کد خبر ۱۳۹۳۸۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۴ - ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - 07 October 2010
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان: نگاه از چهار زاويه

«نگاه از چهار زاويه» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد؛ آمريكايي ها پس از سناريوي ساختگي حادثه 11 سپتامبر- 20 شهريور 80- كه زمينه ساز حمله نظامي به افغانستان در سال 2001 و لشكركشي به عراق در 2003 بود چون تبعات غيرقابل پيش بيني استفاده از گزينه نظامي عليه ايران را بخوبي برآورد كرده بودند و مي دانستند ايران اسلامي، افغانستان يا عراق نيست به حربه نخ نما شده تحريم ها متوسل شدند و دوره جديدي از تحريم هاي اقتصادي را از آن تاريخ بر ضد ايران به تصويب رساندند. البته از همان ابتدا كه دور جديد تحريم ها از سوي آمريكا بطرفيت ايران كليد خورد چون سابقه اين داستان تكراري به اوايل پيروزي انقلاب اسلامي برمي گشت و از سال 1980 براي اولين بار گزينه تحريم به كار گرفته شد ناظران و تحليلگران سياسي معتقد بودند كه در فرجام كار ايالات متحده از درخت تحريم ها ثمره اي نخواهد چيد كه تا به امروز نيز چنين شده است.

اما در ادامه پروژه آمريكايي تحريم ها بر ضد ايران كه با گذشت زمان به پروسه اي ناموفق مبدل گشته و هر روز اين مسئله آشكارتر مي شود باز هم ايالات متحده بر سنت معمول و نامعقول خود پافشاري كرده و هفته گذشته رييس جمهور آمريكا 8 تن از مقامات كشورمان را مشمول تحريم به اصطلاح بين المللي اعلام كرد.

جالب اينجاست كه اين 8 مقام ايراني به اين دليل مشمول محروميت و تحريم قرار گرفته اند كه در مبارزه با اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 88 و مهار جنگ نرم و فتنه هاي فتنه گران و آ شوبگران- كه رد پاي مثلث آمريكا و انگليس و صهيونيسم به وضوح در آن ديده شد- نقش ويژه و برجسته اي را ايفا كرده اند.

با اين اقدام باراك اوباما بار ديگر نقاب از چهره كنار زده و صريحاً با صدور اين فرمان تحريم اعلام مي كند كه 8 مقام ايراني (محصولي- نجار- رادان- مرتضوي- اژه اي- مصلحي- تائب و جعفري) حق مسافرت به كشورهاي خارجي و آمريكا را نداشته و اموال آنها در خارج از كشور مصادره و افراد مذكور از نظر بين المللي ممنوع المعامله و مشمول ضبط و مصادره اموال مي باشند!

هرچند داستان بلند و بي نتيجه تحريم ها طي 30 سال گذشته نتوانسته در عزم و اراده ملت ايران خدشه اي وارد كند و عموم مردم بخوبي و با بصيرت از بي خاصيتي تحريم ها باخبرند اما اين نوشته درصدد است تا از 4 منظر سياسي، ديپلماسي، حقوقي و اقتصادي علت تحريم اخير آمريكايي ها عليه 8 مقام ايراني را واكاوي كند.
1- به لحاظ سياسي علت تحريم 8 تن از مقامات كشورمان از سوي آمريكا حمايت از جريان فتنه اعلام شده است.

مقامات آمريكايي پس از انتخابات رياست جمهوري ايران در خرداد سال 88 چندين بار بي پرده و گستاخانه به ميدان آمدند و از آشوب ها و اغتشاشات و قانون شكني ها حمايت كردند.

اين حمايت ها كه حتي در سطح رييس جمهور و وزيرخارجه ايالات متحده انجام شد از سويي مكمل اسناد غيرقابل انكاري بود كه نشان مي داد كمك هاي مالي گسترده اي به جريان فتنه شده است و از سوي ديگر در ادامه اعترافات و اقارير متهماني از حوادث پس از انتخابات بود كه در جريان محاكمه قضايي خود و به گواهي اسناد به دست آمده از آنان بر دخالت آمريكا و انگليس، تأكيد و تصريح داشتند.

از همين روي؛ آمريكايي ها با تحريم 8 تن از كساني كه به اقتضاي وظيفه و مسئوليت شان در مقابل آشوبگران خياباني و فتنه گران گمارده كاخ سفيد ايستادگي كردند نمي خواهند قبول كنند و بپذيرند- علي رغم اينكه خوب مي دانند- كساني كه آنها به صحنه آورده اند اينك مرده اند و بوي جسد بي جان آنها به مشام مي رسد.

خب، اين سؤال به ميان كشيده مي شود كه اگر آمريكا مي داند جريان فتنه ماههاست كه مرده و هيچ شوكي نمي تواند آن را زنده كند چرا با توجيه حمايت از فتنه گران دست به اقدامات واهي و پوچ همچون تحريم 8 مقام مسئول در ايران مي زند؟

پاسخ سخت به نظر نمي رسد و با كمي تأمل مي توان پي برد كه هدف از اينگونه اقدامات و اعلام حمايت از فتنه گران براي اين است كه از دنباله هاي داخلي و بقيه گمارده ها و عوامل شان در منطقه حمايت كنند و به اصطلاح اميد آنها را زنده نگه دارند. اگر خاطرتان باشد جرج بوش رييس جمهور پيشين آمريكا مكرراً در سخنراني خود مي گفت: «ما از اصلاح طلبان و دموكرات ها در جاي جاي خاورميانه از بيروت گرفته تا دمشق و از تهران تا بغداد حمايت مي كنيم.»

2- از منظر ديپلماسي نيز اگر به موضوع تحريم 8 تن از مقامات كشورمان از سوي رييس جمهور آمريكا بنگريم آشكارا مشاهده مي شود كه آمريكايي ها در مواجهه با ايران اسلامي در كارزار ديپلماسي و محيط بين الملل دچار عارضه استيصال و سردرگمي شده اند. بنابراين اين اقدام آمريكايي ها را بايد در راستاي سفر اخير رييس جمهور كشورمان و هيئت همراه وي به نيويورك ارزيابي كرد چرا كه رييس جمهور ايران با سخناني مستدل از تريبون سازمان ملل مقامات زياده خواه واشنگتن را به محاكمه كشاند.

پيشنهاد تشكيل كميته حقيقت ياب سازمان ملل براي حادثه مرموز 11 سپتامبر از سوي رييس جمهور ايران پاشنه آشيل آمريكا را بيش از گذشته عيان و نمايان ساخت.
بازتاب مثبت سخنان رييس جمهور ايران در صحن علني مجمع عمومي سازمان ملل و مصاحبه هاي هوشمندانه وي با رسانه هاي برجسته و پرمدعاي غربي نشان از به چالش كشيدن سياست هاي دوگانه و مزورانه آمريكا در عرصه تصميم گيري هاي جهاني داشت. به همين خاطر طبيعي بود آمريكايي ها كه از پس ديپلماسي موفق و افشاگرانه احمدي نژاد برنيامدند درصدد انتقام بربيايند و با تحريم 8 مقام مسئول در كشورمان به زعم خودشان انتقام گرفته باشند.

3- از دريچه حقوقي نيز اگر به موضوع تحريم 8 مقام ايراني نگاهي گذرا داشته باشيم مطالب و نكات قابل اعتنا و مهمي استخراج مي شود.

باراك اوباما كه خود ظاهراً دانش آموخته رشته حقوق است درحالي با توجيه و ادعاي نقض حقوق بشر از سوي 8 مقام ايراني فرمان تحريم عليه آنها را صادر كرده است كه اقدام او هيچ تناسب و سنخيتي با آموزه هاي اوليه علم حقوق و حقوق بين الملل ندارد بلكه نقض صريح اصول و مسلمات قوانين بين المللي است.

اولا؛ اوباما در شرايطي خواسته از اهرم الزام حقوقي بهره ببرد كه فرمان او در تحريم 8 تن از مقامات ايران هيچ گونه توجيه حقوقي ندارد و چون از يك مرجع بين المللي حقوقي- همچون شوراي حقوق بشر سازمان ملل يا شوراي امنيت- صادر نگشته است بنابراين دستور او تنها براي شخص خودش مي تواند عنصر الزام آوري را به همراه داشته باشد آنهم قطع نظر از اينكه قابليت اجرا دارد يا نه.

ثانياً؛ اين فرمان رييس جمهور آمريكا برخلاف منشور ملل متحد است چرا كه به صراحت در مفاد منشور تأكيد شده كه هيچ كشوري حق دخالت در اموري كه ذاتاً جزو صلاحيت داخلي يك كشور است را ندارد.

ثالثاً؛ فرمان تحريم 8 مقام ايراني كه آشكارا دخالت در امور داخلي ايران است برخلاف مفاد معاهده الجزاير است.

آمريكايي ها در ماده نخست معاهده الجزاير- 19 ژانويه 1981- كه بعد از حادثه تسخير لانه جاسوسي بين اين كشور و جمهوري اسلامي منعقد گرديد متعهد شدند كه در امور داخلي ايران مداخله ننمايند.

رابعاً؛ اين اقدام رييس جمهور آمريكا بر خلاف بسياري از نصوص و متون حقوق بشري از جمله اعلاميه جهاني حقوق بشر (كه حق مالكيت اشخاص را به رسميت شناخته است) و ميثاق بين المللي حقوق مدني- سياسي (كه بر حق عبور و مرور آزادانه افراد تصريح مي كند) و... است طرفه آنكه نشريه «فارين پاليسي» هم نسبت به اقدام رييس جمهور آمريكا در تحريم 8 مقام ايراني واكنش نشان مي دهد و با انتقاد از سياست هاي دوگانه و متناقض ايالات متحده مي نويسد: «ظاهراً تاريخ معاصر خود آمريكا در زمينه تجاوز و اشغال كشورها، آدم ربايي، بازداشت نامحدود و بدون تفهيم اتهام و اعمال شكنجه هاي جسمي و روحي عليه هزاران نفر از جمله در مكان هايي مانند گوانتانامو، بگرام و ابوغريب با ادعاهاي آمريكا و جنگ رواني واشنگتن بر ضد ايران بي ارتباط است.»

فارين پاليسي همچنين خاطرنشان مي كند: «در حالي كه اوباما همچنان ادعا مي نمايد مايل است دستش را به سوي دولت ايران دراز كند به نظر مي رسد او فراموش كرده كه ابتدا بايد خون روي دستش را بشويد.»

4- اما فراتر از منظرهاي سياسي، ديپلماسي و حقوقي آنچه حائز اهميت است اوضاع بلبشو اقتصادي آمريكاست كه نبايد از آن غفلت كرد. همين چند روز پيش بود- دوم اكتبر- كه ميليون ها نفر از مردم آمريكا در سراسر اين كشور در اعتراض به مشكلات اقتصادي دست به تظاهرات گسترده اي زدند به طوريكه بيش از 400 سازمان و نهاد غيردولتي آمريكا حضوري فعال در اين اعتراض گسترده داشتند. چندي پيش نيز در واشنگتن تظاهراتي 500 هزار نفري تحت عنوان «اعاده حيثيت ملي» برگزار شد و اكنون مشاهده مي شود كه فاصله برگزاري اين تجمعات انبوه اعتراضي كمتر و كمتر مي شود و اين نشانه يك هشدار جدي براي مقامات كاخ سفيد است.

شخصيت هاي سياسي آمريكايي نيز در موج اين اعتراضات لب به سخن گشوده اند. به عنوان نمونه -و تنها يك نمونه- بيل كلينتون رييس جمهور سابق آمريكا و همسر هيلاري كلينتون وزير خارجه فعلي اين كشور صريحاً با اشاره به مشكلات و بحران اقتصادي در آمريكا تصريح مي كند: «آمريكا نفوذ خود را به عنوان يك ابرقدرت از دست داده است.»

از سوي ديگر؛ ديروز دفتر حسابرسي آمريكا طي گزارشي اعلام كرد 16 شركت نفتي بين المللي، تحريم هاي يكجانبه آمريكا عليه ايران را ناديده گرفته اند.

در همين زمينه، استانلي كوهن حقوقدان بين المللي و فعال سياسي در آمريكا نيز اقدامات سياسي آمريكا عليه ايران را يكي از راه هاي احتمالي باراك اوباما براي فرار از مشكلات داخلي آمريكا و حزب دموكرات مي داند.

بنابراين با توضيحات ياد شده به وضوح مي توان فهميد يكي از دلايل تحريم 8 مقام ايران به مشكلات اقتصادي و بحران مالي آمريكا برمي گردد با اين اميد كه طرح آن به انحراف افكار عمومي منجر شود.

در نهايت بايد گفت آمريكايي ها علي رغم آنكه ترفندها و دسيسه هاي مختلفي را در مواجهه با ايران به كار گرفته اند اما طرفي نبسته اند و اقدام اخير رييس جمهور آمريكا كه مدعي «ديپلماسي هوشمند» بود نشان داد كه «هوشمندي» از ديپلماسي دولت او رخت بربسته است و فرمان تحريم 8 مقام ايران مصداق بارز يك ترور نافرجام است چرا كه «ترور» عكس العمل فرد يا گروه و يا دولتي است كه در برابر منطق مستدل و متقن حريف كلافه و سردرگم شده است و «نافرجام» بدين دليل كه اصلا شليك مشقي بوده و تنها سروصدا داشته بي آن كه تأثير و مابه ازاء عملي داشته باشد.

مردم سالاري:از استيضاح نترسيم

«از استيضاح نترسيم»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم کوروش شرفشاهي است كه در آن مي‌خوانيد؛مدتي است که نمايندگان در واکنش به عملکرد دولت، بحث بازخواست  را جدي گرفته  و به ابزارهاي گوناگون قانوني متوسل مي شوند اکنون در هر جلسه علني مجلس يکي از وزرا براي پاسخ به سوال نمايندگان حاضر مي شود و تا کنون دو وزير بازرگاني  و امور خارجه درکابينه دهم از مجلس کارت زرد گرفته اند اما نمايندگان مردم در خانه ملت همچنان اصرار دارند که تغيير محسوسي پس از طرح سوال رخ نمي دهد لذا به ابزارهاي قانوني جدي تر استيضاح متوسل شده اند اما اشکال اينجاست که هر از چند گاهي  با امضاي  نمايندگان، طرح استيضاح  مطرح مي شود اما پس از مدتي و بدون آن که هيچ تغييري در رفتار  وزارتخانه  صورت گيرد استيضاح با کم شدن امضاها رنگ مي بازد. اکنون سوال اينجاست که چرا وزرا از استيضاح تا به اين اندازه هراس دارند که لابي هاي گسترده اي را در مجلس آغاز مي کنند.

