فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۰۵۳۲
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۷ - ۱۸-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۰۵۳۲
انتشار: ۱۸:۵۷ - ۱۸-۰۶-۱۴۰۵

تنش‌زدایی نوظهور میان آمریکا و چین/ خداحافظی پکن با منطق جنگ سرد جدید

س
چین و آمریکا پس از سال‌ها رقابت فزاینده، به چارچوبی مبتنی بر «ثبات راهبردی» برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از جنگ نزدیک شده‌اند. اعتمادبه‌نفس فزاینده چین، پکن را به پذیرش رقابت کنترل‌شده با واشنگتن سوق داده است. این رویکرد بر مدیریت بحران‌های نظامی، گسترش همکاری و کاهش اصطکاک‌ها متمرکز است، اما تایوان همچنان خطرناک‌ترین نقطه اختلاف محسوب می‌شود. در نهایت، موفقیت این چارچوب به اقدامات عملی و حفظ توازن میان منافع چین، آمریکا و تایوان بستگی دارد.

دیدار شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در ماه مه (اردیبهشت) در پکن، به توافقی میان چین و آمریکا بر سر ایجاد روابطی سازنده و مبتنی بر ثبات راهبردی انجامید.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، این چارچوب اگرچه در واشنگتن با تردید نگریسته شد و برخی آن را صرفاً مجموعه‌ای از حرف‌های دیپلماتیک و بی‌محتوا دانستند، اما از یک تحول مهم حکایت دارد: دو کشور پس از بیش از یک دهه، برای نخستین بار بر سر تعریفی مشترک از مسیر کلی روابط خود به توافق رسیده‌اند؛ تعریفی که رهبران دو طرف نیز کمابیش آن را پذیرفته‌اند.

چین و آمریکا؛ رقابت بدون سقوط به ورطه جنگ

منظور از «ثبات راهبردی» تنش‌زدایی هسته‌ای نیست؛ بلکه نوعی توازن جدید است که به چین و آمریکا اجازه می‌دهد از وخیم‌تر شدن بیشتر روابط جلوگیری کنند و در حوزه‌هایی که منافعشان همسوست، همچنان به همکاری ادامه دهند.

البته پکن انتظار ندارد این چارچوب بتواند اختلافات گسترده میان دو کشور را حل کند یا مانع بروز تنش‌های تازه شود. نمونه آن در ماه ژوئن (خرداد–تیر) رخ داد؛ زمانی که وزارت دفاع آمریکا بیش از ۸۰ شرکت و زیرمجموعه چینی را — از جمله غول‌های خصوصی علی‌بابا، بایدو و بی‌وای‌دی — در فهرست شرکت‌های مرتبط با فعالیت‌های ادغام نظامی–غیرنظامی قرار داد و همکاری قراردادی پنتاگون با آنها را ممنوع کرد.

چین نیز در واکنش، ۱۰ نهاد آمریکایی را به فهرست کنترل صادرات اقلام دوکاربرده افزود؛ اقدامی که تأمین کالاهای دارای کاربرد بالقوه نظامی و غیرنظامی برای این نهادها را محدود می‌کند. پکن در حرکتی موازی، خرید محصولات نزدیک به ۵۰ شرکت آمریکایی — عمدتاً در حوزه صنایع دفاعی — را برای نهادهای دولتی چین نیز ممنوع کرد.

با وجود این تنش‌ها، پکن امیدوار است توافق بر سر «ثبات راهبردی» بتواند به دو طرف کمک کند اختلافات خود را بهتر مدیریت کنند و مانع از آن شود که رقابت فزاینده به بدترین سناریوها — یعنی درگیری نظامی یا شکل‌گیری جنگ سردی جدید — منجر شود. تا اینجا نیز اصطکاک‌های موجود نتوانسته‌اند توافق کلی ماه مه (اردیبهشت) را تضعیف کنند. محدود نگه داشتن تحریم‌ها و اقدامات متقابل از سوی پکن و واشنگتن، به دو طرف اجازه داده است از تشدید خطرناک تنش‌ها جلوگیری کنند و روابط چین و آمریکا را، با وجود اختلافات جدی، همچنان در مسیر تعامل نگه دارند.

هدف چارچوب دیپلماتیک جدید میان پکن و واشنگتن، دستیابی به یک توافق بزرگ برای حل تمامی اختلافات نیست؛ بلکه هدف، ایجاد حداقلی از ثبات در روابط چین و آمریکا و جلوگیری از سقوط دوباره آن به ورطه تنش‌های شدید است. این رویکرد همچنین نشان‌دهنده تغییر نگاه پکن به روابط خود با واشنگتن است. چین که در گذشته چارچوب‌های آمریکایی مبتنی بر رقابت را نمی‌پذیرفت، اکنون آماده است بپذیرد که رقابت، بخشی بنیادین و اجتناب‌ناپذیر از روابط دو کشور است.

