اردشیر محصص از جمله هنرمندانی بود که مسیر حرفهای خود را نه از راه آموزش رسمی هنر، بلکه با پیوند میان رشته حقوق و علوم سیاسی و دنیای تصویرگری و کاریکاتور پیدا کرد و مسیری را رقم زد که سرانجامش خلق کاریکاتورها و تصویرسازیهای متفاوت سیاسی و اجتماعی بود.
به گزارش ایسنا، اردشیر محصص در خانوادهای مرفه که با ادبیات و هنر آشنا بودند، بزرگ شد. پدرش، قاضی بود و مادرش، سرور مهکامه محصص، آموزگار، شاعری علاقهمند به ادبیات و از دوستان پروین اعتصامی. خواهرش، ایراندخت محصص نیز از چهرههای شناختهشده حوزه کاریکاتور و پژوهش هنر بود.
چنین فضایی، با حضور چهرههای آشنا با ادبیات و هنر، میتوانست زمینهای برای پرورش علاقه هنری اردشیر محصص باشد. نشانههای گرایش او به نقاشی و تصویرگری از همان سالهای کودکی آشکار شد؛ علاقهای که بعدها به مسیری مستقل در دنیای هنر معاصر ایران بدل شد.
دوران کودکی اردشیر محصص با اشغال نظامی ایران از سوی نیروهای متفقین در جریان جنگ جهانی دوم همزمان بود. او در همان دوران پس از تماشای مجموعه فیلمی با عنوان «دشمنان نازیها»، وقتی از او خواستند درباره فیلم حرفی بزند، بهجای صحبت کردن، صحنه مورد علاقه خود در فیلم را نقاشی کرد.
در سال ۱۳۳۰، زمانی که محصص در مدرسه فیروز بهرام تحصیل میکرد، یکی از همکلاسیهایش او را تشویق کرد آثارش را برای مجله «توفیق» بفرستد؛ «توفیق» در آن دوران نشریهای پیشرو بود که تیراژ بسیار بالایی هم داشت. همکاری اردشیر با مجله «توفیق» هشت سال ادامه یافت.
او در این سالها از سبک تصویرگری «توفیق» پیروی میکرد و با خلق تصاویری انتقادی، زندگی روزمره مردم و چهرههای سیاسی را به تصویر میکشید. اغراق در ترسیم چهرهها و اندامها، از ویژگیهای اصلی سبک این مجله بود که بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی آثار اردشیر محصص نیز تبدیل شد.
اردشیر محصص ۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در رشت به دنیا آمد و ۱۸ مهر ۱۳۸۷ در نیویورک از دنیا رفت.

محصص برخلاف بسیاری از هنرمندان همنسل خود، مسیر تحصیل در رشته هنر را دنبال نکرد. او با وجود موفقیت در آزمون ورودی دانشکده هنرهای زیبا، تحصیل در رشته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را انتخاب کرد و در سال ۱۳۴۱ فارغالتحصیل شد. پس از پایان تحصیلات، مدتی در وزارت آبادانی و مسکن بهعنوان کتابدار مشغول به کار شد؛ اما چندان دوام نیاورد و پس از حدود یک سال تصمیم گرفت تمام وقت و انرژی خودش را صرف هنر و کاریکاتور کند.
این انتخاب، شاید یکی از سرنوشتسازترین تصمیمات او در زندگی حرفهای بود. تحصیلاتش در علوم سیاسی، در کنار تواناییهای فردی و مهارتهای هنری، زمینهای فراهم کرد تا مسائل سیاسی و اجتماعی را با نگاهی متفاوت به تصویر بکشد.
در سال ۱۳۴۲، احمد شاملو، سردبیر هفتهنامه «کتاب هفته»، شماری از آثار اردشیر محصص را با عنوان «شیر دختران» منتشر کرد. معرفی آثارش در «کتاب هفته» در کنار انتشار برخی دیگر از کارهای او در روزنامه «کیهان»، به شناختهشدن هر چه بیشتر اردشیر محصص در آن زمان کمک کرد.
شاملو در توصیف هنر او، به جنبه انتقادی و افشاگرانه طراحیهایش اشاره کرده و نوشته بود: «اگر قلم عبید چاقوی جراحی است، قلم اردشیر نیز چنین است؛ برای من این هر دو، ثباتان کاراکترهای جامعهاند. نشاندهندگان حماقتها، طمعها، یالانچی پهلوانیها، خودپسندیها… آدمهای او آدمهای آشنای جامعهاند؛ مائیم و همسایگانمان.»

نخستین نمایشگاه انفرادی اردشیر محصص در سال ۱۳۴۶ در گالری قندریز برگزار شد. آثار این نمایشگاه که طی پنج سال پیش از آن خلق شده بودند، اغلب پیشتر در روزنامهها و هفتهنامهها منتشر شده بودند. نمایشگاه با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد و کریم امامی، روزنامهنگار هنری، محصص را در یکی از گزارشهایش، «برجستهترین کاریکاتوریست ایران» معرفی کرد.
در سال ۱۳۵۰ نیز مجموعهای از آثار او که بین سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ خلق شده بودند، با عنوان «کاکتوس» و بهعنوان شمارهای ویژه از نشریه «دفترهای زمانه» منتشر شد.
محصص به طور کلی، در آثارش اتفاقات سیاسی و اجتماعی روز و زندگی روزمره مردم را به تصویر میکشید. یکی دیگر از ویژگیهای شاخص هنر محصص، بهره گرفتن از تاریخ و هنر ایرانی بود. در واقع اردشیر محصص برای خلق آثارش اغلب از منابع تصویری متنوع استفاده میکرد؛ از چاپهای سنگی دوره قاجار و نقاشیهای قهوهخانهای گرفته تا عکسهای مطبوعاتی و بریدههای روزنامهها. این منابع در آثار او صرفا نقش استنادی یا شبیهسازی نداشتند، بلکه وارد زبان و فرمی تازه و مدرن میشدند و در ترکیب با طنز و اغراق، معنایی متفاوت پیدا میکردند.

محصص در سال ۱۳۵۵ به نیویورک رفت. پس از انقلاب نیز زندگی و فعالیت حرفهایاش را در آمریکا ادامه داد. مهاجرت، اگرچه فاصله فیزیکی او از فضای اجتماعی ایران را بیشتر کرد، اما به معنای جدایی ذهنی او از ایران و تحولاتش نبود. به همین خاطر هم ایران و مناسبات سیاسی و فرهنگیاش همچنان در مرکز توجه او برای خلق آثارش قرار داشتند.
در همان سالها، طراحیهای او در نشریاتی از جمله نیویورکتایمز منتشر شد و در نمایشگاههای مختلف در اروپا و آمریکا به نمایش درآمدند. از مجموعههای مهم آثار او میتوان به «تاریخ در مدار بسته» اشاره کرد که در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. در این آثار، محصص همچنان به نقد سیاسی و اجتماعی وفادار ماند، اما در کنار تصاویر مرتبط با تحولات ایران، طراحیهای آزادی همچون نمایش صحنههایی از زندگی شهری را نیز خلق کرد.
او در کنار طراحیهای سیاهوسفید، به سراغ رنگ و قلمو هم رفت. نمایشگاه «راز آشکار» که در سال ۱۳۷۲ در نیویورک برگزار شد، نمونهای از همین دسته از آثارش در حوزه تصویرسازی و نقاشی رنگی بود. در اردیبهشت ۱۳۸۷ نیز نمایشگاهی از آثار او با عنوان «اردشیر محصص: هنر و طنز در ایران» در موزه انجمن آسیا در نیویورک برگزار شد.
در سالهای پایانی زندگی، بیماری پارکینسون و مشکلات جسمی فعالیتهای محصص را دشوارتر کردند. محصص در ۱۸ مهر ۱۳۸۷ در نیویورک درگذشت. او در زمان مرگ ۷۰ سال داشت و در گرینوود بروکلین به خاک سپرده شد.
