فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۵۲۵
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۸ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۵۲۵
انتشار: ۱۱:۲۸ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۵

پیر پسر؛ چرا این همه فشار در نهایت منفجر می‌شود؟

پیر پسر
«پیر پسر» جهانی را بنا می‌کند که در آن قدرت پیش از آنکه در دیالوگ توضیح داده شود، در فضا حضور دارد. خانه به تدریج از یک لوکیشن به یک ساختار قدرت تبدیل می‌شود.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - محبوبیت «پیر پسر» را نمی‌توان فقط با ارجاع به موضوعات اجتماعی، خشونت خانوادگی یا شخصیت پدرسالار فیلم توضیح داد. آنچه فیلم را به تجربه‌ای فراگیر برای تماشاگر تبدیل می‌کند، پیش از هر چیز، نحوه تبدیل این مضمون به فرم است؛ جایی که محتوا دیگر موضوعی برای روایت نیست، بلکه در میزانسن، ریتم، اجرا و معماری روایی فیلم رسوب کرده است.

«پیر پسر» جهانی را بنا می‌کند که در آن قدرت پیش از آنکه در دیالوگ توضیح داده شود، در فضا حضور دارد. خانه به تدریج از یک لوکیشن به یک ساختار قدرت تبدیل می‌شود. معماری بسته، جای‌گیری بدن‌ها در قاب، فاصله شخصیت‌ها از یکدیگر و حضور مسلط پدر، مناسباتی را شکل می‌دهند که تماشاگر آنها را پیش از آنکه به زبان بیاورد، حس می‌کند. همین‌جا یکی از مهم‌ترین امتیازات فیلم شکل می‌گیرد: فیلم درباره خفگی حرف نمی‌زند؛ خفگی را در سازمان بصری و دراماتیک خود ایجاد می‌کند.

فیلم همچنین از یک منطق روایی برخوردار است که به جای پراکنده‌کردن تنش، آن را روی هم انباشته می‌کند. هر برخورد، برخورد بعدی را سنگین‌تر می‌کند و هر اطلاعات تازه، معنای موقعیت‌های قبلی را تغییر می‌دهد. در نتیجه، درام به جای آنکه صرفاً جلو برود، متراکم می‌شود. این تراکم است که تماشاگر را تا پایان نگه می‌دارد؛ زیرا مسئله دیگر فقط دانستن سرنوشت شخصیت‌ها نیست، بلکه انتظار برای لحظه‌ای است که این فشار انباشته‌شده بالاخره باید راهی برای تخلیه پیدا کند.

از این منظر، صراحت فیلم نیز یک انتخاب فرمی مهم است. «پیر پسر» کمتر به آن نوع از رمزگذاری و دوپهلوگویی متوسل می‌شود که بخش مهمی از سینمای اجتماعی ایران برای عبور از محدودیت‌های روایی به آن پناه برده بود. فیلم نشانه‌های خود را تا حد امکان در سطح کنش نگه می‌دارد و به جای آنکه مخاطب را وادار کند مدام پشت استعاره‌ها را جست‌وجو کند، او را مستقیماً در موقعیت قرار می‌دهد. این صراحت، فیلم را به تجربه‌ای فیزیکی‌تر تبدیل می‌کند؛ خشونت، سکوت، تحقیر، ترس و میل به رهایی فقط مفاهیم داستان نیستند، بلکه در ریتم و شدت مواجهه‌ها احساس می‌شوند.

بازی‌ها نیز در این ساختار، صرفاً وسیله انتقال دیالوگ نیستند. بدن بازیگر بخشی از میزانسن است. قدرت، در نحوه ایستادن، نشستن، نگاه‌کردن، نزدیک‌شدن و عقب‌رفتن شخصیت‌ها دیده می‌شود. به همین دلیل، تقابل‌های فیلم در بسیاری از لحظات پیش از آنکه کلامی باشند، فیزیکی‌اند. دوربین نیز این مناسبات را به یک نمایش صرفاً روان‌شناختی تقلیل نمی‌دهد؛ بلکه روابط قدرت را در فضای مشترک شخصیت‌ها قابل مشاهده می‌کند.

