کد خبر ۲۰۵۴۲۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۴ - ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ - 12 March 2012
در تشکیلات فیفا، دو قشر آلمانی تبار و فرانسوی تبار وجود دارد. الان قدرت در دست آلمانی تبارهاست. بلاتر آلمانی تبار است و میشل پلاتینی، فرانسوی تبار. پلاتینی منتقد فیفاست و معمولاً علیه فیفا موضع گیری می کند.
عصر ایران ورزشی، هومان دوراندیش - هوشنگ نصیرزاده اگر چه نگاهی انتقادی به ساختارها و ساز و کارهای فیفا دارد، ولی معتقد است که " فساد در فیفا "، موضوعی است که به دلیل اهمیت ورزش فوتبال در جهان، جذابیت خبری ویژه ای دارد و به همین دلیل رسانه های جهان به بزرگنمایی و یا لااقل تمرکز بر روی این سوژه خبری، در میان اخبار مربوط به فساد در جهان ورزش، علاقه ویژه ای دارند.  نصیرزاده فیفا را کارآمدترین فدراسیون جهانی در عرصه ورزش و از حیث قدرتمند بودن در دنیای مدرن امروز، با کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل، همطراز می داند. وی البته ساختار فیفا را، از حیث دموکراتیک تر شدن، نیازمند اصلاحات اساسی می داند. متن زیر گفتگویی است با هوشنگ نصیرزاده درباره فساد و دموکراسی در فیفا.

***

لطفاً ابتدا کمی درباره سابقه فساد در فیفا توضیح بدهید.

فدراسیون جهانی فوتبال نزدیک به بیست مسابقه بین المللی را در جهان بین بزرگسالان، جوانان، نوجوانان و بانوان برگزار می کند که از بیست مسابقه، فقط از دو تای آنها کسب درآمد می کند: جام جهانی مردان و جام جهانی زنان؛ که هر دوی آنها نیز هر چهار سال یکبار برگزار می شوند. علامت شناسایی این دو مسابقه، آرمی است با عنوان اختصاری TM که نشان می دهد این مسابقات برای فیفا درآمد مالی دارد.

تابلوهای تبلیغاتی شرکت های بزرگی که حامی فیفا هستند، در کنار زمین دیده می شود. پنج شرکت بین المللی لباس هم حامی مالی فیفا هستند. این شرکت ها عبارتند از لوتو، نایک، آدیداس، پوما و اومبرو. تیم های کشورهای گوناگون در صورتی می توانند در جام جهانی شرکت کنند که لباسشان را از یکی از این شرکت ها تهیه کرده باشند. در دروه های مدیریت فوتبال این شعار مطرح می شود که " فوتبال یک تجارت است. "

رفت و برگشت مالی فیفا از بسیاری از کشورهای جهان هم بیشتر است. فیفا هر سال 250 هزار دلار آمریکا به 207 کشور جهان کمک مالی می کند و سالی 2 میلیون و پانصد هزار دلار هم به شش کندفراسیون فوتبال جهان پول پرداخت می کند.

این کمک ها نشانه گردش مالی بالای فیفاست. فیفا در کشورهای جهان سوم، سالی دو دوره آموزشی در حوزه های داوری، مربیگری، پزشکی ورزشی و مدیریت فوتبال در کشورهای جهان سوم برگزار می کند.  این دوره های آمورشی با حمایت مالی شرکت های کوکاکولا و آدیداس برگزار می شود. این ها پروژه های آموزشی فیفا بود که در زمان هاوه لانژ دایر شد.

بعد از هاوه لانژ، بلاتر منابع مالی هنگفت این پروژه های آموزشی را تحت عنوان " پروژه گل " به سمت ساخت و ساز هدایت کرد. پروژه گل در واقع شامل ساختمان سازی، احداث مراکز آموزشی و ساخت چمن مصنوعی می شود.

فیفا سالانه 400هزار دلار در راستای اجرای همین پروژه گل به کشورهای جهان سوم کمک می کند. درباره سوء استفاده از مبالغ مالی فیفا، شائبه های خیلی زیادی وجود دارد. در این زمینه، به ارتباطات پنهان برای عقد قراردادها و اعطای میزبانی مسابقات مهم اشاره می شود.

در اساسنامه فیفا آمده است که اوراق تعهدآور باید به امضای رئیس فیفا برسد ولی فیفا برای تعیین میزبان مسابقات بین المللی، کمیته ای را مامور می کند که رای اعضایش تعیین کننده میزبان مسابقات گوناگون است. شبهات زیادی درباره میزبانی قطر در جام جهانی وجود دارد.

