فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۲۰۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۱ - ۲۲-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۲۰۷
انتشار: ۰۹:۰۱ - ۲۲-۰۶-۱۴۰۵
زندگی روی خط فقر

مقاومت شکننده

مهاجرت
نسل من معنی شرایط حساس کنونی را خوب می فهمد. فقط به من بگویبد نوید کدام فردا را به فرزندم بدهم که بماند و نسوزد و بسازد؟ وقتی با دو مدرک کارشناسی و ۲۵ سال سابقه روی خط فقر زندگی می کنم، نمی توانم از سبک زندگیم نزد فرزندم دفاع کنم و او را ترغیب به ماندن کنم .

عصر ایران؛ مسعود مجاوری ـ  حدود پنج سالی هست که از فضای رسانه به کف بازار مهاجرت کردم تا لقمه نان زندگیم را از زیر سنگ بیرون بیاورم. من آدم "مهاجرت"نبوده و نیستم،نه اینکه همکاران  روزنامه نگار هجرت کرده ام را شماتت کنم نخیر،من با همه رنجهایی که دراین سالها از سر گذراندم،ترجیحم بر ماندن بود،ترجیحی که این روزها به دلایلی که خواهم گفت با "تردید"جدی مواجه شده است.

آدمیزاده که هفت جان ندارد !من به سخت جانی خودم می بالم اما حتی اگر شما از جنس "بِتُن"هم باشید یک جا مبتلا به "خستگی"می شوید و آنجا فرو می ریزید.

حکایت این روزهای بسیاری از "ماهایی"که ماندیم و نرفتیم هم بی شباهت به خستگی بتن نیست.

من از بسیاری همکاران و هم نسلانم پرسان شدم و دیدم احوال ماها به طرز عجیبی شبیه به یکدیگر است.

نمی دانم کارگر نگون بختی که ۴ سر عایله را با دریافتی ماهی ۲۵ میلیون تومان اداره می کند چطور اول و آخر ماهش را به هم می دوزد من با معیار بانک جهانی برای تشخیص فقر یعنی درآمد  ۸ دلار ۳۰ سنت  روزانه به ازای هر نفر هم کاری ندارم؛

وقتی ارزش پول ملی کشورم به۲۳۰ هزار تومان برای هر دلار رسیده است و متوسط قیمت یک کیلو گوشت بین ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۲میلیون تومان است، بنا را براین می گذارم که با درآمد سرانه روزی ۵ دلار هم می شود در ایران زنده ماند و هفته ای یکبار گوشت قرمز خورد، بنابراین در آمد ماهانه۴۵۰ دلار برای یک خانوار سه نفره (یعنی عدد بانک جهانی را نصف کردم) حداقلی از معیشت بدیهی را برای چنین خانواری به ارمغان می آورد.

چیزی پرو پای ماهانه یکصد میلیون تومان.

برای کسب این درآمد ماهانه یک  پیله ور خرده پا در بازار  نیاز به دستکم ۲۵۰ میلیون تومان سرمایه اولیه دارد  و هزینه تهیه این مبلغ در کف بازار ماهانه بیش از ۲۰ میلیون تومان است .

(نظام بانکی برای پرداخت این مبلغ، رسوب حداقل سه ماهه همین پول درصندوق بانک و معدل سه ماهه بالای فلان مبلغ  و ضامن و ...می خواهد که به دردسرش نمی ارزد) پس آدمی با درآمد ۱۰۰ میلیون تومان دست به نقد بالای ۲۰ میلیون باید اقساط سرمایه اولیه اش را بپردازد قطعا بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان اقساط متفرقه (جعاله ،خرید لوازم منزل، قسط خودرو و...) در سبد هزینه هایش وجود دارد .

می رسیم به هزینه های بهداشت و درمان که باتوجه به قیمت های عجیب فعلی دارو  بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان حداقل برای یک خانواده تمام می شود .

هزینه استفاده از خودرو با بنزین لیتری ۱۰ هزارتومان یعنی  اگر شما باخودروی شخصی  بخواهی بیسکوییت و کلوچه و آبمیوه پخش کنی ماهانه باید حدود۲۰ میلیون تومان برای پول بنزین و استهلاک خودروی شخصی کنار بگذاری.

