فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۶۹۳۳۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۲ - ۲۷-۰۳-۱۳۹۰
کد ۱۶۹۳۳۳
انتشار: ۱۱:۲۲ - ۲۷-۰۳-۱۳۹۰

زمانی برای «جرم»: مرده می‌برن کوچه به کوچه!

عصر ایران
یزدان سلحشور
 
 یک- از آن موقع‌هایی ا‌ست که به خودم می‌گویم: «چرا؟ چه طور؟» و البته جوابی هم نیست شاید برای این که سئوالی هم نیست! مگر ما وجود داریم؟منِ یزدان سلحشور ، توی خواننده‌ این متن مگر وجود داریم؟ مگر شنیده می‌شویم؟

ترجیح می‌دهم فقط بخوانم تا خوانده شوم اما خواندن هم در این غوغای واقعیت به تخدیر می‌ماند انگار کتاب‌ها، متن‌ها برف‌اند و توی‌ خواننده، منِ خواننده کبکیم!

رسانه‌ها نه در ایران که در جهان ، برف‌سازند کبک‌سازند چون واقعیت را به افسانه بدل می‌کنند به هزار و یک شب بدل می‌کنند تا از خواندن‌اش لذت ببریم تا دچار تلخی نشویم تا با واقعیت درگیر نشویم تا بخشی از واقعیت تاًثیرگذار و فعال نشویم. کتاب‌ها این گونه‌اند روزنامه‌ها این گونه‌اند سایت‌ها این گونه‌اند تلویزیون این گونه است سینما این گونه است. ما از ندیدن لذت می‌بریم از دیدن رویاهای خود در آیینه‌ رسانه لذت می‌بریم.

نامادری سپیدبرفی که یادتان هست؟ می‌خواست آیینه‌ جادویی آن چیزی را نشان دهد که خودش می‌خواست. ما هر کدام‌مان به نوعی، همان نامادری سپیدبرفی هستیم که دائم جلوی آیینه‌ رسانه از خودمان می‌پرسیم: «چه چیزی در دنیا از آرامش خیال ما زیباتر است؟»

شما می‌دانید، من هم می‌دانم که داریم درباره‌ چه چیز و چه چیزهایی «حرف نمی‌زنیم»؛ حرف نزدن، ارثیه‌ی تاریخی ماست. ول‌اش کنید! بروید تلویزیون را روشن کنید و... از همه‌ی چیزهایی که این دنیای غیرواقعی را می‌سازند لذت ببرید!

دو- زمانی بود که اگر صدای فرهاد از پنجره خانه‌ات به بیرون درز می‌کرد باید منتظر ورود غیرمنتظره‌ کسانی می‌بودی که می‌خواستند عدول‌ات از قوانین نوشته و نانوشته کشور را به شکل «مرده می‌برن کوچه به کوچه» به تو که فقط می‌خواستی موسیقی پاپ سالم گوش کنی، تذکر دهند و امروز سر این که یادگارهای فرهاد راهی موزه‌ سینما شود یا موزه موسیقی ، جنگ است!

دنیا عوض شده؛ مرده‌ها همیشه عزیزند چون حوصله‌ مناقشه با طرفداران فعلی و منتقدان پیشین خود را ندارند!

سه- دیگر به فیلم بد دیدن در سالن‌های سینمای ایران عادت کرده‌ایم.

دیگر به فیلم بد دیدن از فیلمسازانی که روزگاری دوست‌شان می‌داشتیم، عادت کرده‌ایم.

دیگر به تظاهربه قدیمی بودن و ادای «آن روزها» را درآوردن ، عادت کرده‌ایم.

دیگر به همه چیز عادت کرده‌ایم....و جرم ، این است!

چهار- وقتی که جرمی باشد زخمی هم هست.

وقتی زخمی باشد مرهمی هم هست.

اگر مرهم نبود سینمای ایران در سال 1390 برای بازاریابی داخلی و خارجی خود چه باید می‌کرد؟

برای این که بگوید سینمایی سالم است چه باید می‌کرد؟

پنج- «کوچه‌ها باریکن...دکونا بسته‌اس...

خونه‌ها تاریکن...طاقا شیکشسته‌اس...

از صدا افتاده تار و کمونچه... مرده می‌برن کوچه به کوچه...

نیگا کن مرده‌ها به مرده نمی‌رن... حتی به شمع جون‌سپرده نمی‌رن...

شکل فانوسی‌ان که اگه خاموشه... واسه نف نیس هنو یه عالم نفت توشه...

جماعت من دیگه حوصله ندارم... به خوب امید و از بد گله ندارم...

گرچه از دیگرون فاصله ندارم... کاری با کار این قافله ندارم...» [بامداد/فرهاد]

*خبرآنلاین
برچسب ها: جرم ، فیلم
ارسال به دوستان
بارسلونا قهرمان لالیگا شد؛ فتح ال‌کلاسیکو و جشن در نوکمپ محسن رضایی: هدف رژیم صهیونیستی شعله‌ور کردن آتش درگیری در منطقه است استقبال ویژه از علیرضا منصوریان در موصل با لباس محلی کردی واکنش ترامپ به طرح پیشنهادی ایران درباره مذاکرات: کاملا غیرقابل قبول است موانع اجرای مدل اینترنت چین در ایران؛ چرا کپی‌برداری ممکن نیست؟ افزایش پروازهای جمع‌آوری اطلاعات آمریکا بر فراز کوبا هشدار نسبت به پیامدهای وابستگی بیش از حد دانش‌آموزان به تلفن همراه بقائی: تاریخ برای آنان که عبرت نمی‌گیرند دوباره تکرار می‌شود کاخ سفید: ترامپ عصر چهارشنبه وارد پکن خواهد شد طوفان ۱۲۲ کیلومتری زابل را درنوردید؛ دید افقی به ۸۰۰ متر رسید دانش‌ آموزان افغانستانی یاد شهدای مدرسه میناب را گرامی داشتند پاسخ ایران به آمریکا داده شد/ ترامپ: قبول نیست اعلام رسمی برنامه سفر ترامپ به پکن؛ پرونده ایران و روسیه روی میز مذاکرات ادعای جدید ترامپ: ایرانی‌ها ۴۷ سال ما را «گول زده‌اند» ماموریت ویژه سازمان حسابرسی برای شناسایی بدهکاران ارزی؛ متخلفان به مراجع قضایی معرفی می‌شوند