کد خبر ۱۹۰۰۶۲
تاریخ انتشار: ۱۵:۲۱ - ۲۸ آبان ۱۳۹۰ - 19 November 2011
این مقاله به قلم کریستین دیلی در دیلی استار منتشر شده است./ ترجمه و بازنشر از سایت عماریون
 
تهران تا همین اواخر، قدم زدن در خیابان های تنگ و سرپوشیده نزدیک مزار سیداسماعیل تهران به مثابه سفری به گذشته فرهنگی غنی ایران بود.
در کوچه تنگ های پر ازدحام این محله، آهنگرها میله های فولادی را به کارد و شمشیر بدل می ساختند؛ گلدوزها با مهارت بسیار طرح های ظریف را بر روی پارچه های دست بافت گلدوزی می کردند؛ و سراج ها به ساخت زین اسب مشغول بودند.

گمان می رفت که جمهوری اسلامی ایران به تقویت و پرورش این نوع صنایع خواهد پرداخت ولی امروز، خیابان های این محله دیگر حتی به آنچه که تا همین ده – بیست سال گذشته دراین جا دیده می شد، هیچ شباهتی ندارد.
مغازه هایی که محل کار امثال هنرمندان مزبور بود. اکنون آکنده از لوازم خانگی وارداتی، کفش های ارزان و نمونه های بدل آدیداس چینی است.

عبدالحسن الله‌کرم می گوید دو سال پیش که مغازه اش را در این محله تعطیل کرد، آخرین گیوه دوز تهران بود.
کفش سنتی ایرانی گیوه که سابقه آن دست کم به یک هزار سال برمی گردد، زمانی مطلوب ترین و پرطرفدارترین پاپوش طبقه ثروتمندان ایران به شمار می رفت ولی اکنون اثری از آن در پایتخت کشور به چشم نمی خورد.

شهروندان پولدار امروز تهران دیگر گیوه را کنار گذاشته و به جای آن کفش های مارکدار جهانی معروفی چون Gucci، Louboutin و Fendi به پا می کنند. حتی آنان که توانایی مالی لازم برای خرید کفش های لوکس را ندارند، ظاهراً بیشتر به خرید کفش های ارزان قیمت و بی کیفیت چینی که در همه جای پایتخت عرضه می شود، گرایش دارند.

الله‌کرم این وضع را مایه شرمساری می داند چرا که به گفته او گیوه دوزی کاری است که با عشق و علاقه انجام می شود و کفش هایی با کیفیت به مراتب بالاتری تولید می کند.

او می افزاید که پدرش، که پیش از وی کفشدوزی می کرد، در سال 1970 یک جفت گیوه در اصفهان خریداری کرد که تا زمان فوتش در ده سال قبل، همچنان آن را تعمیر کرده و آراسته می پوشید.

از دیرباز، تخت های گیوه به دست مردان ساخته می شود که یا از چرم تهیه می شد یا از – آنچه که شاید یکی از قدیم ترین نمونه های بازیافت به شمار رود – تکه پاره های دورریختنی پارچه که در حرارت بسیار بالا به شدت فشرده می شدند تا تخت هایی به ضخامت تقریبی یک سانتی متر برای گیوه به دست داده شود.

در ساخت پاشنه و نک کفش از میخ‌های بسیار ریز استفاده می شد. رویه گیوه نیز از نخ بافته شده تهیه می شد که با دوخته شدن رشته ای از چرم به دور آن، استحکام کافی پیدا می کرد.

با استفاده از ابزار و وسایل ابتدایی، زنان رویه گیوه را با نخ پشم یا پنبه با دست می بافتند. پس از تکمیل رویه و تخت گیوه، هر دو قسمت گیوه – که یکی کار دست مردان و دیگری کار دست زنان است – به هم وصل و گیوه آماده می شود.
گیوه دوزانی مثل الله‌کرم قسمت های پاره شده رویه را رفو و تخت ساییده شده گیوه را تعمیر یا تعویض می کرده و آلودگی های تهران را از آن می زدایند.

ولی از آن جا که تقریباً هیچ کس در تهران گیوه نمی پوشد، کار الله‌کرم نیز مثل کار خیلی از دیگر صنعتگران بازار سیداسماعیل، از رونق افتاده و متروک مانده اند.

