فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۲۰۰۶۸۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۱ - ۳۰-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۰۶۸۷
انتشار: ۱۲:۴۱ - ۳۰-۰۷-۱۴۰۵

مژدۀ ایلان ماسک: هوش‌واره پول را از اهمیت می‌اندازد!/ تصور کن اگر حتی تصور کردن آن سخت باشد!

س
اگر هوش‌واره یا هوش مصنوعی بتواند پول را بلاموضوع کند جهان دیگری را شاهد خواهیم بود! کاری که کمونیسم با اشتراکی کردن در رؤیای آن بود ولی نتوانست چون در عمل انگیزه کار و فعالیت را از انسان‌ها گرفت و دیدیم که در کشورهای کمونیستی نیازمند بدیهیاتی شدند که شأن دولت اجل از تولید آنها بود و بخش خصوصی هم وجود نداشت تا تولید کند!

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در حالی که همه نگران یا دست کم دچار ابهام دربارۀ آثار هوش مصنوعی در آینده هستند و این که اولا چه اثری بر مشاغل بر جای خواهد گذاشت و ثانیا از خود انسان پیشی خواهد گرفت و می تواند آدمیان را نیز کنترل کند یا نه، ایلان ماسک زاویۀ تازه ای گشوده و مثل همیشه از منظری دیگر به قضیه نگریسته و گفته است:« به نظر پول در آینده اهمیتی نخواهد داشت. من فکر نمی کنم حتی آنهایی که به عنوان افراد ثروتمند شناخته می شوند در نهایت کنترل هوش مصنوعی ها را در دست بگیرند. به نظر من این هوش مصنوعی ها خودشان کنترل خواهند شد.»

بی‌تردید این متفاوت ترین سخنی است که تا به حال دربارۀ «هوش واره» شنیده‌ایم. (ترجیح می‌دهم به جای هوش مصنوعی از هوش‌واره استفاده کنم. همان‌گونه که ماه‌واره جای قمر مصنوعی را گرفت هوش‌واره هم گزینۀ مناسب‌تر و کوتاه‌تر و پارسی‌تری است از هوش مصنوعی).

اگر پیش‌بینی ماسک محقق شود خود نیز در این پروژه نقش داشته باشد کاری کرده کارستان یا کاری شده کارستان که از عهدۀ بزرگ‌ترین مدعیان هم برنیامد و زندگی بشر هم تغییر خواهد کرد.

اختراع پول نوع زندگی انسان ها و روابط آنان را تغییر داد و چگونه را به چند مبدل ساخت و سبب شد بر هر امری قیمت بگذاریم و ارزش ها تغییر کرد و بر تمام زندگی انسان ها سایه انداخت.

با این نگاه اگر ابزاری از راه برسد که به سلطۀ پول پایان دهد چه جای هراس؟ آیا انسان به این جهان پر رمز وراز آمده تا به خاطر به دست‌آوردن پول وقت و زندگی خود را به پایان برساند؟

هانا آرنت فعالیت‌های بشری را به سه‌گونه تقسیم می کند: زحمت، کار و کنش. مراد او از زحمت، فعالیت‌هایی است که نه با هدف تولید و خلاقیت و خدمت که در واقع تنها برای به دست آوردن پولی به قصد امکان ادامۀ حیات و تأمین مایحتاج زندگی انجام می‌شود و بخش قابل توجهی از مردم به آن مشغول‌اند.

کار هم بدین قصد است با این تفاوت که به جز پول برای شخص تحسین یا شهرت یا احساس رضایت هم به همراه دارد. مانند نجاری که میزی را برای مشتری می‌سازد اگرچه به خاطر پول است اما از مشاهدۀ دست‌آفرینۀ خود لذت می‌برد و ستایش مشتری او را به وجد می‌آورد و تنها برای پول نیست و می‌تواند به آنچه ساخته افتخار کند از حیث مهارتی که به کار برده و ظرافتی که در آن دیده می‌شود.

