فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۲۰۳۳۷۸
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۸ - ۱۱-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۳۳۷۸
انتشار: ۱۴:۴۸ - ۱۱-۰۸-۱۴۰۵
به یاد بازیکنی که فروتنی و فرزانگی خاصی داشت

حمید علیدوستی؛ 20 سال فوتبال حرفه‌ای و تنها یک اخطار!

حمید علیدوستی
این نوشته می‌کوشد به زوایای کمتر گفته شده و اطلاعات پیشااینترنت از این فوتبالیست خاص و باشخصیت ایران بپردازد.

  عصر ایران؛ امیر حسن خدیر- یک بار وقتی که پیمان معادی (کارگردان و بازیگر سینما) در مواجهه با حمید علیدوستی از او به خاطر گل‌هایش به تیم پرسپولیس تشکر کرد با لبخند این گونه واکنش نشان داد: اما من به استقلال هم گل زده‌ام!

   واقعا هم او فراتر از دو رنگ قرمز و آبی بود و محبوب شد و این در فوتبال ایران کم اتفاق می‌افتد چون راه محبوبیت فراوان بیشتر از رهگذر دو تیم پرهوادار می‌گذرد.

  حمید علیدوستی بازیکن خاطره‌ساز و با اخلاق و با پرنسیب فوتبال ایران چشم از جهان بسته و هنوز به خاک سرد سپرده نشده ولی قصد ندارم آنچه را که در مستند «سمفونی حمید» گفته تکرار کنم اگرچه تماشای آن مغتنم است.

 همچنین نکاتی را که در جست‌و‌جوهای اینترنتی در دسترس است بلکه این نوشته می‌کوشد به زوایای کمتر گفته شده و اطلاعات پیشااینترنت از این فوتبالیست خاص و باشخصیت ایران و ایرانی بپردازد.

 زمینه‌هایی که شاید در برخی تنها با ناصر حجازی فقید اشتراک داشته باشد با این تفاوت و امتیاز که همچون حجازی اهل اعتراض و شورش نبود و با خود در صلح کامل به سر می‌برد و این به سبب آن بود که جز فوتبال دل‌مشغول کتاب و فرهنگ و هنر و مشخصا موسیقی هم بود اگرچه بعد از مرگ دل‌خراش فرزند نوجوان – پویان- غم فقدان او نیز به جان او چنگ می‌زد.

 این که بازیکنی تا 40 سالگی بازی کند و طی این همه سال تنها یک بار اخطار گرفته باشد می‌تواند بخشی از روحیۀ مسالمت‌جوی او را نشان دهد. چرا که معتقد بود احترام به داور و قبول نظر او از الزامات فوتبال است و همواره این رفتار را پیشه می‌کرد.

 دربارۀ همان یک بار هم توضیح داده بود بازیکنی از پشت من آمده بود و او را ندیدم و آقای فنایی برای اولین بار در 39 سالگی به من کارت زرد نشان داد و شاید اگر زودتر با فوتبال خداحافظی کرده بودم همان تک کارت را هم نمی‌گرفتم.

حمید علیدوستی؛ 20 سال فوتبال حرفه‌ای و تنها یک اخطار!

  اشارۀ او به این خاطره از این حیث هم جالب است که او در 40 سالگی با تیم سایپا قهرمان شد (با گل فلاحت‌زاده در وقت‌های تلف شده و با مربی‌گری بیژن ذوالفقارنسب) اما به جای آن که از دو قهرمانی در لیگ ایران یاد کند از آن کارت زرد می‌گوید و افسوس می‌خورد که کاش آن هم نبود تا در کارنامۀ او هیچ اخطاری دیده نمی‌شد.

  حالا می‌روم سراغ اطلاعاتی پیشا اینترنت! در سال 1355 در فوتبال ایران هم برای اولین بار جام حذفی سراسری برگزار شد تا مانند دیگر کشورها این نوع مسابقات نیز در فوتبال ایران برقرار باشد.