حاج اکبر زرکش ، یکی از صرفاً ده – دوازده صنعتگر سنتی ای که هنوز مغازه‌های خود در بازار سیداسماعیل را تعطیل نکرده اند، واردات چینی ارزان قیمتی که کسب و کار امثال وی را از رونق انداخته است، به انتقاد می گیرد.

او شکوه کنان می گوید: «نسل جوان امروز تمایلی به خرید چیزهای گرانتر دارای کیفیت بالا ندارد.» او می افزاید چاقوهای دست ساز وی در مقایسه با نمونه های وارداتی ارزان تر آن دوام به مراتب بیشتری دارد.

الله‌کرم می گوید: در دوره ریاست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی، وی و دیگر صنعتگران با مقام های مسؤول دیدار کردند تا با اجرای برنامه ای در زندان های کشور، صنایع سنتی به زندانیان آموزش داده شود.

او می گوید با اجرای چنین برنامه ای هم این صنایع سنتی حفظ می شود و هم هنر و حرفه ای به محکومان سابق آموزش داده می شود تا بعد از خروج از زندان به کمک آن بتوانند درآمدی کسب کنند.

اگرچه این پیشنهاد با استقبال گرم مسؤولان مواجه شد اما هیچ حرکت جدّی در این خصوص انجام نشده است.

کریمیان سردشتی، رئیس یک مؤسسه تحقیقاتی در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگردی ایران، می گوید دولت آقای محمود احمدی نژاد به طرز قابل توجهی از حمایت دولت از صنعتگران سنتی کاسته است.

دولت های پیشین با اعطای وام های کوچک از گیوه دوزان حمایت به عمل می آوردند. اما این برنامه در دولت کنونی متوقف شد.
الله‌کرم می گوید اقدام چندانی در راستای نجات صنعت گیوه دوزی انجام نمی دهد.

این روزها، حتی پیدا کردن یک جفت گیوه در پایتخت نیز می تواند یک چالش به حساب آید.معدود مغازه های صنایع دستی تهران آکنده از کفش های نامرغوب ارزانی است که ظاهراً به طور انبوه تولید شده اند و تخت آنها از مواد ترکیبی کم دوام ساخته شده است. دست کم یکی از این نوع مغازه ها کفش هایی برای فروش عرضه می دارد که تا اندازه ای به گیوه شباهت دارد اما مارک ساخت ایتالیا در روی تخت آن به چشم می خورد.

در بازار بزرگ تهران، بازاری ها می گویند حاج محمد گیوه چی آخرین عرضه کننده گیوه اصیل در پایتخت بود. در مدت یک سالی که از درگذشت او می گذرد، کرکره مغازه اش عمدتاً پایین بوده است هر چند نوه اش، احمدرضا گیوه چی، که دانشجوی دانشگاه است گهگاه که وقت داشته باشد، ساعاتی چند آن را باز نموده است.

گیوه چی، که می گوید جنس چهار – پنج مغازه را در تهران تأمین می کند، ممکن است به زودی مغازه پدربزرگ خود در بازار را برای همیشه ببندد و به امریکا رفته و به خویشاوندانش بپیوندد.

گیوه در مناطق روستایی مخصوصاً در استان های کرمانشاه و کردستان، هنوز هم دوخته و پوشیده می شود، اما در شهرهای بزرگ کشور روز به روز از شمار آن کاسته می شود.

الله‌کرم می گوید فقط دو نفر را می شناسد که هنوز در اصفهان به دوخت گیوه مشغولند. او از بابت مرگ این سنت، ابراز تأسف می کند.

یوسفعلی میرشکاک، نویسنده و مشاور فرهنگی سابق میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت، معتقد است که هیچ چیز نمی تواند مدرنیزاسیون را از نابودسازی سنت در همه کشورها، از جمله در کشور از لحاظ اجتماعی محافظه کاری چون ایران، بازدارد.

او می گوید: «توسعه و فناوری شیوه های سنتی کشاورزی، پوشاک و رفتار را تغییر می دهند. در تهران، حتی مساجد نیز دیگر سنتی نیستند و سعی می شود به صورتی مدرن ساخته شوند.»

او می افزاید که فقط اسلام شیعی، به علت ریشه های عمیقی که در جامعه مردم ایران دارد، از این حمله بی امان مدرنیته جان به در برده است.
به گفته او، «اگر دین دیگری بود، احتمالاً تاکنون یا از میان می رفت و یا تغییر اساسی پیدا می کرد.»
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری