فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۳۷۳۳
تاریخ انتشار: ۱۷:۳۲ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۳۷۳۳
انتشار: ۱۷:۳۲ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۵
برای هشتاد و ششمین سالروز تولد

آنچه استاد شجریان نخواند، از آنچه خواند مهم‌تر بود

استاد شجریان
استاد شجریان هرجا حس کرد شنیده‌ شدنش به قیمت تن‌ دادن به شرایطی است که به آن باور ندارد، ترجیح داد شنیده نشود. این‌جاست که کلیشه «صدای ملت» درباره او ناقص می‌شود، صدای ملت‌ بودن یعنی همه‌ جا شنیده‌ شدن، شجریان اما دقیقا برعکس این تصور عمل کرد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - امروز اول مهر ماه هشتاد و ششمین سالروز تولد استاد محمدرضا شجریان است، هرچه فکر کردم دیدم از یک زاویه به او کمتر پرداخته شده است!

آنچه از محمدرضا شجریان معمولا روایت می‌شود، تاریخ صدای اوست. ردیف، آوازهای ماندگار، همکاری با محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان و ... و مهمتر و فراگیرتر از همه عنوان «استاد».

اما شاید بخش واقعی‌تر شخصیت او را نه در آنچه خواند، بلکه در آنچه نخواند و در جاهایی که نخواست بخواند بتوان یافت. 

زندگی هنری استاد شجریان، اگر از این زاویه بازخوانی شود، مجموعه‌ای از قطع ارتباط‌های عمدی است، لحظه‌هایی که او ترجیح داد ساکت بماند، نه از سر عجز و قهر، بلکه از سر محاسبه‌ای اخلاقی درباره اینکه صدایش در کجا و برای چه شنیده شود.

نخستین‌بار در سال ۱۳۵۶، در نقطه اوج فعالیت حرفه‌ای‌اش، از خوانندگی در رادیو و تلویزیون کنار کشید. اعتراض او به شیوه برخورد نهادهای رسمی با هنرمندان موسیقی اصیل بود. به این‌که سازمانی که می‌توانست بستر اعتلای موسیقی ایرانی باشد، هنرمند را در جایگاهی پایین‌تر از شانش قرار می‌داد.

واکنش‌ها به این کناره‌گیری یکدست نبود. برخی رسانه‌ها با او همدلی کردند، برخی نقدی محتاطانه و متوازن نوشتند، و روزنامه‌ای مثل رستاخیز - بدون آنکه حتی نامش را بیاورد - او را متهم به «قشقرق‌ به پا کردن» و «توقع اضافی داشتن» کرد، او که به‌جای رادیو و تلویزیون می‌توانست به کاباره برود.

آنچه استاد شجریان نخواند، از آنچه خواند مهم‌تر بود

نکته قابل‌توجه این است که این تصمیم، رفتاری تکرارشونده در طول زندگی او بود، نه واکنشی مقطعی به شرایط دهه پنجاه. سال‌ها بعد، در واکنش به رویدادهای پس از انتخابات ۸۸، بار دیگر از سازمان صداوسیما فاصله گرفت و اجازه پخش صدایش را از این رسانه پس گرفت. 

میان آن دو لحظه، سی سال فاصله بود، اما منطق درونی هر دو یکسان بود: صدا، برای شجریان، ابزار قدرت هر نهادی نبود که آن را پخش می‌کرد، امانتی بود که خودش شرایط  این امانت ‌داری‌ را تعیین می‌کرد.

این‌جاست که کلیشه «صدای ملت» درباره او ناقص می‌شود. صدای ملت‌ بودن یعنی همه‌ جا شنیده‌ شدن. 

شجریان اما دقیقا برعکس این تصور عمل کرد، او هرجا حس کرد شنیده‌ شدنش به قیمت تن‌ دادن به شرایطی است که به آن باور ندارد، ترجیح داد شنیده نشود. 

شاید بزرگ‌ترین درس زندگی او همین باشد: هنرمندی که ارزش صدایش را نه از میزان پخش‌ شدنش، بلکه از استقلال در تصمیم به پخش یا عدم پخش آن گرفت.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
هشدار اروپا درباره ممنوعیت صادرات گازوئیل آمریکا و خطر برای بازار سوخت چرا استیون کینگ برنده نوبل نمی‌شود؟ دعوت رسمی روسیه از کیم جونگ اون برای سفر به مسکو ترکیب تیم ملی ایران مقابل ازبکستان با طارمی و بیرانوند اسماعیلی: سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل بیانیه‌ای راهبردی بود حسن تفتیان به نیمه‌نهایی ۱۰۰ متر بازی‌های آسیایی ناگویا رسید حملات موشکی یمن به مواضع سعودی؛ طائف و ینبع هدف قرار گرفتند بسکتبال سه‌نفره ایران ژاپن را ۲۱ بر ۳ شکست داد و به نیمه‌نهایی رسید مدیرعامل قهرمان داستان نیست، راهنمای آن است رفتار عجیب چین در بازار جهانی طلا؛ خرید بیش از 1000 تن در 8 ماه دادستان تهران: از بازداشت‌های کوتاه‌مدت جلوگیری می‌شود چرا دیدار ترامپ و دلسی رودریگز در نیویورک، در نزدیکی زندان مادورو مهم است؟ دیدار عراقچی با وزیر خارجه اوکراین صدور کیفرخواست 6 مامور خاطی در تبریز به دلیل نقض حقوق شهروندی ۱۰ دروغ ترامپ در سخنرانی سازمان ملل