  پاس، پرسپولیس را حذف کرده بودند و تاجی‌ها خوش‌حال بودند که ناگزیر از رویارویی با رقیب اصلی نیستند و با خاطری آسوده در مقابل تهران‌جوان صف آراستند.

تهران‌جوان از این نظر تیم خاصی بود که به خاطر مربی‌شان -حسین فکری- به تیم توده‌ای‌ها مشهور بود و برخی از بازیکنان آن دیدگاه چپ و سیاسی داشتند.

 در آن بازی بود که حمید علیدوستی به فوتبال ایران معرفی شد. جوان ترکه‌ای 21 ساله که به راحتی می‌توانست بهترین دفاع راست‌های فوتبال ایران را از سر راه بردارد. آن قدر که رایکوف ناچار شد جهانگیر کوثری (گزارشگر مشهور بعدی) را هم به آن جناح منتقل کند. آن بازی در نهایت به پنالتی کشید و تاج ناباورانه حذف شد و اولین جام به ملوان رسید که تراکتور تبریز را شکست داد.

  همان بازی بود که نام حمید علیدوستی را بر سر زبان‌ها انداخت چندان که بلافاصله به تیم جوانان و سپس تیم ملی بزرگ‌سالان دعوت شد و در نخستین بازی در مقدماتی جام جهانی 1978 در شیراز به عربستان گل زد.

  چون صعود ایران قطعی شده بود سرمربی تیم ملی به جوانان میدان داد؛ بازیکنانی چون او و حسین فداکار و حسین فرکی، و این اولین بازی ملی و اولین گل ملی او بود.

  به خاطر بازی جوانان برخی البته به اشتباه از آن تیم به عنوان تیم امید یاد می‌کنند در حالی که که آن زمان اصلا تیم امید وجود نداشت!

  در همان سال حمید علیدوستی با با تیم ملی جوانان و به صورت مشترک با کره شمالی قهرمان شد وگل های حساس او دلیل اصلی این قهرمانی بود.

  احتمالا از تعبیر "قهرمانی مشترک" تعجب می‌کنید. به خاطر آن است که اگر بازی نهایی مساوی می شد کار به ضربات پنالتی نمی‌کشید و هر دو را به صورت مساوی به عنوان قهرمان اعلام می کردند.لابد می پرسید جام را که به خانه می‌برد؟ نصف شدنی که نبود! بله برای آن هم این تدبیر را اندیشیدند که جام 6 ماه در ایران و 6 ماه در کره شمالی باشد!

  حمید علیدوستی در دومین بازی ملی در مقابل کویت با هدایت ماریو زاگالو که از قدرت‌های درجه یک آسیا بود فیکس بازی کرد و 2-1 به پیروزی رسیدیم.اودر فهرست 40 نفره ایران و سپس 26 نفره ایران برای جام جهانی 1978 هم بود ولی به فهرست 22 نفر نهایی به خاطر ترجیح بازیکنان با تجربه بالا راه نیافت.

  درست است که نام حمید علیدوستی با «هما» گره خورده اما در باشگاه دارایی چهره شد نه در هما و بعد از انقلاب به هما رفت و شاید اگر مسابقات تعطیل نشده بود در همان دارایی مانده بود.

  زوج او در خط حمله درخشان دارایی که با هم به هما رفتند حسین فداکار بود و با پشتیبانی احمد سنجری و پرویز قلیچ‌خانی – و به قول خودش پرویز کبیر - تاج را 1-0 شکست دادند و قهرمان شدند. در آن سال پرسولیس در مقابل هما حضور نیافت. چراکه علی پروین معتقد بود باید بلیت فروشی شود و پول به پرسپولیس برسد و موافقت نشد و 3-0 بازنده اعلام شدند.

