فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۳۲۲۲۹
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۸ - ۲۸-۰۵-۱۳۸۹
کد ۱۳۲۲۲۹
انتشار: ۱۹:۰۸ - ۲۸-۰۵-۱۳۸۹

کمک

عصر ایران
محمدرضا مهاجر


زن با گریه آمده بود مغازه حاجی. می گفت"حاجی شنیدم توی این بازار دستت  به خیره. از خدا که پنهون نیست از شما هم نباشه، با زبون روزه نمی خوام دروغ بگم دیشب سر سفره ی بچه هام یه بربری بود و هفت هشت تا خرما."

حاجی کیسه را برداشت و پرش کرد: دو بسته خرما،یک کله قند، یک بطری روغن کوچک و روی همه این ها چهار اسکناس 5هزار تومانی.

زن از بازار بیرون زد و به سمت پارکینگ رفت.

206 آلبالویی رنگش منتظرش بود...
ارسال به دوستان
captcha
نجف‌حمال هم چاقوی ضامن‌دار را اختراع کرد، هم چاقوکشی را رواج داد «افسردگی ساعت بدن» چیست؟ نشانه‌هایی که ممکن است در خواب شما پنهان باشند ۷ تا از بهترین فیلم‌های هنرهای رزمی در دهه ۲۰۲۰ میلادی ژست دست در جلیقه در پرتره‌های تاریخی؛ رسمی که از یونان باستان آمد ۶ اشتباهی که کباب را خشک و بی‌مزه می‌کند + روش تهیه کباب کوبیده رازهای کلامی دروغ‌گوها: گوش‌ها را باور کنید، نه چشم‌ها! چرا بعضی‌ها همیشه پشت سر دیگران حرف می‌زنند؟ چرا سربازان انگلیسی «کت قرمز» می‌پوشیدند؟ تاریخ تاج‌گذاری کوروش بزرگ؛ مرز میان واقعیت تاریخی و حافظه جمعی «ارتش سفالین» را چه کسانی ساختند؟ بزرگترین «کوه‌های گمشدۀ زمین» کجا قرار داشته‌اند؟ آن‌قدر دنبال بهتر شدن نباشید که زندگی را فراموش کنید! تفاوت احساس گناه و احساس مسئولیت( اینفوگرافیک) اصطلاحات پشت بسته قهوه چه معنایی دارند؟؛ راهنمای انتخاب قهوه معجزه نجات از بی‌نظمی؛ این یک ترفند ساده خانه شلوغ شما را سامان می‌دهد!