هزینه پرکردن یخچال یک خانوار سه نفره در ماه اگر برمبنای حداقل  استانداردهای روز محاسبه شود تقریبا ماهانه۴۵ میلیون تومان آب می خورد بشرطی که رفت و آمدی نباشد و مهمانی نروی و مهمان هم نیاید (پول آب وبرق و گازو تلفن را هم درون هزینه های آشپزخانه زندگی آوردم).

 با این اوصاف من نه می توانم کتاب بخرم نه سینما بروم نه هزینه دانشگاه بپردازم نه کنسرت بروم و نه  بعنوان یک بچه شمالی در حد سفری یکساعته به کنار دریا را با خانواده ام تجربه کنم.

می دانم می خواهید بگویید که"درشرایط حساس کنونی"جای این حرفها نیست .

نسل من معنی شرایط حساس کنونی را خوب می فهمد یعنی به ما فهمانده اید. فقط به من بگویبد من نوید کدام فردا را به فرزندم بدهم که بماند و نسوزد و بسازد؟ آخرو عاقبت امثال من که ماندند شد این...

خبر ندارم آنها که رفتند حال و روز بهتری دارند یانه؟ من دوروبرم را می بینم ،در واقع آدمیزاده واقعیت را می بیند و می پذیرد نه آنچه می شنود را. وقتی مدت هاست به علت قیمت بالای کتاب، از اینترنت دانلود می کنم، نمی توانم از "صنعت فرهنگ"دفاع کنم. 

میزان درآمد من با هزینه هایم به زور به نقطه سر به سری می رسد و هیچ چشم اندازی برای پیشرفت پیش رویم نیست.

حالا من زرنگم و می توانم از پس هزینه هایم برآیم و دستم جلوی کسی دراز نیست.

بسیاری از همکاران زسانه ای اما کاری جز روزنامه نگاری بلد نیستند و گناهشان  هم لابد همین است.

 وقتی با دو مدرک کارشناسی و ۲۵ سال سابقه روزنامه نگاری با محاسبات بالا روی خط فقر زندگی می کنم، نمی توانم از سبک زندگیم نزد فرزندم دفاع کنم و او را ترغیب به ماندن کنم چون خودم این روزها برای ماندنم دراین سال ها مبتلا به تردید جدی شده ام.

من خط فقر را حدود ۱۰۰ میلیون در ماه محاسبه کردم و می دانم رقمش بسیار بالاترازاین حرف هاست

یاد دارم جایی استاد "مسعود کیمیایی" می گفت: زندگی شرافتمندانه خیلی سخت است .

مسعود کیمیایی راست می گفت، مقاومت من هم در حال شکستن است همانطور که "بِتُن"  خسته فرو می ریزد.

  * «مقاومت شکننده»: عنوان یادداشت برگرفته از کتابی به همین نام اثر "جان فوران " است.

ارسال به دوستان
captcha
پزشکیان: ایران هیچ‌گاه متجاوز نبوده/ اگر دنبال سلاح هسته‌ای بودیم عضو «ان‌پی‌تی» نمی‌شدیم چرا عراق دو مرز ایران را بست؟ چالش دانشگاه‌ها برای تأمین غذای دانشجویان/ پیدا کردن پیمانکار تغذیه دشوار است سربازان قاجاری جلوی در سفارت انگلیس؛ 140 سال قبل (عکس) خط تولید پونتیاک GTO (عکس) تأثیر ال‌نینو بر افزایش بارش در ایران قطعی نیست مطالعه جدید: نور در اتاق خواب و سلامت قلب بازگشت ۱۰ صیاد آزادشده از زندان امارات به بندرعباس معماری که می خواست زندگی انسان ها را به یکدیگر نزدیک تر کند (+تصاویر) ناترازی بانک‌ها؛ زخمی که از ترازنامه عبور کرده و به تورم و نرخ ارز رسیده است هشدار ۲۵ برنده برتر مدال فیلدز: هوش مصنوعی ریاضیات را خراب می‌کند! جسارت وصل‌کردن نقطه‌های نامربوط؛ چطور شرکت‌های بزرگ شکل گرفتند؟ عرضه واکسن آنفلوآنزا از اواخر شهریور تفاوت سبک عجیب و غریب یک نقاش معروف؛ از منظره تا هندسه! (+عکس) بازگشایی گذرگاه‌های شلمچه و الشیب از صبح امروز یکشنبه