فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۷۲۵۱۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - ۲۲-۰۴-۱۳۹۰
کد ۱۷۲۵۱۷
انتشار: ۰۹:۵۵ - ۲۲-۰۴-۱۳۹۰

شیوه حل مشکلات

عصر ایران
ساعت سپید شب
دوازده ساله بودم.منزل پدربزرگم مهمان بودیم.نمیدانم چه شد که روی شلوار کتان لیموئی رنگم چند قطره مایع سفید کننده ریخته شد... لکه های سفید در برابر لیموئی وسیعی که همه لباسم را سر گرفته بود، چندان به چشم نمی آمدند اما من خیلی بزرگ میدیدمشان..میخواستم نباشند..فکر میکردم هر کس من را ببیند اول از همه این لکه ها را میبیند..در دنیای کوچکی که داشتم این سفیدیها زیادی بزرگ بودند باید نابودشان میکردم نمیخواستم از کسی هم کمک بگیرم.

بعد از کلی فکر و ایده پردازی بهترین راه حلی که به ذهنم رسید را عملی کردم.آرام آرام همه محتویات بطری سفید کننده را روی شلوارم ریختم ..تا یک وجب بالای زانو یکدست سفید شد و از آن قسمت به بالا لیموئی.گفتم خب مانتوام تا روی زانو را میپوشاند و کسی متوجه نمیشود.

فردای آن روز در فرودگاه نگران بودم مبادا مسئول بازرسی بدنی متوجه شود..هیچ کس چیزی نفهمید وقتی به منزل رسیدیم اولین کاری که کردم این بود:دوباره همه شلوارم را در مایع سفید کننده قرار دادم ..دیگر هیچ اثری از رنگ لیموئی سابق نبود.خیالم راحت بود که درست شده است اما غافل از این بودم که لباسم به خاطر این کار بافتش کاملا از بین رفته است.دفعه بعد که پوشیدمش پاره شد و ....

لباس کاملا نوئی که به خاطر حساسیت و خامی من عمر خیلی کوتاهی داشت.

چند روزی که گذشت بیشتر ساعات شب و روزش را افقی سپری کردم.برای فراموش کردن  دردهای جسمانی که بدون دعوت هجوم آورده بودند  سعی کردم زندگی ام را مرور کنم .همان طور که به روزهای قبل بر میگشتم یک چیز مدام تکرار میشد .. هر مشکلی که برایم پیش آمده بود با همان شیوه سفید کردن لباس برخورد کرده بودم.به جای نادیده گرفتن یا ترمیم کردن سعی کرده بودم همه چیز را شبیه آن مشکل کنم تا مشکل اولی دیده نشود.

آنقدر گرفتاری برای خودم درست میکردم تا گرفتاری اولی در میان آنها ناپدید شود.وقتی راهی را اشتباه میرفتم با تکرارش جای پای بازگشت را محو میکردم.

خیلی چیزها از جلوی چشمم مثل یک فیلم عبور کرد.به این فکر میکردم که اگر دوباره تکرار شوند  چه عکس العملی خواهم داشت.حس خوبی نداشت ..اما امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد...باید تمرین کنم برای حل مشکلات راههای بهتری انتخاب کنم

باید یاد بگیرم که بعضی مشکلات را باید تحمل کرد تا مثل هر لباسی روزی کهنه شوند و بعد روانه سطل زباله شوند...یا اینکه ته کمد دور از چشم همه فقط خاک بخورند و در یک خانه تکانی سالانه از شرشان راحت شوم.

بسیاری از مسایل را باید همان لحظه نادیده بگیرم .

برای حل مشکلات و تصحیح اشتباهاتم از راهی میرفتم که تنها نتیجه اش شکننده شدن خودم بود.میخواهم مسیر تازه ای پیدا کنم .

منبع: وبلاگ ساعت سپید شب
ارسال به دوستان
captcha
مرگ کودک ۱۲ ساله در چابهار بر اثر تیراندازی در مراسم عروسی جواد عزتی و امیر جعفری با فیلم کمدی جدید در راه اکران جشنواره فیلم «دریای سرخ» عربستان لغو شد تسلیت آیت‌الله سیستانی در پی رحلت آیت‌الله شبیری زنجانی دختران بسکتبالیست ایران ژاپن را شکست دادند؛ صعود مقتدرانه در ناگویا حشد شعبی: عراق به نظامیان بیگانه نیاز ندارد سایه سنگین پروژه‌ها بر برند شخصی بنیان‌گذار؛ آیا علی انصاری به برندینگ نیاز دارد؟ پیام تسلیت سید محمد خاتمی در پی درگذشت آیت‌الله شبیری زنجانی: پاک زیست و پاک به دیدار معبود شتافت جشنواره فیلم عربستان لغو شد فهرست تیم ملی ایران برای فیفادی سپتامبر؛ ۸ لژیونر جدید دعوت شدند تصویب کلیات طرح افزایش کالابرگ با حضور پزشکیان آنچه ثبت نکنیم، بخشی از تاریخ را از دست داده‌ایم واکنش احساسی سردار آزمون به بازگشت دوباره به تیم ملی ایران وزیر کشور پاکستان وارد ایران شد هکرهای کره شمالی هزاران دستگاه را آلوده کردند / خسارت ۱۰ میلیون دلاری با آزمون‌های استخدامی جعلی