عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل) - «توماس فریدمن» (مفسر سیاسیِ برجسته و ستوننویس نیویورکتایمز) در یادداشت تحلیلی تازهاش، سیاستهای دولتِ «دونالد ترامپ» را از زاویهای متفاوت بررسی میکند و سه تهدیدِ همهگیر را کنار هم قرار میدهد. او ابا اشاره به «ویروسهای دیجیتال، زیستی و دیپلماتیک» میگوید در دورهای که هوش مصنوعی با شتابی کمسابقه در حال گسترش است، ضعفِ مقررات و کاستیهای نظارتی، مخاطراتِ جدیدی در پی دارد.
فریدمن در حوزۀ سلامت عمومی به بیتوجهی و ضعفِ مراکز دولتی در قبالِ بیماریهای همهگیر اشاره کرده است. بخش دیگری از مقاله به سیاستِ خارجیِ آمریکا و وضعیت غزه اختصاص دارد. نویسنده بین توافقها و دستاوردهای اعلامشدۀ دولت ترامپ و میزان پیگیری و اجرایشان شکافِِ جدی میبیند.
فریدمن در اهمیتِ استمرار دیپلماسی، تجربۀ «جیمز بیکر» در مذاکرات منتهی به «کنفرانس مادرید» در سال 1991 را با رویکردِ کنونیِ دولت ترامپ مقایسه میکند و در نهایت این سه حوزه را به مسئلهای واحد پیوند میدهد: «مهار مشکلات در گرو عقلانیتِ دولت برای پیشبینی، مدیریت و مهار تهدیدهایی است که امنیت و منافع عمومی را خدشهدار میکنند.»
رئیسجمهور ترامپ آنقدر نفرتانگیز است که حتی نوشتن دربارۀ او حسِ تحقیر به آدم میدهد. کدام رئیسجمهوری ممکن است در حضور رهبر چین، رئیسجمهور پیشینِ کشورش را اینگونه تحقیر کند که ترامپ-- با تمسخر «جو بایدن» که این روزها با سرطان دستوپنجه نرم میکند— چُنین کرد؛ آن هم به این نحو و با اشاره به این که بهجای تصویر بایدن، تصویر قابشدۀ «دستگاهِ امضای خودکار» را در کاخ سفید آویختهاند؟
[م. اشارۀ نویسنده به این موضوع است که در جریان بازدیدِ اخیر «شیجینپینگ» از کاخ سفید، ترامپ او را به «راهروی مشاهیر رؤسایجمهور» برد و در جایی که باید پرترۀ «جو بایدن» قرار میگرفت، تصویر «دستگاه امضای خودکار» را نشان داد و گفت: «این هم بایدن!» شی به این شوخی خندید و موضوع بهسرعت رسانهای شد.]
[م. لحنِ تند و بیپردۀ فریدمن در این مقاله و مقالاتِ پیشین، محصول سنتِ دیرپای «روزنامهنگاری آزاد» در ایالاتمتحده است؛ سنتی که بر آزادی بیان، استقلال نسبیِ رسانهها و حقِ روزنامهنگار در نقدِ صریحِ قدرتمندترین مقامِ سیاسی کشور استوار است و امکان طرح بیپردۀ دیدگاههای انتقادی را فراهم میکند.]
بااینحال، وقتی فردی با چُنین رذایل اخلاقی – که نخستین وزیر خارجهاش او را احمق خطاب کرده— در آغاز عصر «هوش مصنوعی»، این میزان قدرتِ بیحدوحصر را در اختیار میگیرد، نمیتوان او را نادیده گرفت. ترامپ آمریکا را در معرضِ ویروسهای خطرناکِ دیجیتال، زیستی و دیپلماتیک قرار داده و این وضعیت، پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت. ما و فرزندانمان هزینۀ تصمیمات او را خواهیم پرداخت و این هزینه صرفاً در جایگاه پمپ بنزین احساس نخواهد شد.