 این اواخر هم این موضوع مطرح شد که بن همام مبالغ هنگفتی را به چند کنفدراسیون فوتبال واریز کرده است تا در کنگره بین المللی فیفا بتواند آرا را به سمت خودش جلب کند و بلاتر را از ریاست فیفا کنار بگذارد. اما بیشترین اتهام فساد مالی در فیفاف تا به حال متوجه هاوه لانژ شده است.

 هاوه لانژ بیشترین درآمد ممکن را از فیفا کسب کرده است. او الان هم که بازنشسته است، مالک یک شرکت بسیار بزرگ حمل و نقل در برزیل است. بسیاری معتقدند هاوه لانژ پول هایی را که از دوران ریاست فیفا به طریق غیرقانونی بدست آورده، وارد این شرکت کرده است.

هاوه لانژ در یکی از مصاحبه هایش گفته است که ما در فیفا مسابقات جام جهانی را به گونه ای هدایت می کردیم که تیم هایی برنده جام جهانی شوند که برای فیفا نفع مالی داشته باشد.

حتی یک بار که سنگال به مراحل بالای جام جهانی رسید، استقبال زیادی از بازی های این تیم نشد و مقامات فیفا اعلام کردند که صعود غیرمنتظره سنگال به این مرحله از جام جهانی، مانع از فروش بلیط ها مطابق پیش بینی آنها شد. این به خوبی نشان می دهد که فیفا چقدر به این موضوع حساس است که کدام  تیم ها به مراحل بالاتر جام جهانی صعود کنند.

هاوه لانژ در چه سالی متهم شد؟

پس از آنکه از ریاست فیفا کناره گیری کرد؛ اما اتهام او هرگز ثابت نشد. الان هم شرکت های بزرگی در ژاپن، مالزی، سنگاپور، امارات و قطر با فیفا قرارداد دارند. از نکات جالب اینکه، معمولاً داورانی هم از این کشورهای آسیایی در مسابقات جام جهانی حضور دارند. فیفا همیشه شائبه مسائل مالی را رد کرده است ولی اخیراً که فساد مالی بن همام تهدیدی علیه سپ بلاتر شد، فیفا افشاگری کرد.

گونتر هرش، یکی از اعضای کمیته اخلاق فیفا، مدعی شد که فیفا میل و اراده لازم برای مبارزه با فساد درونی اش را ندارد. با او موافقید؟

فیفا حتی با "وادا" آژانس بین المللی کنترل دوپینگ هم بسیار درگیر بود. این آژانس معتقد است محرومیت هایی که فیفا برای بازیکنان دوپینگی در نظر می گیرد بسیار کم است. فیفا تا مدت ها خودش کار کنترل دوپینگ را انجام می داد و حاضر نبود محرومیت های مد نظر وادا را بپذیرد. اما الان چند سالی است که فیفا با برخی از محرومیت های سنگین موافقت کرده است.

در آیین نامه انضباطی فیفا، الان محرومیت های چهار ساله و هشت ساله هم برای بازیکنان دوپینگی در نظر گرفته شده است. اما فیفا معتقد است فوتبال ورزشی حرفه ای است و محرومیت های طولانی مدت می تواند خیلی از فوتبالیست ها را برای همیشه از دنیای فوتبال خارج کند. این ملاحظه فیفا نشان می دهد که فیفا اراده لازم برای رعایت اصول اخلاق قراردادی مد نظر خودش هم ندارد؛ هر چند که ژست این کار را می گیرد. مثلاً قراردادی با پلیس بین المللی امضا کرده است تا با افراد متخلف برخورد شود.

در مواردی هم مثل فساد در فوتبال ترکیه و ایتالیا هم فیفا به عنوان پدربزرگ وارد شده و تلاش کرده تا اگر کسی مرده، یک گوشه جنازه را هم او بگیرد تا مردم بگویند فیفا هم در تشییع جنازه شرکت کرده است. اما حساسیت فیفا بر روی مسائل غیراخلاقی، چه درباره دوپینگ و چه درباره تخلفات مالی، به آن شکلی نیست که ما انتظار داریم.

پلیس بین الملل در چه مواردی با فیفا همکاری می کند؟

در موارد اخلاقی ای مثل تبانی و رشوه و دوپینگ.

اخلاق به معنای Ethics ؟

بله. فیفا قراردادی با اینترپل امضا کرده تا بتواند چنین مواردی را دنبال کند. اما از آنجایی که مداخله اینترپل می تواند حاکمیت فدراسیون ها را در هر کشوری نقض کند، برداشت من این است که این اقدام فیفا بیشتر جنبه نمادین دارد. یعنی فیفا می خواهد بگوید ما پیگیر مبارزه جدی با فساد در فوتبال دنیا هستیم.   

اخیراً که بحث فساد مالی فیفا مطرح شد، بلاتر از یکسو مدعی شد در فیفا فسادی وجود ندارد و از سوی دیگر کمیته مبارزه با فساد را تاسیس کرد. آیا حرف و عمل او متناقض نبود؟

بله. البته فیفا چون خودش را پدربزرگ فوتبال می داند، منظورش بیشتر این است که این کمیته در کنفدراسیون ها فعال خواهد بود. فیفا بیشتر دنبال نمایش کنترل فساد است نه اینکه واقعاً بخواهد این ایده را عملیاتی کند.

کارل هاینس رومنیگه هم ساختار فیفا را غیردموکراتیک خوانده و خواستار تحقق هر چه بیشتر دموکراسی در جهان فوتبال شده است. این نقد را تا چه حد وارد می دانید؟

در تشکیلات فیفا، دو قشر آلمانی تبار و فرانسوی تبار وجود دارد. الان قدرت در دست آلمانی تبارهاست. بلاتر آلمانی تبار است و میشل پلاتینی، فرانسوی تبار. پلاتینی منتقد فیفاست و معمولاً علیه فیفا موضع گیری می کند.

ولی الان رابطه پلاتینی و سپ بلاتر خیلی خوب است و برعکس، رومنیگه آلمانی منتقد سپ بلاتر است.

رابطه پلاتینی و بلاتر، ناقض حرف من نیست. دوستی این دو نفر ممکن است دلایل دیگری داشته باشد. تقابل آلمانی تبارها و فرانسوی تبارها در فیفا، یک قاعده است و ممکن است استثنائاتی هم داشته باشد. نکته جالب اینکه، فرانسوی تبارها معمولاً رابطه خوبی با ایران ندارند ولی آلمانی تبارها رابطه خوبی با ما دارند.

وقتی روابط عمومی فیفا در دست آلمانی تبارهاست، به سوالات ما خیلی راحت تر جواب می دهند. ولی نباید فراموش کرد که این جدال و درگیری بیشتر در درون مقر فیفا در سوئیس در جریان است نه در همه جای دنیا. البته این دو قشر آلمانی تبار و فرانسوی تبار، ظاهراً با هم خیلی هم صمیمی اند ولی باطناً در تقابل با یکدیگرند. هاوه لانژ سعی می کرد تعادل را بین این دو جناح حفظ کند ولی بلاتر بیشتر از آلمانی تبارها استفاده می کند. او  بیشتر از بانکدارها و آلمانی تبارها استفاده می کند.

هاوه لانژ خودش برآمده از این دو جناح نبود.

نه، هاوه لانژ خودش برزیلی بود و از دل هیچ یک از این دو جناح بیرون نیامده بود. هاوه لانژ از نظر مدیریتی بسیار قوی بود و رفتارهایش بیشتر شبیه نظامیان بود. به همین دلیل، به راحتی از موضع قدرت با هر دو جناح مستقر در فیفا کار می کرد.

حالا چرا آلمانی تبارها با ما رفتار بهتری دارند؟

فرانسوی تبارها همه چیز را از دریچه مقررات می بینند و خیلی مقرراتی هستند اما آلمانی تبارها این گونه نیستند. آنها به سمت ایرانی ها، کردها و کشورهایی که با آنها رابطه بهتری دارند، گرایش دارند و در مجموع انعظاف پذیری بیشتری نسبت به فرانسوی تبارها دارند. به نظر من، مدیریت بلاتر بیشتر به نفع ما است تا مدیریت پلاتینی.

 
مدیران ارشد فیفا، اکثراً پیرمرد هستند. به نظر شما، جوانگرایی می تواند به کاهش فساد فیفا بینجامد یا اینکه ممکن است اوضاع را بدتر کند؟

من فکر می کنم جوانگرایی می تواند فساد را در فیفا کاهش دهد. فساد معمولاً وقتی شکل می گیرد که شما زمان زیادی در مقام خودتان باقی می مانید و راه های فرار از اثبات فسادتان را پیدا می کنید. بلاتر در یک برهه زمانی خواست جوانگرایی کند و بویژه در دبیرخانه ها، که رفت و برگشت های مالی فیفا را کنترل می کنند، به جوانگرایی رو بیاورد. اما مشکل این است که شرکت های مالی بزرگ فیفا، مثلSONY،  CANON  و MASTERCARD، در انتصابات داخلی فیفا نقش دارند و افراد مد نظر خودشان را وارد تشکیلات فیفا می کنند. تاریخچه فیفا نشان می دهد که بیشترین فساد را در این مجموعه، افراد بالای پنجاه سال مرتکب شده اند و مقامات جوان فیفا کمتر گرفتار فساد شده اند.

شما بالاخره نفرمودید که نقد رومنیگه به فیفا وارد است؟ یعنی ساختار فیفا خیی دموکراتیک نیست؟

دقیقاً همین طور است. برخلاف اینکه می گویند تصمیات فیفا در کمیته های این سازمان اتخاذ و در دپارتمان ها اجرایی می شود و رئیس فیفا فقط مقامی سمبلیک است، رئیس فیفا تاثیرگذاری خیلی زیادی در اخذ و اجرای تصمیمات این سازمان دارد. او می تواند آرای اعضای کمیته ها را جرح و تعدیل کند. ساختار فیفا خیلی دموکراتیک نیست.

این ساختار غیردموکراتیک، یکی از علل فساد در فیفا است؟

بله، دقیقاً این طور است. خرد جمعی در فیفا، با اینکه در اساسنامه فیفا مد نظر قرار گرفته، عملاً به رای اشخاص بزرگتر این مجموعه موکول می شود. در فیفا، همیشه باید منتظر اظهار نظر چهره های برجسته باشید و این وضع غیردموکراتیک می تواند زمینه ساز فساد باشد.

قدرت رئیس فیفا به حدی است که می تواند یکباره کل ساختار را به هم بریزد. این مشکل در فیفا، از زمان هاوه لانژ شروع شد. فیفا مدتی در دست انگلیسی ها بود. زمانی که سر استنلی روس انگلیسی، رئیس فیفا بود، چنین وضعی بر فیفا حاکم نبود اما هاوه لانژ به دلیل شیوه مدیریتش، که بیشتر شبیه نظامی ها بود، وضعی را رقم زد که همه دستورات از طرف خودش صادر شود.

در واقع به نظر شما، هاوه لانژ پایه گذار نوعی اقتدارگرایی در فیفا بود و این یکی از عوامل رشد فساد در فیفا بوده است.

بله، شاید من دنبال همین جمله بودم! البته هاوه لانژ مقیم برزیل بود و در سوئیس که مقر فیفاست، حضور فیزیکی دائمی نداشت و همین موجب پررنگ شدن نقش سپ بلاتر می شد که دبیر کل فیفا بود. اما در دوران ریاست بلاتر، چون خود بلاتر مقیم سوئیس است، دبیر کل دیگر آن نقش پررنگ سابق را ندارد. به هر حال نکته مهم این است که بلاتر همان راه و روش اقتدارگرایانه هاوه لانژ را ادامه داده است. الان بعضی از کشورهای کوچک جهان از رئیس فیفا در حد رئیس یک دولت استقبال می کنند. بعضی از کشورها در حد وزیر خارجه، بعضی ها در حد وزیر ورزش و برخی هم در حد رئیس فدراسیون از او استقبال می کنند.

استقبال ما از رئیس فیفا چگونه است؟

ما در حد یک رئیس فدراسیون از رئیس فیفا استقبال می کنیم. کشورهای آفریقایی معمولاً از رئیس فیفا در حد و اندازه یک رئیس دوت استقبال می کنند. کشورهای آمریکای جنوبی هم با ماشین های لیموزین بسیار گران قیمت و با فرش قرمز از رئیس فیفا استقبال می کنند.

به غیر از رویه های اقتدارگرایانه و حضور درازمدت اشخاص در ساختار مدیریت فیفا، سایر وجوه دموکراتیک فیفا را چه می دانید؟

یکی اینکه فیفا خودش آیین نامه هایش را وضع می کند و می گوید هر چه من می گویم، همان باید اجرا شود. دوم اینکه، فیفا در آیین نامه هایش می نویسد تصمیمات کمیته برگزاری مسابقات، نهایی و پایان یافته است. یعنی به کسی اجازه نمی دهد که به این تصمیمات اعتراض کند. تکرار بازی ازبکستان و بحرین، یکی از این موارد بود.