  حمید علیدوستی در اوج جوانی بعد از احد دیانی و احمد سنجری کاپیتان دارایی بود و آن دو بازیکن در بسیاری از بازی‌ها حضور نداشتند و آخر فوتبال خود را پشت سر می گذاشتند و بازوبند هدیۀ بازی خوب او بود از جانب جلال طالبی.

  او در همان سال در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا شرکت کرد و جایزه بهترین بازیکن جام - بهترین بازیکن جوان آسیا - را گرفت و لقب "مرد استارت‌ها " که امروز یکی از روزنامه‌ها دربارۀ او به کار برده و جا افتاد مربوط به همان جام است.

  آن زمان مثل حالا - به خاطر مربیانی چون گواردیولا و انریکه – عادی نبود که چپ پا در سمت راست بازی کند ولی جلال طالبی او را که راست پا بود همیشه در گوش چپ بازی می داد.

  با این وصف روشن شده که علیدوستی بعد از انقلاب با هما شناخته می شود و گرنه پیش از انقلاب یک دارایی چی بود و با انحلال جام تحت جمشید و در پی انقلاب 57 همراه حسین فداکار و احمد سنجری به هما پیوستند و به سه یار دبستانی فوتبال مشهور شدند.

  هادی نراقی هم پس از اختلاف با پرویز مظلومی بر سر کاپیتانی در تیم تاج (چون قدیمی‌تر بود) به آن سه نفر در هما پیوست و همین مربع کامل هما را قهرمان باشگاه ها کردند. حمید علیدوستی هم آقای گل شد. ( البته پرویز مظلومی یک بار همین دعوا را بر سر کاپیتانی با سعید مراغه چیان داشت! اگرچه معمولا گفته می شود یک تکه پارچه بیشتر نیست ولی در استقلال و پرسپولیس بر سر آن معمولا بحث درمی‌گیرد!)

  دیگر عادت او شده بود که یا اول شود یا دوم. مهمترین گل را هم به یار و دوست قدیمی زد؛ ناصر حجازی که همیشه در اردوهای تیم ملی با او هم اتاق می‌شد و همان گل، گل قهرمانی بود. با پای چپ چسبیده به خط 18 قدم.

وقتی حسن حبیبی مربی تیم ملی شد علیدوستی را دعوت و بازیکن ثابت تیم ملی کرد و در جام ملت های آسیا 1980 و 1984 و نیز مقدماتی المپیک مسکو و در این آخری بهترین بازیکن ایران شد. با گل‌های حساس مخصوصا گل به کره شمالی. با بداقبالی اما در سال 1984 در مقابل امارات آسیب دید و جام برای او تمام شد.

  چنان که در آغاز آمد از معدود بازیکنان مشهور و محبوب و موفق بود که نه در تاج (‌استقلال) بازی کرد و نه پرسپولیس. حتی دو بار پیشنهاد تاج / استقلال را محترمانه رد کرد. قبل انقلاب پاسخ داد وقتی حسن روشن را در کنار هادی نراقی دارید جایی برای من نیست. یک بار هم هنگامی که در هما بود گفت با حضور عبدالعلی چنگیز و جعفر مختاری‌فر، جایی برای من نیست (در جلسه ای در حضور ناصر حجازی و منصورپورحیدری و گروهی از پیشکسوتان و کانون هواداران استقلال).

  هر چند دلیل فنی آورد اما به نظر می رسید هما برای او جذاب تر بود. نه از حیث مالی که از سر عشق فوتبال و دوستان صمیمی که در آن باشگاه داشت.

 برای علیدوستی فوتبال یک ورزش یا تفنن یا حرفه نبود. به چشم معشوق به آن می نگریست اما تنها عشق او هم فوتبال نبود. بلکه زندگی را در جنبه های دیگر هم جست و جو می کرد.

  الکترونیک خوانده بود و عاشق موسیقی جاز و بلوز و فیلم های تارکوفسکی و برگمن بود و در فوتبال شیفته کرایف.

  همین علاقه به موسیقی و سینما بود که سبب شد نام دخترش را ترانه بگذارد و او را از کودکی با سینما آشنا کند و خوشا که بود و دید آن دختر چگونه بالید و به شهرت رسید تا جایی که برخی دیروز نوشتند: پدر ترانه علیدوستی درگذشت!

  مربی‌گری تیم نوجوانان را به او سپردند اما وقتی فرزند نوجوان خود را در آن سانحه چهارشنبه سوری از دست داد در حالی که دخترش در حال بازی در فیلم چهارشنبه سوری بود از درون فروریخت و کناره گرفت و مربی‌گری را هم کنار گذاشت.

  به فوتبال او بازگردم با دو نکته. یکی این که تصور نشود حضور او در دسته 2 فوتبال آلمان در سال 1365 با آنچه در بالا گفتیم سازگار نیست. یادمان باشد درآن زمان  از آسیا بازیکنی نمی پذیرفتند و درپذیرش بازیکن خارجی از آسیا بسیار سخت‌گیر بودند و در این فضا در دسته 2 آلمان بازی‌های باکیفیتی را ارایه داد.

   گفتیم که در میان فوتبالی‌ها به ناصر حجازی علاقه بسیار داشت. وقتی حجازی به عنوان مربی تیم تجارت، کشاورز را برد و قهرمان شد بی درنگ به سوی او شتافت و قهرمانی رفیق قدیمی را تبریک گفت و آن تصویر ماندگار شد.

   همای فوتبال ایران قفس تنگ تن را شکست و به سوی ابدیت پروازکرد. آن سو ناصر حجازی منتظر است تا او را بعد از 15 سال درآغوش بکشد.

    می‌خواستم دربارۀ این هم بنویسم که بارزترین صفتی که حمید خان علیدوستی را می برازید واژۀ " جنتلمن" بود که اگر چه کلمه‌ای فرنگی است اما جا دارد دربارۀ او به کار رود و چون دیدم در یادداشت دیگری به این صفت پرداخته شده تکرار نکردم و تنها در این حد برای وداع: بدرود ستاره جنتلمن فوتبال و مرد اهل توپ و کتاب و موسیقی و تسلیت به یادگار عزیزت....

ارسال به دوستان
لیبرمن: هرگز در کابینه‌ای که نتانیاهو حضور داشته باشد، مشارکت نخواهم کرد هدف‌گذاری دولت برای کاهش مصرف بنزین به روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر پرداخت معوقات اردیبهشت بازنشستگان تأمین اجتماعی به پایان رسید مأموریت ۱۰ روزه به سه دستگاه برای تسریع در اجرای طرح‌های انتقال آب دوگانه‌ای که شکل نگرفت؛ قالیباف و رضایی در یک جبهه پزشکیان: هیچ‌کس نباید در تأمین نیازهای اساسی زندگی تنها بماند شمار شهدای غزه به ۷۴ هزار و ۶۰۹ نفر رسید ترامپ: قیمت نفت در جنگ با ایران کمتر از انتظارم افزایش یافت چرا حمید علیدوستی متفاوت بود؟ خودتان ببینید و بشنوید لوپز با شکستن رکورد جهان، طلای یک‌ضرب وزنه‌برداری ۸۵ کیلوگرم را گرفت حسین وفایی نفر چهارم اسنوکر جهان را با نتیجه ۶ بر ۲ شکست داد رئیس کمیسیون اصل ۹۰ : محدودیت‌های بانکی مانع برگزاری آزمون «آیلتس»در ایران شد روسیه: از روند مذاکرات حمایت می‌کنیم/ انتظار داریم وضعیت در تنگه هرمز عادی شود استقلال برای ادای احترام به حمید علیدوستی از AFC درخواست یک دقیقه سکوت کرد مارتا شهبازی که بود؟ دانشمند ایرانی تباری که در فاجعه قطار اسپانیا جان باخت