نکته مهمتر آن است که استيضاح بايد تابع شرايط خاصي باشد بدين معنا که نمايندگان امضاکننده  بايد اطلا عات و آمار دقيق از عملکرد نادرست وزير داشته باشند که بحث استيضاح را مطرح  کنند. اما چه اتفاقي  مي افتد که در عرض يک هفته تا نهايت يک ماه هم اين آمارها رنگ مي بازد و عملکرد اشتباه توجيه پذير مي شود. چرا  حتي برخي از نمايندگان دولت گراي مجلس از نمايندگان امضاکننده مي خواهند که استيضاح شان را پس بگيرند به عنوان مثال مگر در بحث معضل واردات بي رويه همه کشور درگير نيست؟ مگر کشاورزي  در همه استان ها مشکل ندارد؟ مگر استخدام معلمان حق التدريس يا پرستاران ويژه استان تهران است؟ و مگر هر يک از نمايندگان مردم در خانه ملت، نماينده کل کشور نيستند؟

نکته بعدي آن است که طي ماه هاي اخير بارها از هيات رئيسه به دليل اعلا م وصول نکردن استيضاح انتقاد شده  و در نادرترين اتفاق، پس گرفتن امضاي استيضاح وزير آموزش وپرورش بود زيرا استيضاح اعلا م وصول شده بايد به جريان بيفتد مگر هيات رئيسه از حقوق نمايندگان دفاع نمي کند؟

مهمتر آن که چرا بايد از استيضاح تا بدين حد وحشت داشت؟ اگر وزير مربوطه براي عملکرد خود توجيه دارد و مي تواند نمايندگان مردم را قانع کند، آيا بهترين مکان براي توجيه عملکرد ها، صحن علني مجلس و حضور در بين نمايندگان مردم نيست؟

به هر حال چنين به نظر مي رسد که اجراي قانون قدري غيرقابل پذيرش شده است و اکنون که نمايندگان مي خواهند با استفاده از ابزار قانوني استيضاح، قوه مجريه را نسبت به عمل به قانون  متعهد کنند. اين اتفاق رخ نمي دهد البته اکنون نمايندگان به دنبال طرحي هستند که امضاکنندگان استيضاح ديگر نتوانند امضايشان را پس بگيرند تا اين ابزار نظارتي مجلس بر قوه مجريه رنگ نبازد و وزرا بر اين باور نباشند که هر امضايي را مي توان پس گرفت.

اکنون که همه روزه نمايندگان در نطق ها و تذکر ها يشان سعي دارند در راس امور بودن مجلس را اثبات کنند بهتر است يک بار هم شده اجازه دهند  استيضاح مطرح شود و اين تابوي ترس از پاسخگويي براي هميشه شکسته شود تا مجلس به معناي واقعي در راس امور بودن خودش را ثابت کند.

رسالت:دهه 90، دهه تجاري کردن علم و توليد فناوري‌ها

«دهه 90، دهه تجاري کردن علم و توليد فناوري‌ها»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛رهبر معظم انقلاب روز گذشته در ديدار نخبگان ضمن تاکيد بر اهميت علم به عنوان يک محاسبه دقيق و تشخيص عميق در چشم انداز نظام مقدس جمهوري اسلامي فرمودند: "تا سال 1404 بايد بتوانيم 20 درصد درآمد کشور را از تجارت محصولات علمي تامين کنيم." معني فرمايش معظم له اين است که در مقايسه با حدود 100 ميليارد دلار درآمد ارزي هر ساله کشور اعم از درآمدهاي نفتي و غير نفتي طي 15 سال آينده حداقل 20 ميليارد دلار مي بايست از طريق تجارت محصولات علمي تحصيل شود.

اين رقم به اضافه 20 درصد درآمدهاي داخلي رقمي حدود 60 ميليارد دلارمي شود که در طول تاريخ ايران بي سابقه است. البته ايران و ايرانيان در چند سده گذشته توليد کننده مطرح علم و فناوري بوده اند اما اين حجم از درآمدزايي از محصولات علمي و برقراري پيوند مستمر بين دانش و ثروت کمتر در ايران اتفاق افتاده است. در واقع تجارت محصولات علمي و ابتناي ماليه عمومي بر علم يکي از مولفه هاي درآمدزايي جديد است که مبتني بر محاسبات دقيق و تشخيصات عميق و انيق در چشم انداز نظام جمهوري اسلامي قرار گرفته است.‏

منظور از توليد ثروت از دانش اين است كه در نظام واره دانايي انسان بتواند با توليد محصولات علمي قيمت افزوده آنها را افزايش دهد تا در دنياي رقابتي از استانداردهاي لازم برخوردار باشد و مطلوبيت خود را براي مشتريان حفظ نمايد.‏

امروزه دانش مهم ترين دارايي يک کشور است و سرمايه هاي فکري (‏Intellectual Capital‏) ابزار اصلي توسعه و پيشرفت محسوب مي شوند. عصر ما عصر گذار از اقتصاد منابع محور  به اقتصاد دانش بنيان است. لستر تارو در کتاب ثروت آفرينان مي نويسد:" پايه هاي قديم کاميابي، فروريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشأ کاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است.

ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته بر پايه دانايي و توانايي هاي مغزي است.بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، مالک چيزهاي ملموس نيست: نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي. اين نخستين بار در تاريخ بشر است که ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو مي چيند. کسي به درستي نمي داند که قاعده بازي چيست. برندگان کساني خواهند بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش، زودتر دريابند.." ‏

‏ واقعيت همين است در اين عزيمت پرشتاب، نظام دانايي حرف اول را مي زند و دانش محوري مقدمه اقتدار، رفاه، پيشرفت و آباداني است. يعني بر خلاف گذشته که سرمايه، منابع طبيعي، نيروي کار و ... فاکتور اصلي در پيشرفت کشورها به حساب مي آمد در قرن بيست و يکم در کنار ساير عوامل دانش و تکنولوژي عامل اصلي توسعه و جبران عقب ماندگي ها به حساب مي آيد.‏

بديهي است ايران اسلامي نيز که داعيه پيشتازي تمدني در دنياي امروز دارد نمي تواند از قافله پيشرفت عقب بماند. اما تفاوت اينجاست که حرکت علمي در ايران مي بايست بر منهج معنويت تنظيم و بازسازي گردد.

در واقع آرمان نهايي توسعه دانش بنيان در جامعه اسلامي افزايش کيفيت حيات معنوي و مادي نوع انسان است. دانش زماني رشد مي کند که تبديل به قدرت و ثروت شود.

برقراري پيوند مستمر بين دانش، ثروت  و اقتدار ملي قادر است مزيتهاي نسبي دانشمندان ايراني از قبيل هوش بالا، اعتماد به نفس ملي، ايمان به عنايات الهي و ... را بالفعل کند و مسير تحقق الگوي اسلامي جنبش نرم افزاري را هموار نمايد.‏

اين ايده تنها زماني محقق مي شود که بين دانش و ثروت ارتباط منطقي برقرار شود. کليد اين ارتباط شرکت هاي دانش بنيان و حمايت مستمر و هوشمندانه دولت از اين دست شرکت هاست. دهه 90 بايد دهه تجاري کردن علم و توليد فناوري‌ها باشد. بر اساس نقشه جامع علمي کشور در سال 1404، حدود 450 هزار شرکت دانش‌بنيان بايد به وجود بيايد. شايسته است در مدت باقي مانده تمام دستگاه هاي دولتي بسيج شوند تا ايده تحقق تعداد شرکت دانش بنيان در کشور محقق شود.

البته طي چند سال گذشته به خصوص در دولت نهم و دهم توجه و التفات ويژه اي به اين موضوع صورت گرفته است. در واقع امروز يکي از گفتمان هاي پايه اي كشور، گفتمان پيشرفت علم و فناوري است و با هدايت و التفات ويژه رهبر فرزانه انقلاب کارهاي بزرگي براي جبران عقب‌ماندگي‌هاي کشور صورت گرفته است. اين موضوع مرهون الگوي اصلاحي جمهوري اسلامي در نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري است که روز به روز جايگاه ايران را در جامعه علمي ارتقا مي دهد. ‏

تهران امروز:علوم انساني و لزوم طرح ايده‌هاي نو

«علوم انساني و لزوم طرح ايده‌هاي نو»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي تهران امروز به قلم دكترمصطفي ملكوتيان است كه در آن مي‌خوانيد؛اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامي به لزوم اهتمام محققان علوم انساني و اجتماعي به ارائه ايده‌هاي نو، نكته‌اي بسيار شايسته و درخور توجه است. آشكار است كه از نظر موضوع، ماهيت و پيچيدگي تفاوت‌هاي آشكاري ميان علوم انساني و اجتماعي و علومي كه اصطلاحا علوم دقيقه يا علوم محض خوانده مي‌شوند مانند فيزيك، شيمي و علوم تجربي وجود دارد و در حالي كه موضوع علوم محض، جهان طبيعت و ماده بي‌جان يا جنبه‌هاي جسمي جانداران است، موضوع علوم انساني و اجتماعي، عامل انسان و رفتارهاي بشري است و به همين دليل به نتيجه رسيدن تحقيق در علوم انساني و اجتماعي بسيار مشكل‌تر از علوم دقيقه است. شايد مهم‌ترين دلايل وجود نظريه‌هاي متعارف و زياد در موضوعات علوم انساني و اجتماعي به اين واقعيت‌ها برمي‌گردد كه:

1 - در علوم انساني و اجتماعي ادغام موضوعي بسيار گسترده‌اي وجود دارد و براي تحقيق در يك مسئله گاهي بايد وارد حيطه علوم مختلف از جمله جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، اقتصاد، سياست و... گرديد.

2 - برخلاف علوم دقيقه، در علوم اجتماعي و انساني آزمايشگاه در‌اختيار نداريم و نمي‌توانيم بلافاصله درستي و نادرستي يافته‌هاي خود را به بوته آزمايش بگذاريم و بدين ترتيب فرضيه‌ها و نظريه‌ها روي هم انبار مي‌شوند.

3 - با توجه به اينكه موضوع علوم انساني – اجتماعي عامل انسان و رفتارهاي اوست و انسان داراي جنبه‌هاي غيرمادي مانند اراده، انديشه، اختيار، حافظه، احساسات، خيالات و... است، برخلاف موضوع علوم محض كه طبيعت بي‌جان است، امر پژوهش و تحقيق در اين علوم مشكل‌تر جلوه مي‌كند.

 حال به‌رغم لزوم توجه به اين واقعيت يعني سختي پژوهش و تحقيق در علوم انساني – اجتماعي و رفتاري در مقايسه با علوم دقيقه و محض، بايد به واقعيت تلخي اشاره كنيم كه كمتر مورد موشكافي و دقت قرار گرفته است؛ تحقيقات در علوم انساني و اجتماعي در كشور ما در سال‌هاي گذشته مسيري مستقل و پويا نداشته و نتوانسته آنچنان كه شايسته يك جامعه انقلابي - اسلامي و مستقل است رشد نمايد و در مقايسه با پيشرفت‌هاي علمي در علوم مقابل چندان پيشرفتي نداشته است.

به عبارت ديگر مراكز علمي كشور و پژوهشگران علوم اجتماعي و انساني كمتر به اين واقعيت توجه كرده‌اند كه يافته‌هاي علمي در اين دسته از علوم به دليل پيوند با رفتارهاي بشري با موضوعي نسبتا سيال و تغييرپذير مواجهند و نمي‌توان مانند علوم تجربي يا علوم محض، يافته‌هاي مربوط به جوامع ديگر از جمله جوامع غربي را مستقيما به جوامع مشرق زمين و از جمله كشور ما منتقل نموده و تحليل واقعيات، پديده‌ها و تحولات اجتماعي اين سرزمين‌ها مورد استفاده قرار داد. به‌ويژه اين فرضيه‌ها و نظريه‌ها در تحليل كشورهاي اسلامي و كشور ما آشكارا از خود عدم كارايي بروز مي‌دهند.

در ساليان طولاني گذشته ترجمه آثار نويسندگان غربي در علوم اجتماعي بر نوشته و آثار اين دسته از علوم سيطره داشته و اين امر منشأ بسياري از سوء‌برداشت‌ها و اشتباهات در تحليل قضاياي اجتماعي و سياسي شده و انحرافات مشكل‌ساز بسياري را در مسير حركت اجتماعي ايجاد كرده است.

اين خود بازگوكننده يك سطحي‌نگري تاسف‌بار در اين علوم است و جاي بسي نگراني است كه حاملان اين نظريه‌ها توجهي جدي به نتايج زيانبار برداشت‌هاي خود نداشته و با مبنا قراردادن تعدادي از اين نظريه‌هاي غربي منظومه‌هاي فكري خود را بر اين ستون‌هاي نادرست علمي بنا نموده و راه را بر ابتكارات علمي صحيح و منطقي در حيطه اين علوم بسته‌اند.واقعيت ديگري كه فرضيه‌سازان و نظريه‌پردازان علوم اجتماعي و انساني بايد بدان توجه شايسته نشان دهند اين است كه ما گنجينه بسيار باارزشي از مواد خام لازم براي توسعه نظريه‌هاي علمي در اين دسته از علوم را در اختيار داريم كه مي‌تواند زمينه پژوهش‌ها و تحقيقات شايسته در علوم انساني و اجتماعي قرار گيرد.

در اينجا، در مقابل غرب مادي، انسان غربي، تمدن مادي غرب و فرهنگ غرب كه زمينه توسعه علوم انساني و اجتماعي غرب بوده است انسان‌هاي معنوي و غيرمادي و فرهنگ و تمدن انساني و عدالت‌محور قرار مي‌گيرد و هرگونه فرضيه و نظريه اجتماعي بايد با توجه به اين واقعيات جامعه خودي صورت گيرد. بدين صورت، ما بايد به فرضيه‌ها و نظريه‌هاي غربي در باب تحولات اجتماعي و سياسي به ديده ترديد بنگريم و با تلاش‌هاي جامع علمي بر مبناي واقعيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي جامعه خود زمينه رشد و توسعه واقعي علمي علوم اجتماعي و انساني را فراهم كنيم.

جمهوري اسلامي:تحليل سياسي هفته

«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛در ميانه هفته، كه زمين و زمان در غم ماتم صادق آل محمد(ص) سوگوار بود، جاي خالي يك جنبش فرهنگي به تاسي از حركت موج آفرين دوران امامت امام جعفر صادق عليه السلام احساس شد. دوشنبه اين هفته يعني 25 شوال 1431، سالروز شهادت شيخ الائمه، رئيس مذهب جعفري روزي است كه مدافع حقانيت تشيع و ناشر معارف صحيح اسلام در سن 65 سالگي در سال 148 هجري قمري شربت شهادت را نوشيد و براي هميشه تاريخ، حجت را بر شيعيان تمام كرد كه لحظه‌اي از پاسداري فرهنگ حياتبخش شيعه باز نايستند و "فرهنگ" را فداي "سياست" نكنند.

آن حضرت عمر شريف خود را وقف نهادينه كردن معارف ديني و تربيت شاگرداني كردند كه حاضر نشدند مسائل فرهنگي را فداي شرايط اجتماعي و مناصب اقتصادي كنند و لذا جهاد علمي و مبارزه با بدعت‌هاي اجتماعي را بر آرامش شخصي ترجيح دادند.

امام جعفر صادق(ع) در حوزه فرهنگي دانشگاه بزرگي را تاسيس كردند كه هزاران شاگرد در آن تربيت يافته و امروز با 36 هزار حديثي كه از آن امام به يادگار مانده، فضائل و مناقب فقه جعفري در جهان نورافشاني مي‌كند. ايشان از هر فرصتي در دوران عمر پربركت خويش براي دفاع از دين و حقانيت تشيع و نشر معارف استفاده برده و استدلال‌هاي متين و استوارشان در مناظرات، راههاي جديدي در مقابل ديدگان بشريت مي‌آفريد. ايشان در كليه صفات نيكو و سجاياي اخلاقي سرآمد بود از جمله آنكه مخالفين آنحضرت به اين فضيلت امام صادق(ع) اعتراف دارند كه در تمام عمر، حتي كلمه‌اي نادرست از ايشان صادر نشد و از اين رو حضرتش را ميزان صدق، نيكوكرداري و اخلاق لقب دادند. پس چه شايسته و نيكو خواهد بود كه امروز نيز 14 قرن پس از دوران امامت ناشر معارف حقه الهيه، پيروان آنحضرت به اقامه فضائل علمي جعفريه و مناقب اخلاقي صادقيه در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي همت گمارند و در تربيت انسانهاي شايسته و متخلق و شكل دهي جامعه به سمت صفات نيكو و سجاياي رفتاري كوشا باشند.