سوم اینکه، اعضای کمیته های فیفا از طریق گزینش انتخاب می شوند نه به شیوه رای گیری. اشخاصی که عضو کمیته های فیفا می شوند، به شکلی کاملاً حساب شده به تشکیلات فیفا راه می یابند. مثلاً نام داماد هاوه لانژ، ریکاردو تکسیرا، به مقوله فساد در فیفا گره خورده است؛ ولی تکسیرا – که ریاست فدراسیون فوتبال برزیل را هم بر عهده دارد -  آن قدر قدرتمند است که کسی نمی تواند با او مقابله کند. کسانی که در فیفا فعالیت می کنند، معمولاً به چهره های برجسته فیفا، شرکت های بزرگتر و یا کشورهایی که می توانند کارهایی مهم برای فیفا انجام دهند، وابستگی دارند.

شما فرمودید فیفا آیین نامه هایش را خودش می نویسد. مگر چه کسی باید این آیین نامه های فیفا را بنویسد؟

خودش باید بنویسد ولی مشکل این است که آیین نامه را جوری می نویسد که دست خودش خیلی باز است و حق ویژه ای برای خودش محفوظ می ماند.

الان ضرورت شکل گیری یک نهاد ناظر بر فیفا، در فوتبال دنیا احساس می شود؟

فیفا یک NGO است؛ یک سازمان بین المللی مردم نهاد و خودجوش. یعنی فرض بر این است که این نهاد را مردم بنا کرده اند برای اداره فوتبال جهان.

حالا برای اینکه فساد این نهاد بین المللی کاهش یابد، یک نهاد دیگر باید بر کارش نظارت کند یا اینکه مکانسیم های داخلی اش باید اصلاح شوند؟

فیفا یک کنگره و 207 عضو دارد. این 207 عضو مجمع عمومی فیفا را تشکیل می دهند. اعضای مجمع عمومی واجد حق اظهار نظر و انتخاب رئیس هستند. اساسنامه فیفا، دادگاه بین المللی ورزش در لوزان سوئیس را به رسمیت می شناسد. خیلی از آرایی که فیفا صادر می کند در دادگاه بین المللی ورزش جرح و تعدیل می شود.

در مجموع، فیفا نهادی مردمی و اقتصادی است که با نهادهایی چون یونیسف و سازمان های خیریه، مثل یتیم خانه ها و موسسات مبارزه با سرطان، همکاری می کند. کودکانی که در مسابقات فوتبال دست در دست بازیکنان وارد زمین می شوند، بچه هایی هستند که در همین یتیم خانه های طرف همکاری فیفا زندگی می کنند.        

ظاهراً اتحادیه باشگاه های فوتبال اروپا هم جزو منتقدین فیفاست و خواستار ساختار دموکراتیک تر فیفا است.

سهم خواهی یوفا همیشه بیشتر از سهم خواهی سایر کنفدراسیون ها بوده است . این انتقادات هم ناشی از همین گرایش در فوتبال اروپاست.

اگر پلاتینی رئیس فیفا شود، ممکن است فساد در فیفا کاهش یابد؟

پاسخ دادن به این سوال دشوار است. الان نمی توانم پاسخی به این سوال بدهم.

به نظر شما، فیفا در مقایسه با سایر فدراسیون های ورزشی، نهاد فاسدی است؟

نه، این طور نیست. پولی که وارد سایر فدراسیون های ورزشی می شود، به اندازه فیفا نیست. مثلاً فدراسیون جهانی بوکس به کشور ارمنستان گفته بود که اگر شما از ما حمایت مالی کنید، ما کاری می کنیم که شما در مسابقات المپیک چند طلا بدست بیاورید! ولی وضع مالی فیفا آن قدر خوب است که به همه کشورهای عضو، کمک مالی می کند.

گردش مالی بالای فیفا، موجب حساسیت افکار عمومی نسبت به مسائل مالی فیفا و زمینه ساز بزرگتر شدن ماجراهای مالی فیفا هم می شود. به علاوه درباره فساد مالی فیفا، این نکته را هم باید گفت که این موضوع بیشتر مشمول حدس و گمان بوده و کمتر اثبات شده است.

پس شما معتقدید که فساد مالی فیفا، به دلیل جذابیت خبر اش، تا حدی از سوی رسانه ها بزرگ نمایی شده است.

بله، دقیقاً. به علاوه در کشورهای غربی، پورسانت گرفتن بابت معاملات یک قاعده است و در قراردادها درج می شود. اما در کشورهای شرقی، این امر مصداق فساد است و رشوه تلقی می شود. در کشور ما هم این یک امر قبیح است. ولی در مجموع با توجه به معاملات مالی هنگفت فیفا، سخت است که بپذیریم همه اعضای این مجموعه عاری از فساد مالی اند ولی هر گونه بحثی در این زمینه، باید با توجه به جنبه های حقوقی موضوع و به صورت فنی و کارشناسانه مطرح شود.

وزیر ورزش انگلستان هم در انتقاد از فیفا، به ضرورت شفاف شدن روند انتخاب میزبان جام جهانی اشاره کرده و دبیر کل فیفا هم این روند را شفاف دانسته است. به نظر شما، در این بین حق با کیست؟    

کمیته ای در فیفا مسئول تعیین میزبان جام جهانی است. میزبانی جام جهانی، امتیاز بزرگی است. مثلاً اعطای میزبانی جام جهانی به کره جنوبی و ژاپن، موجب ارتقاء سهام رو به نزول این دو کشور در بازارهای بورس نیویورک و هنگ کنگ شد و بعد از جام جهانی 2002، رشد اقتصادی شان افزایش یافت و کره جنوبی موفق شد کالاهایش را بیش از پیش در گوشه و کنار دنیا به فروش برساند.

من شک ندارم که فیفا میزبانی جام جهانی را بی دلیل به هیچ کشوری اعطا نمی کند. حتماً رفت و برگشت های پنهان مالی بین اعضای کمیته مذکور فیفا و کشوری که به عنوان میزبان تعیین می شود، وجود دارد که میزبانی به آن کشور خاص اعطا می شود. مثلاً اعطای میزبانی جام جهانی به قطر، یک ریسک برای فیفا است؛ زیرا گرمای 50 درجه قطر، به رغم قول هایی که مسئولان ورزش این کشور برای از بین بردن این گرما در حین بازی به مقامات فیفا داده اند، امری نگران کننده برای برگزاری مناسب بازی های جام جهانی است ولی با این حال، فیفا قطر را به عنوان میزبان جام جهانی 2022 اعلام کرد.

اگر فیفا رسماً بگوید ما بین این سه چند کشور واجد شرایط میزبانی جام جهانی، میزبانی را به کشوری می دهیم که از فیفا حمایت مالی بکند، اشکالی دارد؟

بله که اشکال دارد! این حرف مثل این است که فیفا بگوید میزبانی جام جهانی متعلق به کشوری است که پول بیشتری به فیفا بدهد.

فرض کنید پنج کاندیدای میزبانی، شرایط لازم را نداشته باشند و فیفا آنها را کنار بگذارد و سه کشور واجد شرایط باقی بماند. بعد فیفا بگوید در بین این سه کشور، میزبانی متعلق به کشوری است که از فیفا، به عنوان سازمان گرداننده فوتبال جهان، حمایت مالی بیشتری بکند؛ چرا که حمایت از فیفا به نفع فوتبال است. آیا این رویه هم نادرست است؟

بله، زیرا این روند برخلاف اساسنامه فیفاست. اساسنامه فیفا بر عدالت موری در عملکرد فیفا تاکید کرده است. اینکه کمک مالی بیشتر یک کشور به فیفا، امتیاز میزبانی جام جهانی را برای آن کشور به ارمغان بیاورد، برخلاف عدالت محوری است. به همین دلیل، من فکر می کنم که فیفا این کارها را به پنهانی انجام می دهد و اعطای میزبانی به فلان کشور با توجه به رفت و برگشت های مالی موجود بین فیفا و آن کشور، جزو قوانین نانوشته فیفاست.

درباره دوپینگ، این نکته هم قابل ذکر است که علیرغم محرومیت های سنگینی که در وزنه برداری برای ورزشکاران دوپینگی در نظر گرفته می شود، دوپینگ در وزنه برداری بیشتر از فوتبال است. محرومیت های سنگین فدراسیون جهانی وزنه برداری بی تاثیر بوده یا اینکه دوپینگ در فوتبال، از سوی فیفا برملا نمی شود؟

در فوتبال تا وقتی که سه بازیکن یک تیم دوپینگ نکرده باشند، نتیجه بازی را نمی توان تغییر داد؛ چرا که