فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۶۵۸۶۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۸ - ۲۷-۰۲-۱۳۹۰
کد ۱۶۵۸۶۲
انتشار: ۰۸:۰۸ - ۲۷-۰۲-۱۳۹۰

سرمایه درد

عصر ایران
لکه هایی از بارانک

درست از همان روزی که عطر شیشه آبی‌ام تمام شد، دردهایم شروع شد.

آن روز فکر کردم چقدر هیجان انگیز است شیشه عطری را که سر و شکل درست و درمانی هم دارد در سطل زباله بیندازی و بعد برای مدت‌ها توی دماغمت غیر از مانور دادن دود اگزوز‌ اتوبوس‌های قراضه، کامیون‌ها و بوی عطر آدم‌هایی که در خیابان راه می‌روند و بی تفاوت از کنارت می‌گذرند، اتفاق دیگری نیفتد.

امروز اعتراف می‌کنم، بعد از گذشت چهار سال از همان روز، همان روزی که شیشه عطر آبی را با افتخار کنار دست تفاله‌های چای انداختم، پشیمانم.

چیزی در آن شیشه آبی جا مانده بود انگار. چیزی شبیه کودکی‌ام. چیزی بی‌شباهت به این روزها. حالا بوی دردهایم بلند شده، بوی گند این دردها همه جا را پر کرده است.

منبع: وبلاگ لکه هایی از بارانک

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
دعوت آقاجری از غنی نژاد برای مناظره درباره شریعتی قتل هولناک یاسین به‌دست پدر معتاد/ پسرم را می‌کشم و می‌دانم قانون با من کاری ندارد پلیس درتعقیب عامل جنایت خیابانی؛ قاتل را شناسایی کنید(+عکس) چرا مردان از اتاق مشاوره فرار می‌کنند؟ اردوغان درباره حمله اسرائیل به ترکیه: آنکارا از صلح سخن می‌گوید مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی؛ مردم واقعاً به این همه ساختار نیاز دارند؟ خاموشی‌های برق تا پایان شهریور ادامه دارد/ هشدار درباره آسیب وسایل برقی پس از وصل برق اطلاعیه سپاه درباره پیام جعلی منتسب به فرمانده هوافضا آیا گوگل محصول مرموزش را اتفاقی لو داد؟ قیمت نفت افزایش یافت پایان مهلت 60 روزه یادداشت تفاهم ایران و آمریکا اونس جهانی طلا به 4395 دلار رسید روایت مادر از شب تلخ کودک اوتیستیک/ کبودی صورت، جراحت بدن و دوربین‌هایی که خاموش شدند آدرس اشتباهی: نفوذ در لایه‌های قدرت است نه در میان مردم رقیب عشقی ام را با چاقو کشتم/ به او گفتم با مهناز کاری نداشته باش ، می خواهم با او ازدواج کنم اما قبول نکرد