يكي از مناسبتهاي هفته جاري، روز نيروي انتظامي بود. هدف از اين روز كه پس از انقلاب اسلامي در تقويم كشور قرار داده شده، تقدير از تلاشهاي مرزداران و حافظان امنيت جامعه و تلاش براي ارتقاء امنيت عمومي است. به طور مسلم، يكي از مولفه‌هاي اساسي پيشرفت و پويايي هر نظام سياسي، موفقيت در مسير ايجاد آرامش و امنيت اجتماعي است كه براساس آن، ساير اركان سياسي، فرهنگي، اقتصادي و علمي قادر خواهند بود به كاركردهاي اصلي خود ادامه دهند. قطعاً بدون تامين امنيت مناسب اجتماعي، ساير بخش‌هاي يك نظام سياسي نخواهند توانست توقعات عمومي را برآورده سازند. از اين رو هر چند پس از انقلاب اسلامي به رغم توطئه‌هاي گوناگون دشمنان نظام، كشور از امنيت مناسبي برخوردار بوده ولي تا رسيدن به سطح قابل قبول و تامين رضايت عمومي كه در آن مردم احساس آرامش كامل كرده و بزهكاران و نااهلان احساس ناامني كنند، فاصله‌هاي ناپيموده زيادي وجود دارد كه نيازمند همت و تلاش مضاعف دست اندركاران نيروي انتظامي است. به همين دليل اين روزها ارتقاء امنيت اجتماعي و برخورد با افراد لاابالي، اشرار و مفسده جو كه حريم عمومي امنيتي و اخلاقي جامعه را خدشه‌دار مي‌كنند به يك مطالبه ملي تبديل شده كه مسئولان وزارت كشور و نيروي انتظامي بايد به طور جدي در جهت تامين آن بر آيند.

در اين هفته سفر چند ساعته رئيس‌جمهور سوريه به تهران و رايزني با مقامات جمهوري اسلامي ايران براي تحكيم مقاومت اسلامي عليه تهديدات صهيونيستي و موضوعات منطقه‌اي از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود. آقاي بشار اسد در اين سفر به حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي رسيد و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار خواستار شتاب بيشتر روند جذب همكاريهاي ايران و سوريه به عنوان دو كشور خط مقدم مبارزه با توسعه‌طلبي‌هاي رژيم صهيونيستي شده و تاكيد كردند تلاشهاي مقامات آمريكايي براي از بين بردن محور مقاومت در منطقه به نتيجه نخواهد رسيد كه از جمله آنها به شكست انجاميدن آخرين تلاشهاي اوباما براي برقراري مذاكرات سازش است.

در موضوعات خارجي، اين هفته نيز شاهد تحولات تازه‌اي در صحنه بين‌المللي بوديم. در عراق توافق اوليه بر سر نامزدي نوري مالكي براي تصدي نخست وزيري براي يك دوره ديگر، درحالي حاصل شد كه شواهد نشان مي‌دهد هنوز اختلافات ميان گروههاي سياسي شاخص به طور كامل رفع نشده و اين مسئله به تداوم بلاتكليفي دامن زده است.

با اينكه حزب "اتحاد ملي" متشكل از دو جناح بزرگ شيعه يعني گروه "دولت قانون" و "ائتلاف ملي" اجماع خود را بر سر نخست وزيري اعلام كرد ولي گروه مجلس اعلاي اسلامي عراق، به رهبري سيد عمار حكيم، از اجزاي اين ائتلاف و از وزنه‌هاي اصلي صحنه سياسي عراق، پذيرش نخست وزيري مالكي را منوط به تامين شروط اين گروه كرد. همچنين گروه "العراقيه" نيز اعلام كرد اگر در برابر نامزد شدن مالكي براي نخست وزيري كوتاه آمد، در قبال پست رياست جمهوري هرگز كوتاه نخواهد آمد. اين مطالب بيانگر آن است كه پيچيدگي‌ها و ابهامات سياسي در عراق همچنان تداوم خواهد يافت.

"العراقيه" به رياست اياد علاوي، سياستمدار شيعه سكولار و نخست‌وزير اسبق، به بهانه كسب دو كرسي بالاتر در انتخابات مجلس، تاكنون خود را محق تصاحب نخست وزيري عراق مي‌دانست ولي به دليل عدم توانايي در تشكيل ائتلاف و تامين حدنصاب لازم كرسي‌ها براي تشكيل دولت، از خواسته خود عقب نشيني كرد. با اينحال اين گروه هفته جاري صراحتاً خواستار كسب رياست جمهوري شد كه اين خواسته معضل تازه‌اي را ايجاد مي‌كند زيرا كردها، پست رياست جمهوري را هم اكنون دردست دارند و اعلام كرده‌اند قصد عقب نشيني از اين مسند را ندارند. به هر حال اگرچه اعلام غيررسمي نامزدي نوري مالكي اميدواري زيادي براي شكسته شدن بن بست سياسي هفت ماهه عراق ايجاد كرده، ولي با توجه به واقعيات موجود، هنوز تا رسيدن به يك نقطه روشن و نتيجه ملموس مسير دشواري در پيش است.

اين هفته در فلسطين، مذاكرات سازش به شكست منجر شد و جناح سازش كار ساف به رياست محمود عباس، در اثر فشار افكار عمومي فلسطيني‌ها اعلام كرد به دليل از سرگيري شهرك سازي توسط صهيونيستها، تا اطلاع ثانوي مذاكرات را معلق مي‌كند. دور جديد مذاكرات سازش كه اوايل شهريور ماه با پا در مياني آمريكا آغاز شد از همان ابتدا مسجل بود كه راه به جايي نخواهد برد و به نتيجه نخواهد رسيد چرا كه اين مذاكرات فاقد اساسي‌ترين ملزومات مي‌باشد. جناح محمود عباس كه از طرف فلسطيني‌ها در مذاكرات شركت داشت از اعتبار چنداني در ميان فلسطيني‌ها برخوردار نيست و در موضع بسيار ضعيفي قرار دارد.

از سوي ديگر رژيم صهيونيستي نيز در مقطعي قرار دارد كه افراطي‌ترين صهيونيستها بر اين رژيم حاكم هستند و علناً و بدون پرده پوشي اعلام كرده‌اند امتياز قابل ملاحظه‌اي به فلسطيني‌ها نخواهند داد. كابينه كنوني رژيم صهيونيستي به سركردگي بنيامين نتانياهو، صهيونيست جنايتكار و افراطي، حتي حاضر نشد براي جلب نظر اعراب و پاسخ به درخواست‌هاي مصلحت جويانه اوباما، از سياست شهرك سازي در اراضي اشغالي، ولو به طور موقت، دست بكشد. علاوه بر اين، ملت فلسطين به عنوان طرف اصلي اين بحران اساساً اعتقادي به مذاكره ندارد و با تجربه 20 ساله‌اي كه كسب كرده است ادامه اين مذاكرات را بيهوده و اتلاف وقت و از دست دادن فرصت‌ها مي‌داند و به سياستمداراني كه در چنين شرايطي با صهيونيستها بر سر ميز مذاكره مي‌نشينند به چشم خيانتكار مي‌نگرند. مردم فلسطين راه خود را كه احقاق حق از راه مبارزه و مقاومت است پيدا نموده و اين خواسته و موضع خود را در انتخابات گذشته و با راي به جنبش حماس اعلام كرده‌اند.

با توجه به تحولات اخير مي‌توان دريافت كه دور جديد مذاكرات سازش به مرگ زودرس دچار شده است.