[م. اشاره به «رکس تیلرسون» (وزیرخارحۀ دولتِ اول ترامپ) است. در سال 2017 رسانهها گزارش دادند تیلرسون در خلالِ نشستی خصوصی پس از جلسه با ترامپ، او را احمق خطاب کرده. وزیر بعدها این نقلقول را تکذیب کرد ولی گزارشِ ماجرا بهطور گسترده منتشر شد.]
بگذارید از ویروس دیجیتالی شروع کنیم که بهتازگی رونمایی شده است. اخیراً شرکتهای «اوپناِیآی، آنتروپیک، متا و گوگل» از حوادثِ مشابهی خبر دادهاند که در آنها مدلهای هوش مصنوعی از محدودیتهای تعیینشده گذر کرده و سرخوشانه به هککردنِ سامانههای رایانهای پرداختهاند؛ سامانههایی چون وبسایتِ دولت استرالیا، پلتفرمِ «هاگینگفیس»، سایتِ وزارت بازرگانی و کمیسیونِ بورس و اوراق بهادار. توجه داشته باشید که سامانههای هوش مصنوعی هنوز نوپا هستند و پوشک به پا دارند ولی تصمیم گرفتهاند با آموزشِ خودکار و کنار زدنِ طراحان انسانیشان گردوخاک بهراه بیندازند.
این را هم به خاطر داشته باشید که اتفاقاتِ اخیر را در ردۀ جهشهای خوب (مهارشدنی) هوش مصنوعی قرار میدهند. اگر با دانشمندانِ صاحبنامِ «امنیت سایبری» در شرکتهای بزرگِ آمریکایی صحبت کنید، از شنیدن جهشهای رذیلانۀ مدلهای کوچکتر وحشت خواهید کرد؛ مدلهایی که بهدستِ انسان ساخته شدهاند و این قابلیت را دارند که هر لحظه زنجیر پاره کنند.

گزارش جهانیِ شرکت «کراود استرایک» (شرکت امنیت سایبری آمریکایی) نشان میدهد حملاتی که از سوی «مهاجمانِ مجهز به هوش مصنوعی» انجام شده، در سال 2025 نسبت به سالِ گذشته، 89درصد افزایش داشته است. مجلۀ «اینفو سکیوریتی» در ماه فوریه این آمار را منتشر کرد و از آن زمان، این روند با شتابِ بیشتری ادامه دارد.
اما جای نگرانی نیست، چون رئیسجمهور ما که حتی از ایمیل هم استفاده نمیکند، هفتۀ گذشته در سازمان ملل اعلام کرد «نگرانیهای ما دربارۀ ایمنیِ هوش مصنوعی کاملاً بیراه است» و در تأییدِ سخنانش به «همان کسانی» اشاره کرد که به گفتۀ او معتقد بودند: «12 سال دیگر همۀ ما بر اثر گرمایش جهانی از بین میرویم.» ترامپ در سخنرانیِ اجلاس عمومی گفت: «میبینید که همهچیز سرجایش قرار دارد و کسی هم نمرده. همین آدمها باز میگویند هوش مصنوعی همۀ ما را خواهد کشت.»

واقعیت آن است که در دهۀ گذشته، هزاران نفر بر اثر فجایعِ ناشی از تغییراتِ اقلیمی جانشان را از دست دادهاند و تخیلِ متعفن ترامپ ماجرا را به نقلقولی تقلیل داده که میگوید: «قربان، 12 سال دیگر همۀ ما از بین خواهیم رفت.»
ترامپ و حزبش در معیتِ غولهای فناوریِ هوش مصنوعی –که با پرداختِ پول، دستِ دولت را از کسبوکارشان کوتاه کردهاند—باید دعا کنند «شگفتانۀ ماه اکتبر» در انتخاباتِ میاندورهایِ پیشرو، رویدادِ عظیم و ویرانگری در ارتباط با هوش مصنوعی نباشد. اگر این اتفاق رخ دهد، بهتر است سفینههای فضاییشان را آماده کنند تا آنها را به سیارۀ دیگری منتقل کنند، جایی که بتوان تا ابد ماند، چون بعید نیست ادامۀ حیات در این سیاره برایشان ناممکن شود.
