مهدی محمدی
نشست دوشنبه تهران با حضور عاصم منیر، ابراهیم کالین و خالد بن سلمان را نباید صرفاً دیپلماسی دید؛ باید آن را در چارچوب آزمون محاسبات منطقهای و فهم معادله قدرت در برابر ایران تحلیل کرد.
در ایران تقسیمکار و هماهنگی وجود دارد: مذاکره با آمریکا در صورت انجام، با دکتر قالیباف، و مذاکرات امنیتی و نظامی با سردار رضایی هستند و در همه این فرآیندها سایر دستگاهها از جمله وزارت خارجه دخیل هستند. روایت اختلاف یا رقابت در این سطوح یا از ناآگاهی است یا مغرضانه و آدرس غلط دادن به دشمن. لابیهای رژیم اسرائیل روی موضوعاتی از قبیل «در ایران طرف حساب مشخص نیست» و «حاکمیت ایران تضعیف شده» مانور میدهند تا آمریکا را به محاسبه غلط و درگیری بکشانند. تبدیل سلایق شخصی به سیاستورزی، ضربه به کشور در این موقعیت حساس است.
این سه کشور با ایده مشخص و ابتکار عملی نیامدند؛ بیشتر نگران پیامدهای جنگ تازه بودند. همه متوجه شدهاند که ایران قدرتمند است، تسلیم نمیشود و در صورت حمله مجدد، ضربه قابل توجهی میزند. نه ایده خلاقانه داشتند و نه امکان تضمین از سوی آمریکا و اسرائیل را دارند. طرف اصلی آمریکا و اسرائیل است و پاکستان، ترکیه و سعودی نمیتوانند از جانب ترامپ یا نتانیاهو ضمانت بدهند. برداشت منطقی این است که این کشورها هماهنگ با آمریکا در حال رفت و آمدند تا موضع ایران را تعدیل کنند؛ اما این محاسبه از پایه اشتباه است.
دیدار مقامات ترکیه، پاکستان و عربستان با رئیس جمهور ایران
اعتماد به آمریکا وجود ندارد. هر حرکت به سمت آمریکا بدون اقتدار، تصور ضعف ایران را تقویت میکند. تنها راه بیاثر کردن فشار، فهماندن این نکته است که فشار، محاسبات استراتژیک ایران را تغییر نمیدهد. موضع ایران زیر فشار تعدیل نمیشود.
اول اینکه این کشورها فهمیدهاند آمریکا در موقعیت پیروزی در جنگ با ایران نیست؛ اگر سعودی باور داشت که آمریکا در موقعیت پیروزی بر ایران است، خالد بن سلمان به تهران نمیآمد. دوم اینکه در درگیری بعدی، ایران هزینه میدهد اما هزینه کشورهای منطقه بهویژه عربی بسیار بیشتر است. کوچک شدن اقتصاد سعودی به حدود ۲۰٪، قطر به ۱۵٪ و امارات به ۴ تا ۵٪ در ۱۷ ماه گذشته از دلایل این نگرانی است. ترس فراگیر از جنگ، محرک اصلی این اجلاس بود.
سیگنالهای دریافتی همچنان جنگی و عملیاتی است. این کشورها اعتبار کافی برای متقاعد کردن آمریکا به تعدیل برنامه ضدایران را ندارند. با این حال، آمدنشان با هماهنگی آمریکا نشان میدهد که خود آمریکا از تبعات درگیری با ایران مطمئن نیست. ترامپ نه میتواند جنگ را ببرد و نه بهسادگی از آن بیرون بیاید. اگر این مشکل در واشنگتن حل نشده، بعید است با میانجیگری ترکیه، پاکستان و سعودی حل شود.
این کشورها فهمیدهاند آمریکا دیگر تأمینکننده امنیت منطقه و پیروز قطعی جنگهای منطقهای نیست و قدرت آن آشکارسازی شده و همه متوجه شدند که آمریکا آن چیزی که ادعا میکند، نیست. همزمان ایران به عنوان یک قدرت منطقهای ظهور کرده و معادلات امنیتی منطقه بدون ایران قابل تعریف نیست.
این کشورها تا حدی متوجه شدهاند اسرائیل برای کل منطقه خطر است؛ هرچند با رژیم ارتباط پنهان دارند، اما فهمیدهاند که مهار این «سگ هار» منطقه به عملیات واقعی نیاز دارد، نه شعار. ترکیه، پاکستان و سعودی اگر واقعاً دنبال مهار اسرائیلاند، باید در سوریه، لبنان و میدانهای دیگر نشان دهند.
موضع ایران همان موضع انصارالله است. تا زمانی که سعودی پشت میز مذاکره با انصارالله ننشیند، مذاکره را به رسمیت نشناسد و محاصره دریایی و هوایی یمن کاملاً برداشته نشود، هیچ شانسی برای پایان جنگ یمن وجود ندارد. سعودی باید بپذیرد در این میدان کوتاه بیاید. سطح تنش نیز بهگونهای است که حتی برگزاری این نشست در تهران، قیمت نفت را بهطور اساسی جابهجا نکرد.
این رفتوآمدها میتواند دام باشد؛ دامی برای شناسایی مکانها و لوکیشن مقامهای ارشد ایران برای ضربهای که دشمن در زمان مناسب در اندیشه آن است. احتیاط، لازم و مهم است.
تهران میدان عقبنشینی نیست؛ میدان آزمون محاسبات است.
یک پیمان دفاعی اومده میگه حمله به عربستان مشارکت ما رو هم خواهد داشت این میگه اومدن مکان مسئولین رو شناسائی کنن !
لطفا دیگه اجازه ندید عاصم منیر، این جاسوس آمریکا، که در کاخ سفید با ترامپ شام خصوصی میخوره و همون شب حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران به نمایندگی از پاکستان ترامپ رو نامزد منتخب پاکستان برای دریافت جایزه ی صلح نوبل! کرد همین جوری سرش رو بندازه پایین و بدون برنامه ی عملی مشخص و بدون هماهنگی های خاص با مسئولان رده بالای نظام پاشو بر روی خاک پاک ایران بذاره و بیاد ایران.
پاکستانی ها به استثنای شیعیانشون فقط و فقط در لفظ دوست ایرانی هستند. این وهابی هایی که از دین اسلام فقط نماز خوندن و روزه گرفتنشو یاد گرفتند اصلا ما شیعیان ایرانی رو به عنوان مسلمان قبول ندارند و همیشه ی خدا حسرت داشتن تمدن و فرهنگ و کشوری مثل ایران رو دارند. در خارج از کشور هم همینطور هستند: اول با لبخند کریه المنظرشون خودشونو به عنوان دوست ایران و ایرانی معرفی می کنند و چند کلمه فارسی صحبت میکنند، اما همین که بهشون یه خوردی رو بدی چشم طمع به ناموس ایرانی پیدا می کنند و از پشت خنجر میزنند.
تو را به خدا به این ۳ کشور اصلا اعتماد نکنید: اون از ماجرای ترکیه در سوریه که تمام تلاش نظامی و لجستیکی و تبلیغاتیش رو بکار گرفت تا جولانی داعشی بیاد سر کار و جبهه ی مقاومت در سوریه و لبنان که حامی ایران بودند تقریبا از بین بره؛ اون از عربستان که دهها پادگان نظامی برای آمریکا در خاکش بر علیه ایران علم کرده؛ اینم از پاکستان که برای دل خوشی ترامپ هر روز عاصم منیر رو می فرسته ایران و مرزهای زمینیش رو بر علیه ایران می بنده تا بتونه قیمت نفت رو به نفع انتخابات پیش رو برای ترامپ و جمهوری خواهان پایین نگه بداره.
تنها چیزی که ایران نباید ازش دست بکشه همین موضع گرفتن مقتدرانه و واکنش با صلابت و به شدت درد آور و هزینه بردار به هر گونه ماجراجویی بر علیه مردم ایران و خاکه ایرانه همونطور که از قدیم بزرگان ما به درستی هر چه تمامتر گفتند « «کلوخانداز را پاداش سنگ است».
- اینکه اینها بیشتر از اینکه نگران جنگ ایران و آمریکا باشند نگران تبعات آن هستند کاملا بدیهی است و از عقلانیت آنهاست. اتفاقا حضور همزمان این سه تا کشور نشان میدهد که اگر پیامدهای منطقه ای جنگ کنترل نگردد احتمال ورود همسایگان به جنگ زیاد است. افکار جنابعالی ضرر چند صد میلیاردی ایران که شاید ده پانزده سال و بلکه بیشتر برای جبران طول بکشد را نمیبینید و بیشتر کوچک شدن اقتصاد که بدلایل تجاری و ... پیش آمده را برای اعراب میبینید.
- اگر فکر میکنید در این جنگ باید تعیین تکلیف شود - به این معنی که آمریکاو اسراییل باید با ایران با سیاستهای فعلی کنار بیایند و دست ایران باز باشد - این امر محال است پذیرفته شود. به نظر من اگر فکرتان همین است از تشدید تنش ابا نداشته باشید بلکه تکلیف ما ملت هم مشخص شود.
- اگر ایران دنبال گسست اعراب و بقیه از آمریکا و مثلا ترتیبات واقعی منطقه ای است این امر محال است!
- اگر در ایران این توهم باشد که با ضربه به اعراب هم میشود جلوی آمریکا را کاملا گرفت هم از اعراب بخاری بلند نخواهد شد این هم اشتباه است.
- اگر جنگ در تهران این محاسبه را پدید آورده که ایران فارغ از خواست این سه کشور و آمریکا میتواند ترتیبات منطقه ای را یک تنه جلو ببرد این هم قطعا محال است.
- اینکه تا زمینه ای برای حل مسایل پیش میاد عده ای از غیر قابل اعتماد بودن آمریکا میگویند و یا این حرف بی ربط که نباید دشمن بفهمد فشار محاسبات ایران را تغییر میدهد!!!! - این دیگر واقعا از آن دست حرفهای کاملا بی ربط است و دقیقا از این تفکر بی ربط نشات میگیرد که ما تا ته میرویم یا پیروزیم یا شهید هم بشیم پیروزیم!!! - هم حرف بسیار بی ربطی است. گزاره درست این است که مساله ایران و آمریکا بدون تعدیل سیاتهای منطقه ای ایران بالاخص در قبال اسراییل قطعا حل پایدار نخواهد داشت و اگر هم حلی باشد مقطعی و تاکتیکی است. شماها با این پیش داوری ها دقیقا زمینه را برای انگولک کردن هر توافقی مهیا میکنید وگرنه نیک میدانید که اگر توافقی هم باشد ولی این امر در آن نباشد به جایی نمیرسد. نان شما در ادامه این شرایط است و اگر در ادامه این شرایط هم نباشد قطعا در حل پایدار مسایل نیست و باید هم این افاضات را بفرمایید.
- مجدد به این برمیگردم که آمریکا نباید بفهمد که فشار در تغییر محاسبات ایران نتیجه میدهد. مشابه همین گفتمان در کتاب ظریف هست که در اوایل عهده دار شدن پرونده هسته ای او هم مثل همه دنیا ارور میداد که این هسته ای چیه که ایران با این همه تبعات ولش نمیکنه!! آخرش به این نتیجه رسید که قضیه اینه که سمت ایران فکر میکنه که نباید تحت فشار نشان بده چیزی می پذیره!!!! کلا مبنای وضعیت فجیع ما همینه. اینکه دنیا نفهمه ما تحت فشار تغییر سیاست میدهیم. ملت فکر نکنه اگر آمد بیرون و خواسته ای داشت تحت فشار حاکمیت تغییر رویه میدهد و ... انگار سرتاپای ساختار واقعا همین فکر مخرب را دارند!!