اين هفته، بيل كلينتون رئيس‌جمهور اسبق آمريكا در يك اعتراف مهم اعلام كرد آمريكا بايد خود را براي از دست دادن ابرقدرتي آماده كند. كلينتون كه در يك جلسه اقتصادي در اوكراين صحبت مي‌كرد تاكيد كرد با بروز رقباي جدي همچون چين و هند و رشد سريع اقتصادي اين رقيبان، موقعيت آمريكا در معرض تهديد است. اين واقعيتي است كه بسياري از كارشناسان مسائل اقتصادي و ناظران سياسي از مدتها پيش مورد تاكيد قرار مي‌دادند ولي اذعان به آن از سوي يك مقام ارشد آمريكا، رخداد جديدي است و بر اهميت اين موضوع دلالت دارد. اكنون چين به مدت نزديك به دو دهه است كه پيشتازي خود را در رشد نرخ اقتصادي در جهان حفظ كرده و هند نيز در سالهاي اخير به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي در اين زمينه دست پيدا نموده است و اكنون شرايط و ساختار اقتصادي هند مشابه شرايط دهه 1370 چين است.

علاوه بر جنبه اقتصادي در زمينه سياسي نيز آمريكا سال به سال هيمنه و اعتبار خود را از دست مي‌دهد به گونه‌اي كه اين كشور حتي قادر نيست در همسايگي‌اش در آمريكاي لاتين كه روزگاري حيات خلوت واشنگتن محسوب مي‌شد عرض‌اندام نمايد ملت‌هاي دنيا از سياست‌هاي مداخله جويانه و سلطه طلبانه آمريكا خسته شده‌اند و ديگر حاضر نيستند اين شرايط ناعادلانه حاكم بر جهان و رويه قلدرمآبي را بيش از اين تحمل كنند. شاخص‌ترين مصداق و نشانه افول سريع آمريكا را مي‌توان در شرايط مبتلا به اين كشور در عراق و افغانستان مشاهده كرد كه عليرغم صرف هزينه‌هاي سنگين نظامي و مالي و نزديك به يك دهه تلاش، نتوانسته است موفقيتي براي خود كسب كند و كشتي سياست‌هاي اين كشور كاملاً به گل نشسته است.

سياست روز:دانشگاه‌ها؛ كانون نخبه‌پروري

«نگاه از چهار زاويه»،«از استيضاح نترسيم»،«دهه 90، دهه تجاري کردن علم و توليد فناوري‌ها»،«علوم انساني و لزوم طرح ايده‌هاي نو»،«دانشگاه‌ها؛ كانون نخبه‌پروري»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سياست روز به قلم دكتر سيد عبدالعزيز رضواني است كه در آن مي‌خوانيد؛

يكم) نسبت دانش و توانائي
انديشمندان جهان اسلام از ديرباز رابطه مستقيمي بين دانائي و توانائي ترسيم مي‌كردند. با مطالعه اجمالي روند ظهور تمدن اسلامي مي توانيم رابطه مستقيم اين تمدن و شكوفائي دانش مسلمين را دريابيم. شهيد مرتضي مطهري، محمدرضا حكيمي، علي دواني، جلال همايي، علي اكبر ولايتي، موسي نجفي، كريم مجتهدي، رضا داوري اردكاني و... هريك آثاري درباره دانش مسلمين يا تمدن اسلامي دارند كه مي‌توان در ضمن آنها شكوفائي توأمان تمدن اسلامي و علوم مختلف را مطالعه كرد.

دوم) كانون تقليد
دانشگاه‌هاي ايران، به عنوان مراكز علمي نوين، حدود يك قرن است كه پديد آمده‌اند. البته اگر تاسيس دارالفنون را مبدأ شكل‌گيري دانشگاه‌هاي نوين در ايران بدانيم، عمر اين مراكز به بيش از يك و نيم قرن مي رسد. با اين وصف، تا پيش از انقلاب اسلامي، مديريت حاكم بر دانشگاه‌ها به گونه‌اي بود كه اين مراكز به كانون تقليد محض علمي از مدرنيته تبديل شده بودند.

مديريت مراكز علمي، با گذراندن جوانان نخبه از مراحل تحصيلات كارشناسي و گاه كارشناسي ارشد، شرايطي را فراهم مي‌كردند كه آنان ناگزير شكوفايي استعدادهاي خود و طي تحصيلات تكميلي را تنها در هجرت به غرب ببينند. به علاوه در علوم و فنون و نيز دانش‌هاي عقلي، حكمي و كلامي فضايي را فراهم مي كردند كه فارغ‌التحصيلان گرفتار باورهاي بشرمدارانه و ناسوتي مدرنيت گردند. اگر هم دانشجوياني بودند كه مي‌خواستند دامن از اين دام فراهم چينند بايد به حلقه‌هاي علمي غير رسمي علامه طباطبائي، علامه جعفري، شهيد مطهري، شهيد مفتح و... راه يابند. البته همين نور فروزان چراغي كه اين انديشمندان در حلقه‌هاي علمي خود برافروختند، راه انقلاب اسلامي و تاسيس نظام فكري-سياسي را روشن كرد و بسياري از جوانان دانشجو را به انقلاب اسلامي رهنمون ساخت.

سوم)دانشگاه و توليد علم
پس از انقلاب اسلامي، با وجود تلاش‌هاي وافر، گروهي كم‌خرد پرادعا كه بر مناصب وزارت علوم و ستاد انقلاب فرهنگي و... راه يافته بودند، كوشيدند همچنان دانشگا‌ه را كانون مقلد پروري نگه دارند. اينان از يك سو مي‌كوشيدند دانشگا‌هها به دروس، رشته‌ها، سرفصل‌ها و محتواي ناسازگار با آزادانديشي و انديشه‌هاي اسلامي مشغول بمانند و از سوي ديگر با اتكا به دستگاه‌هاي تبليغاتي چندرسانه‌اي و پرهياهو، مباحث مرتجعانه پوزيتويستي، ابطال‌گرايانه، دهري‌زده و... را به خورد دانشجويان ما مي‌دادند.

با اين حال، محصولات مختلف علمي جوانان دانشگاهي در سالهاي اخير آن قدر قابل توجه هستند كه بتوانيم ادعا كنيم، دانشگاه‌ها، در آستانه نهضت عظيم توليدات علمي قرار گرفته‌اند. جوانان امروز ايران، همانند برادران سلف خويش كه در دفاع مقدس، مجاهده‌اي فراتر از نبردهاي مدرن را به نمايش گذاشتند، اراده‌هاي خويش را جزم كرده‌اند كه با جهاد و مجاهدت بي وقفه علمي از چرخه تقليد در حلقه‌هاي علمي نيز عبور كنند.

بديهي است كه اگر اين اراده‌ها، با حسن مديريت فضاهاي دانشگاهي، اولويت يافتن اهتمام دانشگاه به توليد علم، تلاش براي مسئله‌يابي بومي، سازگاري سرفصل‌هاي دروس با نيازهاي فكري جامعه مسلمان ايران و... همراه گردد، دانشگاه‌ها، راه نهضت توليد علمي را هموارتر خواهند ساخت.

آفرينش:يک قطر ديگر در راه است

«يک قطر ديگر در راه است»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي‌خوانيد؛با اعلام جديد وزير نفت عراق، حسين شهرستاني در  مورد ذخاير نفتي اين کشور، اين کشور جايگاه جهاني کشور مان را در ذخاير نفتي در سطح جهان و همچنين سازمان اوپک از آن خود کرد . شهرستاني  ذخاير نفتي در ميدان هاي نفتي عراق را در مجموع دست کم 143/1ميليارد بشکه نفت اعلام کرد  که بيش از 24 درصد بيشتر ازآماري است  که تا کنون به حساب مي آمد .

در اين راستا اينک  اين کشور در فهرست بين المللي کشورهاي داراي ذخاير نفت پس از عربستان سعودي، ونزوئلا و کاناد از مقام پنجم به چهارم رسيد و در سازمان اوپک نيز پس از عربستان و ونزوئلا  جايگاه سوم را از آن خود کرد .درواقع اين اعلام جديد وزير نفت عراق در مورد ذخاير نفت اين کشور بي شک تاثيرات مهم کوتاه مدت وبلند مدت  داخلي  وخارجي در اين کشور و منطقه وهمچنين کشور ما بر جاي خواهد گذارد  تاثيراتي که بيشک بر توانايي اين کشور در ابعاد اقتصادي  وسياسي خواهد افزود و روند  جلب سرمايه گذاري خارجي را در بخش انرژي اين کشور گسترش خواهد  داد  .

