شاید اگر همین تصویر را ۱۰ سال پیش میدیدیم، کمی متفاوت به نظر میرسید. قهوه آن زمان هم در ایران مصرف میشد، کافه هم وجود داشت و قهوهفروشی هم چیز عجیبی نبود، اما کمتر پیش میآمد که یک مغازه کوچک با متراژی نهایتا یک در دو مترمربع، درست در کنار نانوایی و سبزیفروشی و در دل یک محله معمولی، بدون اینکه اسباب تعجب باشد، مشتریان ثابت خودش را داشته باشد. حالا اما قهوه دیگر فقط نوشیدنیِ کافهها نیست. برای نوشیدنش لازم نیست قرار داشته باشیم، وقت آزاد داشته باشیم یا حتی جایی برای نشستن پیدا کنیم. کافی است در مسیرمان یک قهوهفروشی ببینیم و چند دقیقه بعد با یک فنجان یا لیوان قهوه راه بیفتیم. اصلا خیلی از ما شاید نتوانیم روزمان را بدون نوشیدن قهوه به پایان برسانیم!
به گزارش ایسنا، رشد قهوهفروشیهای بیرونبر، یکی از نشانههای همین تغییر است. این مغازهها روی مشتریهایی حساب میکنند که وقت زیادی ندارند، اما میخواهند قهوه بخورند. برای آنها کیفیت، قیمت، فاصله مغازه تا محل کار یا خانه و مهمتر از همه سرعت تحویل، بخشی از تصمیم خرید است. قهوه میتواند یک توقف کوتاه در یک روز شلوغ باشد.
در واقع چیزی که تغییر کرده فقط تعداد محلهای عرضه قهوه نیست؛ جای قهوه در زندگی روزمره هم تغییر کرده است. پیش از این، نوشیدن قهوه بیشتر با یک موقعیت مشخص همراه میشد؛ رفتن به کافه، دیدن دوستان یا گذراندن زمانی فارغ از کارهای روزانه. حالا اما قهوه خوردن میتواند یک برنامه شخصی و حتی بیمقدمه باشد؛ کسی برای خودش میخرد، مینوشد و به ادامه روزش میرسد، بدون اینکه قرار باشد این نوشیدن بخشی از یک برنامه دیگر باشد.
این اتفاق را میتوان در شکل کافهها و محلهای عرضه قهوه هم دید. در سالهای اخیر، قهوه با شکلهای مختلف بیشتر در دسترس قرار گرفته است؛ از قهوه فوری و پودرهای آماده گرفته تا اسپرسو و انواع قهوههای دمی. در کنار کافههای بزرگ، مغازههای کوچک و بیرونبر هم سهم خودشان را از این بازار پیدا کردهاند.
گسترش این مدل فروش، از طرف دیگر نشان میدهد که قهوه برای حضور در زندگی روزمره، دیگر الزاما به فضای مخصوص خودش نیاز ندارد. همانطور که خرید نان یا سبزی را در مسیر خانه انجام میدهیم، خرید قهوه هم میتواند یکی از خریدهای کوچک و روزانه باشد. به همین دلیل است که دیدن قهوهفروشی در محلهای که پیش از این بیشتر با مغازههای خدماتی و خواربارفروشی شناخته میشد، دیگر اتفاق عجیبی نیست.
با اینکه قهوه هنوز راه بسیاری دارد تا جای چای را بین ما ایرانیها بگیرد، اما بخشی از مردم حالا بسته به موقعیت، زمان و سلیقهشان میان چای و قهوه، دومی را انتخاب میکنند. انتخابی که البته گاهی فراتر از سلیقه به چیزهای دیگری هم وابسته است؛ مثلا کمی کافئین برای دوام آوردن در یک روز شلوغ و پرکار!
شاید همین کاربرد روزمره یکی از تفاوتهای قهوه امروز با قهوه سالهای قبل باشد. برای بسیاری از مصرفکنندگان، قهوه دیگر فقط چیزی برای «خوردن» نیست و به بخشی از برنامه روزانه تبدیل شده است؛ مثل نوشیدنیای که صبح باید تهیه شود، بین دو کار میتواند خستگی را کمتر کند یا در میانه یک روز کاری فرصتی کوتاه برای کمی استراحت ایجاد کند.
شبکههای اجتماعی هم در این میان بیتأثیر نبودهاند. قهوه در سالهای گذشته حضور پررنگی در محتوای مربوط به سبک زندگی پیدا کرده و نام انواع نوشیدنیها و روشهای تهیه آن بیشتر از قبل به گوش مردم رسیده است. همین دیدهشدن، کنجکاوی درباره قهوه را بیشتر کرده و بازار متنوعتری را شکل داده است. البته حضور قهوه در شبکههای اجتماعی فقط به معرفی یک نوشیدنی محدود نمانده است. نوع قهوه، شیوه درست کردن آن، وسیلهای که با آن دم میشود و حتی ظرفی که در آن سرو میشود، گاهی به بخشی از تصویری تبدیل شده که افراد از سبک زندگی خودشان ارائه میکنند.
با این حال، شاید مهمترین نشانه تغییر را بتوان همان گوشههای معمولی شهر دید؛ جایی که هیچ اتفاق ویژهای قرار نیست در آن بیفتد. قهوه در چنین تصویری دیگر یک کالای لوکس یا نوشیدنی مخصوص کافهنشینها نیست. البته قیمت و کیفیت انواع قهوه با هم فرق دارد و هنوز هم بعضی انواع آن برای همه به یک اندازه در دسترس نیست، اما اصل ماجرا تغییر کرده است؛ قهوه حالا در نقاط بیشتری از شهر عرضه میشود و برای مصرفش هم دیگر به موقعیت خاصی احتیاج نداریم.
حتی میتوان گفت بخشی از جذابیت قهوه امروز در همین بیتکلف شدن آن است. دیگر لازم نیست برای نوشیدن یک فنجان قهوه، مناسبت یا مقصد مشخصی داشته باشیم.
روز جهانی قهوه میتواند بهانهای باشد برای نگاه کردن به همین تغییر کوچک در زندگی روزمره؛ تغییری که در خیابان میشود آن را دید. قهوه از پشت ویترین کافهها بیرون آمده و به محلهها و حتی زیر طاق چارسوق چوبی یک محله قدیمی رسیده است!