کنش اما فراتر از زحمت و کار است به گونه‌ای که انجام آن به قصد دریافت پول و برای گذران زندگی و حتی مشغولیت نیست بلکه برای انجام وظیفه اجتماعی یا حس مفید بودن است. اما واقعیت این است که در بسیاری از موارد این هم ظاهر است و غایت نهایی پول است و احتمالا چون از طرق دیگر نتوانسته پول درآورد اگر چه نمی‌توان نیکوکاران و فعالان سیاسی بدون نظر به قدرت و دانشمندانی که حاصل یک عمر تلاش آنان از رنج بشر کاسته (‌همچون لویی پاستور) را این‌گونه دانست و قطعا مصداق تعریف هانا آرنت هستند.

پول با همۀ حُسن‌ها اما به خاطر کمبود یا نبود یا مقایسه بر اساس خود زندگی را هم بر کثیری از مردم جهان تلخ و تنگ کرده و حتی به خاطر آن که عادلانه توزیع نشده عدالت هستی را هم زیر سؤال می برند. در حالی که پول ربطی به خدا یا هستی یا کاینات ندارد که بپرسیم چرا من ندارم و فلانی دارد. اختراع بشر است. اگر خورشید به یکی می‌تابید و به من نه می‌توانستم نقد کنم که این چه عدالتی است. یا اگر برخی می‌مردند و بعضی نه حال آن که همه می‌میرند و استثنا ندارد و جلوۀ واقعی عدالت در همین است اگرچه بر سر این که چرا جهان پر از شر است پاسخ قانع‌کننده وجود ندارد هرچند شر هم در مقابل خیر قرار می‌گیرد نه عدالت.

با این اوصاف اگر هوشواره یا هوش مصنوعی بتواند پول را بلاموضوع کند جهان دیگری را شاهد خواهیم بود! کاری که کمونیسم با اشتراکی کردن در رؤیای آن بود و نتوانست و در عمل انگیزه کار و فعالیت را از انسان‌ها گرفت و دیدیم که در کشورهای کمونیستی نیازمند بدیهیاتی شدند که شأن دولت اجل از تولید آنها بود و بخش خصوصی هم وجود نداشت تا تولید کند!

مشهور است که خبرنگار آمریکایی در خیابانی در مسکو جوانی را دید که نیمی از سر او تراشیده شده و نیم دیگر موی بلند دارد! نزد او رفت و پرسید: مگر جوانان در شوروی هم از مدهای غربی تبعیت می‌کنند؟ جوان با شگفتی پاسخ داد: کدام مد؟ من آرایشگاه بودم. ساعت کاری آرایشگر در 4 بعدازظهر تمام شد و گفت تعطیل شدیم و برو فردا بیا تا بقیه را هم اصلاح کنم!

در کشورهای اسکاندیناوی البته کوشیدند نوعی سوسیالیسم انسانی را به اجرا بگذارند با تعیین خط فقر و اخذ مالیات از بالای آن و پرداخت به زیر آن تا همه به هم نزدیک شوند ولی این کشورها کوچک‌اند و نسخۀ جوامع شاد و دموکراتیک آنها برای کشورهای دیگر اجرا شدنی به نظر نمی‌رسد.

ایرانیان در سال 57 چنین رؤیایی در سر داشتند. این که هم رفاه داشته باشند و هم دموکراسی و مشکل را در حاکمان دزد می‌دیدند که اگر نباشند و کار را به دست مؤمنان بسپارند دیگر کسی دزدی نمی‌کند و پول نفت و معدن به همه می‌رسد و بقیه قضایا.

در عمل اما چه اتفاقی افتاد؟ دولت پول کم آورد و اسکناس چاپ کرد و تورم زیاد شد. چون پول باید به پشتوانه تولید زیاد شود و خلق پول بی تولید یعنی تورم و وقتی تورم زیاد شود باید دستمزدها را زیاد کنی و آن هم باز با استقراض از بانک مرکزی و بعد رفتند سراغ بانک‌های خصوصی در حالی که در قانون اساسی منع شده و تفسیر اصل 44 هم وارونه‌سازی است نه تفسیر!

کار بانک خصوصی هم تولید پول است و ریاکاری زیاد شد تا بتوانند به مراکز قدرت و منابع پولی نزدیک شوند!

بدین ترتیب مدعی‌ترین ساختار و جامعه دنیا از حیث معنویت و شعار متافیزیک در رسانه رسمی آن تبدیل شده به مادی‌ترین ساختار و جامعه از حیث نیاز به پول و پول.