نکته مهم دیگر، نسبت فیلم با زمان است. «پیر پسر» از طول زمان خود برای ایجاد فرسودگی استفاده می‌کند. تماشاگر قرار نیست فقط داستان را دنبال کند؛ قرار است مدتی طولانی در این جهان بماند و فشار آن را تحمل کند. همین ماندگاری است که اهمیت دارد. فیلم اگر کوتاه‌تر و شتاب‌زده‌تر روایت می‌شد، بخش مهمی از اثرگذاری خود را از دست می‌داد، زیرا کاتارسیس نهایی دقیقاً از دل همین انباشت زمانی و روانی بیرون می‌آید.

به همین دلیل، پایان فیلم را نمی‌توان صرفاً یک «ضربه داستانی» دانست. پایان، نتیجه معماری کل فیلم است. آنچه در انتها منفجر می‌شود، از همان ابتدا در ساختار اثر کاشته شده است. فیلم از ابتدا رابطه‌ای را طراحی می‌کند که امکان تداومش روزبه‌روز ناممکن‌تر می‌شود و سرانجام مخاطب را به نقطه‌ای می‌رساند که رهایی از این وضعیت، هم برای شخصیت‌ها و هم برای تماشاگر به یک ضرورت تبدیل می‌شود. کاتارسیس، بنابراین، محصول یک غافلگیری ناگهانی نیست؛ محصول یک فشار فرمیِ حساب‌شده است.

شاید راز استقبال از «پیر پسر» همین‌جا باشد. فیلم اجتماعی بودن خود را به بیانیه اجتماعی تبدیل نمی‌کند. آنچه می‌خواهد درباره قدرت، خشونت، خانواده و فروپاشی بگوید، در خودِ تجربه تماشای فیلم اتفاق می‌افتد. مخاطب فقط شاهد یک خانواده ازهم‌گسیخته نیست؛ مدتی در مناسبات آن زندگی می‌کند، فشارش را حس می‌کند و سرانجام همراه با فیلم از آن بیرون می‌آید.

در سینمایی که بخش قابل توجهی از تولیدات اجتماعی‌اش سال‌ها میان محافظه‌کاری روایی، استعاره‌پردازی و احتیاط در بیان گرفتار بوده، «پیر پسر» به همین دلیل اهمیت پیدا می‌کند که میان مضمون و فرم واسطه‌ای اضافه نمی‌کند. فیلم حرفش را پنهان نمی‌کند، اما آن را هم به زبان شعار بیان نمی‌کند. آن را به میزانسن، بدن، زمان، سکوت، خشونت و ریتم می‌سپارد.

شاید همین است که «پیر پسر» را برای تماشاگر امروز به فیلمی فراتر از یک درام اجتماعی تبدیل کرده است: فیلم به جای آنکه فقط مسئله‌ای را پیش روی مخاطب بگذارد، او را درون یک وضعیت قرار می‌دهد و بعد، پس از ساعت‌ها انباشت فشار، امکان رهایی را به او می‌دهد. محبوبیت فیلم از همین تجربه می‌آید؛ از لذت تلخِ دیدن جهانی که سرانجام، پس از این همه فشار، فرو می‌ریزد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
انفجار یک کارخانه در ملایر همدان/ ۳ کارگر دچار سوختگی شدند تمام جمعیت اصفهان روی فرونشست است/ ترک‌های بزرگ دیوار خانه‌های مسکونی ۵ هزار دلار برای هر آمریکایی؛ ترامپ پول این وعده بزرگ را از کجا می‌آورد؟ آتش‌سوزی در انبار داروخانه‌ای در یوسف‌آباد بدون تلفات جانی مهار شد دیدنی های امروز؛ از پرتاب موشک اسپیس اکس تا مسابقه آوازخوانی گنجشک ها در اندونزی تصویری از یک جوان کرد با اسلحه و قطار فشگ؛ یک قرن قبل چرا سرعت در پیاده‌روی مهم است؟ کمک فوری برای این فرزند یتیم و خانواده ای که حالشان خوب نیست وضعیت فعلی نفرات اول کنکور ریاضی سال ۱۳۸۰ (عکس) طرح فروش نقدی و اقساطی کشنده شکموتو X5000 با تحویل فوری اعلام شد رسوب شبه علم دور ذهن افزایش دستمزد کارگران به کجا رسید؟ هشدار تأمین اجتماعی درباره خرید سابقه بیمه/ کدام سوابق را می‌توان یکجا خرید؟ رزمایش موشکی در کره‌شمالی همزمان با پایان رزمایش سه‌جانبه چرا زهره با ۴۸۰ درجه، داغ‌ترین سیاره منظومه شمسی است؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