در اين بين بايد ياد اور شد که عراق در دو سال گذشته کوشيده تا با ديپلماسي انرژي قدرتمندي تقريبا تمام شرکت هاي بين المللي و فعال در حوزه نفت را به اين کشور گسيل دارد  روندي که با سرمايه گذاري افزون  قرار است  روياي رقابت با عربستان  درزمينه توليد نفت را با توليد 12 ميليون بشکه  تحقق بخشد   روندي که بيشک در سالهاي اينده ايران را در زمينه توليد نفت پشت سر خواهد گذارد و متنابع با آن سهميه اين کشور را در سازمان کشورهاي توليد کننده نفت(اوپک) افزايش خواهد داد .

علاوه بر اين بايد دانست که از انجا که کشور عراق در نزديکي  مرز ايران داراي 12 ميادين نفتي مجنون، سيبا، سندباد، هويزه، الشهابي، م، جريا پيکا، چيا سرخ، نفت خانه و..و ما نيز داراي 7 ميدان نفتي مشترک با اين کشور به نام هاي  دهلران، پايدار غرب، نفت شهر، يادآوران، آزادگان، اروند و آذر هستيم هر گونه فعاليت  نفتي اين کشور در حوزه اکتشاف نفت وگاز  افزايش توليد وصادرات بويژه در ميدان هاي مشترک با ايران و ميدان هايي نزديک به مرز با ايران مسلما بر روي منافع ملي واقتصادي کشور تاثير خواهد گذارد .

بطور مثال برنامه افزايش توليد و اکتشاف نفت در عراق جايگاه اين کشور را در اوپک تقويت کرده   و سهم صادراتي اين کشور را افزون مي کند در اين حال اگر اين برنامه  افزايش توليد از ميدان هاي مشترک با ايران  باشد تاثيري دوچندان و منفي بر روي منافع ما مي گذارد و اين يعني تکرار تجربه تلخ بهره برداري از مخازن مشترک با ديگر همسايه جنوبي امان قطر که سالهاست به زيان کشورمان ادامه يافته است.

آنچه مشخص است  ديپلماسي انرژي عراق بسيار  جلوتر از کشور ما گام بر مي دارد گاه هايي که در کنار عدم سرمايه گذاري مناسب در بخش انرژي ايران چندان  دور نيست که عراق جايگاه  دومي ما را در توليد نفت اوپک  گرفته و عاملي گردد براي کاهش سهميه  توليد نفت ايران .
       
آرمان:دلايل عدم تشکيل دولت در عراق

«دلايل عدم تشکيل دولت در عراق»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آرمان به قلم احمد بخشايشي است كه در آن مي‌خوانيد؛عدم تشکيل دولت باعث ميگردد نفوذ بيگانگان در عراق افزايش يافته و مردم به اين نتيجه خواهند رسيد که تأمين امنيت نيازمند دموکراسي استبداي و ديکتاتور افرادي مانند صدام حسين است و گروههاي سياسي در عراق لياقت و مردمسالاري در تشکيل دولت را ندارند.خاورميانه دو جبهه را در خود مي‌پروراند: يکي جبهه مقاومت که از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران بوده و نفرت از آمريکا و فرهنگ سلطه و خواست ملتها را دنبال مي‌کند.اعضاي اين جبهه‌ عبارتند از :

ايران اسلامي (که رهبري جبهه را در دست دارد)،عراق که پس از اشغال در مديريت گروههاي شيعه به شکل مدل دموکراسي انجمني به سر مي‌برد و همچنين حزب‌الله لبنان و حماس در غزه.دراين ميان جبهه سازش به رهبري عربستان سعودي نيز تلاش مي‌کند به مدد ارسال چندين ميليارد دلار به عراق و راه‌اندازي گروههاي ترور و افراط، روند سياسي عراق را مطابق منافع خود بپيچد. جبهه اخير بقاي خود و حفظ موازنه ثبات در خليج‌فارس را در حمايت ايالات متحده آمريکا مي‌بيند.اين جبهه به دنبال حضور ايالات متحده آمريکا در منطقه بوده ،از رشد جبهه اسلام‌گرا در مقام عمل ناراحت است و علاقه‌اي به مردمسالاري و انتخابات ندارد. اعضاي اين جبهه  عبارتند از: عربستان سعودي ،اردن،مصر،کويت و امارات. اعضاي اين جبهه به دنبال سازش و صلح در خاورميانه با اسراييل هستند . آنها اعتقاد دارند مقاومت اسلامي به جز خشونت، ترور و ناامني دستاورد مثبتي براي منطقه به ارمغان نمي‌آورد. در مقابل جبهه مقاومت بر اين باور است که حتي طرحهاي صلح خاورميانه به واسطه مواضع مقاومت و انتفاضه بوده است به نحوي که از ديرباز رابطه مستقيمي بين مقاومت و طرحهاي صلح وجود داشته است. شش ماه از انتخابات پارلماني در اسفند ماه 1388 مي‌گذرد و هنوز دولت جديد در اين کشور شکل نگرفته است. دلايل ذيل را مي‌توان براي بحران عدم تشکيل دولت ذکر کرد.

1-انتخابات عراق نشان داده است که سرنوشت مردم منطقه به دست خودشان تنظيم مي‌گردد. درست است که هر دو جبهه مقاومت و سازش به همراهي نيروهاي اشغالگر يعني ايالات متحده آمريکا به عنوان مانع در تشکيل دولت عمل مي‌کنند ولي هيچکدام از دو جبهه و به خصوص نيروهاي آمريکايي و جبهه سازش نتوانسته‌اند معادلات خود را بر مردم عراق تحميل کنند. اين در حالي است که در پنجاه سال گذشته هر طرحي را که نيروهاي آمريکايي اراده مي‌نمودند، مي‌توانستند به راحتي در منطقه پياده کنند. ليکن تاکنون نيروهاي اشغالگر توسط جو بايدن معاون رئيس‌جمهوري آمريکا طرحهاي متعددي را براي تشکيل دولت عراق به نخست‌وزيري اياد علاوي رهبر فراکسيون العراقيه در ائتلاف مالکي با يکي از دو ائتلاف شيعه يعني دولت قانون به رهبري نوري مالکي و ائتلاف ملي به رهبري حکيم مطرح نمودند اما همگي با شکست مواجه شده است.

2-با عنايت به مدل حاکم بر کشور عراق که مدل دموکراسي قوميتي ناميده مي‌شود و در ادبيات سياسي با عنوان دموکراسي  انجمني شناخته مي‌شود،اولاً:اين مدل براي کشورهاي ناهمگن از لحاظ قومي و نژادي بسيار باارزش است و در درازمدت  مي‌تواند نوعي ثبات سياسي را به ارمغان آورد.ثانياً،طبق اين مدل  رياست مجلس به اهل سنت ،رياست‌جمهوري به کردها و نخست‌وزيري به گروههاي شيعي مي‌رسد.طبق اين مدل، مجلس با حضور نمايندگاني از گروههاي متفاوت و به نسبت جمعيت شکل مي‌گيرد.

دوسوم اعضاي مجلس، رئيس‌جمهور کرد را انتخاب مي‌کنند و رئيس‌جمهور نيز رهبر فراکسيون شيعه را که نيم به اضافه يک کرسي از مجلس را به صورت فراکسيوني و يا ائتلافي دارد را به عنوان نخست‌وزير به مجلس معرفي مي‌کند تا  با اخذ رأي اعتماد به ايفاي تعهدات خود بپردازد. در بين گروههاي  چهارگانه فراکسيوني ،ظاهراً فراکسيون کردها ،عليرغم اختلافات خود يکصدايي را حفظ  کرده‌اند. آنها 57 کرسي دارند و چهار هدف را دنبال مي‌کنند.

