فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۲۰۲۵۵۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۵ - ۰۸-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۲۵۵۶
انتشار: ۱۳:۰۵ - ۰۸-۰۸-۱۴۰۵
گفت‌و‌گو با مصطفی هاشمی طبا

نظام اقتصادی از هم گسیخته و غیرقابل کنترل شده است

هاشمی طبا
تقابل با نظام بین الملل همهِ وقت و انرژی مسئولان را به خودش معطوف کرده است و به همین دلیل از پرداختن به موضوع های داخلی طفره می روند و در تصمیم گیری دچار اشتباه می شوند و بالطبع مشکلات پابرجا می مانند

عصر ایران؛ الناز چراغی- گرانی کالاهای مصرفی به حدی رسیده است که جامعه به بالا رفتن ۲۰۰، ۳۰۰ درصدی قیمت ها عادت کرده است! اینکه در شرایط جنگی داریم، اینکه نمی توانیم نفت را به مقدار لازم بفروشیم و . . . منطبق با واقعیت است. با این حال واقعیت دیگر چیزی جز این نیست که تاب آوری جامعه به کمترین میزان خود رسیده است. بنابراین بر نظام حکمرانی از هر واجبی واجبتر و از هر لازمی لازم تر چیزی جز این نیست که تدبیری برای این امر بیندیشد.

 مصطفی هاشمی‌طبا که سابقه وزرات در دولت میر حسین موسوی در دهه ۶۰ در کارنامه دارد و در افکار عمومی با مواضعی که در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ اتخاذ کرد شناخته می شود در گفت و گو با عصر ایران به پرسش های ما پاسخ داده است:

*شما  در گفت وگویی اشاره کرده اید، بالارفتن نقدینگی تورم زا است. چرایی این موضوع را توضیح می دهید؟

-  وقتی نقدینگی در جامعه وجود داشته باشد، موجب می شود توازن بین تولید و کالای موجود و همچنین درخواست خرید به هم بخورد. بخشی از مردم که به لحاظ اقتصادی ضعیف هستند، برای شان مهم نیست قیمت فلان رستوران چقدر بالا برود. بازار ایران طوری است که قیمت ها متاثر از هم می شوند. مثلا وقتی قیمت شیر گران می شود، بقیه اقلام خوراکی هم قیمت را بالا می برند. بنابراین حجم نقدیندگی اگر متناسب با تولید و کالای موجود در بازار نباشد، به خودی خود تورم زا می شود.

در واقع در چنین حالتی به جای اینکه نقدینگی موجب رونق تولید و توسعه شود، صرف امور مصرفی شده و به طور طبیعی قیمت ها سیر صعودی می گیرد و در نتیجه، قدرت اقتصادی بخش های زیادی را تحت تاثیر درآورده و کم می کند.

*چه دلیل یا دلائل دیگری را می توان برای تورم که محصولش گرانی است، برشمرد؟

-  سهم و نقش پول پاشی در گرانی را نمی توان نادیده گرفت. به این معنی که هر چقدر پول  دست مردم باشد، به همان مقدار میل و اقدام به خرید افزایش پیدا می کند. در واقع طبق قانون اقتصاد بالا رفتن تقاضا به خودی خود موجب گرانی می شود. البته لازم به ذکر است، تورم در ایران به دلیل تاثیری که نرخ ارز روی قیمت ها می گذارد، تورمِ وارداتی محسوب می شود.

مثلا از آنجایی که ۹۰ درصد مواد اولیه داروی موجود بازار وارداتی است، گران شدن دارو به نوعی عرف شده است. دارو یک مواد موثر و یک مواد پرکن دارد. مثلا در شربت مقداری آب است و بقیه موادی که در شربت به کار گرفته می شود، مواد موثر هستند. ما حدود ۶۰۰ ملیون دلار مواد موثر دارو وارد می کنیم. بنابراین با بالا رفتن نرخ دلار، دارو هم به همان میزان گران می شود. همچنین باید در نظر داشت، با بالا رفتن تورم بسته بندی، شیشه، کاغذ و . . . هم با هزینه زیادی انجام می شود که به همین دلیل، قیمت دارو نسبت به سه سال پیش حدود هشت برابر شده است!

بنابراین با نوعی تورم وارداتی روبرو هستیم. یکسری تورم هم ریشه در ارز و پول موجود در بازار دارد و یکسری تورم هم به دلیل بازار عرضه و تقاضا و همچنین قدرت خرید موجود اتفاق می افتد. در واقع می توان گفت، وقتی ارگانی نیست که قیمت ها را کنترل کند و هر کسی نگاه می کند، کالایش را به چه قیمتی بفروشد که به صرفش باشد، تورم به خودی خود به طور نگران کننده ای ایجاد می شود.

همچنین در لبنیات هم تورم وارداتی داریم. چرا؟ چون به دلیل بالا رفتن قیمت علوفه و دام وارداتی، قیمت شیر هم گران می شود. همچنین تولیدات داخلی هم که نوعی به ارز وابستگی دارند، گرانی را تجربه می کنند.

 *از آنجا که  علل بحران مشخص است و پیدا کردن راه کار برون رفت از وضعیت فعل دشوار نیست، چرا دولت ها با نگاه های متفاوت به امر اقتصاد، در گذر از شرایط بحرانی ناکام مانده اند؟

-در پاسخ به این پرسش باید این را در نظر گرفت که بعضی از دولت ها تلاش های زیادی برای رفع مشکل داشته اند و البته بعضی از دولت ها اتفاقا با عملکردی که داشتند، خودشان مشکل آفرین بوده اند! به عنوان مثال کشور با وجود اینکه از پایان دولت احمدی نژاد بیشتر از ۱۳ سال می گذرد، حالاحالاها تاوان ندانم کاری های دولت های نهم و دهم را باید بدهد. در واقع هیچ کس متوجه نشد در دولت احمدی نژاد چه بر سر ۷۰۰ میلیارد درآمد دولتی آمد. ببینید! هر پدیده ای که نظارت نشود، کنترل ناپذیر می شود. امروز کنترل مدیریت اقتصادی از دست دولت و حاکمیت در رفته است که محصول چنین رویکردی قاچاق و انواع و اقسام سوءاستفاده است.

به همین دلیل است که عده ای می توانند ارز دولتی را از کشور خارج کنند و آورده ای نداشته باشد. در واقع دولت احمدی نژاد از کنترل و ریل سازی مالی جلوگیری کرد و به همین دلیل هزینه های دولتش همچنان مناسبات اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهند تا به قول آقای قالیباف به تصمیم ها و جراحی های بزرگ احتیاج پیدا کنیم، بلکه حتی المقدور نابسامانی ها را ترمیم کنیم. همچنین می شود گفت، هیچ کدام از دولت ها نتوانستند در اصلاح ساختار معیوب اقتصادی قدمی بردارند. واقعیت تلخ چیزی جز این نیست که نظام اقتصادی از هم گسیخته شده و غیرقابل کنترل شده است.

 *«نظام اقتصادی از هم گسیخته شده و غیرقابل کنترل شده است.» معلوم است که حاکمیت نمی تواند به چنین موقعیتی بی تفاوت باشد. چه راهی پیش برای برون رفت از بحران اقتصادی پیش روی نظام تصمیم گیری قرار دارد؟

-  ۱۰۰ درصد به این احتیاج داریم که مشکلات برون مرزی را رفع و رجوع کنیم. به هرحال وقتی تحریم هستیم، حل مسائل اقتصادی تقریبا محال می شود. البته تقابل با نظام بین الملل همهِ وقت و انرژی مسئولان را به خودش معطوف کرده است و به همین دلیل از پرداختن به موضوع های داخلی طفره می روند و در تصمیم گیری دچار اشتباه می شوند و بالطبع مشکلات پابرجا می مانند. با این توضیح که چنین موقعیتی زمینه سوءاستفاده را در اختیار سوءاستفاده گران قرار می دهد.

این شلختگی هزینه ساز در حالی است که در دهه شصت و در زمان دولت مهندس موسوی دولت کنترل و نظارت کافی ای بر امور داشت.  اما به مروز زمان برخی از سازمان ها منحل شد و بی تدبیری ها کار را خراب کرد که یک نمونه اش رشد بانک های خصوصی بود که منجر به فساد گسترده شد. همچنین تحت تاثیر تحریم از پدیده تراستی ها رونمایی شد که خب! همه می دانند، میلیاردها دلار مملکت معلوم نیست در کدام حساب ها هستند و برای چه کارهایی هزینه می شوند.

 *این ذهنیت که منتفعین اقتصادی به دلیل قرار گرفتن در بدنه حاکمیت می توانند از بیت المال ارتزاق کنند، به هر حال تبعات منفی زیادی می تواند داشته باشد. شما مشخصا چه برداشتی از این گزاره دارید که اگر وابستگی به سیستم نباشد، سوءاستفاده محال می شود. 

- اگر منظور شما مسئولین اجرایی است که باید گفت، دست اندرکاران رسمی نمی توانند اقدام های کاسب کارانه را پیش بگیرند. بنابراین نمی توانیم دولتی ها و نیروهای حاکمیتی را به سوءاستفاده از بیت المال متهم کنیم. البته افرادی هستند که توانسته اند زمینه فعالیت منفعت طلبانه را برای خود فراهم کنند و از دارایی های عمومی مال اندوزی کنند که باید گفت، تحرکات این دسته ذهن جامعه را نسبت به کل ساختار تصمیم گیری و اجرایی مسموم کرده است.

 *چطور می شود، مثلا منِ نوعی ارز دولتی برای واردات بگیرم و مثلا صرف امور ساخت و ساز می کنم؟ جلوگیری از این نوع تخلف ها به قائده نباید سخت باشد.

-  وقتی نظارت نیست، وقتی قدرت تاثیرگذاری حاکمیت تضعیف شود، سوءاستفاده گران می توانند با فراغ بال به کارهای خود برسند و فسادی خارق العاده ای چون چای دبش را رقم بزنند. همچنین عده ای با بودجه ۵۰ میلیادری بانک خصوصی راه اندازی می کنند و ۵۰ هزار میلیارد از مردم می گیرند و به خودی ها وام می دهند و دولت هم به دلائل مختلف نمی تواند فعالیت شان را کنترل کند.

 *هم تهدیدها و هم محدودیت ها برای همه مشخص است. در چنین شرایطی چه دارایی هایی در داخل داریم که به واسطه بهره برداری از آنها حتی المقدور از کاستی های اقتصادی بکاهیم؟

-  در شرایط تحریم، تعامل اقتصادی- تجاری با همسایه‌ها می‌تواند تا حدی گره های اقتصادی را باز کند. اما متاسفانه کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته به آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی هستند و بنابراین از جاهای دیگری دستور می گیرند. واقعیت این است که روی پاکستان و ترکیه هم نمی توانیم حساب کنیم. پس چاره ای جز واقع بینی و توجه به منطق مداری نداریم. به عنوان مثال حتما باید صرفه جویی را لازم تر از هر لازمی بدانیم. همچنین دولت و ارگان های مرتبط دیگر هم باید کنترل و نظارت را جدی بگیرند، بلکه بتوانیم در شرایطی که دنیا کمر همت به شکست ما بسته است، بتوانیم در امور مهم گلیم مان را از آب بیرون بکشیم.

ارسال به دوستان
captcha