در این فضا آدمی پیدا شد که گفت من این پول را تقسیم می‌کنم و یارانه غیر نقدی را که ملموس نبود برداشت و نقدی داد و حالا نفری 300 تا 400 هزار تومان درماه می‌گیریم تا با پول آن بتوانیم یک دبه ماست بخریم!

خوش‌بختانه قدرت دولت در رسانه کم شده، زمانی روزنامه توقیف می‌کردند و تمام. اما حالا تلگرام را توقیف کرده ولی 40 میلیون ایرانی استفاده می کنند!

زورشان در تحمیل پوشش هم کم شده و دختران و زنان ایران بر اساس عرف و باور و جغرافیا انتخاب می کنند ولی پول همچنان در اختیار دولت است. یعنی منابع آن اگرچه از پس تأمین 90 میلیون برنمی‌آید.

زور آمریکا هم به خاطر دلار است و پشتوانه دلار هم نه طلا یا کار مردم آمریکا که توسعه‌طلبی و دخالت در کشورهای دیگر است.

با این توصیفات سخنان ایلان ماسک درباره نقش هوشواره یا هوش مصنوعی حتی از اتومبیل پرنده و استارلینک یا اینترنت ماهواره‌ای هم مهم‌تر است و نیاز نیست عزا بگیریم که هوشواره یا هوش مصنوعی شغل را از بین می‌برد چون شغل را برای پول می‌خواهیم و وقتی هوشواره برود سراغ خود پول و آن را کنترل کند یا از اهمیت بیندازد شغل می‌خواهیم چه کار!

یاد حسین پناهی به خیر تا شکل دیگری از زندگی را هم ببیند اگرچه ما هم هنوز ندیده ایم. هم او که سروده بود:

میزی برای کار/ کاری برای تخت/ تختی برای خواب/ خوابی برای جان/ جانی برای مرگ/ مرگی برای یاد/ یادی برای سنگ/ این بود زندگی؟

آیا واقعا زندگی تنها برای این است که کار کنیم تا دستمزدی دریافت کنیم و با آن خوراک و پوشاک تهیه کنیم و بعد دوباره روز از نو و روزی از نو و آن قدر به پول نیاز پیدا کنیم که ناچار باشیم در مقابل هر کس و ناکس سر خم کنیم و خوب که دقت کنیم دریابیم دارندگی اکثر قریب به اتفاق شان یادی به استعداد و ابتکار ندارد. یا ملکی گران شده یا ارثی رسیده یا دلار وطلایی در نوسانات قیمت بالا پیدا کرده البته شانس و مخاطره کردن هم بوده ولی پول یا نیاز به پول همه را اسیر خود کرده تا جایی که در آمریکای سرمایه‌داری هم با وعدۀ ماهانه 5 هزار دلار می‌خواهند رأی بخرند در حالی که 5 هزار دلار در تبدیل به ریال ضعیف این روزها عدد بزرگی است وگرنه حقوق ماهانه کارمند عادی در آمریکاست یا دو ماه (با تقسیم دستمزد سالانه به 12 ماه).

ظریفی هم می گفت پول بد است مادام که نداری! داشته باشی به آرزوهایت می‌رسی ولی آرزو هم ته ندارد و جوری طراحی کرده‌اند که هر قدر هم پول به دست آوری از کار بی‌نیاز نشوی وگرنه در چین و ژاپن با این همه پیشرفت و افزایش درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی باز این قدر دنبال به دست آوردن پول نبودند و در کره جنوبی رقابت برای شغل پرپول تر کار را به جایی نمی‌رساند که ناکام‌‍انده‌ها دست به خودکشی بزنند و رییس جمهوری آن خواهش کند خودکشی نکنید!

بهترین کار بعد از خواندن این یادداشت این است که دنیای بدون پول را تصور کنید! حتی اگر به قول سیاوش قمیشی تصور آن سخت باشد. جهانی که هر انسانی در آن خوش‌بختِ خوش‌بخت است، جهانی که در آن پول و قدرت ارزش نیست!

اگر هوش‌واره یا هوش مصنوعی قرار است چنین جهانی بیافریند چرا از آن بهراسیم؟!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
نظرسنجی
پیش بینی شما: قبل از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می شود؟