فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۸۷۱۵
تاریخ انتشار: ۲۳:۱۵ - ۲۱-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۸۷۱۵
انتشار: ۲۳:۱۵ - ۲۱-۰۷-۱۴۰۵

پرسش امروز: دستگاه تولید محتوای سفارشی یا سینما؟

سینمای ایران و دوراهی دولت و ستاره ها
وقتی سرمایه‌گذار خصوصی کنار می‌رود، جای خالی را نهادهای دولتی و شبه‌دولتی پر می‌کنند. تهیه‌کننده‌ای که می‌خواهد فیلم بسازد باید یا با ستاره‌ای شریک شود که دستمزد نگیرد، یا سراغ حمایت فارابی و نهادهایی از این دست برود.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - سعید خانی تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما  در برنامه این هفته «چراغ» عددهایی را روی میز گذاشت که اگر از زبان یک غیرسینمایی شنیده می‌شد، اغراق به نظر می‌رسید او گفت: 

«هزینه ساخت یک فیلم معمولی با دو سه بازیگر معمولی روزی 1 میلیارد تومان است و اگر در کمترین زمان مثلا 40 روزه فیلم جمع شود هزینه ساخت فیلم 40 میلیارد تومان می شود. 

من به عنوان یک تهیه‌کننده بخش خصوصی دیگر توان ساخت فیلم مستقل ندارم، سراغ بهرام رادان می روم و به عنوان تهیه کننده مشترک با هم کار می کنیم که هزینه دستمزد نخواهم به او بدهم.

 بخشی هم از فارابی کمک می گیرم و دیگر نمی توانم فیلمی مثل رها و دو زیست بسازم و عملا دیگر چیزی به نام سینمای مستقل نداریم و ساخت فیلم مستقل هیچ توجیه اقتصادی ندارد !» 

اهمیت این حرف‌ها در گوینده‌شان نیست. او فقط راوی بخشی از واقعیتی است که هر تهیه‌کننده‌ی بخش خصوصی با آن زندگی می‌کند. 

پرسش اصلی این است که چه سازوکاری سینما را به جایی رسانده که ساختن فیلم برای سرمایه‌ی خصوصی دیگر توجیه اقتصادی ندارد.

حساب ساده است. فیلمی که چهل میلیارد تومان خرج برمی‌دارد باید سه برابر این مبلغ را از گیشه، فروش پخش و حقوق نمایش برگرداند تا بدون ضرر باشد. 

اما گیشه‌ی ایران با قیمت بلیتی کار می‌کند که از هزینه‌ تولید بسیار عقب مانده است. تعداد سالن‌ها محدود است و بازار بین‌المللی وجود ندارد. 

وقتی هزینه‌ها با نرخ دلار و تورم بالا می‌روند و درآمد در سقفی ثابت گیر کرده، هر فیلم خصوصی قماری است که بازنده‌اش از پیش معلوم است. سرمایه‌گذار عاقل در چنین بازاری سرمایه‌اش را به ملک و ارز می‌برد، نه به سینما.

پرسش امروز: دستگاه تولید محتوای سفارشی یا سینما؟

در این معادله‌ی ناممکن، تنها چیزی که می‌تواند ریسک را کم کند «چهره» است. بازیگر پرفروش بیمه‌ی فیلم می‌شود و سرمایه‌گذار برای تضمین بازگشت پول به او پناه می‌برد. نتیجه این است که هجوم به سوی چهره‌ها رقم می‌خورد، دستمزدها بالا می‌رود و سهم فیلمنامه، کارگردانی و بقیه‌ی عوامل پایین می‌آید. 

وقتی پلتفرم‌ها و رئالیتی‌شوها هم وارد رقابت می‌شوند و برای چند ساعت حضور مقابل دوربین یک میلیارد می‌دهند، بازیگر طبیعی‌ترین تصمیم را می‌گیرد و وقتش را گران می‌فروشد. 

او را نمی‌شود متهم کرد، چون فقط به قیمت‌هایی که بازار تعیین کرده پاسخ می‌دهد. مشکل در ساختاری است که تمام ریسک را روی چند چهره‌ی معدود بار کرده است.

وقتی سرمایه‌گذار خصوصی کنار می‌رود، جای خالی را نهادهای دولتی و شبه‌دولتی پر می‌کنند. تهیه‌کننده‌ای که می‌خواهد فیلم بسازد باید یا با ستاره‌ای شریک شود که دستمزد نگیرد، یا سراغ حمایت فارابی و نهادهایی از این دست برود. 

همین به‌تنهایی وضعیتی قابل تامل است: «مستقل» به کسی گفته نمی‌شود که برای ساختن فیلمش به تایید ستاره و پشتوانه‌ی دولت نیاز دارد. 

وقتی منبع مالی اصلی دولت باشد، منبع تأیید اصلی هم همان دولت است، و سینما کم‌کم نه بر پایه‌ی جسارت و کشف، که بر پایه‌ی قابلیت دریافت مجوز و حمایت ساخته می‌شود. آنچه می‌ماند فیلم‌هایی است که ریسک ندارند، چون ریسک را کسی نمی‌پذیرد.

بزرگ‌ترین قربانی این وضعیت فیلم‌هایی است که ساخته نمی‌شوند: فیلم‌اولی‌هایی که دستشان به سرمایه نمی‌رسد، فیلمنامه‌هایی که چون ستاره ندارند خریدار پیدا نمی‌کنند، و تجربه‌های کوچکی که روزگاری جشنواره‌ها را می‌ساخت. 

سینمای مستقل هرگز از گیشه زنده نبود. از کارگردانی زنده بود که با کمترین امکانات چیزی تازه می‌ساخت. امروز مشکل فقط گرانی نیست، همین مسیر کوچک و کم‌هزینه هم بسته شده، چون ساختار تولید، تهیه‌کننده‌ی کوچک و سرمایه‌ی کوچک را از میدان بیرون کرده است.

نمی‌شود انتظار داشت بازار خود به‌ خود درست شود. شفافیت در فروش و درآمد، اصلاح قیمت بلیت، حمایت مستقیم و بدون گزینش سلیقه‌ای از فیلم‌های کم‌هزینه، تعریف سازوکاری روشن برای سرمایه‌گذار خصوصی و باز شدن مسیر نمایش و فروش بین‌المللی، حداقل شرط‌هایی است که بدون آن‌ها هر بحث درباره‌ی «احیای سینما» حرفی توخالی است. 

تا وقتی سینما میان دو قطب ستاره و دولت گیر کرده، بقیه‌ی مشارکت‌کنندگان در این صنعت، از نویسنده و فیلمساز تا تهیه‌کننده‌ و بازیگر جوان و ... فقط تماشاگر مرگ تدریجی‌اند.

سعید خانی شاید در گفتن «دیگر سینمای مستقل نداریم» دقیق نبوده، اما اگر به محتوای اصلی حرفهایش دقت کنیم، پرسشی را مطرح کرده که پاسخش بر عهده‌ی همه‌ی ماست: 

سینمایی که هیچ سرمایه‌گذار خصوصی نتواند در آن فیلم بسازد، هنوز سینماست یا فقط یک دستگاه تولید محتوای سفارشی؟

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
نیروگاه زغال‌سنگی یا هسته‌ای؛ کدام‌یک انرژی بیشتری تولید می‌کند؟ هواپیمایی که پس از ۱۲ سال هنوز پیدا نشده است سفیر ایران در روسیه: ادعای ترامپ درباره حمله ایران به شهرهای آمریکا فرار رو به جلو است دادستانی همدان: پیگیری قانونی برای برخورد با صفحه بلاگر شنا کننده در غارعلیصدر تکمیل ترکیب شورای حقوق بشر سازمان ملل با ۱۵ عضو جدید پرسش امروز: دستگاه تولید محتوای سفارشی یا سینما؟ حمله به یک کشتی در تنگه هرمز صدای چندین انفجار در شمال ریاض اعتراضات دانشجویی به آلبانی رسید ادعای ترامپ: به زودی درباره ایران تصمیم خواهیم گرفت قتل خانوادگی در دهلران/ ۵ نفر کشته شدند ادعای کانال ۱۲ اسرائیل: نتانیاهو طرح حمله به ایران را به ترامپ اطلاع داد فرمانده نیروی دریایی سپاه: روزشماری می‌کنیم تا ناوهای آمریکایی به ورودی تنگۀ هرمز نزدیک شوند که غرق‌شان کنیم ادعای مقام آمریکایی: به حملات ایران در تنگه هرمز پاسخ می‌دهیم واژگونی ون در اتوبان تهران–قم/ ۱۲ نفر مصدوم شدند