فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۳۷۲۹۲
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۳ - ۳۱-۰۶-۱۳۸۹
کد ۱۳۷۲۹۲
انتشار: ۱۷:۰۳ - ۳۱-۰۶-۱۳۸۹

نوزاد نارس، نتیجه تجاوز شوم

عصر ایران
7ماه در بدترين وضعيت گذشت و به هيچ کس چيزي نگفتم تا اين که چند روز قبل متوجه شدم دردهايم طبيعي نيست و حس مي کردم زمان زايمانم نزديک شده است، براي همين هم از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم. مادرم هر روز مي پرسيد چرا پريشان و بهم ريخته شده اي و حال و حوصله نداري؟ نکند اتفاقي افتاده است؟ اما من خجالت مي کشيدم به او بگويم چه بلايي سرم آمده است و باردار هستم.
افكار -7 ماه در بدترين وضعيت گذشت و به هيچ کس چيزي نگفتم تا اين که چند روز قبل متوجه شدم دردهايم طبيعي نيست و حس مي کردم زمان زايمانم نزديک شده است، براي همين هم از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم.

«زينت» در دايره اجتماعي کلانتري شهيد فياض بخش مشهد افزود: نمي دانستم به کجا بروم و چه خاکي بر سرم بريزم. توي خيابان ناگهان حالم خراب شد و توسط چند فرد ناشناس به بيمارستان انتقال پيدا کردم و زايمان کردم.زماني که به هوش آمدم به من گفتند بچه نارس است و او را توي دستگاه گذاشته اند. با دلهره به خانم دکتر گفتم اين بچه، طفل نامشروع است و آن ها موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دادند و ماموران انتظامي نيز خانواده ام را در جريان گذاشتند.

من اهل يکي از روستاهاي اطراف مشهد هستم و ۶ سال قبل پدرم فوت کرد. خواهران و برادرانم همگي سر خانه و زندگي خودشان رفته اند و مرا با مادر پيرم تنها گذاشته اند. به دليل اين که دستمان جلوي کسي دراز نباشد در يک کارخانه کارگري مي کردم. اما حدود ۹ ماه قبل يک روز که براي خريد داروهاي مادرم به شهر آمده بودم چون عجله داشتم و مي خواستم زودتر به سر کار برگردم يک خودروي سواري پيکان کرايه کردم، راننده جوان خودرو گفت: اگر ايرادي ندارد يک مسافر ديگر هم سوار کنيم که سهم کرايه شما کمتر شود.

من که نمي دانستم او چه نقشه اي برايم کشيده است قبول کردم و پس از چند دقيقه جوان ديگري نيز سوار پيکان شد، اما متاسفانه وقتي از شهر خارج شديم اين ۲ جوان حيوان صفت با توسل به زور و تهديد مرا در بياباني پرت و خلوت مورد آزار و اذيت قرار دادند و سپس در نزديکي جاده اي فرعي رهايم کردند.

آن روز با نگراني خودم را به خانه رساندم و چون مادرم مريض بود در اين باره چيزي نگفتم. پس از گذشت مدتي متوجه شدم باردار هستم. تنها يکي از دوستانم که متاهل است از اين راز شوم خبر دارد و حتي با هم به آزمايشگاه هم رفتيم.

زينت با چشماني اشک بار گفت: چون از نظر ترکيب بدني و ظاهري ام تغيير چنداني نکرده بودم مشکلم زياد به چشم نمي آمد و فقط مادرم متوجه حالت هايم شده بود و بيچاره فکر مي کرد به دليل کار زياد در کارخانه خسته و کوفته هستم. با اين وضعيت و مشکلي که برايم به وجود آمده است نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم. کاش آن روز سوار تاکسي يا ميني بوس شده بودم و اين همه بدبختي و روسياهي برايم به بار نمي آمد.

درخور يادآوري است ماموران کلانتري شهيد فياض بخش مشهد اقدامات قانوني و حمايتي لازم را در اين باره آغاز کرده اند و تحقيقات پرونده هم چنان ادامه دارد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
فائو: قیمت جهانی مواد غذایی کاهش یافت ۵ باور غلط درباره گرمازدگی که ممکن است جان شما را به خطر بیندازد تصمیم تازه درباره تعطیلی روز سه‌شنبه قدرتمندترین گوشی اندرویدی جهان معرفی شد بزرگ‌ترین قرارداد تاریخ Saab؛ ۳ زیردریایی A26 برای لهستان به ارزش ۴.۹ میلیارد دلار(+عکس) دو خودروساز بزرگ ژاپنی متحد می‌شوند؛ هوندا از توافق قریب‌الوقوع با نیسان خبر داد در یک جمعیت متراکم چطور خود را نجات دهیم؟(اینفوگرافیک) تصمیم تازه درباره تعطیلی روز سه‌شنبه شورشیان پاپوآ یک خلبان آمریکایی را به ضرب گلوله کشتند؛ ارتش اندونزی جسد را کشف کرد (+فیلم و عکس) نخستین نقشه دیجیتال زمین‌شناسی بستر اقیانوس‌های جهان چه شکلی بود؟ (+عکس) تاکسی‌های رایگان تهران در کدام محورها فعال هستند؟ رئیس اتحادیه بنکداران: نگران تامین کالاهای اساسی نباشید گلدانی که همراه گیاه بزرگ می‌شود؛ ایده‌ای نو برای خداحافظی با تعویض گلدان (+عکس) ۹ روز پس از زلزله ونزوئلا؛ خانواده‌ها در انتظار تایید مرگ عزیزانشان صادرات نفت عربستان افزایش یافت