فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۹۶۲۶۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۸-۱۰-۱۳۹۰
کد ۱۹۶۲۶۷
انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۸-۱۰-۱۳۹۰

گرگ مکار و شتر

آورده اند که گرگی و شتری خانه یکی شدند و قرار گذاشتند که از آن پس جدایی از میان برداشته شود و دو خانواده ، یکی بشمار رود و مابین کودکان آنها هم تفاوتی نباشد.

روزی شتر برای تلاش معاش به صحرا رفت. گرگ یکی از بچه های او را خورد و در گوشه ای خزید. چون سروکله ی شتر از دور پیدا شد ، گرگ پیش دوید و گفت : ای برادر بیا که یکی از بچه هایمان نیست.

شتر بیچاره نگران شد و پرسید: یکی از بچه های من یا بچه های تو؟

گرگ پاسخ داد : رفیق بازهم من و تویی کردی؟ یکی از آن پاپهن ها!!!
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
نجف‌حمال هم چاقوی ضامن‌دار را اختراع کرد، هم چاقوکشی را رواج داد «افسردگی ساعت بدن» چیست؟ نشانه‌هایی که ممکن است در خواب شما پنهان باشند ۷ تا از بهترین فیلم‌های هنرهای رزمی در دهه ۲۰۲۰ میلادی ژست دست در جلیقه در پرتره‌های تاریخی؛ رسمی که از یونان باستان آمد ۶ اشتباهی که کباب را خشک و بی‌مزه می‌کند + روش تهیه کباب کوبیده رازهای کلامی دروغ‌گوها: گوش‌ها را باور کنید، نه چشم‌ها! چرا بعضی‌ها همیشه پشت سر دیگران حرف می‌زنند؟ چرا سربازان انگلیسی «کت قرمز» می‌پوشیدند؟ تاریخ تاج‌گذاری کوروش بزرگ؛ مرز میان واقعیت تاریخی و حافظه جمعی «ارتش سفالین» را چه کسانی ساختند؟ بزرگترین «کوه‌های گمشدۀ زمین» کجا قرار داشته‌اند؟ آن‌قدر دنبال بهتر شدن نباشید که زندگی را فراموش کنید! تفاوت احساس گناه و احساس مسئولیت( اینفوگرافیک) اصطلاحات پشت بسته قهوه چه معنایی دارند؟؛ راهنمای انتخاب قهوه معجزه نجات از بی‌نظمی؛ این یک ترفند ساده خانه شلوغ شما را سامان می‌دهد!