[م. فریدمن معتقد است شرکتهای بزرگِ فناوری بهدلیل منافع اقتصادی به ترامپ و جمهوریخواهان نزدیک شدهاند و با کمکهای مالی و سیاسی، در پی اثرگذاری بر سیاستهای دولت در حوزۀ فناوری هستند. به نظر نویسنده این نزدیکی میتواند به کاهشِ نظارت دولت بر صنعتِ هوش مصنوعی و چشمپوشی بر مخاطراتِ این حوزه بینجامد.]
[م. «شگفتانۀ اکتبر» (October surprise)، اصطلاحی قدیمی و جاافتاده در ادبیاتِ سیاسیِ آمریکاست که از کارزار انتخاباتِ ریاستجمهوری 1980 رواج یافته است؛ همانوقت که ستادِ ریگان نگران بود کارتر در هفتههای پایانیِ انتخابات، خبر آزادیِ گروگانهای آمریکایی در ایران را اعلام کند و موقعیتِ انتخاباتیاش تقویت شود. از آن زمان، این عبارت به ادبیاتِ سیاسیِ این کشور در موسمِ انتخابات راه یافته است. و بهطورکلی به رویداد یا خبر مهم و غیرمنتظره در هفتههای پایانیِ پیش از انتخابات اشاره دارد که میتواند فضای رقابتِ انتخاباتی را تغییر دهد؛ لزوماً هم به معنای اقدام عمدی یا برنامهریزیشده نیست.]

تهدیدِ هوش مصنوعی، حقه یا توهم نیست؛ تهدیدِ اقلیمی هم همینطور. اگر ترامپ سری به وبسایتِ ناسا در دولتِ خودش میزد، میتوانست این واقعیت را دریابد. تنها حقۀ موجود این است که ترامپ -- همانکسی که پیشنهاد کرده بود با تزریق وایتکس، «کووید 19» را ریشهکن کنیم—در صدر باشد و بپندارد دربارۀ هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی یا حتی وایتکس چیزی میداند.
«بیل گیتس» روز یکشنبه در گفتوگو با برنامۀ «میت دِ پرس» از شبکۀ انبیسی گفت: «تهدید و مخاطرۀ هوش مصنوعی، بههیچوجه حقه نیست... ایالاتمتحده باید توسعۀ هوش مصنوعی را تا زمانی که تدابیر حفاظتیِ سختگیرانهتری برقرار نشده، محدود کند... اگر واشنگتن ابتکار عمل را برای تدوینِ مقررات جدیدِ هوش مصنوعی در دست بگیرد، به احتمال زیاد چین هم چُنین خواهد کرد... توسعۀ هوش مصنوعی در غیابِ مقرراتِ مناسب، کاملاً غیرمسئولانه است... باید مجریانِ قانون و سیاستمداران وارد بحث شوند و دربارۀ تدابیر حفاظتی و سازوکارهای نظارتی تصمیم بگیرند... هوش مصنوعی بسیار قدرتمند است و میتواند رخدادهایی را رقم بزند که به مرگ یک میلیارد نفر بینجامد.»
تاکنون ابزاری با چُنین ظرفیتِ ویرانگرانهای وجود نداشته که درعینحال، تا اینحد، نویدِ حلِ مشکلات چندجانبۀ بشر را در حوزههای اقلیمی، انرژی و پزشکی داده باشد. من هم مثل گیتس، دقیقاً به همین دلایل میخواهم هوش مصنوعی شکوفا شود، ولی خواستِ همۀ ما باید این باشد که از وقوعِ «یازده سپتامبرِ» دیگری --که اینبار میتواند ناشی از هوش مصنوعی باشد-- جلوگیری کنیم؛ رویدادی تراژیک که اعتبار هوش مصنوعی را نزد افکار عمومی بهطورکامل از بین میبرد.
[م. حملاتِ 11سپتامبر 2001، با رباریشِ چهار هواپیما از سوی القاعده، به کشتهشدنِ نزدیک به 3000 نفر و آغاز جنگِ آمریکا علیه تروریسم انجامید.]
ولی کاش تنها تهدیدِ ناشی از جهالتِ مهارنشدنیِ ترامپ، «ویروسِ هوش مصنوعی» باشد. «آپوروآ ماندَویلی» (از همکارانم در نیویورکتایمز)، هفتۀ گذشته گزارش داد: " «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالاتمتحده» --که سالها رهبر بلامنازعِ جهان در حوزۀ سلامت عمومی بود--، چُنان بهطور نظاممند از سوی «رابرت اف.کندیجونیور» (وزیر بهداشت) تضعیف شده که فقط سایهای از آن نهادِ قدرتمند برجای مانده است."
ماندویلی با استناد به سخنانِ کارکنان فعلی و سابقِ این مرکز میگوید: «شمار کارکنانِ این مرکز، حدودِ 30 درصد کاهش یافته است. سیاستگذاریهای دولت، توانِ مرکز برای مدیریتِ بیماریهای همهگیر مانند سرخک و ابولا را مختل کرده و ارائۀ دستورالعملهای مقتضی برای واکسیناسیون را همزمان با آغاز فصل سرما و شیوع بیماریهای تنفسی کاهش داده است. بخشهایی هم بهطورکامل تعطیل شدهاند، ازجمله کارگروههایی که بر موضوعاتی مثل استعمالِ دخانیات، خشونتِ جنسی، کودکآزاری و حفاظت از سالخوردگان متمرکز بودند.»
روزنامۀ «گاردین» نیز گزارشی دربارۀ شیوع گستردۀ سرخک در پنسیلوانیا منتشر کرده که شمار موارد ابتلا را بیش از 900 مورد ذکر کرده است. «دکتر جان گلدمن» (متخصص بیماریهای عفونی در مرکز پزشکیِ دانشگاه پیتسبورگ) در گزارش گاردین خاطرنشان کرده: «در فاصلۀ سالهای 1992 تا 2026 حتی یک مورد سرخک هم نداشتیم، ولی حالا دستکم روزی یک مورد مشاهده میکنیم... هرگز تصور نمیکردم روزی برسد که دوباره با این بیماری مواجه شویم.» شیوع سرخک در آمریکا نمونهای از بیتوجهیِ ترامپ به گسترش ویروسهای بیولوژیک در دنیای واقعی است.

ویروسِ «ضدیت با دیپلماسی» را از قلم نیندازید که آن هم تا دلتان بخواهد توانمان را تحلیل برده است. نگاهی بیندازید به گزارشِ «زوی بارئل» (کارشناس امور خاورمیانه در روزنامۀ اسرائیلیِ هاآرِتص). گزارشاش دربارۀ این بود که بیکفایتیِ دیپلماتیکِ دولتِ ترامپ و رویکردِ خصمانۀ کابینۀ نتانیاهو دست به دست هم دادهاند و «طرح صلحِ 20 مادهایِ غزه» را به بنبست کشاندهاند. نتیجه این است که غیرنظامیانِ غزه کماکان در شرایطی اسفبار بهسر میبرند. خیلی از مردم در ساختمانهای ویرانشده از جنگ زندگی میکنند، ازجمله ساختمانی که در شانزدهمِ سپتامبر فروریخت و جانِ دستکم 21 غیرنظامی ازجمله 11 کودک را گرفت.
[م. منظور از «طرح صلحِ 20مادهای غزه»، نقشۀ راهی برای پایان جنگ، آزادی گروگانها، خلع سلاحِ حماس، حکمرانیِ انتقالی، استقرار نیروی بینالمللی، کمکرسانی و بازسازی غزه است. این طرح با نقش محوریِ استیو ویتکاف و جرد کوشنر و رایزنیِ قطر، مصر و ترکیه تدوین شد و ترامپ آن را در تاریخِ 29 سپتامبر 2025، دقیقاً در چُنین روزی اعلام کرد. شورای امنیتِ سازمان ملل نیز، 17 نوامبر 2025 در قالب قطعنامۀ 2803 آن را تأیید کرد.]
وقتی ترامپ «هیئت صلح غزه» را که با هیاهوی فراوان به راه انداخته بود، تشکیل داد و خود را به ریاستِ آن منصوب کرد، کشورهای شرکتکننده متعهد شدند 17 میلیارد دلار به غزه اختصاص دهند، اما بارئل میگوید: «کمتر از 300 میلیون دلار منتقل شده است.» علاوه بر این، «نیروی بینالمللیِ ثباتبخش» که قرار بود براساسِ طرح صلح تشکیل شود، هنوز ایجاد نشده. نیروی پلیسِ فلسطینی هم که قرار بود در مصر آموزش ببیند، جایگزین حماس شود و زیر نظر دولتِ تکنوکراتِ فلسطینی فعالیت کند، روی کار نیامده است. بارئل میگوید: «اسرائیل مانعِ خروجِ این افراد از غزه شده است.»
[م. «نیروی بینالمللیِ ثباتبخش»، نیرویی موقت و چندملیتی است که در طرح صلحِ 20 مادهای گنجانده شده و برای حفظِ امنیت غزه، نظارت بر آتشبس، حمایت از خلع سلاحِ گروههای مسلح، حفاظت از غیرنظامیان و کمک به آموزش پلیس فلسطینی در نظر گرفته شده است. آمریکا فرماندهیاش را برعهده دارد و اندونزی، آلبانی، قزاقستان، کوزوو و مراکش برای اعزامِ نیرو اعلام آمادگی کردهاند.]
بارئل به حقایقِ ژرفتری اشاره میکند و میگوید: «بنبست در غزه به نفع اسرائیل است. حماس دیگر تهدید امنیتی محسوب نمیشود، اما تا زمانی که بخشی از این سرزمین را در اختیار دارد، اسرائیل بهانهای برای ازسرگیری جنگ خواهد داشت و تا وقتی نوار غزه کاملاً ویران و غیرقابلسکونت نشده، فشار بر مردم برای ترک این منطقه بیشتر میشود... یسرائیل کاتس (وزیر دفاع اسرائیل) اعلام کرده: "ارتش اسرائیل آماده است بهمحضِ دریافت دستور، حماس را ریشهکن کند تا طرح مهاجرت اجرایی شود."»
و مراد از اجراییشدنِ «طرح مهاجرت» چیست؟ منظور، طرحِ دولت نتانیاهو برای «پاکسازی قومیِ فلسطینیان از غزه» است. ترامپ و روبیو (وزیر خارجه) تاکنون واکنشی به این طرح نداشتهاند.
[م. «طرح مهاجرت»، اشاره به طرح جنجالیِ نتانیاهو برای انتقال یا جابهجاییِ ساکنانِ غزه بهطور دائم یا موقت به خارج از این منطقه دارد. این طرح با واکنشها و مخالفتهای گستردۀ فعالان حقوق بشر روبهرو شده و دربارۀ داوطلبانهبودن، حقِ بازگشت و پیامدهای انسانیاش اختلافنظر وجود دارد.]
پس از سالها تفسیر و تحلیل سیاسی به این نتیجه رسیدهام که دیپلماسی هم مثل ویروس عمل میکند و میتواند در آنِ واحد سودمند و زیانبار باشد. هرچه موفقیتِ بیشتری کسب کنید، احترام بیشتری نصیبتان میشود و هرچه احترامِ بیشتری داشته باشید، موفقیتتان بیشتر میشود. برعکس، هرچه شکستِ بیشتری متحمل شوید، متحدانِ کمتری به شما اعتماد میکنند و شکستِ بیشتری نصیبتان خواهد شد.

«جیمز ای. بیکر سوم» (وزیر خارجۀ آمریکا) در خلالِ مارس و اکتبر 1991، هشت سفر دیپلماتیک به خاورمیانه کرد تا زمینۀ برگزاریِ «کنفرانس صلحِ مادرید» را فراهم کند؛ نخستین نشستِ اسرائیل، «سازمان آزادیبخشِ فلسطین» و چند کشور عربی. من هم بهعنوانِ خبرنگار دیپلماتیکِ نیویورکتایمز در هر هشت سفر همراه وزیر بودم. هفت سفر بینتیجه بود، ولی بیکر دست از تلاش نکشید و در سفر هشتم موفق شد کار را به سرانجام برساند.
[م. «کنفرانس صلح مادرید» آغازگر مذاکرات مستقیمِ چندجانبه برای حل مناقشۀ اعراب و اسرائیل بود.]
[م. «سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)»، ائتلافِ سیاسی و ملیگرای فلسطینی است که در سال 1964 با ابتکار و حمایتِ «جمال عبدالناصر» (رئیسجمهور مصر) و با تصمیمِ اتحادیۀ عرب تشکیل شد. هدف از آن، نمایندگیِ سیاسی فلسطینیان و تأسیس کشور مستقلِ فلسطین بود. نخستین رئیس و بنیانگذار اجراییاش «احمد شقیری» بود که از 1964 تا 1967 متصدی بود. پس از او «یحیی حموده» از 1967 تا 1969 روی کار آمد. طولانیترین و شناختهشدهترین رهبر ساف، «یاسر عرفات» است که از 1969 تا 2004 رهبری سازمان را بهعهده داشت. از 2004 تاکنون هم «محمود عباس» در این مقام حضور دارد.]
با همۀ این اوصاف، یک ابتکار دیپلماتیک به من نشان دهید که دولت ترامپ از زمان برقراری آتشبس در غزه، پایهریزی کرده و پی گرفته باشد. او غزه را به حالِ خود واگذاشت. انگار تنها چیزی که برایش اهمیت داشت، تیتر خبریِ حاصل از امضای توافق بود و 13 اکتبر سال گذشته، در کمال شگفتیِ ناظران اعلام کرد: « با هم به چیزی دست یافتیم که همه میگفتند غیرممکن است. بلاخره صلح در خاورمیانه برقرار شد.»

حقۀ واقعی همین حضور نصفهونیمه است که در آن پیگیریِ فعالی در کار نیست و مسئولیتِ مشخصی وجود ندارد. شما با اظهارنظرهای سیاستگذارانۀ «توماس باراک» مواجهید که از سویی فرستادۀ ویژه در امور سوریه و عِراق شده و از سوی دیگر سفیر آمریکا در ترکیه است؛ «مَسعَد فارِس بولُس» را دارید که پدرشوهر تیفانی (دختر ترامپ) است و بهعنوان مشاور ارشد رئیسجمهور آمریکا در امور کشورهای عربی و خاورمیانه فعالیت میکند و افرادی مثل کوشنر و ویتکاف که پارهوقت در این روند دخیلاند.
دیگر چه دارید؟ چند معاونِ وزیر، وزیر دفاع و شخصِ شخیصِ ترامپ که مواضعش را در شبکۀ اجتماعیاش اعلام میکند. همۀ داراییتان همینها هستند و حتم دارم یکنفر از این ماجرا، نمایشِ موزیکال خواهد ساخت. آنچه ندارید، وزیر خارجهای در قد و قوارۀ بیکر است که بیوقفه بر داستان تمرکز کند، از قدرتِ آمریکا برای پیشبردِ مأموریت بهره بگیرد و بارها و بارها سفر کند تا کار را به نتیجه برساند.
تنها چیزی که ترامپ بیوقفه پیگیری میکند، آزار و فشار بر رسانههاست. وقتی پای محکومکردنِ منتقدان و حمله به رسانهها در میان باشد، ترامپ با جِد و جَهدی تمامعیار وارد میدان میشود، اما وقتی نوبت به مقابله با ویروسهای همهگیر و مخاطراتِ امنیتی میرسد، تمرکزش را از دست میدهد. در کمال تأسف باید بگویم «دونالد ترامپ به بدترین شکلِ ممکن همهگیر شده است.»