فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۷۱۹۱۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۰ - ۱۸-۰۴-۱۳۹۰
کد ۱۷۱۹۱۴
انتشار: ۰۸:۰۰ - ۱۸-۰۴-۱۳۹۰

از رنجی که میبریم...

عصر ایران
کامران نجف زاده
در بیمارستان روانی از هنرپیشه تا خواننده های معروف بودند.فوتبالیست هایی که دورانشان بسر آمده بود،مجری هایی که زمانی مشهور بودند.در بیمارستان روانی،غلام علی مادر را دیدم...مک مورفی را دیدم وقتی سعی می کرد فرار کند...مجید سوته دلان را دیدم...نمکی مسافران مهتاب را حتی.

در حیات قدم زدم...گریه کردم برای نسل سوخته ای که نه فقط بخاطر ژنتیک که از داروهای روان گردان و شیشه و اکس کارش به اینجا کشیده بود.

سوختم از حال و روز دخترکی که ایدز گرفته بود و از بلایی که بر سرش آورده بودند روانی شده بود...می گفت فرصتی پیدا کنم تلافی اش را سر تمام پسر های دنیا در میاورم...یکی فندک می خواست...اینقدر سیگار کشیده بودند که دستهایشان را فیلتر سوخته سوزانده بود ...که دندان هایشان سیاه....

در بعضی از کشورها نود راه برای درمان بیمارهای روانی دارند که یکی دارودرمانیست و ما تقریبا فقط دارودرمانی می کنیم...همه بیمارها را می خوابانیم یک آمپول می زنیم و طرف ساکت می شود...والسلام....همین شده هنرمان.

تخت برای بیمارها نداریم....بیمارها باید آزاد بخوابند اگر نوبتشان برسد بعد از چند هفته ...هزینه هایشان میلیونی می شود...شبی صدوشصت هزار تومان برای یک تخت آزاد...برای خسبیدن کنار سرنگ و فریاد و درد.

محیط بیمارستان های روانی برای بیمارها انقدر آزار دهنده است که بعضی هایشان فرار می کنند....اینجا که من رفتم نزدیک اتوبان بود و هرهفته چه تصادف هایی می شد که راننده های بخت برگشته می دیدند دیوانه از قفس پرید...

دلم سوخت وقتی دیدم اسکیزوفرنی باید آمپول بخورد،دخترک ایدز گرفته آمپول بخورد،ورشکسته باید آمپول بخورد....همه فقط باید امپول بخورند....دلم سوخت که ما صفحه حوادث روزنامه ها را اکثرا قبل از صفحه ورزشی می خوانیم و نچ نچی می کنیم و آنهایی که مسوولند با خودشان فکر نمی کنند بیماری که تخت ندارد،بیماری که پول ندارد،بیماری که درست درمان نمی شود،بیماری که فرار می کند... و وزیری که از مصاحبه فرار کند... همین ها سوژه ساز حوادثندکه هیچ آماری هم از تعداد نسبیشان نداریم...همین چیزهایی که می بینیم و لب می گزیم ...از رنجی که می بریم...
....

پی نوشت:بغض  وسط گلو ، درست مثل یک لقمه بربری  مانده در فریزر که  به زور قورت اش داده باشم گیر کرده  ،  ... بعد هی آب دهانم را جمع می کنم که قورتش بدهم ، نمی شود...بعضی وقت ها اینطوری می شوم.

منبع:وبلاگ کامران نجف زاده

ارسال به دوستان
captcha
تلگرام برای یک میلیارد کاربرش دامنه اختصاصی می‌گیرد؛ «.gram» در راه است آمریکا ۱۷ ایرانی را به «نفوذ سایبری» متهم کرد وزیر خارجه ترامپ: دو مقام ارشد دیوان کیفری بین‌المللی تحریم شدند واکنش عجیب یاسر آسانی به سوال درباره قراردادش با استقلال حماس: حمله به کافه‌ای در غزه ۶ شهید برجا گذاشت کشف ۲ کیلو تریاک مدفون زیر خاک حیاط یک خانه در خراسان شمالی زلزله ۴.۷ ریشتری در نزدیکی مرز ایران؛ خراسان رضوی لرزید تعطیلی شبکه ۲۰۰سایتی اخبار مبتنی بر هوش مصنوعی در آمریکا/ ماجرای استارتاپ اسرائیلی Prism چه بود؟ طائب: میدان مواجهه امروز، چندلایه و پیچیده است افزایش تنش میان ایران و فرانسه/ بارو: ۲ دیپلمات ایرانی اخراج می شوند اصابت یک پرتابه ناشناس به یک کشتی باری در تنگه هرمز غرق شدن مرد ۴۷ ساله در زاینده‌رود؛ حادثه تلخ در محدوده پل زمان‌خان بررسی نسبت‌های مالی و ارزندگی نماد تاپیکو در بازار سهام تراکتور با دبل حسین‌زاده سپاهان را در نقش جهان زمین‌گیر کرد وداع با پهلوان آواز؛ مراسم یادبود ایرج با حضور اهالی موسیقی برگزار شد (+عکس)