پذیرش این واقعیت از سوی پکن که رقابت میان دو کشور باید مدیریت شود، نه اینکه از روابط حذف شود، نشانه افزایش اعتمادبه‌نفس چین و تقویت این نگاه در پکن است که خود را بیش از گذشته هم‌سطح واشنگتن می‌بیند. همین اعتمادبه‌نفس می‌تواند به رفتار محتاطانه‌تر و خویشتن‌دارانه‌تر چین در برابر آمریکا منجر شود؛ امری که در نهایت می‌تواند به کاهش بیشتر تنش‌ها و ایجاد آرامش نسبی در روابط دو کشور کمک کند.

اکنون این احتمال بیش از گذشته مطرح است که روابط چین و آمریکا از یک نقطه عطف عبور کرده و وارد مرحله‌ای باثبات‌تر شده باشد. البته چالش‌های اساسی همچنان پابرجاست و هر یک از آنها می‌تواند زمینه‌ساز موج تازه‌ای از تنش شود؛ اما به نظر می‌رسد اوج تنش‌هایی که طی هشت سال گذشته روابط دو کشور را تحت تأثیر قرار داده بود، در حال فروکش کردن است.

 سفر رسمی شی جین‌پینگ به واشنگتن در ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) قرار است با شام رسمی در کاخ سفید همراه باشد — می‌تواند فرصت تازه‌ای برای تحکیم این مسیر باشد.

با توجه به احتمال دیدارهای دوباره شی و ترامپ در ماه‌های آینده، چارچوب جدید «ثبات راهبردی» می‌تواند پس از سال‌ها، نخستین فرصت جدی برای ایجاد پایه‌های یک ثبات پایدار در روابط چین و آمریکا باشد.

از مشارکت راهبردی تا ثبات راهبردی؛ تحول نگاه چین به آمریکا

برای سال‌ها، رهبران چین و آمریکا تلاش می‌کردند روابط دوجانبه را در قالب مشارکت تعریف کنند. در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶)، هم‌زمان با سفر جیانگ زمین به آمریکا، پکن و واشنگتن بر هدف ایجاد «مشارکت راهبردی سازنده با جهت‌گیری به سوی قرن بیست‌ویکم» تأکید کردند.

چند سال بعد، در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴)، دولت جورج دبلیو. بوش از چین خواست به «ذی‌نفعی مسئول» در نظام بین‌المللی تبدیل شود؛ هو جینتائو نیز در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) در پاسخ گفت که چین و آمریکا نه‌تنها ذی‌نفع این نظام هستند، بلکه باید «شرکای سازنده» نیز باشند.

این رویکرد در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) نیز ادامه یافت؛ زمانی که باراک اوباما و هو جینتائو توافق کردند برای مقابله با چالش‌های مشترک، مشارکت میان دو کشور را به‌طور مستمر گسترش دهند. با این حال، از آن زمان تا نشست ترامپ و شی در بهار امسال (اردیبهشت ۱۴۰۵)، رهبران دو کشور نتوانستند بر سر یک تعریف تازه و مشترک از جایگاه روابط چین و آمریکا به توافق برسند.

واشنگتن زودتر از پکن از مفهوم مشارکت فاصله گرفت. در نخستین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا روابط خود با چین را بیش از پیش در چارچوب «رقابت راهبردی» تعریف کرد. پکن در ابتدا تلاش کرد این عنصر رقابت را بپذیرد؛ چین قبول داشت که بخشی از رقابت میان دو کشور اجتناب‌ناپذیر است، اما همچنان امیدوار بود که روابط در مجموع مثبت باقی بماند.

اما با تشدید شدید تنش‌ها در سال پایانی دوره نخست ترامپ و ادامه این روند در دولت جو بایدن، نگاه پکن تغییر کرد. رهبران چین به تدریج «رقابت راهبردی» را نه صرفاً توصیفی از وضعیت روابط، بلکه روایتی برای محدود کردن صعود چین تلقی کردند. از نگاه پکن، رویکرد واشنگتن چشم‌انداز توسعه چین را تهدید می‌کرد و به همین دلیل، مخالفت چین با این چارچوب نیز شدت گرفت. این تغییر موضع سرانجام در ژوئیه ۲۰۲۲ (مرداد ۱۴۰۱) آشکارتر شد؛ زمانی که شی جین‌پینگ در تماس تلفنی با جو بایدن هشدار داد که تبدیل رقابت به ویژگی اصلی و تعیین‌کننده روابط چین و آمریکا، اشتباه است.

از نگاه سیاست‌گذاران و تحلیلگران چینی، چارچوب «رقابت راهبردی» عملاً تمام تعاملات میان پکن و واشنگتن را به الگویی شبیه رقابت دوران جنگ سرد میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل کرده بود. در این نگاه، اقداماتی مانند محدودیت‌های آمریکا بر صادرات نیمه‌رساناها صرفاً سیاست‌های تجاری یا فناورانه نبودند؛ بلکه نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای مهار چین، تضعیف نظام سیاسی آن و محدود کردن مسیر توسعه کشور محسوب می‌شدند.

اکنون، پس از نزدیک به یک دهه مخالفت و انتقاد پکن از مفهوم «رقابت راهبردی»، حرکت چین به سمت چارچوب «ثبات راهبردی سازنده» نشان‌دهنده تغییر ارزیابی این کشور از جایگاه و نقش چین و آمریکا در نظام بین‌المللی و همچنین واقعیت‌های جدید روابط دوجانبه است. پکن امروز روابط خود با واشنگتن را از موضعی برابرتر و با اعتمادبه‌نفسی بیشتری دنبال می‌کند؛ چین دیگر مانند گذشته نگران نیست که رقابت با آمریکا مسیر توسعه ملی آن را تهدید کند. در نگاه جدید پکن، رقابت می‌تواند مدیریت شود؛ بدون آنکه الزاماً به تهدیدی موجودیتی برای چین تبدیل شود.

اعتمادبه‌نفس چین؛ فرصتی برای مهار رقابت با آمریکا

موفقیت‌های چین در سال‌های اخیر اعتمادبه‌نفس پکن را افزایش داده است. در اوایل سال ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۳)، شرکت چینی دیپ‌سیک یک مدل زبانی بزرگ عرضه کرد که با هزینه‌ای بسیار کمتر از مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی آمریکا، به عملکردی تقریباً هم‌سطح آنها دست یافت.

چند ماه بعد، در آوریل (فروردین ۱۴۰۴)، چین توانست در برابر تعرفه‌های ترامپ واکنشی مؤثر نشان دهد و واشنگتن را بار دیگر به پای میز مذاکره بکشاند. در این مذاکرات و گفت‌وگوهای بعدی نیز برتری چین در حوزه عناصر خاکی کمیاب، به پکن اهرمی مهم بر زنجیره‌های تأمین آمریکا داد. مجموعه این تحولات باعث شده است سیاست‌گذاران و راهبردپردازان چینی با اعتماد بیشتری درباره رقابت با آمریکا سخن بگویند.

با این حال، برخلاف تصور رایج در غرب، اعتمادبه‌نفس بیشتر چین لزوماً به معنای رفتار تهاجمی‌تر نیست. هنگامی که رهبران چین احساس کنند توانایی مدیریت محیط خارجی خود را دارند و منافع اساسی و مسیر توسعه کشورشان در معرض تهدید قرار ندارد، اتفاقاً آمادگی بیشتری برای خویشتن‌داری، گفت‌وگو و تمرکز بر مسائل داخلی پیدا می‌کنند.

تجربه دهه ۱۹۹۰ (دهه ۷۰ شمسی) و نخستین دهه قرن بیست‌ویکم نمونه‌ای از این رویکرد است. در آن دوره، هم‌زمان با رشد سریع اقتصاد چین، پکن اختلافات خود با کشورهای همسایه بر سر دریای چین جنوبی را تا حد زیادی کنار گذاشت. اما پس از آنکه دولت اوباما سیاست «چرخش به سوی آسیا» را در پیش گرفت و پکن احساس کرد واشنگتن در حال گرد هم آوردن کشورهای منطقه علیه چین است، رویکرد پکن در قبال مناقشات دریای چین جنوبی سخت‌تر شد.

چین در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵) نیز با وجود دشواری‌هایی که آمریکا در جنگ با ایران با آن روبه‌رو بود، از این وضعیت برای تشدید فشار بر واشنگتن استفاده نکرد و در عوض، به‌طور آرام و پشت پرده به پیشبرد مذاکرات صلح کمک کرد.

اکنون نیز کاهش نگرانی پکن از اینکه آمریکا بخواهد یا بتواند مانع توسعه چین شود، این کشور را به پذیرش رقابتی محدود و قابل‌کنترل با واشنگتن آماده‌تر کرده است. از این موضع قدرتمندتر و مطمئن‌تر، پکن می‌تواند روابط خود با آمریکا را به‌صورت عمل‌گرایانه و موضوع‌به‌موضوع دنبال کند و به جای تلاش برای حذف رقابت، بر یافتن راهکارهای مشخص برای مدیریت رقابتی که اجتناب‌ناپذیر است، تمرکز داشته باشد.

ثبات راهبردی؛ دیوار بازدارنده در برابر جنگ چین و آمریکا

پایه و اساس چارچوب جدید «ثبات راهبردی» میان چین و آمریکا، حفظ صلح و جلوگیری از درگیری است. برای تحقق این هدف، نیروهای نظامی دو کشور باید سازوکارهای پخته‌تری برای جلوگیری و مدیریت بحران و همچنین ایجاد اعتماد متقابل ایجاد کنند. برقراری ارتباطات منظم میان نیروهای نظامی چین و آمریکا و تقویت و گسترش پروتکل‌های مربوط به رویارویی‌های دریایی و هوایی، می‌تواند با هزینه‌ای اندک احتمال وقوع درگیری را کاهش دهد.

همکاری دو کشور می‌تواند به حوزه فضا نیز گسترش پیدا کند؛ از جلوگیری از برخورد ماهواره‌ها در مدار نزدیک زمین و تنظیم ترافیک فضایی گرفته تا ایجاد اعتماد درباره اهداف راهبردی یکدیگر. البته موضوعات حساس‌تری مانند تسلیحات هسته‌ای و کاربرد نظامی هوش مصنوعی به رویکردی تدریجی‌تر نیاز دارند. دولت ترامپ علاقه بیشتری به گفت‌وگو درباره کنترل تسلیحات هسته‌ای با چین نشان داده، اما پکن معتقد است برای آغاز مذاکرات رسمی هنوز زود است؛ زیرا فاصله میان توانمندی‌های هسته‌ای دو کشور بسیار گسترده است.

تحکیم ثبات راهبردی نیز نباید تنها به دیدارهای رهبران ارشد محدود شود. گسترش ارتباطات و مبادلات در سطوح مختلف میان دو کشور می‌تواند راهی کم‌هزینه برای تثبیت روابط باشد.

کاهش محدودیت‌های صدور روادید، بازنگری و کاهش تحریم‌ها، لغو ممنوعیت‌های ورود و خروج و کاهش محدودیت‌های سفر برای شهروندان و نهادها، از جمله اقداماتی است که می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای تعامل ایجاد کند. افزایش امکان فعالیت رسانه‌های دو کشور در خاک یکدیگر نیز می‌تواند به همین روند کمک کند.

اما در میان تمام این مسائل، تایوان همچنان خطرناک‌ترین نقطه اصطکاک میان پکن و واشنگتن است؛ تایوان تنها موضوعی است که می‌تواند زمینه‌ساز یک درگیری نظامی عمدی میان چین و آمریکا شود و فشارها بر سر آن نیز در حال افزایش است. تداوم حاکمیت حزب دموکراتیک مترقی با مواضع متمایل‌تر به استقلال، تمایل جدی پکن برای پیشبرد وحدت ملی و همچنین نامشخص بودن سیاست آینده آمریکا در قبال تایوان، همگی به افزایش تنش‌ها کمک کرده‌اند.

در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک توازن جدید تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که هیچ‌یک از طرف‌ها به تمام خواسته‌های خود نرسد، اما هر سه طرف بتوانند با نتیجه نهایی کنار بیایند.

تایوان؛ نقطه حساس توافق پکن و واشنگتن

تا زمانی که پکن همچنان معتقد باشد ادغام دو سوی تنگه به‌صورت مسالمت‌آمیز امکان‌پذیر است، انگیزه‌ای برای توسل به گزینه نظامی نخواهد داشت. در این شرایط، آمریکا می‌تواند با نزدیک‌تر کردن سیاست اعلامی خود به مواضع پکن — از جمله با به‌رسمیت شناختن حاکمیت چین بر تایوان یا مخالفت صریح با استقلال این جزیره — به چین اطمینان دهد که مسیر «الحاق مسالمت‌آمیز» همچنان باز است.

چنین رویکردی می‌تواند زمینه رسیدن پکن و واشنگتن به نوعی توافق را فراهم کند که از یک سو هدف آمریکا برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مناقشه تایوان را تأمین کند و از سوی دیگر، به مردم تایوان اجازه دهد نظام سیاسی و اجتماعی خود را حفظ کنند. زنده نگه داشتن چشم‌انداز الحاق مسالمت‌آمیز می‌تواند امکان در نظر گرفتن نگرانی‌های اصلی هر سه طرف را تا حد ممکن فراهم کند.

در همین چارچوب، تصمیم واشنگتن برای توقف موقت فروش ۱۴ میلیارد دلاری تسلیحات به تایوان در جریان دیدار ماه مه (اردیبهشت) ترامپ و شی، به کاهش یکی از نقاط بحرانی و رو به تشدید در روابط چین و آمریکا کمک کرد. این بسته که کنگره حدود هفت ماه پیش آن را تصویب کرده بود، تا امروز همچنان متوقف مانده است و ترامپ آن را «ابرِ مذاکره‌ای بسیار خوب» در گفت‌وگو با پکن توصیف کرده است. اما این تصمیم هم‌زمان چالش تازه‌ای برای چارچوب نوپای «ثبات راهبردی» به وجود آورده است. پکن از این تعویق استقبال کرد؛ اما توقف فروش تسلیحات، انتظارات درباره مسیر آینده سیاست آمریکا در قبال تایوان را نیز افزایش داده است.

اگر دولت ترامپ در نهایت انتقال تسلیحات به تایوان را از سر بگیرد، واکنش پکن احتمالاً شدید خواهد بود و چنین اقدامی می‌تواند چارچوب تازه ثبات راهبردی را با خطر مواجه کند. از این رو، آینده فروش تسلیحات به تایوان به یکی از تهدیدهای مشخص و مهمی تبدیل شده است که پکن و واشنگتن باید در ماه‌های آینده آن را مدیریت کنند.

با این حال، «ثبات راهبردی» چارچوبی نیست که یک طرف بر طرف دیگر تحمیل کرده باشد یا قرار باشد صرفاً به سود پکن و زیان واشنگتن تمام شود. این چارچوب محصول تلاش مشترک دو کشور است و همین ویژگی، آن را به فرصتی کم‌سابقه تبدیل کرده است. اکنون مسئله اصلی این است که این چارچوب اولیه گسترش یابد، به آن محتوای عملی داده شود و به الگویی پایدار و ماندگار تبدیل شود.

شاید برخی این هدف را بیش از حد محدود بدانند؛ اما برای چین و آمریکا، اگر بتوانند نوسانات روابط خود را در محدوده‌ای قابل کنترل نگه دارند و مانع وقوع هرگونه جنگ شوند، همین دستاورد به‌مراتب فراتر از یک موفقیت کوچک خواهد بود.

برچسب ها: آمریکا ، چین ، جنگ سرد
ارسال به دوستان
captcha
دادگاه دبی ۲ میلیون درهم غرامت به مردی پرداخت کرد که در حادثه تاکسی برای همیشه معلول شد مخبر: ترامپ پس از شکار زهپاد آمریکایی خواهد فهمید با چه قدرتی طرف حساب است خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری (+عکس) قطعنامه سیاسی غرب علیه ایران در شورای حکام تصویب شد سردار احمدی‌مقدم: جنگ همانند بازی شطرنج، قابل پیش‌بینی نیست/ دسترسی به تفاهم مطلوب خارج از دسترس است آنچه می بینیم و آنچه واقعا می خوریم (اینفوگرافیک) بیانیه مشترک ایران، روسیه و چین در آژانس درباره سوریه: ارزیابی‌های آژانس نباید بر پایه حدسیات یا فرضیات غیرقابل اثبات باشد محدودیت تردد جاده چالوس و آزادراه تهران شمال از ساعت ۱۹ امروز حضور نتانیاهو در منطقه جبل الشیخ سوریه هشدار مهم روزنامه سازمان تبلیغات اسلامی به مسئولان: با صادر نکردن گواهینامه، موتورسواری زنان متوقف نمی‌شود ایران: در صورت خاتمه شرایط جنگی، زمینه برای فعالیت‌های پادمانی آژانس فراهم می‌شود استون مارتین مسابقه‌ای برنده؛ تجربه‌ای متفاوت روی پیست تاریخی بروکلندز (تصویری) درخواست ایران برای بررسی ممنوعیت حمله به تأسیسات هسته‌ای در کنفرانس آژانس اگر یلدا زنده نماند، تمام این شهر بدنام می‌شوند بهزیستی تهران: ۷ هزار و ۵۵۸ تماس مرتبط با خودکشی ثبت شد؛ آمار دوباره افزایشی شد