان، از این مسئله آسیب دیده است.
این نخستین بار نیست که یک مقام دولتی نسبت به تبعات امنیتی فیلترشکنها هشدار میدهد. محمد حاتمیزاده، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت ارتباطات، پیشتر فیلترشکنها را یک حفره امنیتی و اقتصادی برای کشور توصیف کرده بود و گفته بود این ابزارها حفرههای امنیتی جدی برای شبکه مخابراتی ایجاد کردهاند.
وقتی کاربران برای دسترسی به اینترنت از فیلترشکن استفاده میکنند، بخش قابلتوجهی از ارتباطات در قالب ترافیک رمزگذاریشده و پراکنده از شبکه عبور میکند. همین مسئله میتواند نظارت و رصد فعالیتهای مخرب در فضای اینترنت را دشوارتر کند. از این منظر، فیلترشکن نهتنها راهی برای عبور از محدودیتهای اینترنتی، بلکه از نگاه برخی مسئولان، به یک نقطه ضعف امنیتی تبدیل شده است.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، نیز پیشتر درباره همین موضوع گفته بود استفاده از فیلترشکنها راه نفوذ دشمن و استفاده از سرویسهای جاسوسی در ایران را آسانتر کرده است.
اما در سوی دیگر ماجرا، واقعیت استفاده گسترده از فیلترشکنها قرار دارد؛ واقعیتی که حتی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی نیز به آن اشاره کردهاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، پیشتر با اشاره به استفاده از فیلترشکن حتی در میان حامیان نظام گفته بود کافی است به مساجد و محافل مذهبی مراجعه شود و تلفن همراه جوانان را بررسی کنند تا مشخص شود چه تعداد از آنها با VPN به فضای مجازی دسترسی دارند.
او همچنین گفته بود فیلترینگ در عمل باعث نشده کاربران از فضای مجازی خارج شوند، بلکه آنها با استفاده از VPN وارد همان فضا شدهاند و حتی ممکن است استفاده آنها از این فضا بیشتر و خارج از کنترل شده باشد.
به این فهرست البته باید بسیاری از مسئولان و مدیران جمهوری اسلامی را نیز اضافه کرد؛ مقامهایی که خودشان در شبکههای اجتماعی فیلترشدهای مانند توییتر و اینستاگرام حضور دارند.
قائمپناه نیز با اشاره به همین موضوع گفته است بسیاری از مسئولان کشور، دفتر رهبری و روسای جمهور از توییتر و اینستاگرام استفاده میکنند و برای دسترسی به این ابزارها، چه با فیلترشکن و چه بدون آن، باید هزینه پرداخت شود.
مسئله فقط امنیت نیست. فیلترشکنها به یک بازار بزرگ اقتصادی نیز تبدیل شدهاند؛ بازاری که به دلیل ماهیت غیرشفاف آن، آمار دقیقی از گردش مالیاش وجود ندارد.
قائمپناه درباره حجم این بازار گفته است برخی رقم هفت هزار میلیارد تومان و برخی رقم ۱۲ هزار میلیارد تومان را مطرح میکنند و این پرسش را پیش کشیده که این پول به جیب چه کسانی میرود و چه افرادی از این بازار منفعت مالی دارند.
پزشکیان نیز پیشتر رقم بسیار بزرگتری را مطرح کرده و گفته بود حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان پول حاصل از فروش VPN به جیب فروشندگان آن میرود.
این ارقام البته آمارهای رسمی و مورد اجماع نیستند و درباره میزان واقعی گردش مالی بازار فیلترشکن در ایران اختلاف نظر وجود دارد؛ اما حتی روایتهای رسمی نیز نشان میدهند که فیلترینگ، بازاری گسترده برای فروش ابزارهای عبور از محدودیتهای اینترنتی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، یک تناقض جدی شکل گرفته است: سیاستی که با هدف کنترل و محدود کردن دسترسی به برخی پلتفرمها اجرا شده، میلیونها کاربر را به سمت استفاده از ابزارهایی سوق داده که خود برخی مسئولان آنها را تهدیدی برای امنیت شبکه میدانند.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که فیلترینگ نتوانسته استفاده از این ابزارها را متوقف کند. حتی در شرایط بحرانی و در جریان جنگ ۴۰ روزه، فروش فیلترشکنهایی که امکان عبور از محدودیتهای شبکه را فراهم میکردند، ادامه داشت.
به این ترتیب، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چگونه میتوان فیلترشکنها را مسدود کرد؛ بلکه این است که آیا ادامه فیلترینگ، با توجه به گسترش استفاده از VPN، افزایش ترافیک رمزگذاریشده و شکلگیری یک بازار چند هزار میلیارد تومانی، خود به عاملی برای تضعیف امنیت شبکه تبدیل نشده است؟
از این منظر، منتقدان فیلترینگ معتقدند اگر هدف، افزایش امنیت شبکه و کاهش امکان نفوذ باشد، یکی از راههای مؤثر میتواند کاهش یا برداشتن محدودیتهایی باشد که کاربران را به سمت استفاده از فیلترشکنها سوق داده است.