الف- تثبيت موقعيت خود در رياست‌جمهوري
ب-حل و فصل منطقه نفت‌ خيز کرکوک به نفع بخش شمالي
ج-اجراي ماده 140 قانون اساسي عراق براي بازگشت گروههاي مهاجرکرد به کرکوک.

د-چانه‌زني براي اخذ کرسيهاي وزارتي در کابينه.
3-مرجع شيعه يعني آيت‌الله سيستاني علاقمند است از وضعيت حساس حاکم بر گروههاي شيعي کاسته و هر چه زودتر اين خلأ حاکميتي پر شود. ايشان تلاش مي‌کنند تا فراکسيون شيعي يعني دولت قانون و ائتلاف ملي(موسوم به همپيماني ملي) به اجماع نسبي برسند و به نحوي نوعي عقلانيت سياسي در آنها  ديده شود.

4-ايالات متحده آمريکا نيز بين خروج تدريجي تا مرز مديريت تثبيت حضور تا ده هزار نفر و سناريوي افزايش ناامني به طور طبيعي سناريو اول را دنبال مي‌کند.ليکن علاقمند است نخست‌وزير از گروه العراقيه باشد،چون در راستاي اهداف آمريکا عمل مي‌نمايد ولي عربستان سعودي به دنبال افزايش ناامني است تا از دل ناامني‌ها بتواند فرصتي مهيا سازد تا دولتي را بر عراق مسلط سازد که در جهت سازش حرکت کند.

5- آنچه که از وضعيت فعلي حاکم بر گروههاي چهارگانه عراق يعني العراقيه ، دولت قانون،ائتلاف ملي و  کردها  پيداست،اين مسئله بايد به دموکراسي انجمني بينجامد و ايستار حاکم بر اين گروهها که از نوع احساسي- عاطفي است بايد به ايستار عقلي تبديل گردد.

دنياي اقتصاد:بدهكاران بزرگ بانكي را چرا معرفي نمي‌كنيد؟

«بدهكاران بزرگ بانكي را چرا معرفي نمي‌كنيد؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛سيدشمس‌الدين حسيني وزير اقتصاد و سخنگوي دولت در آخرين گفت‌وگوي خود با رسانه‌ها، نكاتي را از روزگار امروز كسب و كار ايرانيان در سطح كلان و در سطح ميانه، يادآور شد كه برخي از آنها جاي بحث بيشتر دارد.

يكي از بحث‌هاي وي كه اتفاقا مورد توجه رسانه‌هاي گوناگون قرار گرفت، عبارت «حتما، شايد بشود» بود كه درباره قيمت هر ليتر بنزين پس از اجراي قانون هدفمند شدن يارانه‌ها مطرح كرد. برخي تحليل‌گران باورشان اين است كه سخنگوي اقتصادي دولت و وزير اقتصاد نيز احتمالا در جريان قيمت تعيين شده اين كالاي حساس قرار ندارد و اطلاعاتش كافي نيست.

برخي تحليل‌گران نيز مي‌گويند، اين احتمال وجود دارد كه قيمت بنزين هنوز در هيات وزيران نيز تصويب نشده است كه داوري رييس مجلس اين گزينه دوم را تقويت مي‌كند، اما نكته بسيار مهمي كه شايد از شدت تكرار، اهميت آن ناديده گرفته شده است، خبري بود كه وزير اقتصاد درباره «مطالبات معوقه بانك‌ها» داد و تاكيد كرد: «وقتي درباره افراد بدهكار بانكي از چند نفر نام برده مي‌شود، منظور بيشتر شخصيت‌هاي حقوقي هستند كه از جمله شركت‌هاي دولتي هم جزو آنها هستند». به اين ترتيب وزير اقتصاد و سخنگوي دولت، آب سردي بر آتش روشن شده توسط جرياني ريخت كه مي‌خواهند از اين داستان به زيان بخش خصوصي شعله‌ور كنند. درباره مطالبات معوقه بانك‌ها كه رقم آن به 50 هزار ميليارد تومان رسيده و برخي معتقدند اين رقم غير از وجوه اداره شده است كه با محاسبه اين وجوه، مطالبات بسيار بيشتر از رقم ياد شده مي‌شود، طرح دو نكته ضروري است.

يكم: اكنون كه سخنگوي اقتصادي دولت يك‌گام در ابهام‌زدايي به جلو برداشته و صراحتا بدهي شركت‌هاي دولتي را بخشي از مطالبات معوقه مي‌داند، مي‌تواند و بايد كار را ادامه داده و اسامي همه بدهكاران بزرگ را به اطلاع افكار عمومي برساند.

اين اقدام ضرورت است و چيزي نيست كه دلبخواه باشد. شهروندان مستاصلي كه پول خود را به بانك‌ها داده‌اند، آيا نبايد بدانند كدام شخصيت حقوقي(دولتي يا خصوصي) دسترنج آنها را با قيمت‌هاي ارزان از بانك‌ها گرفته و حاضر به استرداد آن نيست؟ در حالي كه بدهكاران كوچك بانكي زير شديدترين فشارهاي روحي و رواني از طرف بانك‌ها قرار دارند و با شنيدن صداي گوينده‌اي كه آنها را زير ضرب قرار مي‌دهد تا بدهي ماهانه 100 تا 200 هزار تومان خود را بدهند، آيا شهروندان نبايد از نام و نشان بدهكاران بزرگ مطلع باشند؟

دوم: واقعيت تلخ اين است كه برخي رسانه‌ها به عمد يا به سهو براي برجسته‌تر كردن اخبار مطالبات معوقه بانكي به ويژه بدهكاران بزرگ به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه گويي همه 100 نفري كه بدهكاران بزرگ نام گرفته‌اند، از بخش خصوصي يا از مقامات دولتي سابق هستند. همان‌طور كه پيش از اين، رييس سازمان بازرسي كل كشور خبر داده بود كه اسامي آنها نزد دولت است و گفته وزير اقتصاد نيز اين خبر را تاييد مي‌كند، فاش‌كردن نام بدهكاران به تفكيك نوع شركت، ميزان و سهم بدهي هر كدام از بدهكاران، مدت زماني كه از سر رسيد بدهي آنها مي‌گذرد و ميزان خسارتي كه به شهروندان وارد شده است، يك ضرورت است كه بايد به آن عمل شود. استخوان لاي زخم نگهداشتن در اين حوزه و برطرف نكردن ابهام‌ها، به سود چه كساني است؟

جهان صنعت:تاخت و تاز به ادبيات

«تاخت و تاز به ادبيات»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن مي‌خوانيد؛ چندي است که پس از روي کار آمدن دولت دهم شاهد به کار بردن ادبياتي از سوي دولتمردان هستيم که نه تنها درخور شان و جايگاه آنان نيست بلکه امروزه اين‌گونه سخن گفتن در بين عوام‌الناس هم جايي ندارد.

روز گذشته حاجي‌بابايي، وزير آموزش‌وپرورش که به تازگي از تيغ استيضاح رهانده شده است در جمع خبرنگاران گفت: يکبار به فرهنگيان افطاري داديم، گفتند از کجا آوردي؟ از قبر جنابعالي.

جاي تعجب نيست. وقتي رييس دولت از لولو سخن مي‌گويد و جاي سوخته ، توقعي از وزرا نبايد داشت.

جالب آنجاست که سوالي که حاجي‌بابايي پاسخ داده از محورهاي سوالاتي است که نمايندگان مجلس از او پرسيدند. همان نمايندگاني که هنوز هم مماشات مي‌کنند و يکي‌يکي امضاهايشان را از پاي برگه استيضاح پس گرفتند تا امروز شاهد باشند اين‌گونه بر حرمتشان تاخت و تاز مي‌شود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری